متن تحقیق
نور الأسفار
جلد نهم – جلسه ۱۷۱
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: بقای ماده و هیولی در معاد اخروی و نقد اضمحلال
فيلسوف المعلم الأول للمشائین در کتاب ثامن خود میگوید: «وصفة النار هی مثل وصفة الأرض أیضاً، ذلک أن النار إنما هی کلمة ما فی الهیولی وکذلک سائر الأشیاء الشبیهة بها».
در تبیین معاد اخروی نسبت به جمیع موجودات، سخن این است که تمام عقول و عوالم، از مراتب عالیه تا ظرف ماده و هیولی، دارای معاد و حشرند، جز آنکه معاد ماده و هیولی هلاک و اضمحلال و فنای محض نیست؛ زیرا وجودشان متشبک به عدم و عرضی و من الغیر است. این یک بیان از بیانات متعدد ایشان بود.
بیان دیگر آن است که ماده و هیولی دارای صورت نفسانی در عالم قیامت و حشرند، نه صورت مادی و ناسوتی. اما بیان ما این شد که این دو سخن در اصل با یکدیگر متهافتاند؛ زیرا یک جا فرمودهاید که ماده، هیولی، حرکت، زمان و شرور اعدامند و وجود عرضی دارند و مضمحل میگردند، و جای دیگر میفرمایید که این امور دارای صور نفسانی در حشر و قیامتاند. اضمحلال ذات شیء با بقای صورت نفسانی آن سازگار نیست.
هیچ ذرهای از موجودات معدوم و نابود نمیشود؛ همه چیز با تمامی مراتب وجودی خود به عالم آخرت منتقل میگردد و در آنجا به صورت أقوی و أظهر حاضر است.
حشر و رجوع: تمایز میان عقول عالیه و موجودات ناسوتی
حشر امری عرضی نیست و عقول عالیات اصولاً حشر ندارند، هرچند رجوع الی الله دارند. حشر مخصوص موجودات ناسوتی است که نظام کیوانی آنان را در بر میگیرد؛ یعنی موجوداتی که در کرات دیگر نیز باشند، اعم از جن و انس، اگر ارضی و ناسوتی باشند، حشر دارند، اما عقول عالیات تنها رجوع دارند، نه حشر. رجوع عام است و هر حشری رجوع است، اما هر رجوعی حشر نیست.
کاملین و صاحبان کمال عالی نیز از صدر تا ذیل حشر دارند؛ رسول الله صلیاللهعلیهوآله و امیرالمؤمنین علیهالسلام و کاملین از اولیاء و أولین از مرسلین، حشرشان همان رجوعشان است. کاملین به ملکوت أعلی نمیپیوندند تا بلا حشر باشند؛ آنان نیز ظرف قیامت دارند.
معاد تمامی صف نعال وجود
عالم ماده و هیولی نیز تمامی حشر دارند و موجود اخروی میگردند؛ هیچ چیز گم و گور نمیشود و هیچ ذرهای از موجودات معدوم نمیگردد. بهشت همان عالم قیامت است و حشر قیامت نخستین ظرف قیامت است که عالم حشر نامیده میشود.
فرق میان دنیا و آخرت، فرق میان شدت و ضعف ظهورات است؛ نه اضمحلال ماده و نه ابداع صورت جدید.
بخش دوم: ظرف شهود و غیب در ناسوت و وحدت غیب و شهادت
در ظرف ناسوت، موجودات در ظرف شهود و بروز خویشاند، از اینرو عالم شهادت و ناسوت را عالم ظاهر و «ظاهر من الحیاة الدنیا» مینامیم. ظرف غیب موجودات متحد با ظرف شهادتشان است. ایمان به غیب نه ایمان به پشت کوه قاف، بلکه ایمان به غیب حضور و غیب شهود است که ذره ذره موجودات ظرف غیبی دارند و این ظرف غیب همان باطن آنهاست.
باطن همان ظرف أولا و عقبای آنهاست؛ أولی ظرف علیت و عقبی ظرف غایت و حقیقت و هویت است که شهادت ظهور آن حقیقت و هویت میباشد. هر چه موجود است در ظرف وجود، ظرف ادراک است؛ وجود جاهل و موجود جاهل نداریم، جز آنکه معرفت به دو ظرف بسیط و ترکیب تقسیم میشود.
