الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 179

متن تحقیق





صراط توحید: تأملات وجودی در حرکت انسان به سوی خداوند


صراط توحید
تأملات وجودی در حرکت انسان به سوی خداوند

برگفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش اول: دو حرکت بنیادین در وجود انسان

هر موجودی در عالم، بر اساس فطرت وجودی خود، دارای حرکتی جبلی و غریزی به سوی مسبب الأسباب است. این حرکت، حرکتی جوهري و عام است که در همه مراتب وجود جریان دارد؛ از جماد تا نبات و حیوان و انسان.

اما انسان، افزون بر این حرکت جوهري عام، دارای حرکتی دیگر است که ذاتی و ثانوی نامیده می‌شود و منشأ آن، فطرت ناسی است؛ همان که قرآن کریم می‌فرماید:

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا ۚ لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
پس روی خود را به سوی این دین استوار و خالص کن، فطرت خدایی که مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ تغییری در آفرینش خدا نیست؛ این است دین استوار، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.

این فطرت ناسی، حرکتی است ذاتی، نه عرضی؛ حرکتی است وجودی و بالذات، نه معلول کیفیتی نفسانی یا باعثی اعتباری و دینی جعلی.

حرکت ذاتی انسان، معلول حرکت عرضی نفس نیست؛ حرکت عرضی نمی‌تواند علت حرکت ذاتی گردد. فطرت توحیدی انسان اصیل و بالذات است و دین، تنها بیان تنزیلی و نقشه همان فطرت است، نه امر اعتباری و قراردادی.

بخش دوم: نقد وجودی بر بیان صدرالمتألهین در اسفار

در عبارت صدرالمتألهین آمده است: «و للانسان مع تلک الحرکة الجوهرية العامة حرکة أخری ذاتیة منشؤها حرکة عَرَضیه فی کیفیة نفسانیة لباعث دینی». این بیان، دارای اشکال بنیادین است؛ زیرا حرکت عرضی نمی‌تواند علت حرکت ذاتی باشد، حتی اگر آن باعث، دینی باشد.

دین الهي، امر اعتباری و جعلی نیست؛ دین، بیان و عکس زیبا و تنزیلی همان فطرت ذاتی انسان است. قرآن کریم، شناسنامه وجودی انسان و عالم است؛ انسان باید در آن خود را جستجو کند و جایگاه خویش را بیابد.

هر قانون بشری، نسبی و ذو منافع است؛ تنها خالق عالم و آدم قادر است قانون حقیقی وضع کند. جز دین الهی، هیچ چیز نمی‌تواند قیم حقیقی حقوق انسان باشد.

بخش سوم: اعمال عبادی، اعدادند نه فاعل حقیقی نفس

نماز و قرآن و استاد و خوراک، همه ظرف اعدادند، نه فاعل حقیقی نفس ملکوتی انسان. فاعل حقیقی نفس، تنها خداوند است. «لا حول و لا قوة إلا بالله» یعنی تنها خدا حامل و قائم‌کننده حرکت ذاتی ماست.

اتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمْكُمُ اللَّهُ
از خدا پروا کنید تا خدا به شما تعلیم دهد.

اگر نماز را فاعل حقیقی نفس بدانیم، شرك خفیص است. همه اینها ظرف اعدادند؛ حق است که نفس را تربیت می‌کند، نه یک گونی نماز.

فاعل حقیقی نفس انسان، تنها خداوند است. بقیه، ظرف اعدادند. هر که معلم حقیقی است، خداست؛ هر که مولف است، خداست؛ هر که مبین است، خداست.

بخش چهارم: صراط، أدقّ من الشعرة و أحدّ من السیف

صراط، همان حرکت ذاتی توحیدی انسان است که دین، بیان تنزیلی آن است. روایت معروف که صراط را «أدقّ من الشعرة و أحدّ من السیف» توصیف کرده، دقیق‌ترین بیان است:

  • أدقّ من الشعرة ← اشاره به دقّت حكمت نظری و دشواری فهم حقیقت
  • أحدّ من السیف ← اشاره به تیزی حكمت عملی و دشواری سلوک و بریدن از نفس
الحق مرٌّ لأهل الباطل و حلوٌ لأهل الحق
الباطل مرٌّ لأهل الحق و حلوٌ لأهل الباطل
این نسبی است، نه مطلق.

بخش پنجم: بهشت و جهنم در طول یکدیگرند، نه در عرض

دوزخ و نعیم، شرق و غرب عالم نیستند؛ در طول یکدیگرند. همه وارد آتش می‌شوند، ولی برخی عذاب نمی‌بینند:

وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا ۚ كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ حَتْمًا مَقْضِيًّا
و هیچ یک از شما نیست مگر اینکه وارد آن (آتش) می‌شود؛ این بر پروردگارت حکمی حتمی و مقضی است.

سالک عارف ابتدا نار می‌بیند، سپس نور؛ ابتدا جحیم را می‌بیند تا نعیم را ببیند:

كَلَّا ۖ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ ۝ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ۝ ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ
نه چنین است! اگر با علم الیقین می‌دانستید، حتماً جحیم را می‌دیدید، سپس آن را به عین الیقین خواهید دید.
طینت سجینی، پوست و پوسته طینت علّیون است؛ جهنم، صف نعلین بهشت است. باید این قشر را طی کرد تا به لب رسید.

بخش ششم: ختم الله علی قلوبهم؛ قفل بر گنجینه

خانه خالی را مهر نمی‌زنند؛ قلب خالی را قفل نمی‌کنند. «ختم الله علی قلوبهم» یعنی در آن قلب، گنجینه‌ای عظیم است که باید حفظ شود.

انسان قوطی خالی نیست؛ انسان صمد است و ظهور صمد. از ابتدا مملو از حسن و مهر الهی است. اشق الاشقیا نیز از همین طینت علوی است؛ موانع او را پوشانده.

جمع‌بندی نهایی

صراط، همان فطرت توحیدی ذاتی انسان است که قرآن کریم و شريعت، بیان تنزیلی و نقشه آن است. این صراط، أدقّ من الشعرة و أحدّ من السیف است؛ دقيق چون فهم حقیقت دشوار است و تیز چون سلوک، نفس را می‌بُرد و به خدا می‌رساند.

انسان، مسافری است که از ابتدا در راه است؛ راهی که جز به حق ختم نمی‌شود، هر چند در مصداق اشتباه کند و در بیراهه بماند. و این است سرّ حرکت جبلی همه موجودات و حرکت ذاتی انسان کامل.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)