شرح منظومه 032

متن تحقیق





برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بررسی اقوال چهارگانه در مسئله اتحاد علم حصولى با معلوم

بخش سی‌ودوم: نقد و بررسی تفصیلی اقوال مشهور در حل مسئله اتحاد جوهر و عرض در علم حصولی

مسئلهٔ اتحاد علم حصولى با معلوم، از دیرباز ذهن حکما و متکلمان را به خود مشغول داشته است. هنگامی که ماهیت «انسان» در خارج جوهر قائم بالذات است و در ذهن، وجودش نفسانى و عرضى مى‌شود، این پرسش پیش مى‌آید که چگونه یک ماهیت واحد، یک جا جوهر است و یک جا عرض؟ آیا دو ماهیت مى‌شود؟ یا اتحاد جوهر و عرض رخ مى‌دهد؟ هر دو فرض محال است. در این مقام، چهار قول مشهور ارائه شده که هر یک را با دقت بررسى مى‌کنیم.

قول اول: قول متکلمین و فخر رازى (علم، اضافهٔ اشراقیه است)

این گروه منکر وجود ذهنىِ مستقل شدند و گفتند: علم، وجودى نفسانى و کیفى نیست؛ بلکه نفس، اضافهٔ اشراقیه و نسبتى خاص به معلوم خارجى پیدا مى‌کند. به تعبیر دیگر، علم همان «تعقل» است و تعقل، اضافه است نه موجودى قائم.

نقد این قول از منظر حکمت متعالیه
وجود ذهنى از واضحات است و انکار آن ممکن نیست. ما به وضوح صورت‌هاى علمى را در نفس خود مى‌یابیم و این صورت‌ها، وجودى مستقل و نفسانى دارند، نه صرف اضافه. این قول در حقیقت از پذیرش وجود ذهنى فرار مى‌کند و راه به حقیقت نمى‌برد.

قول دوم: انفکاک علم و معلوم (برخى اشاعره)

این گروه منکر وجود ذهنى نشدند، اما میان علم و معلوم جدایى انداختند و گفتند: اول معلوم به صورت شیئى بى‌جان در ذهن حاضر مى‌شود، سپس علم به آن تعلق مى‌گیرد؛ یعنى دو چیز در ذهن است: اول معلوم، دوم علم به آن.

نقد این قول از منظر وجدان و فطرت
این سخن مخالف وجدان باطنى است. ما در ذهن خود دوئیت احساس نمى‌کنیم؛ همین که شیئى در ذهن حاضر شد، همان حضور، عین علم است. فهم، همزمان با حصول است، نه پس از آن. این قول صرفاً براى فرار از اشکال ساخته شده و با واقعیت نفس‌الامرى سازگار نیست.

قول سوم: میر سید شریف جرجانى و پیروان او (انطباع اشباح و سایه‌ها)

این قول مشهور مى‌گوید: در ذهن، خود ماهیت خارجى با حقیقت و ذاتش حاضر نمى‌شود، بلکه «شبح»، «سایه»، «عکس» و «نقش» آن منقش مى‌گردد؛ همچون سایهٔ انسان بر دیوار یا عکس او در آینه. پس چون خود ماهیت نیامده، اشکال اتحاد جوهر و عرض پیش نمى‌آید.

این سخن در کتب منطق با تعبیر «نفس را قوه‌اى است درّاکه که در آن منقش مى‌گردد صور اشیاء» آمده است. اگر «صورت» را به معنى «عکس و شبح» بگیریم، همین قول است.

نقد بنیادین این قول از منظر حکمت متعالیه

این قول راه را بر شناخت حقیقت و ماهیت اشیاء خارجیه مى‌بندد. حکیم با سایه و شبح سر و کار ندارد؛ او در پى خودِ حقیقت است. این سخن همچون کسى است که پشت به خیابان و رو به دیوار نشسته و تنها سایهٔ رهگذران را مى‌بیند، اما هرگز خود انسان‌ها را نمى‌بیند؛ نه چاقى و لاغرى‌شان معلوم است، نه رنگ و شمايل‌شان.

این راه، راه رئالیسم نیست، بلکه شبح‌گرایى است. حکیم باید از علم حصولى به حقایق ماهوى و سپس به حقایق وجودى راه یابد، نه به سایه و عکس آن‌ها. بنابراین این قول نیز به کار حکیم نمى‌آید و راه به حقیقت نمى‌برد.

قول چهارم: صدرالدین دشتکى (انقلاب ماهیت به تبع انقلاب وجود)

این قول که از اقوال حكيمانه و قوى است، بر دو مقدمه استوار است:

  1. ماهیت من حیث هی هی لیست إلا هی و چیزى از خود ندارد.
  2. ماهیت تابع وجود خویش است؛ هر حکمى که وجودش یافت، ماهیت همان حکم را مى‌یابد.

نتیجه: ماهیت انسان در خارج تابع وجود خارجى است → جوهر مى‌شود؛ در نفس تابع وجود نفسانى است → عرض مى‌شود. پس همان ماهیت، یک جا جوهر است و یک جا عرض؛ همچون آتش که در خارج مى‌سوزاند و در ذهن نمى‌سوزاند.

دو نقد قاطع بر این قول

نقد اول: انقلاب ذاتی محال است
«الذاتى لا يتغيّر و لا يتخلّف». جوهر بودن از ذاتیات انسان است و تغییر ذاتیات محال است. ماهیت لا بشرط است، اما پس از تشخص به وجود، دیگر در احکام ذاتیه‌اش تغییر نمى‌کند. سگ در نمک‌زار نمک نمى‌شود؛ ماده‌اش جدا مى‌شود و نمک مى‌شود. آب به بخار تبدیل مى‌شود، زیرا هيولى صور مختلف مى‌پذیرد، اما ماهیت معقوله هيولى نیست.

نقد دوم: نتیجهٔ عملی باطل
اگر ماهیت در ذهن عرض شود، ما دیگر به هیچ جوهرى راه نداریم و همه چیز در ذهن عرض مى‌شود؛ پس حقیقت جوهر از دست مى‌رود و همان اشکال شبح و عکس به شکل دیگر بازمى‌گردد.

جمع‌بندی بخش

هر چهار قول مشهور، هر چند از سوى بزرگان ارائه شده‌اند، اما هیچ‌یک راهگشاى حکیم نیستند:

  • قول اول و دوم از پذیرش واقعیت وجود ذهنى یا وحدت علم و معلوم گریختند.
  • قول سوم راه را بر حقیقت بست و به سایه و شبح اکتفا کرد.
  • قول چهارم به انقلاب ذاتیات تن داد که محال است.

حکیم کسى است که عالم اکبر و اصغر در او جمع است؛ رابطهٔ موحد با خارج از طریق سایه و عکس نیست، بلکه خود حقیقت است. راه حل صحیح، فراتر از این اقوال و در افق تشکیک وجود و اتحاد عینی علم و معلوم بالوجود (نه بالماهیه) نهفته است که در مقامات بعدى خواهد آمد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)