شرح منظومه 036

متن تحقیق





وجود علمی و وجود ذهنی ماهیت از دیدگاه ملاصدرا، دوانی و حاجی سبزواری

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش سی‌وششم: تبیین وجود علمی ماهیت در نفس و دفع شبهات سه‌گانه

در ادامه‌ی بحث دقیق وجود ذهنی و وجود علمی، اکنون به یکی از حساس‌ترین فرازهای حکمت متعالیه وارد می‌شویم که ملاصدرا رحمه‌الله علیه در آن، حقیقت وجود علمی را به کمال بیان کرده است. این بیان، محور سه شبهه‌ی مهم و پاسخ‌های استادانه‌ی مرحوم حاج ملاهادی سبزواری رحمه‌الله است که در شرح منظومه با دقت بی‌نظیری تقریر شده است.

بیان اصلی ملاصدرا رحمه‌الله

مقولات عشر ـ اعم از جوهر و اعراض نه‌گانه ـ به حمل اولی مقولات‌اند؛ یعنی جوهر، جوهر است و کیف، کیف و کم، کم. اما به حمل شایع صناعی همه‌ی آن‌ها «وجودات کیفی»‌اند، یعنی موجوداتی که تحققشان در نفس، تحقق عرضی و کیفی است. بنابراین، وجود خارجیِ مقید به خارج، مخصوص ماهیت در عالم خارج است و ماهیت در ذهن، نه ماهیت به معنای اصیل آن، بلکه مفهوم است؛ زیرا «الماهية من حیث هی هی لیست إلا هی». ماهیت بدون وجود، ماهیت نیست و در ذهن نیز بدون وجود نیست، لکن وجودش وجود علمی و کیفی نفسانی است.

حقیقت وجود علمی از دیدگاه ملاصدرا
مقولات به حمل اولی → مقولات‌اند
مقولات به حمل شایع → وجودات کیفی نفسانی‌اند
تحقق ماهیت در ذهن → تحقق عرضی و کیفی است
پس ماهیت در ذهن «مفهوم» است، نه ماهیت به وجود مستقل خارجی

شبهه‌ی اول و پاسخ آن

اگر گفته شود: شما ای صدرا! فرمودی ماهیت در ذهن، وجود خارجی ندارد، زیرا تحقق ماهیت نیازمند وجود است و وجود خارجیِ همراه ماهیت در خارج، در ذهن موجود نیست؛ پس تحقق خارجی ندارد. ما می‌پرسیم: آیا مراد این است که ماهیت در ذهن «وجود خارجی را ندارد» یا «اصلاً وجود ذهنی هم ندارد»؟ اگر اولی باشد، درست است؛ زیرا اثر خاص خارجی را ندارد. اما اگر دومی باشد، پذیرفته نیست؛ زیرا ماهیت می‌تواند دو وجود داشته باشد: وجود خارجی و وجود ذهنی. شما می‌گویید «مفهوم محض» است، در حالی که وجود علمی نیز وجود است. چگونه چیزی که با وجود علمی موجود است، می‌گویید تحقق ندارد؟

پاسخ:

وجود ذهنی اولاً و بالذات از آنِ علم است، و ثانیاً و بالتبع از آنِ معلوم (ماهیت). مثال روشن: لفظ «نار» در کتاب، اولاً صوت و مرکب خارجی است، ثانیاً حاکی از نار است. همین‌گونه در نفس: وجود علمی اولاً مال علم است و ماهیت (شجر، انسان و…) به تبع آن موجود می‌شود. پس وجود ذهنی برای ماهیت «تبعی» است، نه مستقل. بنابراین، ماهیت دو وجود مساوی ندارد؛ بلکه یک وجود مستقل خارجی دارد و یک وجود تبعی نفسانی.

شبهه‌ی دوم (ناشی از شبهه‌ی اول)

عجب! پس تا کنون می‌گفتید ماهیت دو وجود دارد، اکنون شد یک وجود کامل خارجی + نیم وجود تبعی ذهنی؟

پاسخ:

دقیقاً مراد ما از ابتدا همین بود. وقتی می‌گوییم «شجر در نفس است»، مراد شجری نیست که در خارج میوه‌ی عینی می‌دهد؛ شجر نفسانی میوه‌ی علمی می‌دهد. ما در اثبات وجود ذهنی بیش از این ادعا نکرده‌ایم: آنچه از ماهیت در خارج است، در نفس نیز هست، اما نه به وجود مستقل، بلکه به وجود تبعی نفسانی.

