متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش سیونهم: نقد دقيق نظريه حاج ملاهادى سبزوارى در باب ماهيت علم و دفاع از قول صدرالمتألهين
موضع مرحوم حاج ملاهادى سبزوارى رحمةالله عليه
مرحوم حاجى فرمودند: «من معتقد نيستم كه علم كيف است. علم وجود است، وجود مقوله نيست، ماهيت نيست، كيف نيست». ايشان آن بخش از بيان محقق دوانى را كه مقولات را نفس مقولات مىدانست نيز رد كردند و گفتند علم اساساً ماهيت ندارد تا كيف باشد. دليل ايشان اين است كه علم، همانگونه كه فيض اقدس و فيض مقدس وجود محض است و بر همه ماهيات و وجودات عالم امكان و تعينات اسماء و صفات تحقق مىبخشد بدون آنكه خود ماهيت يا مقوله باشد، همينگونه علم نيز وجود محض است و بر همه معلومات به نحو وجودى احاطه دارد، نه آنكه كيف باشد.
پس اساس سخن حاجى اين شد كه فيض اقدس و فيض مقدس عين وجودند و سايه بر تعينات مقام اسماء و صفات و بر ماهيات جوهرى و عرضى عالم ناسوت مىافكنند، و علم نيز اشراق نفس است و وجود محض است و به هيچ رو كيف نيست. ايشان حرف اول صدرالمتألهين را كه «مقوله به حمل اولى است» پذيرفتند، ليكن افزودند كه به حمل شايع صنفى كيف نيست، بلكه وجود است.
نقد اساسى بر سخن سبزوارى
گويند: سخن حاجى تمام نيست، بلكه دليل خود ايشان بر عليه خودشان تمام مىشود. چرا؟ زيرا همان دليلى كه آوردند، دقيقاً بر له صدرالمتألهين و بر عليه ايشان است.
توضيح: فيض اقدس و فيض مقدس عين وجود محض است، اما تعين مىآفريند؛ جوهر و عرض و ماهيت در خارج پديد مىآورد. حال، علم نفسى نيز عين وجود است، پس چرا در مرتبه نازلهاش كيف نفسى نيايد؟ همانگونه كه فيض مقدس با وجودِ عينى بودنش، موجود ماهوى (جوهر و عرض) پديد مىآورد، علم نفسى نيز با وجودِ عينى بودنش، موجود كيفى (علم حصولى ضعيف) پديد مىآورد.
چرا صدرالمتألهين علم حصولى را كيف نفسى دانست؟
دو جواب كه به صدرا دادهاند، هر دو مردود است:
- مرحوم حاجى گفتند: صدرا مىخواست به زبان مشائين و به بناء قوم سخن گويد، وگرنه خودش علم را وجود مىداند و گفتن كيف براى جواب دادن به قوم بوده است.
رد: صدرا در اسفار، عرشيه، مفاتيحالغيب، مبدأ و معاد و ساير كتب، هيچگاه نگفته علم وجود محض است و هرگز كيف نيست؛ بلكه در همه جا علم حصولى را كيف نفسى دانسته و نظريه وجود محض بودن علم را هيچگاه ابراز نكرده است. اگر مىخواست بگويد، مىگفت. - بعضى گفتند: صدرا از خفقان و سلطه مشائين ترسيد و جرأت نكرد بگويد علم وجود است.
رد: صدرا كه كتاب «كسر أصنام الجاهلية» نوشت و عليه همه سنت مشايى قيام كرد، ترسو نبود؛ او انقلابى شجاع بود.
بيان صحيح صدرالمتألهين
علم مشكّك است؛ تشكيك در علم، تشكيك در وجود است. مراتب علم عبارتند از:
- علم واجب تعالى ← حضور محض و شديدترين مرتبه وجود
- علم عقلى ← تجرد تام
- علم نفسى ← اشراقى و وجودى
- علم حصولى ضعيف انسان معمولى ← كيف نفسى، عرضى، در موضوع، زودگذر
اما علم حصولى معمولى مردم، كيف نفسى است، در نفس قائم است، فراموش مىشود، منقوش است و زود از بين مىرود.
پس منافاتى ندارد كه يك شىء در مرتبه عاليهاش وجود محض باشد و در مرتبه نازلهاش كيف باشد، همانگونه كه وجود خارجى در عالىترين مرتبهاش (واجب) ماهيت ندارد، ولى در مرتبه نازلهاش ماهيت جوهرى و عرضى مىآفریند.
جمعبندى بخش
سخن مرحوم سبزوارى در انكار مطلق كيفيت علم تمام نيست، زيرا دليل خود ايشان (قياس علم به فيض اقدس) بر عليه او تمام مىشود. صدرالمتألهين كاملاً درست فرمود: علم نفسى به حمل اولى وجود است، ليكن به حمل شايع صنفى در مرتبه ضعيف، كيف نفسى است. علم ذهنى ضعيف مردم با علم نفسى مجرد متفاوت است؛ يكى كيف زودگذر است و ديگرى وجود باقى و حى.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!