متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش پنجاه و ششم: شيئيت و امکان، معقولات ثانيه فلسفي و نه منطقي
مقدمه بخش
در اين مقام، حکيم متأله سبزواري و شارحان متأخر وي بر آناند که «شيئيت عامه» و «امکان» از جمله معقولات ثانيه فلسفياند، نه معقولات ثانيه منطقي؛ و تفاوت عميق اين دو در آن است که در معقولات ثانيه فلسفي، اتّصاف شيء خاص به صفت عامه در خارج واقع ميشود، ليکن عروض آن صفت عامه بر آن شيء خاص تنها در ذهن تحقق ميپذيرد.
اتّصاف الشيء الخاص بالشيئية العامة في الخارج واقع، ولكن عروض الشيئية العامة له في الذهن.
تمثيل روشن: أبوّت و عروض آن
فرض کنيد زيد در عالم خارج داراي فرزند است. در اين صورت، زيد در خارج متّصف به «أبوّت» ميگردد؛ يعني اتّصاف زيد به پدر بودن در خارج تحقق يافته است. اما خود مفهوم «أبوّت» به عنوان يک مفهوم کلي و عام، در خارج وجود مستقل و بحذاء ندارد؛ بلکه تنها در ذهن بر زيد عارض ميشود. پس:
- موصوف (زيد) در خارج است.
- صفت عامه (أبوّت) در ذهن عارض موصوف ميگردد.
دقيقاً همين حکم بر شيئيت عامه و امکان جاري است.
بررسي فرض عروض شيئيت عامه در خارج و بطلان آن
اگر کسي ادعا کند که شيئيت عامه نيز همانند اتّصاف، در خارج بر شيء خاص عارض ميشود، لازمهاش يکي از دو امر محال است:
- شيئيت عامه اگر در خارج باشد، خود نيز بايد «شيء» باشد → پس محتاج موضوع است.
- موضوع آن يا همان شيئيت عامه است → تقدم الشيء على نفسه (محال).
- و يا شيئيت عامه ديگري موضوع آن است → تسلسل (محال).
همچنين امور عامه در خارج وجود بحذاء ندارند؛ زيرا اگر وجود مستقل داشتند، يا از معقولات اوليه ميشدند (که نيستند) و يا لازمهاش وجود شيءٌ مطلق در خارج ميبود که معقول نيست.
اعتباري بودن ماهيت و به طريق اولي اعتباري بودن امکان
ماهيت (مانند انسانيت) در خارج وجود مستقل ندارد؛ صرفاً اعتبار ذهني است. امکان نيز که لازمه ماهيت است و به معناي سلب ضرورتين (وجوب و امتناع) ميباشد، به طريق اولي اعتبار ذهني است. زيرا سلب دو امر عدمي، هرگز وجود خارجي ندارد.
اشکالات چهارگانه بر عروض امکان در خارج
اگر فرض کنيم امکان نيز همانند يک عرض حقيقي در خارج بر ماهيت عارض ميشود، چهار اشکال قطعي پديد ميآيد:
اشکال اول: تسلسل يا تقدم شيء بر نفس
معروض يا ممكن است و يا نيست
اگر ممكن است:
→ يا امکانش به همين امکان عارضي است → تقدم شيء بر نفس
→ يا به امکان ديگري است → تسلسل
اگر ممكن نيست → يا واجب است يا ممتنع → انقلاب (تبديل ممكن به واجب يا ممتنع)
اشکال دوم: خلوّ شيء عن المواد الثلاثة
اگر معروض نه واجب باشد و نه ممكن و نه ممتنع، شيء از سه قسم وجود (وجوب، امکان، امتناع) خالي ميماند که محال عقلي است.
نتیجهگیری بخش
بنابراين، همه فروض باطل است و تنها راه صحيح آن است که:
- موصوف (شيء خاص و ماهيت خارجي) در خارج موجود است.
- صفت عامه (شيئيت، امکان، أبوّت و غيره) تنها در ذهن بر آن موصوف عارض ميگردد.
و اين است معناي دقيق «معقولات ثانيه فلسفي» در برابر «معقولات ثانيه منطقي»؛ زيرا در اوّلي، اتّصاف در خارج است و عروض در ذهن، و در دومي، هر دو در ذهناند.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!