الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 146

متن تحقیق





اسفار الأربعة – جلد نهم – شرح و نقد برهانی – بخش ۱۴۶


اسفار الأربعة
جلد نهم – شرح و نقد برهانی
بخش ۱۴۶

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش نخست: رفع شبهه دور در رابطه میان علم به حق و سلوک الی الله

یکی از مهم‌ترین شبهاتی که در مسیر معرفت‌شناسی عرفانی و فلسفی مطرح شده، شبهه دور میان «علم به حق تعالی» و «اشتياق و سلوک به سوی او» است. شبهه چنین است:

سؤال: اشتياق و سلوک به سوي الله متوقف بر علم به اوست، و علم به او نيز متوقف بر سلوک است؛ زيرا غايت قصواي علم، مشاهده حضوري است که تنها از طريق سلوک حاصل مي‌شود. پس دور لازم مي‌آيد و دور محال است.

پاسخ اين است که دور در اين مقام محال نيست؛ زيرا مراتب علم متفاوت است و علم مبدأ با علم غايت از يک سنخ نيست:

  • علم مبدأ: علم اجمالی، فطری، تعبدی، تقلیدی يا حتى ظنی است که در نفس آدمی ساکن است و برای آغاز عمل و سلوک کافی است.
  • علم غايت: علم تفصيلی، حضوری، عينی و شهودی است که نهايت سلوک و فنا في الله است.

تمثيل قرآنی اين مطلب، آيه شريفه است:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به خدا و رسولش ایمان بیاورید (نساء: ۱۳۶)

اگر مخاطب قبلاً ايمان نداشته باشد، خطاب «آمِنُوا» بی‌معنا است؛ پس مراد، افزايش و تکميل ايمان است، نه ايجاد ايمان از عدم. همچنين اگر به عالمی بگوييم «درس بخوان»، مقصود افزايش علم اوست، نه آنکه تاکنون هيچ علمی نداشته است.

همچنين ابوذر غفاری پيش از بعثت، به فطرت سليمه خود موحد بود و خداوند را يکتا می‌دانست، ليکن پس از بعثت، با اتصال به کيمياگر نبوی، به مراتب عالی کمال رسيد. پس آغاز با علم اجمالی و پايان با علم حضوری است و دور باطلی در کار نيست.

نتیجه بخش نخست

تفاوت مراتب علم، شبهه دور را به‌کلي مرتفع می‌کند و راه سلوک را برای همه مراتب از فطرت تا شهود باز می‌نمايد.

بخش دوم: نقد برهانی بر نظریه «أنحاء کثيرة من الحشر للنفس الإنسانية» در اسفار ملاصدرا و فتوحات ابن‌عربي

ملاصدرا در فصل دهم جلد نهم اسفار مدعی است که نفس انسانی حشرهای بسيار دارد؛ برخی پيش از حدوث اين بدن طبيعی و برخی پس از آن. اين نظريه را با استناد به احاديث نبوی و آرای افلاطون تأييد می‌کند و ابن‌عربي نيز در فتوحات آن را به تفصيل بيان داشته است.

الف) معناشناسی شرعی و لغوی «حشر»

حشر در لغت و شرع، به معنای جمع کردن و سوق دادن موجودات به سوی موقف حساب در قیامت است و منحصراً پس از مرگ و در ظرف صعود واقع می‌شود. قبل از دنيا، ظرف نزول است و اختيار و اراده در کار نيست تا عنوان «حشر» صادق باشد.

دليل قرآنی:

إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ
به‌راستی ما از آنِ خدایيم و به سوی او بازمی‌گرديم (بقره: ۱۵۶)
يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا
روزی که در صور دميده شود، پس گروه گروه می‌آييد (نبأ: ۱۸)
وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا
و آنان را محشور کرديم و احدی از ايشان را فروگذار نکرديم (کهف: ۴۷)

همچنين روايت معروف: «يُحْشَرُ النَّاسُ مَعَ نِيَّاتِهِمْ» → نيت در دنيا حاصل می‌شود؛ پس حشر در قيامت است.

ب) تمثيل «کل يوم عاشورا و کل أرض کربلا»

اين تعبير کنايی و بيان اهميت و حضور هميشگی روح عاشورا در قلب مؤمن است، نه آنکه واقعاً هر روز عاشورا و هر مکان کربلا باشد. کربلا واحد است، عاشورا يک روز است، و حشر نيز يک بار در قيامت واقع می‌شود. توسع در اين الفاظ، مهمل کردن معنای شرعی است.

ج) نقد نظریه عوالم متعدد پیش از دنیا (ذر، مثال، قضا، أسماء)

اين عوالم يا بايد با برهان قاطع يا نص صريح شرعی ثابت شوند. اکثر آنها يا سند ضعيف دارند يا دلالت مشکل‌دار. اعيان ثابته در علم الهی، «نفس» نيستند؛ نفس هنگامی نفس خوانده می‌شود که در مرتبه ناسوت و تعلق به بدن باشد.

د) نقد مسأله «الأرواح قبل الأبدان أو بعد الأبدان»

صريح قرآن:

ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ
سپس او را آفرينشی ديگر بخشيديم (مؤمنون: ۱۴)

«خلق آخر» همان روح است که پس از تکون بدن (علقه → مضغه → عظام → لحم) می‌آيد؛ يعنی نفس انسانی جرمانیة الحدوث و روحانية البقاء است.

احاديثی که ظاهراً دلالت بر سبقت ارواح دارند، يا بايد به علم حضوری حق (اعيان ثابته) تأويل شوند يا به نفس کلی، نه نفس جزئی همین شخص.

هـ) نقد نقل ابن‌عربي در فتوحات المکية (باب ۲۹۴)

ابن‌عربي می‌فرمايد: روح انسانی را خداوند آفريد تا مدبر صورت حسيه باشد، خواه در دنيا، برزخ، آخرت يا هر کجا. اولين صورت، همان است که در عالم ميثاق بر او گرفته شد، سپس به صورت جسمانی دنیوی محشور شد و از ماه چهارم در رحم مادر به آن حبس گرديد تا هنگام مرگ، آن‌گاه به صورت ديگری محشور می‌شود.

اين بيان هرچند عمیق و اقیانوسی است، ليکن عنوان «حشر» را بر انتقال از عالمی به عالم ديگر قبل و بعد از دنيا اطلاق کردن، خارج از معنای شرعی است. حشر واقعی از «بعث» آغاز می‌شود:

إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ وَحَصَلَ مَا فِي الصُّدُورِ
آن‌گاه که آنچه در قبرهاست زير و رو شود و آنچه در سينه‌هاست آشکار گردد (عادیات: ۹-۱۰)

نتیجه بخش دوم و جمع‌بندی نهایی کتاب

در مسائل اصول دين، به‌ويژه معاد، نفس و عوالم، نمی‌توان به ذوق و شهود بدون برهان قاطع يا نص صريح قرآن و سنت قطعيه اکتفا کرد. حشر يک بار در قيامت و در ظرف صعود واقع می‌شود. نفس انسانی پس از تکون بدن ايجاد می‌گردد. هر مطلبی که فاقد دليل برهانی يا شرعی محکم باشد، هرچند در اسفار يا فتوحات آمده باشد، پذيرش آن بدون تأمل و تثبيت، روا نيست. بدين‌سان، راه صواب در اين مقام، تمسک به کتاب و سنت و برهان صريح است، نه توسع در الفاظ و نه اعتماد بی‌چون‌وچرا به شهودات ذوقی.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)