متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومهٔ آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش سیام: تبیین عدد مقولات و اشکالات دوگانهٔ ملاهادی سبزواری بر وجود ذهنی
مقدمهٔ بخش
در ادامهٔ بحث مقولات و چگونگی اتحاد جوهر و عرض در مرتبهٔ ذهن، این جلسه به یکی از دقیقترین و عمیقترین مباحث فلسفهٔ مشاء و اشراق وارد میشود: چرا مقولات دهگانهاند نه چهاردهگانه؟ و پس از آن، دو اشکال بنیادین مرحوم ملاهادی سبزواری ـ که از مهمترین چالشهای تاریخ فلسفهٔ اسلامی بر نظریهٔ وجود ذهنی است ـ مطرح میگردد.
زمینهٔ بحث: سه حرف در باب جوهر و عرض
در بیان مقولات، سه محور اساسی وجود دارد:
- وعاء ماهوی جوهر و عرض: هر ماهیت یا جوهر است یا عرض؛ و هر جوهر و عرضی، ماهیت است، نه وجود.
- تعریف جوهر و عرض: جوهر آن است که در موضوع نباشد و عرض آن است که در موضوع باشد.
- تعداد مقولات.
نکتهٔ کلیدی: اگر چیزی مفهوم شد یا موجود شد و ماهیت نبود، نه جوهر است و نه عرض. بنابراین، جوهر و عرض منحصر در مرتبهٔ ماهیتاند.
چرا مقولات ظاهراً چهاردهگانهاند؟
جوهر پنج قسم دارد: عقل، نفس، هیولی، صورت، جسم.
عرض نُه قسم دارد: کم، کیف، فعل، انفعال، اضافه، جده، متى (زمان)، أین (مکان)، وضع.
مجموع: چهارده قسم.
اما چرا همهٔ فلاسفهٔ مشاء میگویند مقولات عشر (دهگانه) است؟
دو بیان ممکن در عدد مقولات
| بیان اول → چهارده مقوله | بیان دوم → ده مقوله (مشهور مشائین) |
|---|---|
|
جوهر و عرض هر دو مفهوم عام محض هستند (مانند «شىء» که ماهیت ندارد).
عقل، نفس، هیولی، صورت، جسم → هر کدام جنس عالی مستقل |
جوهر ماهیت و جنس عالی است (مانند «حیوان»).
پنج قسم پیشین → افراد جوهر (نه اجناس مستقل). |
علت عدم امکان جنس بودن عرض:
عرض در تعریف ماهوی محتاج موضوع نیست؛ تنها در وجود خارجی محتاج است. لذا «عرض» مانند «شىء» مفهوم عام محض است، نه ماهیت حقیقی که بتواند جنس واقع شود و افرادش را جمع کند. اما جوهر هم در ماهیت مستقل است و هم در وجود خارجی → میتواند جنس عالی و یک مقوله باشد.
نتیجهٔ بخش اول
حق با مشائین است: مقولات دهگانهاند؛ زیرا جوهر ماهیت و جنس عالی است و پنج قسم آن افراد آن جنساند، اما عرض مفهوم عام است و نه قسم آن اجناس عالی مستقلاند، بلکه هر یک جنس عالی جداگانهای هستند.
دو اشکال بنیادین مرحوم ملاهادی سبزواری بر وجود ذهنی
پس از فراغت از چهار مقدمهٔ معروف (ذاتیات شىء قابل تغییر نیست، هر چه در ذهن آید ذهنى و عرضى است، اتحاد علم و معلوم، معلوم بالذات و بالعرض)، ملاهادی سبزواری دو اشکال بسیار سنگین وارد میکند که از دقیقترین اشکالات تاریخ فلسفه بر نظریهٔ وجود ذهنی مشائی است.
اشکال اول: جوهر مع عرض کیف اجتمع؟
شما گفتید:
- (مقدمهٔ اول) ذاتیات شىء تغییر نمیکند؛ انسان همیشه جوهر است.
- (مقدمهٔ دوم) هر چه در ذهن آید، ذهنى است → عرض است.
حال من «انسان» را در ذهن تصور کردم:
- از یک سو: انسان جوهر است (مقدمهٔ اول محفوظ).
- از سوی دیگر: انسان ذهنى است → عرض است (مقدمهٔ دوم).
نتیجهٔ اشکال: یک چیز هم جوهر شد و هم عرض! اجتماع نقیضین!
مثال دیگر: علم من به انسان → کیف نفسانی (عرض)، معلوم من انسان است → جوهر.
→ معلوم و علم متحد شدند → جوهر و کیف در یک چیز جمع شد!
اشکال دوم (سختتر): عرض مع عرض کیف اجتمع؟
من «سیاهی خارجى» را تصور کردم:
- سیاهی خارجى → کیف محسوس (یکی از مقولات نُهگانهٔ عرضی).
- سیاهی در ذهن من → کیف نفسانی (علم من به سیاهی).
→ دو کیف (کیف محسوس و کیف معقول) در یک چیز متحد شدند!
همین طور در کم: کتاب خارجی → کم بالذات، کتاب در ذهن → کیف نفسانی → اتحاد کم و کیف.
قول ملاهادی: اشکال دوم از اولی سختتر است؛ زیرا در اشکال اول میتوان فرار کرد و گفت «عرض که ماهیت نیست، فقط عروض پیدا کرده»، اما در اشکال دوم هر دو طرف (کیف محسوس و کیف نفسانی) ماهیت حقیقی دارند. دو ماهیت متباین چگونه یکی میشوند؟
نتیجهگیری بخش
این دو اشکال، از مهمترین و دقیقترین اشکالات وارده بر نظریهٔ وجود ذهنی مشائی است. همین اشکالات سبب شد که صدرالمتألهین در دورهٔ متأخر خود (مفاتیح الغیب، شواهد ربوبیه، اسفار ج۸ و ج۹) کمکم از این نظریه عدول کند و به سوی علم حضوری و تشکیک خاص الخاص در مراتب وجود حرکت نماید. بررسی پاسخهای مختلف (لاهیجی، دوانی، طوسی، علامه طباطبایی و …) در جلسات آینده خواهد آمد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!