متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: پایان اسفار و آغاز تأمل در نشئه اخروی
جلد نهم اسفار، نوار شماره ۲۲۴، بخش پایانی کتاب عظیم الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه، فصل سیوچهارم، با عنوان «فی کیفیة تجدد الأحوال و الآثار علی أهل الجنة و النار» است. این فصل، آخرین منزل از منزلگاههای چهارگانه عقلانی ملاصدرا به شمار میرود و در آن، وی میکوشد کیفیت تجدد احوال بهشتیان و دوزخیان را تبیین نماید.
ملاصدرا در این فصل مدعی است که اهل نار دارای تجدد و تبدل مدام در احوال، جلود و ابدانند، در حالی که اهل جنت از ثبات و قرار برخوردارند و در آنان استحاله و کون و فساد راه ندارد. این تمایز ظاهری، در نگاه نخست، تفاوت بنیادین میان دو گروه را القا میکند.
هیچ تفاوت هویتی میان بهشت و جهنم و میان اهل آن دو وجود ندارد. هر دو خلود ابدی دارند، هر دو دارای جسمانیت اخرویاند، هر دو دارای تجدد و تشأناند؛ تنها تفاوت در نورانی یا ظلمانی بودن آن تجدد است.
بخش دوم: نقد مبنایی بر تمایز ملاصدرا میان تجدد ناری و ثبات جنانی
ملاصدرا برای اثبات تجدد مدام اهل نار به آیه شریفه زیر استناد میکند:
كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ
هرگاه پوستهایشان بریان شود، پوستهایی دیگر به جای آن قرار میدهیم تا عذاب را بچشند.
وی از این آیه نتیجه میگیرد که قوای جسمانی و مادی اهل نار متناهی است، پس ناچار به انقطاع و تبدل است و این تبدل تابع حرکت افلاک و کواکب ثابت و سیّارات است، حتی پس از طمس انوار آسمانها در قیامت.
این استدلال از چندین جهت مردود است:
- اگر آخرت را نشئهای مجرد از ماده و طبیعت میدانی، چگونه برای جهنم ماده و حرکت دورانی افلاک را شرط میکنی؟
- تعبیر «ما دامت السماوات والأرض» لسان بیان خلود است، نه وابستگی عذاب به دوام افلاک دنیوی؛ زیرا همه افلاک در قیامت کَوَّرت و مطموسالانوار میگردند.
- ادعای اینکه اهل نار پس از مدتی به حالت «لا حیات و لا موت» میرسند و عذابشان خفیف میشود، باطل است؛ خود «لا یموت فیها و لا یحیی» اشدّ العذاب است.
بخش سوم: نقل و تحسین کلام محییالدین ابن عربی در فتوحات مکیه
محییالدین در باب ۷۳ (یا ۶۴) فتوحات مکیه عبارتی دارد که از کاملترین بیانات درباره تجدد اخروی است:
«فلا تزال الآخرة دائمة التکوین… اهل الجنان یقولون للشیء الذی یریدونه کن فیکون، فلا یتمنون أمراً ولا یحصر لهم خاطر إلا ویتکون بین أیدیهم… وکذلک أهل النار، لا یحصر لهم خاطر خوفاً من عذاب أکبر مما هم علیه إلا و یکون فیهم ذلک العذاب وهو خطور الخاطر… فإن الدار الآخرة تقتضی تکوین الأشیاء حسّاً بمجرد حصول الخاطر والإرادة والشهوة، وکل ذلک محسوس، ولیس ذلک فی الدنیا».
این کلام نشان میدهد که عالم آخرت دائم التکوین است؛ خطورات نفسانیِ ناشی از اعمال دنیوی، به محض بروز، در بهشت به نعیم حسی و در جهنم به عذاب حسی تبدیل میشود. این دقیقاً معنای «کل یوم هو فی شأن» است.
بخش چهارم: برتری بیان قرآن کریم بر فلسفه و سنت در باب معاد
در همه ابواب شرعی، قرآن مجمل است و سنت مفصل. اما در باب آخرت، قرآن خود مبین و مفصل است و سنت در این باب بیش از قرآن چیزی ندارد. بیش از دو هزار آیه درباره معاد در قرآن کریم آمده، حال آنکه روایات معتبر در این زمینه بسیار اندک است.
تنها راه شناخت صحیح عالم آخرت، خالی کردن ذهن از پیشفرضهای فلسفی و رجوع مستقیم به قرآن کریم است. باید «قرآن آخرت» داشت؛ یعنی همه آیات معاد را جدا کرد و مکرر خواند تا در قیامت هاج و واج نمانیم.
جمعبندی نهایی: قوت و ضعف ملاصدرا در اسفار
ملاصدرا در امور عامه فلسفه (وجود، تشکیک، وحدت، علیت و…) از همه پیشینیان و پسینیان برتر و منظمتر سخن گفته است. اما در بحث معاد جسمانی و جزئیات نشئه اخروی، اسفار دچار ضعفهای اساسی است و نتوانسته معاد قرآنی را ترسیم کند.
راه نجات، بازگشت به قرآن کریم است؛ آن کتابی که خود از عالم آخرت خبر میدهد، سازندهاش را دیده و در محضر صاحب آخرت نشسته است.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!