شرح منظومه 079

متن تحقیق





امتناع اعادة المعدوم فی ميزان الحکمة المتعالیة


برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش هشتادم: امتناع اعادة المعدوم و دفع شبهات متکلمان اشعری

مقدمه‌ای بر مسئله

مسئله اعاده معدوم یکی از پیچیده‌ترین و عمیق‌ترین مباحث فلسفه اسلامی است که از زمان شیخ‌الرئیس ابن‌سینا تا عصر حاضر، میان حکما و متکلمان اختلاف عمیقی پدید آورده است. حکمت متعالیه بر آن است که بازگرداندن همان معدوم به وجود، بالذات و بالبداهة ممتنع است؛ حال آنکه برخی متکلمان اشعری آن را جائز شمرده و از امکان آن دفاع کرده‌اند. این بخش به بیان دقیق استدلال حکما و پاسخ به اشکالات مشهور متکلمان اختصاص دارد.

تقریر استدلال قائلین به جواز اعاده معدوم

متکلمان اشعری که قائل به جواز اعاده معدوم‌اند، استدلال خود را چنین تقریر می‌کنند:

«إنه لو امتنعت إعادة المعدوم، فذلک الامتناع إما لماهيته أو للازم ذاتها أو لعارض مفارق لها. فإن کان لماهيته أو للازمه، لزم أن لا يوجد ابتداءً، وقد وجد. وإن کان لعارض مفارق، فالعارض المفارق یزول، فیزول الامتناع معه، فتکون الإعادة ممکنة».

به عبارت دیگر:

اگر بازگرداندن معدوم ممتنع باشد، این امتناع یا به سبب ماهیت معدوم است، یا به سبب لازم ذات ماهیت، یا به سبب عارض مفارقی که بر آن عارض شده است. اگر به سبب ماهیت یا لازم ذات باشد، باید از ابتدا هم ایجاد آن ممتنع می‌بود، در حالی که بار اول ایجاد شده است. و اگر به سبب عارض مفارق باشد، عارض مفارق زائل‌شدنی است؛ پس با زوال عارض، امتناع نیز زائل می‌گردد و اعاده ممکن می‌شود.

جواب حکما: امتناع به سبب امر لازم غیرقابل زوال

حکما در پاسخ می‌فرمایند: امتناع اعاده معدوم نه به سبب ماهیت است، نه به سبب لازم ذات ماهیت، و نه به سبب عارض مفارق قابل زوال، بلکه به سبب امر لازمی است که بعد از اولین معدوم شدن بر این شیء عارض شده و هرگز از آن منفک نمی‌گردد.

آن امر لازم، «سابقة العدم» یا «کون الموجود بعد العدم» است. یعنی این شیء اکنون دارای صفت «موجود بودن پس از یک عدم سابقه‌دار» است. این صفت، عارض لازمی است که پس از اولین معدوم شدن بر او لازم آمده و دیگر هرگز زائل نمی‌شود.

تمثیل معروف در این مقام چنین است:

دستی را فرض کنید که شکسته و دیگر هرگز التیام نمی‌یابد. پیش از شکستن، قابلیت نوشتن داشت، اما پس از شکستن دائمی، دیگر هرگز نمی‌تواند بنویسد. همچنین است معدومی که یک بار موجود شد و سپس معدوم گردید؛ صفت «سابقة العدم» بر او لازم آمد و این صفت، هرگز از او جدا نمی‌شود. پس نمی‌توان همان فرد را با همان هویت عددی و بدون این صفت سابقه‌دار بازگرداند، و بازگرداندن با این صفت نیز محال است، زیرا وجود سابق او بدون سابقه عدم بوده است.

بیان دقیق‌تر: تفاوت میان ایجاد اولیه و اعاده

در ایجاد اولیه، شیء هنوز فاقد صفت سابقه عدم است، لذا ایجادش ممکن است. اما در اعاده، بازگشت همان فرد بدون صفت سابقه عدم ممکن نیست (زیرا سابقه عدم داشته)، و بازگشت با صفت سابقه عدم نیز محال است (زیرا وجود سابق او بدون این صفت بوده). پس در هر دو حالت، اعاده همان معدوم بالذات ممتنع است.

دفع تمسک متکلمان به اصل امکان

برخی متکلمان می‌گویند: ما دلیل قطعی بر امتناع اعاده معدوم نداریم، پس طبق قاعده مشهور حکما که ابن‌سینا و دیگران فرموده‌اند:

بسم الله الرحمن الرحیم
كُلُّ مَا لَمْ يَقُمِ الْبُرْهَانُ عَلَى امْتِنَاعِهِ فَهُوَ مُمْكِنٌ

هر چیزی که برهان بر امتناعش قائم نشده باشد، ممکن است.

پس اعاده معدوم را در منطقه امکان قرار می‌دهیم و می‌گوییم احتمال بازگشت معدوم وجود دارد.

رد این تمسک از سه جهت

حکیم متأله در پاسخ می‌فرماید: تمسک به این اصل پس از اقامه برهان، امری غریب و نادرست است:

  1. این اصل تنها در جایی جاری است که هیچ دلیلی بر ایجاب یا منع وجود نداشته باشد، نه پس از آنکه ادله متعدد و براهین بديهية بر امتناع اقامه شده است.
  2. غایت این اصل، تحیر عملی در احکام شرعی است، نه در مسائل نظری و فلسفی که محل برهان است.
  3. معنای اصل نزد ابن‌سینا و حکما، «احتمال عقلی و عدم انکار شتاب‌زده» است، نه اعتقاد به امکان ذاتی و جواز واقعی.

پس پس از آنکه حکما از راه‌های گوناگون (بداهت عقلی، تحلیل وجود و عدم، استحاله ترجیح بلامرجح، و…) بر امتناع اعاده معدوم برهان آورده‌اند، دیگر جای تمسک به اصل امکان نیست.

معنای دقیق اصل امکان نزد حکما

مراد ابن‌سینا و حکما از این کلام این نیست که هر چه برهان بر امتناعش نیامده، امکان ذاتی دارد، بلکه مراد آن است که:

«ما لا دلیل على وجوبه و لا على امتناعه، لا ينبغي أن يُنكَر سريعاً، بل يوضع في بقعة الاحتمال العقلي حتى يأتي البرهان».

یعنی سزاوار نیست که انسان چیزی را که دلیل بر وجوب یا امتناعش ندارد، شتابان انکار کند، بلکه آن را در منطقه احتمال عقلی قرار دهد تا برهان برسد. نه آنکه بگوید هر چه نمی‌دانم، امکان ذاتی دارد.

نتیجه‌گیری بخش

بنابراین، اعاده معدوم به معنای بازگرداندن همان فرد با همان هویت عددی و با تمام ویژگی‌ها و عوارض سابقش، بالذات و بالبداهة ممتنع است. این امتناع هیچ ارتباطی با معاد جسمانی ندارد، زیرا معاد جسمانی یا به صورت تعلق روح به بدن جدید عنصری است، یا به صورت إعادة در نشئه مثالی، یا به شیوه‌هایی که هیچ‌یک داخل در عنوان «اعاده معدوم» نیست.


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)