متن تحقیق
بررسی فلسفی حدوث و نیاز حادث به علت
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: رد فرض علّیت عدم سابق بر وجود حادث
در این مقام، حکیم سبزواری به رد این احتمال میپردازد که عدم سابق بتواند علت یا شرطی برای وجود ممکن و حادث باشد. ایشان میفرماید: چگونه میتوان تصور کرد که حدوث، علت وجود حادث گردد، در حالی که – چنانکه پیشتر بیان شد – حدوث در برابر ماده قرار دارد؛ ماده را وعایی خارجی و نفسالامری دانستیم و نفسالامر را جهتی قضیه و امری انتزاعی و ذهنی شمردیم.
حدوث، وجودی است که به سبب فقر و نیازش، این حدوث بر آن وجود منطبع شده و از آن موجود، به مراتب متأخر است. اگر مراتب را منظم سازید، خواهید دید که حدوث متأخر است.
نکته کلیدی: عدم سابق نمیتواند علت یا شرط وجود حادث باشد؛ زیرا فاقد خصوصیت و اختصاص به وجود لاحق است و تصور آن فرع بر وجود حادث میباشد، که لزوم دور را در پی دارد.
دليل دوم این است که چگونه میتوان تصور کرد وجود ممکن مشروط به سبق عدم باشد، در حالی که عدم سابق، مفعول آن وجود است. عدم سابق بر وجود خاص، مخصوص آن وجود خاص نیست؛ زیرا عدم مخصوص، عدم بدلی است که نقيض وجود بوده و با آن معیت دارد، نه سبق زمانی.
عدم بدلی، آن عدم است که با وجود شیء، نبود حاصل شود و با نبودش، وجود پدید آید. عدم سابق اما، صفت سابق ندارد و مطلق است؛ از اینرو مخصوص شیء خاصی نمیگردد.
بیان این مطلب چنین است: عدم بدلی، نقيض وجود است؛ بنابراین عدم سابق، نقيض وجود نیست و نمیتواند عدم خاص و مخصوص شیء باشد. عدم خاص شیء، آن است که نقيضش باشد؛ یعنی وجودش رفع عدم کند و عدمش رفع وجود. عدم سابق اما، چنین نیست؛ بلکه بدلی برای آن کون نیست، بلکه مطلق و فاقد قید است.
علاوه بر این، اگر عدم سابق را شرط یا علت بدانیم، دور لازم آید؛ زیرا تصور و تحقق عدم سابق، محتاج به وجود لاحق است و وجود لاحق نیز – بر فرض – محتاج به عدم سابق. این دور، همچون دور در حصص و سهام است که هر یک محتاج دیگری میگردد.
تمثیل زیبا و روشنگر این مطلب، رابطه پدر و پسر است: پدر بدون پسر، پدر نیست و پسر بدون پدر، پسر نیست؛ هر دو قائم به اضافه مشروط ابوتاند و هیچیک علت واقعی دیگری با تقدم نیست، بلکه معیت دارند.
نتیجهگیری بخش نخست
عدم سابق نه مخصوص وجود حادث است و نه میتواند علت یا شرط آن باشد؛ زیرا یا نقيض وجود نیست و یا تصور آن فرع بر وجود لاحق است که دور را ایجاب میکند.
بخش دوم: بررسی چهار حالت ممکن برای فرض عدم به عنوان شرط وجود ممکن
حکیم سبزواری در بیان تفصیلی میفرماید: اگر عدم را شرط وجود ممکن فرض کنیم، از چهار حالت خارج نیست:
- عدم مطلق: این عدم، سابق و لاحق ندارد و نمیتواند شرط حادث خاص باشد؛ زیرا شرطیت برای حادث خاص، نیازمند اختصاص و اضافه است و عدم مطلق فاقد آن است.
- عدم مضاف به حادث خاص (عدم سابق): در این صورت، دور لازم آید؛ زیرا هر یک از مضاف (عدم) و مضافالیه (وجود) بر دیگری متوقف است.
- عدم بدلی: این عدم، نقيض کون حادث است و با تحقق وجود، ارتفاع مییابد. علت اما باید با معلول معیت داشته باشد، نه اینکه با تحقق معلول نابود گردد.
- حیثیت ذاتیه عدم (لا اقتضاء الوجود): این حالت به اعتبار امکان ماهوی بازمیگردد که واسطه در اثبات است، نه در ثبوت؛ و نیاز حقیقی از امکان فقری است، نه از عدم.
نکته ممتاز: عدم حقیقی شیء، عدم بدلی آن است که رفع شیء بوده و فرع بر وجود شیء میباشد، نه سابق بر آن. بنابراین، عدم سابق به هیچ عنوان نمیتواند علت یا شرط نیاز حادث باشد.
ذکر عدم بدلی در کلام حکیم، اشارتی لطیف است به اینکه عدم سابق در حقیقت عدم شیء نیست؛ بلکه عدم حقیقی، همان عدم بدلی است که با وجود شیء معیت دارد و سبق زمانی ندارد.
نتیجهگیری بخش دوم
هیچیک از حالات چهارگانه عدم نمیتواند شرط یا علت وجود حادث باشد؛ از اینرو نیاز حادث به علت، از فقر ذاتی و امکان فقری ناشی میشود، نه از سبق عدم.
جمعبندی نهایی
در این بررسی، روشن گردید که فرض علّیت یا شرطیت عدم سابق بر وجود حادث، باطل است؛ زیرا عدم سابق نه مخصوص شیء است، نه نقيض وجود، و فرض آن دور را ایجاب میکند. عدم حقیقی شیء، عدم بدلی و نقيض وجود آن است که معیت دارد و نمیتواند علت باشد. بنابراین، نیاز حادث به علت، امری ذاتی و ناشی از فقر وجودی است، نه وابسته به عدم پیشین. این برهان، پایهای استوار برای اثبات نیاز ممکنات به واجبالوجود فراهم میآورد.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!