متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش ۱۸۹ ـ تتمه میزان الأعمال و تأثیر دوسویه اعمال و ذات انسانی
هر عملی از اعمال بدنی، تأثیر معینی در نفس دارد؛ چه عمل از قسم حسنات و طاعات باشد مانند نماز، روزه، حج، زکات و جهاد، و چه از قسم سیئات و معاصی. این تأثیر دوسویه است: اعمال بر جوهر نفس اثر میگذارند و نفس نیز بر اعمال تأثیر دارد. این تقابل میان ذات و عمل، امری کلی و عام است که پیوسته در کلمات عالمان و حکیمان تکرار شده است.
اگر عمل از باب حسنات باشد، اثر آن تنویر نفس، تخلیص آن از عسر شهوات، تطهیر از غواسق هیولیات، جذب نفس از دنیا به سوی آخرت و از منزل ادنی به محل اعلی است. هر قدر حسنات بیشتر و مضاعف شود، به همان مقدار تنویر و تهذیب نفس افزون میگردد. همچنان که اگر معاصی تکرار و تضاعیف شود، ظلمت و تکثیف نفس به شدت و کثرت میرسد؛ نفس به سلاسل و اغلال دنیا بسته میشود و از مشاهده حقایق خلقت در دنیا محجوب میماند.
این احتجاب تا هنگامی که حجابها برداشته شود (عند الموت و بالأخص عند قیام الساعة) ادامه دارد؛ آنگاه حقیقت امر برای انسان مکشوف میگردد و هر کس به مقدار سعیش و عمله، رجحان نور طاعت یا ظلمت کفر را در میزان خویش میبیند.
|
نکته کلیدی: تأثیر دوسویه اعمال و نفس چنان عمیق است که هیچ عملی بیتأثیر بر جوهر وجودی انسان نیست؛ نفسِ نورانی، اعمال نورانی میآفریند و نفسِ مظلم، کردارهای تاریک پدید میآورد. این چرخه، همچون آینهای متقابل، ذات و فعل را در هم تنیده است. |
نقد تقسیم سهگانه ملاصدرا در میزان اعمال
در تتمه میزان، حکیم صدرالمتألهین اعمال مردم را در قیامت به سه قسم تقسیم میکند:
- کسانی که حسناتشان راجح است → اهل سعادت
- کسانی که سیئاتشان راجح است → اهل شقاوت
- کسانی که حسنات و سیئاتشان مساوی است → متوسط بین الجانبین؛ خداوند یا عذابشان میکند یا توبه بر آنان میپذیرد.
این تقسیم از چند جهت قابل مناقشه و اشکال است:
نخست، هیچ انسانی «تمام سیئات محض» نیست؛ حتی اشقی الأشقیاء نیز حسناتی دارد، هرچند اندک، و خداوند متعال طبق «وَما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ» حقالعباد و اجر آن حسنات را ادا میفرماید. همچنان که هیچ انسانی جز اولیاء کاملین «تمام حسنات محض» نیست.
دوم، فرض تساوی دقیق فلسفی میان حسنات و سیئات تقریباً محال است؛ قرآن کریم فرموده: «فَأَمَّا مَنْ أَعْطَىٰ وَاتَّقَىٰ وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَىٰ وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَىٰ وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَىٰ فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَىٰ» (لیل: ۵-۱۰)؛ یعنی یا شاکر است یا کفور، و میانه مطلق وجود ندارد.
سوم، حتی اگر فرض محال تساوی رخ دهد، «سَبَقَتْ رَحْمَتِي غَضَبِي» و رحمت واسعه الهی اقتضا میکند که خداوند با عفو و لطف عمل کند، نه آنکه بگوید «إما أن یعذب أو یتوب علیه». این کلام با مقام رحمانیت و رحیمیت منافات دارد.
|
نتیجه بخش اول: تقسیم سهگانه میزان اعمال در اسفار، رنگ فلسفی غلیظ دارد و با نصوص قطعی قرآن کریم و سنت نبوی سازگار نیست. ترازوی قیامت یا به جانب یمین میگراید یا به جانب شمال؛ حالت تساوی مطلق و بیتکلیفی در حُکم الهی راه ندارد. |
بخش ۱۸۹ (ادامه) ـ بررسی طوائف الناس یوم القیامة در اسفار
حکیم صدرالمتألهین در فصل «الإشارة إلى طوائف الناس یوم القیامة» مینویسد که اهل آخرت از حیث حساب دو صنفاند:
- کسانی که بغیر حساب وارد جنت میشوند و از نعیم آن بهرهمند میگردند.
- کسانی که اهل عقاباند و با حساب وارد میشوند.
سپس صنف اول را به سه قسم تقسیم میکند:
قسم اول: مقربون کاملون در معرفت و تجرد، که به سبب تنزیه و ارتفاع مقام از شواغل کتاب و حساب، بغیر حساب وارد جنت میشوند.
قسم دوم: برخی از اصحاب یمین که در دنیا هرگز معصیتی مرتکب نشدهاند و به سبب صفای ضمیر و سلامت فطرت، بغیر حساب داخل بهشت میگردند.
قسم سوم: جماعتی که نفوسشان ساذجة و صحیفه اعمالشان خالی از حسنه و سیئه است؛ خداوند از روی رحمت و فضل، آنان را بغیر حساب به بهشت میبرد.
نقد قرآنی و روایی این تقسیم
این تقسیم از چندین جهت با نصوص قرآن کریم و سنت معصومین (علیهمالسلام) سازگار نیست:
۱. عبارت «بغیر حساب» در قرآن کریم یا به معنای رزقی است که خارج از محاسبه ظاهری و انتظار بشر میرسد (مانند رزق دنیوی)، یا به معنای نعمتهایی است که قابل احصا و شمارش نیستند. هیچگاه به معنای «عدم حسابرسی مطلق در قیامت» نیست.
آیاتی که حکیم آورده، هیچکدام دلالت بر ورود بغیر حساب به بهشت ندارند:
فَأَمَّا مَنْ أَعْطَىٰ وَاتَّقَىٰ وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَىٰ وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَىٰ وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَىٰ فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَىٰ
ترجمه: اما آن که بخشید و پروا پیشه کرد و به نیکوترین (توحید) ایمان آورد، به زودی او را برای آسانترین راهها آماده میکنیم؛ و اما آن که بخل ورزید و بینیازی جست و نیکوترین را تکذیب کرد، به زودی او را برای سختترین راهها آماده میکنیم.
آیه «ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ» (انعام: ۵۲ و آلعمران: آیه مربوط به فقرای مؤمن) صرفاً درباره رابطه دنیوی پیامبر (ص) با اصحاب صفه و فقرای مؤمن است و هیچ دلالتی بر بغیر حساب وارد شدن به بهشت ندارد.
آیه «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلا فَسادًا وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» (قصص: ۸۳) نیز تنها میگوید دار آخرت برای متقین است، نه اینکه بدون حساب وارد میشوند.
وجود قشر سوم (نفوس ساذجة خالی از حسنه و سیئه) اساساً در عالم واقع معدوم است؛ حتی صغیر و طفل نیز اعمال و آثاری دارد و هیچ انسانی «کیسه خالی امکان محض» نیست.
|
جمعبندی نهایی: این تقسیمات در اسفار الأربعة، بیش از آنکه قرآنی و روایی باشد، رنگ فلسفی دارد و از یک حکیم مفسر که قلم به تفسیر قرآن میبرد، دور است. توجه غالب به مبادی فلسفی یونانیمآب، گاه از دقت در نصوص وحیانی میکاهد. |
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!