متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: مظاهر الجنة و النار و مشاهدهما
هر ماهیت حقیقی از ماهیات و هر معنایی از معانی اصولی، دارای حقیقت کلیه است که همان کلی طبیعی آن به شمار میرود. این حقیقت کلیه دارای مثالی جزئیه است که ظهور و مظهر آن حقیقت کلیه محسوب میشود و نیز دارای مظاهر جسمانی در این عالم است. انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ او دارای حقیقت کلیه است که انسان عقلی جامع جمیع خصوصیات او بر وجه اعلی و اشرف میباشد. این حقیقت همان روح منسوب به خداوند است که در قرآن کریم آمده است:
وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي
«و از روح خود در او دمیدم» (الحجر: ۲۹ و الصّاد: ۷۲)
این روح، همان طبیعت انسانی است که در نشئه ناسوت متجلی میگردد. برای این انسانِ کلی، مثالهای جزئیهای چون زید و عمرو و بکر وجود دارد و هر یک از این افراد نیز مظاهری دارند مانند تصویر در آینه یا اجسام صیقلی. همین قاعده بر جنت و نار نیز جاری است.
جنّت دارای حقیقت کلیه است که روح عالم و مظهر اسم «الرحمان» است، چنانکه خداوند فرمود:
يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَٰنِ وَفْدًا
«روزی که پرهیزگاران را به سوی رحمان به صورت مهمانان ویژه محشور میکنیم» (مریم: ۸۵)
متقین به سوی رحمان به صورت وفد محشور میشوند، زیرا جنت مظهر رحمان است و رحمان مظهر جنت.
برای این جنت، مثال کلی نیز هست مانند عرش اعظم که مستوی الرحمان است. مثالهای جزئیه آن قلوب مؤمنین است که قلب مؤمن عرش الرحمان خوانده شده، و مظاهر حسی آن چشمهها و رودهای پاکیزه این عالم است که در اخبار به آنها اشاره شده.
نار نیز دارای حقیقت کلیه است که بُعد از جوار خداوند و رحمت اوست و مظهر اسماء جبّار، منتقم و قهّار میباشد. برای نار نشئه مثالی کلی است که طبقات سبعه تحت الکرسی است، و مثالهای جزئیه آن طبیعت هر فرد از انسانهاست که معذَّب به عذاب جسمانی و نفسانی و هوایی خود میباشد، و مظاهر حسی آن وادی برهوت و امثال آن است.
تأویل مظاهر جنت و نار به قوای نفسانی و اخلاق انسانی، در حقیقت نفی وجود مستقل و منفصل عالم آخرت است و همه را به نشئه ناسوت فرو میکاهد؛ حال آنکه آخرت عالمی مستقل است، همچون دنیا، و قوای ادراکی انسان در آن عالم نیز متجلی میشود، اما خود آن قوا، بهشت و جهنم نیستند.
نتیجهگیری بخش نخست
آنچه در این بخش بررسی شد، نشان داد که تأویلات رایج در حکمت متعالیه درباره مظاهر بهشت و جهنم، اگر به معنای نفی وجود خارجی و منفصل آخرت باشد، با نصوص قرآن کریم و برهان عقلی سازگار نیست. بهشت و جهنم دو عالم حقیقی و مستقلاند، نه صرف تجلیات قوای نفسانی در همین نشئه.
بخش دوم: أبواب الجنة و النار
قرآن کریم بارها از ابواب جنت و نار سخن گفته است:
وَالْمَلَائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ
«و فرشتگان از هر دری بر آنان درمیآیند» (الرعد: ۲۳)
جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ
«باغهای عدن که درهایش برایشان گشوده است» (ص: ۵۰)
ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا
«از درهای جهنم درآیید، در آن جاودانه بمانید» (الزمر: ۷۲ و غافر: ۷۶)
حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا
«تا آنگاه که به آن [جهنم] برسند و درهایش گشوده شود» (الزمر: ۷۱)
در تفسیر این ابواب اختلاف بسیار است. دو قول مشهور عبارتاند از:
- ابواب سبعه، همان مدارک سبعه انسان است: حواس خمس ظاهری (لمس، شم، ذوق، بصر، سمع) به علاوه خیال (مدرِک صور) و وهم (مدرِک معانی جزئیه).
- ابواب جهنم، اخلاق سیئه (حسد، کبر، نفاق و…) و ابواب جنت، اخلاق حسنه (عقل، شجاعت، سخاوت و…).
هر دو قول اگر به معنای نفی وجود حقیقی و منفصل ابواب آخرتی باشد، در حقیقت انکار عالم آخرت است؛ زیرا این قوا و اخلاق، علل اعدادی و معدّاتاند، نه خود بهشت و جهنم. آخرت عالمی است مستقل، همچون دنیا؛ همانگونه که در دنیا حواس داریم اما حواس «خود دنیا» نیستند، در آخرت نیز قوای ادراکی متجلی میشود، اما ابواب سبعه و ثمانیه، درهایی حقیقی و خارجیاند، نه صرف قوای نفسانی.
تأویل ابواب سبعه جهنم و ثمانیه جنت به حواس هفتگانه و افزودن باب القلب، اگر به معنای فروکاستن آخرت به نشئه ناسوت باشد، با نصوص صریحه قرآن کریم و برهان قاطع ناسازگار است. آخرت عالمی است منفصل و دارای ابواب حقیقی، نه صرف تجلیات قوای ادراکی و اخلاقی انسان در همین عالم.
نتیجهگیری بخش دوم
بررسی اقوال گوناگون در باب ابواب جنت و نار نشان داد که هیچیک از تأویلات رایج، نمیتواند جایگزین وجود حقیقی و خارجی ابواب آخرتی شود. قرآن کریم با صراحت از «دخول» و «فتح ابواب» سخن میگوید؛ این دخول، ورود به عالمی مستقل است، نه ورود به قوای خودمان که از ابتدا در آن بودهایم.
جمعبندی نهایی
آنچه در این دو بخش گذشت، نقدی بر تأویلات رایج در حکمت متعالیه درباره مظاهر و ابواب بهشت و جهنم بود. این تأویلات، هرچند در ظاهر زیبا و متناسب با نظام وحدت وجود به نظر میرسند، اما در باطن، خطر فروکاستن عالم آخرت به نشئه ناسوت و نفی وجود منفصل و حقیقی بهشت و جهنم را در پی دارند. آخرت عالمی است بسی فراتر از تصور ما، همچون دنیایی که برای جنین در رحم مادر غیرقابل تصور است؛ و امام صادق علیهالسلام فرمود که نسبت دنیا به آخرت، کوچکتر از نسبت رحم مادر به دنیاست. پس شایسته است که در این باب، به نصوص قرآن کریم و برهان عقلی اکتفا کنیم و از تأویلات بیمدرک پرهیز نماییم.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!