شرح منظومه 123

متن تحقیق





مراتب علم حق در منظومه سبزواری


مراتب علم حق در منظومه سبزواری

برگفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش بیست و هفتم و بیست و هشتم: مراتب علم حق و وحدت در کثرت

مقدمه: از وحدت در کثرت تا کثرت در وحدت

پس از آن بیان بلند و سترگ که علم ذاتی حق را به معلوماتش — که همان ماسوی‌الله است — تبیین کرد و وحدت در کثرت و کثرت در وحدت را به کمال رساند، اکنون نوبت بیان مراتب علم حق است. کثرت در وحدت، همان مقام ذات و علم ذاتی است؛ و وحدت در کثرت، فعل حق و فیض مقدس اوست. این بیان که مراتب علم حق را می‌گشاید، از خود بیان علم حق سنگین‌تر، پیچیده‌تر و مغلق‌تر است؛ زیرا حق تعالی موجودات را از یک طریق و در یک وعاء و از یک جهت مشاهده نمی‌کند، بلکه موجودات در محضر حق به بیش از یک وجود حاضرند.

لبّ مطلب: موجودات در محضر حق متعددند، نه به تعدد انفکاکی، بلکه به تعدد مراتب. این تعدد، همان مراتب علم حضوری حق است.

تقسیمات هستی در فلسفه و عرفان

تاکنون هستی را به گونه‌های گوناگون تقسیم کرده‌ایم: وجود واجب و ممکن؛ مجرد و مادی؛ مجرد ممکن یا عقل است یا نفس؛ و ممکن غیرمجرد، عالم ناسوت و ماده. یا تقسیم به جوهر و عرض؛ یا به کلی و جزئی؛ یا به علمی و معلولی. همه این تقسیمات در واقع تبیین «وحدت در کثرت» بود؛ یعنی نزول حق و جریان فیض او. هنگامی که فیض را جاری می‌کنیم، از تجرد واجبی به تجرد ممکنی و سپس به ماده می‌رسیم؛ و این همان وحدت در کثرت است. اما هنگامی که همه را به وحدت بازمی‌گردانیم، می‌گوییم: «الحق»؛ و این کثرت در وحدت است.

فیض با فیّاض است، نه فیض تنها

در این سیر نزولی، دوییتی در عالم نیست. هستی یک فیض است و یک فیّاض. عالم فی دنوه و دان فی علوه. هر جا روید، حق است و هر کجا سر برکشید، حق است. این بیان دو جهت دارد که کلید گشایش بحث مراتب علم است:

  • موجودات مانند زنجیری نیستند که یکی دست دیگری را بگیرد و قبلی وداع کند؛
  • حق هنگام نزول، بالا را خالی نمی‌کند؛ مانند سنگی که از بالا به پایین افتد و بالا تهی شود؛
  • بلکه تمام عالم هستی سراسر بشائر ایادی حق و معدات حق و مجاری حق است.

لبّ لباب: هر ذره‌ای که از فیض حق سرایان می‌یابد، حق به عقل می‌دهد، حق و عقل به نفس می‌دهند، حق و نفس به ناسوت می‌دهند، حق و کلی به جزئی می‌دهد، حق و تجرد به ماده می‌دهد، و حق و موجودات به حق می‌دهند. پس در لابه‌لای هستی هر کجا قدم نهید، حق است.

ید الله مع الجماعة به معنای حقیقی

در روایات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) آمده که چون دست مؤمن بر دست مؤمن نهاده شود و فشار دهد، دست خدا میان دست‌های آنهاست. این اضافه حقیقی است، نه اعتباری. اگر این اضافه حقیقی نباشد، دو دست به هم نمی‌چسبد. مضاف و مضاف‌الیه بدون اضافه تحقق نمی‌یابد. پس حق با همه هستی است؛ اضافه حقیقی، یعنی اشراف حق و فیض حق.

وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ
و تو پرتاب نکردی آن‌گاه که پرتاب کردی، بلکه خدا پرتاب کرد (انفال: ۱۷)

مراتب علم حق یعنی مراتب هستی

حق همه هستی را از حب ذاتش می‌بیند، از عقل می‌بیند، از نفس می‌بیند، از کلی می‌بیند، از جزئی می‌بیند. حق «ذو عینین» است: یکی از خودش می‌بیند، یکی از خلقش می‌بیند. نفس را هم مستقیم از ذات می‌بیند و هم از عقل؛ ماده را هم از ذات، هم از عقل، هم از نفس، هم از خود ماده. پس مراتب علم حق، خود مراتب هستی است.

تقسیم‌بندی شش‌گانه مراتب علم

این مراتب را می‌توان به شش نام خلاصه کرد (هرچند لا یتناهی است):

  1. عنایت: علم ربانی و کلی حق
  2. قلم: عقل اول و عالم عقول
  3. قضا: نظام تفصیلی کلی
  4. لوح: نفس کلیه یا لوح محفوظ
  5. قدر: تعین جزئی در عالم مثال
  6. سجل الکون: جزئیات عالم خارج و ماده

تذکر کلیدی: این شش، خلاصه لا یتناهی مراتب است. مانند راه تهران: صد کیلومتر بگویید، پنج منزل بگویید، یا هزار مرحله؛ همه صحیح است. «جمعش کنی مشتی است، ولش کنی دشتی است».

نقد ملاصدرا بر سجل الکون و پاسخ

مرحوم صدرالمتألهین سجل الکون را از مراتب علم خارج کرد، زیرا گمان برد علم به کثرت خارجی با وحدت علم الهی سازگار نیست و تغییر می‌آورد. پاسخ: علم به کثرت، از طریق کثرت نیست تا انفعال لازم آید؛ علم حضوری است و حق با خود کثرت نیز حاضر است. پس سجل الکون نیز مرتبه‌ای از علم حق است.

تفصیل دو مرتبه نخست

۱. عنایت

«ما مِن بدایة للوجود إلی نهایة له إلا و انطباعه فی الواحد عنایة»
یعنی همه هستی از اول تا آخر در وحدت مطلقه (ذات احدی) منطبع است؛ این انطباع را عنایت می‌گویند. نزد مشائین صور مرتسمه زاید بر ذات بود، اما نزد اشراقیین و عرفا علم حضوری وحدانی است و عین ذات. این علم مقدم بر نظام خارجی و منشأ آن است: عالم العلم → عالم العین. پس نظام خارجی ظل نظام ربانی است و از این نظام اشرف و احسن ممکن نیست.

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
خداوند نور آسمان‌ها و زمین است (نور: ۳۵)

۲. قلم

اشرف ممکنات و اقرب آن‌ها به حق، عقل اول است. چرا قلم؟ زیرا واسطه افاضه همه صور مادون است. همه عقول را «اقلام» و عقل اول را «قلم اعلی» می‌گویند. در لسان شرع، انبیا و اوصیا اقلام الله‌اند و خاتم الأنبیاء صلی‌الله‌علیه‌وآله کمال و جمال همه انبیاست.

جمع‌بندی نهایی

حق همه موجودات را هم بی‌واسطه می‌بیند و هم با همه واسطه‌ها. همه مراتب، مرایای یکدیگرند و حق در همه حاضر است. پس مراتب علم حق، خود مراتب هستی است. هر نامی که نهید — شش، ده، صد یا لا یتناهی — فرقی نمی‌کند. اصل آن است که:

فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
پس به هر سو روید، آنجا وجه خداست (بقره: ۱۱۵)
وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا
و هیچ برگی نمی‌افتد مگر آنکه او آن را می‌داند (انعام: ۵۹)


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)