للماهية نحوان من الوجود
۱) وجود مستقل و مستقیم → همان وجودی که اولاً للعلم و ثانیاً للمعلوم است
۲) وجود تبعی نفسانی → در پناه وجود علمی
پس ماهیت در نفس به پناه وجود علمی متحقق است و این تحقق اولاً از آن علم و ثانیاً از آن معلوم است

شبهه‌ی سوم: ماهیت خیالی و نسبت آن با خارج

بعضی ماهیت‌ها (مانند اسب چندسر یا موجودات محال) اصلاً وجود خارجی ندارند و فقط در قوه‌ی خیال ساخته می‌شوند. وجود تبعی‌شان در حس مشترک یا متخیله است، اما وجود مستقل‌شان چیست؟ اگر بگویید همان قوه‌ی خیال است، پس خیال برای این ماهیت‌ها نقش «خارج» را ایفا می‌کند؛ پس باید آثار خارجی (جوهر بودن، تأثیر و تأثر) داشته باشند. در این صورت، حرف شما که «ماهیت‌ها در نفس مفهوم می‌شوند و کیف نفسانی‌اند» در قوه‌ی خیال باطل است، زیرا آنجا مانند خارج است!

پاسخ استادانه‌ی حاجی:

خود قوه‌ی خیال در نفس است و «خارج نفسانی» است، نه خارج خارجی. ما نگفتیم هر خارجه‌ای اثر خارجی دارد؛ اثر خارجی مخصوص «خارج خارجی» است، نه هر خارجه‌ای، حتی اگر خارج علمی هم باشد. بنابراین:

  • خارج خارجی → اثر خارجی دارد
  • خارج علمی (خیال، وهم، عقل) → اثر خارجی ندارد
  • وعاء علمی → صورت ذهنی
  • خارج علمی → خود ماهیت در عالم خیال

پس قوه‌ی خیال نیز در نفس است و خارج خارجی نیست؛ بنابراین مخلوقات خیالی‌اش نیز در وعاء علمی‌اند و به حمل شایع، کیف نفسانی‌اند و اثر خارجی ندارند.

و بالجملة: نظر شخصی مرحوم حاج ملاهادی سبزواری

مرحوم حاجی پس از تقریر کامل کلام صدرا، با عبارت «و بالجملة» از بیان صدرا خارج می‌شود و عقیده‌ی شخصی خود را اعلام می‌دارد:

ما نمی‌گوییم که ماهیت‌ها در ذهن مقولات خارجی نیستند به این معنا که دون مرتبه‌ی مقولات‌اند؛ بلکه می‌گوییم «مفهوم فوق المقولات»‌اند. وجودات علمی اصلاً وجودند، نه ماهیت کیفی، نه کمی، نه جوهر. پس علم، وجود علمی محض است، نه کیف نفسانی. با صدرا که گفت کیف است، موافق نیستیم. با دوانی نیز فقط در این موافقیم که به مسامحه گفته‌اند کیف است، اما واقعاً کیف نیست. اما سخن او که «ماهیت‌ها در ذهن تابع مقولات خارجی خودشان‌اند» را قبول نداریم.

مقایسه‌ی سه نظر بزرگ

ملاصدرا: وجود علمی → کیف نفسانی (به حمل شایع)
دوانی: وجود علمی → کیف (به مسامحه) و ماهیت‌ها تابع مقولات خارجی خودشان‌اند
حاجی سبزواری: وجود علمی → وجود مجرد محض و فوق المقولات؛ نه کیف است و نه تابع مقولات خارجی

جمع‌بندی بخش

در این بخش، حقیقت وجود علمی از دیدگاه ملاصدرا به کمال بیان شد و سه شبهه‌ی مهم با پاسخ‌های دقیق دفع گردید. سپس روشن شد که مرحوم حاجی سبزواری، با حفظ احترام کامل به صدرا و دوانی، قائل به فوق مقوله بودن وجود علمی و صورت‌های علمی است و آن را وجود مجرد محض می‌داند. این نظر، اوج دقت و استقلال فکری در حکمت متعالیه را نمایان می‌سازد و دریچه‌ای نو به سوی فهم مراتب وجود می‌گشاید.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)