الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 142

متن تحقیق





نقد مبانی فلسفی معاد جسمانی در حکمت متعالیه


برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش نهم: نقد اصطلاح «هيولای آخرتی» و اشتراک لفظی میان ماده و خیال

یکی از مباحث دقیق و حساس در فلسفه معاد، بررسی نسبت میان هيولای دنیوی و آنچه در برخی متون فلسفی «هيولای آخرتی» نامیده شده است. در این بخش، با دقت تمام نشان داده می‌شود که این نام‌گذاری نه تنها اشتراک ماهوی ندارد، بلکه صرفاً یک جعل اسم و اشتراک لفظی محض است.

از نظر همه قاموس‌های فلسفی، هيولا منحصراً به معنای ماده اولی و ثانی است؛ یعنی همان جوهر مادی ناسوتی که در عالم دنیا موجود است. هیچ فیلسوفی به ظرف خیال منفصل یا عالم مثال، عنوان «هيولا» اطلاق نکرده است. بنابراین، وقتی در عالم آخرت از «هيولا» سخن گفته می‌شود، در حقیقت مراد خیال منفصل است، نه ماده حقیقی.

این اشتراک، همچون اشتراک لفظ «عین» میان چشمه جارى در بیابان و چشم گریان در خانه است؛ هر دو «عین» نامیده می‌شوند، اما یکی چشمه است و دیگری عضو بدن. در اینجا نیز میان هيولای دنیوی (ماده) و هيولای آخرتی (خیال) هیچ اشتراک ماهوی وجود ندارد؛ بلکه صرفاً اشتراک لفظی است.

عالم آخرت از خیال آغاز می‌شود، نه از ماده. ماده منحصر به عالم ناسوت است و در برزخ و قیامت، ظرف نخستین، خیال منفصل است که برزخ میان ماده و تجرد محض عقلانی به شمار می‌رود.

دو خصوصیت دیگر که برای «هيولای آخرتی» ذکر شده است

در ادامه، دو خصوصیت دیگر برای این هيولای موهوم ذکر می‌شود:

  1. در عالم دنیا، حلول صورت در هيولا محتاج حرکت استعداديه، زمان سابق، جهات قابليت و اسباب خارجی است؛ اما در آخرت، ظهور صور تنها از ناحیه مبدأ فياض و به واسطه مقومات و اسباب داخلی (ملكات نفسانی) صورت می‌گیرد و نیازی به استعداد و زمان و سبب خارجی نیست.
  2. در دنیا، اگر صورت از ماده زائل شود، برای بازگشت آن صورت، نیاز به تأثير مستأنف از سبب خارجی است؛ اما در آخرت، اگر صورت غایب شود، نفس به ذات خود و مقوماتش برای استحضار آن کفایت می‌کند و نیازی به سبب منفصل ندارد.
این دو خصوصیت، دقیقاً خواص عالم خیال منفصل است، نه خواص ماده. بنابراین، نباید آن را به عنوان «هيولای آخرتی» معرفی کرد، بلکه باید صراحتاً گفت: در عالم برزخ، ماده مادی نداریم؛ ظرف نخستین، خیال است.

بخش دهم: برزخ، عالم بیداری است نه خواب و خیال

یکی از تصورات نادرست که در برخی تفاسیر فلسفی رواج یافته، این است که عالم برزخ را «منام» و «خمار» و «رقود» پنداشته‌اند و قیامت را بیداری پس از آن خواب دانسته‌اند. این تلقی با نصوص قرآنی و حدیثی و عقل سلیم در تعارض آشکار است.

النَّاسُ نِيَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا

مردم در خوابند؛ پس هنگامی که مردند، بیدار می‌شوند.

این حدیث شریف صراحت دارد که با مرگ، انسان بیدار می‌شود، نه اینکه به خواب می‌رود. عالم برزخ، عالم هوشیاری کامل، شدت انطباع و ادراک تام است، نه عالم رقود و خمار.

حفرة من حفر النار أو روضة من ریاض الجنة، عذاب و نعیم حقیقی و شدید است، نه خیال و خواب. اگر برزخ خواب بود، فشار قبر، سؤال منکر و نکیر، و عذاب قبر چه معنایی می‌داشت؟ در خواب، انسان درد را حس نمی‌کند، اما در برزخ به شدت حس می‌کند.

بخش یازدهم: نقد لغوی و قرآنی معنای «بعث» به عنوان بیداری از خواب

یکی از مهم‌ترین محورهای این نقد، بررسی معنای لغوی و قرآنی واژه «بعث» است. در برخی تفاسیر فلسفی ادعا شده که «البعث لغةً التنبیه من النوم» است؛ یعنی بیداری از خواب.

این ادعا کاملاً بی‌اساس است. در هیچ یک از کتب لغت معتبر (لسان العرب، مجمع البحرین، مفردات راغب و غیرها) «بعث» به معنای بیداری از خواب نیست، مگر به صورت قیلی بسیار ضعیف و نادر. در قرآن کریم نیز که خود بهترین مرجع لغوی است، حدود هفتاد بار واژه «بعث» و مشتقات آن آمده و حتی در یک مورد نیز معنای بیداری از خواب ندارد.

برخی از موارد استعمال «بعث» در قرآن کریم:

وَإِذْ بَعَثْتُ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ

و هنگامی که در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیختم
ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِ رُسُلًا

سپس پس از او پیامبرانی برانگیختیم
أَنذِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ

به من تا روزی که برانگیخته می‌شوند مهلت ده
عَسَىٰ أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا

امید است که پروردگارت تو را به مقامی ستوده برانگیزد
يُخْرِجُهُمْ مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ

آنان را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون می‌آورد…

در همه این موارد و ده‌ها مورد دیگر، «بعث» به معنای برانگیختن، زنده کردن، قیام دادن، حرکت دادن، ارسال کردن و حیات مجدد است، نه بیداری از خواب.

بنابراین، تلقی عالم برزخ به عنوان خواب و قیامت به عنوان بیداری از آن خواب، تحریف آشکار معنای قرآنی «بعث» و بدعتی در اصطلاحات فلسفی معاد است.

جمع‌بندی نهایی

از مجموع این مباحث به دست می‌آید که:

  • در عالم آخرت، ماده و هيولای مادی به معنای فلسفی آن وجود ندارد؛ ظرف نخستین، خیال منفصل است.
  • عالم برزخ، عالم بیداری کامل، هوشیاری تام و انطباع شدید است، نه خواب و خیال و خمار.
  • واژه «بعث» در قرآن کریم و لغت عربی، هیچ ارتباطی با بیداری از خواب ندارد و این تلقی، بی‌اساس و مخالف نصوص است.
  • باید از جعل اصطلاحات جدید و اشتراک لفظی میان ماده و خیال پرهیز کرد و صراحتاً گفت: عالم آخرت از خیال آغاز می‌شود و برزخ، عالم حیات و بیداری حقیقی است.
با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)