متن تحقیق
نوار أسفار
جلد نهم • شماره ۱۹۴
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: صفآرایی ملائکه حول عرش و غلبه هیبت الهی در روز حشر
در آن روز عظیم، ملائکه را میبینی که حافّین حول العرشاند و با حمد پروردگارشان تسبیح میگویند. قضا میان خلایق بالحق واقع میشود. بهشت در جانب یمین عرش است و آتش در جانب دیگر. ملائک هفت آسمان، هر گروهی از آسمانی جداگانه، در صفوف متمایز از یکدیگر حاضر میشوند تا هفت صف کامل پدید آید. روح اعظم، که برترین ارواح و مقدم بر جمیع ملائک است، در پیشاپیش این جماعت عظیم ایستاده است.
نكتۀ ممتاز: این ترسیم، تصویری تمثیلی از آخرت است که بر اساس آیات قرآن کریم و روایات معتبر ارائه شده، لیکن دلالتهای این نصوص متفاوت است و برداشتها از آنها گوناگون. از اینرو، این تصاویر بیش از ظاهری از حقایق نیستند که باید با کیفیت و هویت واقعی عالم آخرت همگون گردند. تا هنگامی که آن هویت بهصورت قطعی و مسلّم شناخته نشود، این توصیفات در حالت اجمال و ابهام باقی خواهند ماند.
بخش دوم: آمدن کتب آسمانی، انبیا و شهدا و قضاوت بالحق
پس از آن، کتب آسمانی و صحایف نازله بر انبیا گشوده میشود و در موقف قرار میگیرد؛ چنانکه خداوند فرمود:
وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاءِ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ
و زمین به نور پروردگارش روشن میگردد و کتاب (اعمال) نهاده میشود و پیامبران و گواهان آورده میشوند و میان آنان به حق داوری میگردد و به آنان ستم نمیشود.
هر امتی با رسول خویش محشور میگردد؛ مؤمنان و کافران، همه با هم. انبیای صاحب شریعت دارای عسکر و امتاند، اما انبیای غیر مرسل یا اولیای منفرد، حساب خاص خود دارند و از مردم جدا هستند. در آن روز، هیبت الهی بر جمال غالب است و هیچکس سخن جز به اجازه و با صدای خفیف نمیگوید. حجب میان خداوند و بندگان برداشته میشود و این همان معنای «کَشْفُ السَّاق» است.
بخش سوم: نقد تفسیر «یَکْشِفُ عَنْ سَاقٍ» به ساقی کوثر
نكتۀ کلیدی: برخی پنداشتهاند «ساق» در آیهٔ شریفه مخفف «ساقی» است و مراد ساقی کوثر، یعنی امیرالمؤمنین علیهالسلام است. این سخن از بیربطگویی و مهملگویی دور نیست؛ زیرا اگر مراد حوض کوثر بود، آیه میفرمود همه به سوی آن میدوند یا در آن فرو میافتند، نه اینکه «یَدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا یَسْتَطِیعُونَ». سجدهٔ آن روز، سجدهٔ همگانی است، نه مخصوص اهل نعیم. ساق در این مقام به معنای شدت امر و ظهور کامل جلال و عظمت حق است.
يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ
روزی که شدت امر و عظمت آشکار شود و آنان به سجده خوانده شوند، اما نتوانند.
بخش چهارم: سجدهٔ همگانی و نقد نظر ملاصدرا دربارهٔ اصحاب اعراف
در آن لحظه، هیچکس بر هر دینی که باشد، جز سجدهٔ معهود نمیتواند کرد؛ زیرا حق به ظهور تام میرسد. برخی که به ریا یا تقیه سجده کردهاند، در آن روز از پشت سر فرو میافتند. ملاصدرا پنداشته است که این سجده باعث رجحان میزان اصحاب اعراف و ورودشان به بهشت میشود و سجدهای تکلیفی نیست، بلکه ذاتی و فطری است. این کلام نیازمند تأمل است؛ زیرا سجدهٔ آن روز، سجدهٔ اضطرار و کراهت یا طوع است و همه، خواه ناخواه، در برابر جلال حق به خاک میافتند.
بخش پنجم: حضور جهنم و مرگ و ذبح مرگ
جهنم در عرصات به صورت شتری غضبان حاضر میشود: «وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ». اگر رحمت الهی آن را حبس نکند، همهٔ آسمانها و زمین را میسوزاند. مرگ میان بهشت (دار الحیاة) و آتش (دار الهلاک) به صورت قوچی تنومند و املح ایستاده، سپس با شفرهای که حیات باقیه است، ذبح میگردد تا حقیقت بقاء ابدی آشکار شود. منادی حق ندا میدهد:
یا أهل الجنة خلود بلا موت ♦ یا أهل النار خلود بلا موت
بخش ششم: بسته شدن ابواب نار و تطبق و عذاب حقیقی
آنگاه درهای جهنم برای همیشه بر اهلش بسته میشود و تطبق میکند؛ برخی بر برخی داخل میشوند تا ضیق و عذاب افزون گردد. جهنم مانند دیگی که درب آن نهاده شود، اهلش را در خود فشرده میسازد و آنان همچون پارههای گوشت در دیگ عظیم میگردند.
كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا
هرگاه آتش فروکش کند، شعلهورترش میگردانیم.
ملاصدرا گاه این «زدناهم سعیراً» را به انتقال عذاب از ظاهر به باطن و تفکر در فضیحه تأویل کرده و پنداشته عذاب معنوی شدیدتر از جسمانی است. این سخن، قیاسی ناقص است؛ زیرا بسیاری از اهل دنیا نفسشان حیوانی و جسمانی است و پس از مرگ نیز متلاشی و خورد شده است؛ عذاب آنان عذابی مادی و حسی است، نه صرفاً حسرت و تفکر در رسوایی. وقود جهنم «الناس والحجارة» است و آتش آن، آتش حقیقی که عظام را رمیم میکند.
جمعبندی نهایی
این تصاویر عظیم از روز قیامت، هرچند در قالب تمثیل و روایات آمده، همگی اشاره به حقیقتی واحد دارند: روزی که حجب برداشته میشود، جلال حق بر جمال غالب میگردد، مرگ میمیرد، خلود آشکار میشود و هر کس در جایگاه ابدی خویش قرار میگیرد. آدمی که چهار روز دنیا را بر ابدیت آخرت ترجیح داد، در آن روز حسرت عظیم میخورد و میگوید: هیهات هیهات! این است یوم الحسرة.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!