شرح منظومه 225

متن تحقیق





شرح منظومه سبزواری – بحث ماده (غرر هفتم)

برگفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش هفتم: کاوش در حقیقت ماده و تقسیرهای آن

پس از بیان علت صوری و صورت، نوبت به بیان علت مادی و ماده می‌رسد. ماده نیز همچون صورت دارای تعریفی است و سپس تقسیرهایی بر آن عارض می‌گردد.
واژگان گوناگونی چون «ماده»، «هیولی»، «عنصر» و «اسطقسوس» همه دلالت بر یک حقیقت می‌کنند؛ حقیقتی که جز قابلیت محض نیست، فاقد هرگونه فعلیت و فاعلیت ذاتی است و فعلیت آن عین محض قوه بودنش می‌باشد.

ماده آن است که حامل قوّه شیء باشد؛ یعنی چیزی که شئ در آن به امکان موجود است، چنان‌که نطفه حامل قوه انسان است و دانه گندم حامل قوه خوشه.

دو معنای ماده: اخص و اعم

همچنان که ماهیت را به دو معنا به کار می‌بریم — یکی به معنای اخص در مقابل وجود، و دیگری به معنای اعم که وجود را نیز دربرمی‌گیرد — ماده نیز چنین است:

  • ماده به معنای اخص: همان قابل صوری جوهر است که در مقابل صورت قرار می‌گیرد. ماده و صورت هر دو جوهرند و از اتحاد آن دو جسم و جسمانیت پدید می‌آید.
  • ماده به معنای اعم: شامل سه قسم است:
    1. ماده در مقابل صورت جوهر (همان قسم اخص)
    2. موضوع عرض (معروض)؛ مانند دیوار که موضوع بیاضی است
    3. بدن که محل تعلق نفس است (ماده تدبیری)

حلول حقیقی و حلول تعلقی

حلول صورت در ماده گاهی حقیقی است — یعنی صورت واقعاً حالّ در ماده و ماده محلّ حقیقی آن است — و گاهی تعلقی است؛ زیرا نفس مجرد است و به بدن حلول حقیقی نمی‌کند، بلکه به آن تعلق تدبیری دارد. از این‌رو بدن را نیز به معنای اعم «ماده» می‌نامیم.

تقسیمات ماده

تقسیمات ماده بر دو قسم عمده است:

الف. تقسیمات من حیث المحلیة (تقسیمات مربوط به خود محل)

مفردة ← تنها یک ماده (مانند کاغذ برای خط)
مركبة بانضمام ← چند ماده با هم (خشت، آهن، چوب، شیشه → ماده برای صورت «خانه»)
بلاتغیّر ← ماده تغییر نمی‌کند (کاغذ همان کاغذ می‌ماند)
مع التغیّر ← ماده دگرگون می‌شود
بالزیادة ← مانند نطفه → انسان (به ذات افزوده می‌شود)
بالنقیصة ← مانند چوب → میز (از آن کاسته و تراشیده می‌شود)
ذاتی ← زیاده یا نقیصه در ذات ماده (نطفه)
وصفی ← زیاده یا نقیصه در وصف (رنگ کاغذ)

ب. تقسیمات من حیث الحالیة (تقسیمات از حیث قابلیت ماده برای صورت‌ها)

قابل صورت واحدة فقط ← مانند ماده افلاک (به قول قدما، صورت فلکی ثابت است)
قابل صور کثیرة متناهیة ← مانند عصیر عنبی (خل، خمر، جسد مرده…)
قابل صور لایتناهیة ← هیولی اولی که همه صورت‌های عالم ماده را می‌تواند بپذیرد

معادلات لفظی ماده

همه این واژگان یک حقیقت‌اند، لیکن از حیث نظر متفاوت:

  • عنصر ← به اعتبار ترکیب
  • اسطقس ← به اعتبار تجزیه‌پذیری
  • ماده ← به اعتبار پذیرش صورت
  • هیولی ← به اعتبار نفس‌الامر و بی‌صورتی محض
ماده به بی‌صورتی محال است؛ یعنی در عالم خارج، ماده هیچ‌گاه بدون صورت نیست، حتی هیولی اولی نیز در خارج با صورت همراه است.

جمع‌بندی بخش

ماده حقیقتی است قابل، محض قوه، حامل قوه شیء و فاقد هرگونه فعلیت ذاتی. به معنای اخص، مقابل صورت جوهر است و به معنای اعم، شامل موضوع عرض و بدن تدبیری نفس نیز می‌شود. تقسیمات آن یا از حیث خود محل است (مفرد یا مرکب، بلا تغییر یا با تغییر، بالزیاده یا بالنقیصه، ذاتی یا وصفی) و یا از حیث قابلیت برای صورت‌ها (واحده، کثیره متناهیه، یا لایتناهیه). همه این تقسیرها دریچه‌هایی‌اند به سوی فهم دقیق‌تر از ساختمان وجود جسمانی و مراتب قابلیت در عالم کون و فساد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)