الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 112

متن تحقیق





برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره


نقد و بررسی حقیقت معاد در اسفار اربعه ملاصدرا

بخش یکصد و دوازدهم: رهزنی‌های معرفتی در فهم آخرت

پیداست که شهود امور اخروی به این وجه عقلی، ویژه‌ی اهل معرفت و کاملان در علم است، نه متوسطین و ناقصان از عقول ساده و نفوس ساکن؛ و همین گروه اخیر، اکثریت اهل بهشت را تشکیل می‌دهند، چنان‌که در خبر آمده است: «أکثر أهل الجنة البُله» و علیون از آنِ ذوی الألباب است.

این کلام صریح ملاصدرا در اسفار (جلد نهم) از جمله دشوارترین و پرآزارترین عباراتی است که در تاریخ فلسفه اسلامی در باب معاد وارد شده است. پذیرش این سخن به‌ظاهرش، به کیان توحید و حیثیت دیانت اسلامی خدشه‌ای سخت وارد می‌کند؛ زیرا اگر اکثریت بهشتیان را «بُله» و ساده‌لوح بدانیم، ناگزیر باید نتیجه گرفت که اکثریت اهل نار را عقلای فتن و کیس تشکیل می‌دهند، حال آنکه قرآن کریم بارها تأکید می‌فرماید که اکثریت مردم عقل خود را به کار نمی‌بندند:

وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَّا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ
و همانا بسیاری از جن و انس را برای جهنم آفریدیم؛ دل‌هایی دارند که با آن نمی‌فهمند، چشم‌هایی دارند که با آن نمی‌بینند، گوش‌هایی دارند که با آن نمی‌شنوند؛ اینان همچون چهارپایانند، بلکه گمراه‌ترند؛ اینان همان غافلانند.

و نیز بیش از صد آیه دیگر با تعابیر «أکثرهم لا یعقلون»، «أکثرهم لا یؤمنون»، «أکثرهم مشرکون» و مانند آن. این آیات همه در ظرف ناسوت و دنیا نازل شده‌اند، اما بهشت ظرف تطهیر و تقدیس است؛ چگونه می‌توان پذیرفت که فائزان و رستگاران اخروی، اکثراً از زمره‌ی کسانی باشند که عقلشان ناقص است؟

هرگاه سخن از «اکثریت» به میان آید، دامن همه را می‌گیرد مگر آنکه دلیل قاطع، استثنا کند. بنابراین، چنین تعبیری رهزنی معرفتی است که حتی عاقل را نیز به دام ابهام می‌افکند.

بررسی سخن غزالی در تقسیم مراتب ادراک معاد

ملاصدرا برای تأیید کلام خود به غزالی استناد می‌کند که پس از ذکر سه وجه (حسی، خیالی، عقلی) می‌گوید:

«همه‌ی این اقسام ممکن‌اند: بهشت حسی، بهشت متخیّل و بهشت معقول. پس جایز است که همه با هم جمع شوند و هر مؤمنی به قدر استعداد خویش یکی از آن‌ها را دریابد. پس آنکه صورت‌پرست و مقلد است، بهشتش حسی است و راه حقایق بر او گشوده نمی‌شود؛ اما عارفان که عالم صور و لذات حسی را پست می‌شمارند، از لطایف سرور و لذات عقلی بهره‌مند می‌گردند، به مقداری که شایسته‌ی آنان باشد و شهوتشان را شفا بخشد. زیرا تعریف بهشت آن است که در آن برای هر کس آنچه دلش می‌خواهد موجود است. پس وقتی شهوات مختلف شد، بعید نیست که عطایا نیز مختلف گردد. قدرت الهی وسیع است و رحمت الهی به واسطه‌ی نبوت بر همه‌ی خلق فرو ریخته شده به مقداری که فهمشان کشش آن را دارد. پس باید به آنچه فهمیدیم تصدیق کنیم و به آنچه فراتر از فهم ماست اقرار نماییم.» (نقل به معنی از غزالی)

این کلام گرچه در ظاهر موعظه‌آمیز و اخلاقی است، اما از نظر دقت فلسفی و کلامی نارساست؛ زیرا مسئله‌ی ما کشف «حقیقت وجودی عالم آخرت» است، نه اینکه بگوییم همه‌ی صور ممکن‌اند و هر کس هر چه خواست به او داده می‌شود. این سخن نوعی کشکول‌سازی است و حقیقت واحد عالم آخرت را به سلیقه‌ها و استعدادهای مختلف تقسیم می‌کند.

نقد دو قسم معقول در کلام صدرایی

الف. معقول بالذات و عینی

یعنی عالم آخرت عالمی مجرد و عقلی و خارجی است، مانند عوالم تجردی. این قسم هنوز به نحو برهانی محکم اثبات نشده و ادله‌ی آن محل اشکال جدی است.

ب. معقول بالتأویل

یعنی نعمت‌های بهشتی کنایه از سرورها و لذات عقلی است، مانند تعبیر خواب: شیر به علم، عسل به لذت معرفت، مار به دشمن تأویل می‌شود. این قسم نیز باطل است؛ زیرا:

  • به «تردستی الهی» می‌انجامد؛ گویی خداوند در قیامت چشم‌بندی می‌کند و صورت‌ها را به ما می‌نمایاند در حالی که حقیقت چیز دیگری است.
  • به مثله کردن قرآن کریم می‌انجامد؛ ظاهر آیات را نفی می‌کند و می‌گوید «جنات تجرى من تحتها الأنهار» یعنی در دل مؤمن چیزی جُل جُل می‌کند، نه واقعاً باغ و نهر.
  • با اصل حجیت ظاهر قرآن منافات دارد. قرآن سند پاک‌نویس الهی است، نه چکنویس که ما هی در آن دست ببریم و تأویل کنیم.
تأویل به معنای بطون قرآن با حفظ ظاهر است، نه نفی ظاهر و جایگزینی چیزی نامعلوم به جای آن. امام صادق علیه‌السلام وقتی از «صمد» تمام قرآن را بیرون می‌آورد، صمد را به «نمد» تبدیل نمی‌کند؛ صمد به صمدیتش می‌ماند و همه‌ی معارف از آن استنباط می‌شود.

نتیجه‌گیری بخش

تاکنون هیچ‌یک از اقوال مشهور در باب حقیقت معاد – اعم از جسمانی بحت، روحانی مثالی، معقول بالذات یا معقول بالتأویل – به نحو قاطع و بدون اشکال برهانی اثبات نشده است. مسئله‌ی «هویت وجودی و نحوه‌ی وجود عالم آخرت» همچنان حل‌نشده باقی مانده و نیازمند تحقیق مجدد و عمیق از صفر است. پذیرش هر یک از این اقوال به شکل کنونی، حرمت قرآن کریم را خدشه‌دار می‌کند و دیانت را در نگاه عالمان و متفکران امروز ناپذیرفتنی می‌سازد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)