ظرف بسیط همان «سمیعیم و بصیرم و هُشیم» است و ظرف ترکیب همان «با نامحرمان ما خامشیم». در ظرف بسیط، تمامی موجودات به قدر وجود خویش معرفت دارند؛ وجود ضعیف، معرفت ضعیف و وجود قوی، معرفت قوی دارد.
بخش سوم: نفی وجود عرضی و آلودگی به عدم
موجودی با عدم همراه نیست؛ عدم چیزی نیست که وجود با آن همراه باشد. تمامی وجودات و موجودات ظرف علمی و عینیشان، ظرف کمون و بروز ظهورات الهی است؛ پس وجود متلبس و متنجس به عدم نمیشود و وجود عرضی و ذاتی وجود ندارد. وجود همان حقیقت ظهور است که هیچ ظرف و مظروفی ندارد؛ آب است و آب، نه دریا و نه کوزه.
دریا و کوزه اسماء ظروفاند، نه مظروفات. پس وجود عرضی، وجود غیر ذاتی، وجود آلوده به عدم، هیچیک بحثهای دقیق نیستند.
هر موجودی به قدر وجود خود نفس دارد؛ نفس یعنی همان ادراک وجودی و ظهور حیات، نه نفس ناطقه صنوبری در هر ذره سنگ.
بخش چهارم: تفسیر دقیق کلام ارسطو و نقد ربالنوع و مثل معلقه
هرگاه گفته شود موجودات نفس دارند، مراد همان ادراک و وجود و ظهوری است که بیان شد، نه نفس ناطقه صنوبری در هر ذره سنگ. باطن یعنی همان حقیقتی که ظرف ظهور و وجود و حیات و ادراک دارد. اما اینکه هر کدام ربالنوعی جداگانه داشته باشند یا مثل معلقه، دلیلی بر اثباتشان نیست.
کلام ارسطو پختهتر از کلام مرحوم صدراست و کلام محییالدین قابل توجیه است. فیلسوف المعلم للمشائین میفرماید: «لهذه الصور الهیولیة من العناصر و غیرها صور أخرویه»؛ این صور عنصریه و غیر آن در آخرت صور اخرویه دارند، نه آنکه مضمحل شوند.
ماده به آخرت نمیرود؟ پس صورت اخروی برایش میسازید؟ نه، خود ماده با صورتش به آخرت میرود و هیچ منعی برای حضور ماده در آخرت نیست. صور اخروی محسوسه به حواس غیر داثره، نه با این چشم کور، بلکه با چشمی که کوری ندارد؛ غیر فانیه و غیر متجزیه، زیرا همه در موضع نفساند و کانها قوه واحده، با کثرة الصور و تخالف المدركات.
بخش پنجم: باطن دنیویات و ظاهر اخرویات
تلک بواطن هذه الدنیویات و هذه الدنیویات ظاهر تلک الاخرویات. فرق دنیا و آخرت به ظهور و کمون است؛ اینجا ظرف شهود پیداست و ظرف غیبت برای ما گم است، آنجا هر دو هویداست.
چرا میگویید ماده مضمحل میشود و از ماده وحشت دارید؟ ماده متغیر است و قیامت ثابت؛ پس مشکل گنجایش متغیر در ثابت را با قافیهتنگسازی حل کردید؟ نه، هیچ چیز گم و گور نمیشود.
الماء و الهواء هناك أقوی، لأنهما هناک حیان أکثر حیاة، فحیاتهما هناك أرفع و أشرف.
جمعبندی نهایی کتاب
تمامی عوالم و موجودات به شدت و ضعف ظهور موجودند؛ ماده، صورت، هیولی، عناصر، زمان، مکان، شرور، همه در قیامت به أقوی مراتب خویش حاضرند. فرق دنیا و آخرت، فرق ظهور أدنی با ظهور أعلی است، نه اضمحلال و نه ابداع صورت جدید. هر ذره از عالم دارای حیات، نفس، ادراک و حقیقت است و این حقیقت در قیامت به أتمّ و أکمل ظهور میرسد؛ همچون شعلهای که هرچه خالصتر گردد، سوزانتر و نورانیتر شود.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!