متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومهٔ آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
جلسهٔ چهل و ششم: تبیین وجود ذهنى و طبايع معقوله در مکتب صدرالمتألهین
بخش اوّل: بیان طریقة صدرالمتألهین در باب وجود ذهنى
مرحوم صدرالمتألهین قدسسره در جلد دوم اسفار اربعه، در مبحث «وجود ذهنى» و سپس در «سدّ الثغرات»، طریقتی بدیع و استوار برگزیدهاند که تمام شبهات پیشین را یکجا پاسخ میگوید. ایشان میفرمایند:
«إنَّ الطَّبائعَ الکُلِّیَّةَ المَعقولَةَ مِن حیثُ کُلِّیَتُها وَمَعقولیَّتُها لا تَدخُلُ تَحتَ مَقولَةٍ مِنَ المَقولات»
ترجمه: «طبايع کلّىِ معقول ـ از آن حیث که کلّى و معقولاند ـ داخل در هیچیک از مقولات عشر نمیشوند.»
یعنى آنچه در ذهن ما به عنوان «انسان»، «اسب»، «سطح»، «جوهر» یا «کمّ» تصور میشود، اگر صرفنظر از وجود نفسانىِ حامل آن کنیم و فقط به «حاکى» و «مضمون» نظر افکنیم، همان طبیعت بسیط و لابشرط است؛ نه کلّى منطقى است (که خارج ندارد)، نه کلّى عقلى محض (که خارج را بالمرّه نفی میکند)، بلکه «طبیعت معقوله» است که هو هُوَ طبیعت خارجى است، منتهى در خارج با وجود خارجى و در ذهن با وجود نفسانى موجود شده است.
بخش دوم: سهگانهٔ کلّى و تمایز طبیعت معقوله
کلّى بر سه قسم است:
- کلّى منطقى: که در خارج مصداق ندارد و صرفاً مفهوم اعتبارى است.
- کلّى عقلى: که خارج را بالمرّه نفی میکند و صرف فعلیت عقلى است.
- کلّى طبیعى یا طبیعت معقوله: که در خارج با وجود خارجى و در ذهن با وجود ذهنى موجود است، بدون آنکه در ذات خود کلّیت یا جزئیت داشته باشد.
صدرالمتألهین میفرمایند: این طبیعت معقوله، از حیث کلّیت و معقولیت، تحت هیچ مقولهای نیست؛ زیرا مقولات با تحقّق وجودىِ خارجى یا نفسانىِ کیفى پدید میآیند. بنابراین، «انسان» که در ذهن تصور میشود، همان انسان خارجى است، نه «علم به انسان». همین که گفتیم «علم به انسان»، کلام به حمل شایع صنعتى چرخید و داخل مقولهٔ کیف شد.
«الإنسانُ إنسانٌ» → حمل أوّلى ذاتى، حاکى از طبیعت لابشرط
«علمى بالإنسان» → حمل شایع صنعتى، داخل در مقولهٔ کیف نفسانى
بخش سوم: وجود ذهنى؛ حالّه و ملکه، مظهر و مصدر
وجود ذهنى بر دو قسم است:
- حالّه: تازه وارد ذهن شده و ثبات ندارد؛ این وجود ذهنى هنوز علم حقیقى نیست.
- ملکه: راسخ و ثابت در نفس شده؛ اینجاست که علم حقیقى پدید میآید و به تعبیر صدرا «نورٌ» میشود.
و نیز وجود ذهنى بر دو گونهٔ دیگر تقسیم میشود:
- مظهر: آنچه از خارج أخذ شده و در ذهن منعکس گشته همان طبیعت معقوله است.
- مصدر: آنچه نفس خود میبافد و خلق میکند (خیالات محض) این کیف نفسانى صرف است و طبیعت معقوله نیست.
بنابراین، همهٔ صورتهای حالّه و ملکه و مصدر، چون وجود ذهنى دارند، تحت مقولهٔ کیف قرار میگیرند؛ اما طبیعت معقوله از حیث خودِ طبیعت، خارج از مقولات است.
بخش چهارم: سدّ الثغرات؛ چرا «الإنسان جوهرٌ» فقط در خارج صادق است؟
مرحوم صدرا برای بستن همهٔ روزنههای شبهه میفرمایند:
«الجوهرُ و إن أُخِذَ فی طبیعیَّةِ نَوعِهِ کالإنسانِ… و کذا الکمُّ فی طبیعیَّةِ نَوعِهِ کالسَّطحِ… فإنَّهُما إذا وُجِدا فی الخارجِ کانا جوهراً و عرضاً، و إذا عدم الوجودُ الخارجیُّ لم یکونا جوهراً و لا عرضاً بالحقیقه»
یعنى هرچند ما «جوهر» را در تعریف انسان و «کم» را در تعریف سطح اخذ میکنیم و بدون آن تعریف تمام نیست، اما این اخذ ما به معنای آن نیست که این جوهر و کم در همهٔ عوالم (عدم، ذهن، علم الهی) جوهر و عرض بمانند. بلکه فقط وقتی که با وجود خارجى همراه شوند، جوهر یا عرض حقیقی میشوند.
اگر جوهر را در انسان اخذ نکنیم، افراد انسان در خارج هم جوهر نخواهند بود؛ اما همین که اخذ کردیم، این اخذ فقط به حمل اولى مشروط به وجود خارجى صادق است، نه به حمل شایع که در همه جا جوهر باشد.
اندارج نوع در جنس، مانند اندارج شخص در طبیعت نیست. زید واقعاً فرد انسان خارجى است و همهٔ آثار انسانیت را دارد؛ اما «انسان معقول» فرد انسان خارجى نیست تا همهٔ آثار جوهر بودن را داشته باشد. بنابراین:
«الماهیَّةُ إذا وُجِدَت فی الخارجِ کانت جوهراً أو عرضاً، و إذا لم توجد فهی لیس إلّا مفهومَ الجوهرِ أو مفهومَ العرضِ لا حقیقتَهما»
جمعبندی نهایی کتابچه
خلاصهٔ تمام سخن صدرالمتألهین قدسسره در این چند جملهٔ نورانی جمع میشود:
- طبیعت معقوله از حیث کلّیت و معقولیت، تحت هیچ مقولهای نیست؛ همان طبیعت خارجى است که در ذهن با وجود نفسانى موجود شده.
- احکام مقولى (جوهر بودن، عرض بودن، کم بودن و…) فقط با وجود خارجى پدید میآیند.
- وجود ذهنى یا حالّه است یا ملکه، یا مظهر است یا مصدر؛ و هر چهار داخل در کیف نفسانىاند.
- تعاریف فلسفى همگى به حمل اولى و مشروط به وجود عینىاند؛ بدون وجود عینى، فقط «مفهوم جوهر» یا «مفهوم کم» در دست داریم، نه خود جوهر و کم.
- ماهیت من حیث هی هی اعتبارى است و جز مفهوم کلّیات طبیعى چیزى نیست؛ حقیقت جوهر و عرض و سایر مقولات، تنها به ظهور وجود عینى پدیدار میگردند.
این است رهاورد بىبدیل حکمت متعالیه در باب وجود ذهنى که تمام شبهات پیشین را یکجا فرو ریخت و راه را براى فهم دقیقتر رابطهٔ ذهن و عین گشود.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!