متن تحقیق
برگفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش هفتم: کاوش در حقیقت ماده و تقسیرهای آن
پس از بیان علت صوری و صورت، نوبت به بیان علت مادی و ماده میرسد. ماده نیز همچون صورت دارای تعریفی است و سپس تقسیرهایی بر آن عارض میگردد.
واژگان گوناگونی چون «ماده»، «هیولی»، «عنصر» و «اسطقسوس» همه دلالت بر یک حقیقت میکنند؛ حقیقتی که جز قابلیت محض نیست، فاقد هرگونه فعلیت و فاعلیت ذاتی است و فعلیت آن عین محض قوه بودنش میباشد.
| ماده آن است که حامل قوّه شیء باشد؛ یعنی چیزی که شئ در آن به امکان موجود است، چنانکه نطفه حامل قوه انسان است و دانه گندم حامل قوه خوشه. |
دو معنای ماده: اخص و اعم
همچنان که ماهیت را به دو معنا به کار میبریم — یکی به معنای اخص در مقابل وجود، و دیگری به معنای اعم که وجود را نیز دربرمیگیرد — ماده نیز چنین است:
- ماده به معنای اخص: همان قابل صوری جوهر است که در مقابل صورت قرار میگیرد. ماده و صورت هر دو جوهرند و از اتحاد آن دو جسم و جسمانیت پدید میآید.
- ماده به معنای اعم: شامل سه قسم است:
- ماده در مقابل صورت جوهر (همان قسم اخص)
- موضوع عرض (معروض)؛ مانند دیوار که موضوع بیاضی است
- بدن که محل تعلق نفس است (ماده تدبیری)
حلول حقیقی و حلول تعلقی
حلول صورت در ماده گاهی حقیقی است — یعنی صورت واقعاً حالّ در ماده و ماده محلّ حقیقی آن است — و گاهی تعلقی است؛ زیرا نفس مجرد است و به بدن حلول حقیقی نمیکند، بلکه به آن تعلق تدبیری دارد. از اینرو بدن را نیز به معنای اعم «ماده» مینامیم.
تقسیمات ماده
تقسیمات ماده بر دو قسم عمده است:
الف. تقسیمات من حیث المحلیة (تقسیمات مربوط به خود محل)
| مفردة ← تنها یک ماده (مانند کاغذ برای خط) |
| مركبة بانضمام ← چند ماده با هم (خشت، آهن، چوب، شیشه → ماده برای صورت «خانه») |
| بلاتغیّر ← ماده تغییر نمیکند (کاغذ همان کاغذ میماند) |
| مع التغیّر ← ماده دگرگون میشود |
| بالزیادة ← مانند نطفه → انسان (به ذات افزوده میشود) |
| بالنقیصة ← مانند چوب → میز (از آن کاسته و تراشیده میشود) |
| ذاتی ← زیاده یا نقیصه در ذات ماده (نطفه) |
| وصفی ← زیاده یا نقیصه در وصف (رنگ کاغذ) |
ب. تقسیمات من حیث الحالیة (تقسیمات از حیث قابلیت ماده برای صورتها)
| قابل صورت واحدة فقط ← مانند ماده افلاک (به قول قدما، صورت فلکی ثابت است) |
| قابل صور کثیرة متناهیة ← مانند عصیر عنبی (خل، خمر، جسد مرده…) |
| قابل صور لایتناهیة ← هیولی اولی که همه صورتهای عالم ماده را میتواند بپذیرد |
معادلات لفظی ماده
همه این واژگان یک حقیقتاند، لیکن از حیث نظر متفاوت:
- عنصر ← به اعتبار ترکیب
- اسطقس ← به اعتبار تجزیهپذیری
- ماده ← به اعتبار پذیرش صورت
- هیولی ← به اعتبار نفسالامر و بیصورتی محض
| ماده به بیصورتی محال است؛ یعنی در عالم خارج، ماده هیچگاه بدون صورت نیست، حتی هیولی اولی نیز در خارج با صورت همراه است. |
جمعبندی بخش
ماده حقیقتی است قابل، محض قوه، حامل قوه شیء و فاقد هرگونه فعلیت ذاتی. به معنای اخص، مقابل صورت جوهر است و به معنای اعم، شامل موضوع عرض و بدن تدبیری نفس نیز میشود. تقسیمات آن یا از حیث خود محل است (مفرد یا مرکب، بلا تغییر یا با تغییر، بالزیاده یا بالنقیصه، ذاتی یا وصفی) و یا از حیث قابلیت برای صورتها (واحده، کثیره متناهیه، یا لایتناهیه). همه این تقسیرها دریچههاییاند به سوی فهم دقیقتر از ساختمان وجود جسمانی و مراتب قابلیت در عالم کون و فساد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!