شرح منظومه 413

متن تحقیق





شرح منظومه حکمت متعالیه: بخش طبیعت – قسمت بیستم

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش بیستم: علت تعدد و اختلاف اشکال اجسام در عالم ماده

مقدمه بخش

در این بخش از منظومه حکیم حاج ملاهادی سبزواری، به کاوش در علل کثرت و تنوع اشکال اجسام مادی پرداخته می‌شود. پرسش بنیادین آن است که چرا در عالم طبیعت، اشکال، ابعاد و مقادیر گوناگون پدیدار می‌گردند؟ چرا همه اجسام به یک شکل و اندازه واحد محدود نشده‌اند؟ این بحث، همچون نگینی در انگشتری حکمت متعالیه، روشنگر مراتب وجودی جسم و پیوند آن با ماده و صورت است.

بیان مسئله و امکان‌های سه‌گانه

تعدد اشکال و اجسام در عالم ماده، پدیده‌ای آشکار است که نیازمند تبیین علّی می‌باشد. علت این کثرت و تفاوت در شکل، بعد و مقدار چیست؟ سه امکان منطقی پیش روی فیلسوف قرار دارد:

  1. نفس صورت جسمیه (یعنی جوهر فعلی جسمانیت یا امتداد) علت این تعدد باشد.
  2. شیء خارجی و غیر از جسم (فاعل بیرونی) علت آن گردد.
  3. هیولی (ماده اولی) و لواحق و عوارض آن علت و عامل این تنوع شوند.

این سه امکان، همچون سه راهی در باغستان حکمت، بررسی می‌شوند تا راه صواب نمایان گردد. البته این تنوع، در نهایت به عنایت الهی و فیض حق تعالی بازمی‌گردد، لیکن در مرتبه طبیعی، باید علل قریب آن را جستجو کرد.

آنچه برای تعدد آماده است، نه نفس جسمانیت است و نه امر خارجی محض، بلکه ماده و عوارض آن – همچون صغر و کبر، حالات، فعلیات و انفعالیات ماده از قبیل برودت، رطوبت، یبوست، نرمی، زبری، شلی و سفتی – عامل اصلی این تشکل و تنوع می‌باشند.

نکته کلیدی: علت کثرت اشکال اجسام، نه در وحدت صورت جسمیه و نه در فاعل خارجی محض، بلکه در کثرت حالات و عوارض هیولی نهفته است. این عوارض، همچون موج‌های دریا بر سطح ماده، اشکال گوناگون پدید می‌آورند.

ابطال دو امکان نخست

ابطال نفس صورت جسمیه به عنوان علت تعدد

اگر صورت جسمیه را علت تعدد اشکال بدانیم، اشکالات متعددی پدیدار می‌گردد. نخست آنکه صورت جسمیه واحد است؛ همه اجسام – از نطفه تا آهن و گندم – یک صورت جسمیه مشترک دارند که همان امتداد و جسمانیت است. صورت نوعیه است که متعدد می‌شود، نه صورت جسمیه.

علت واحد، معلول واحد ایجاب می‌کند. بنابراین، یا باید تنها یک جسم در عالم وجود داشته باشد، یا همه اجسام یک شکل و یک مقدار داشته باشند. همچنین، جزء و کل باید در شکل و مقدار مساوی گردند، زیرا امتداد در جزء و کل یکی است. حال آنکه مشاهده می‌کنیم جزء و کل متفاوت‌اند؛ یک سانتیمتر با صد متر در مقدار و شکل تابع آن برابر نیست.

اگر فرض کنیم صورت جسمیه به تنهایی (لو انفرد عن الماده و لواحقها) علت شکل باشد، وحدت شکل لازم می‌آید، یا وحدت جسم، یا تساوی مقادیر، که همه با شهود باطل است.

ابطال فاعل خارجی (غییر) به عنوان علت تعدد

اگر فاعل خارجی را علت بدانیم، نسبت آن به همه امتدادات جسمانی (متصل) مساوی است. ترجیح یکی بر دیگری بدون مرجح محال است. چرا به یک امتداد شکل بزرگ و به دیگری شکل کوچک دهد؟ این ترجیح بلا مرجح است.

علاوه بر آن، صورت جسمیه بنفسه منفعل نیست؛ قابلیت انفعال در هیولی است. اگر فاعل خارجی مستقیماً بر امتداد اثر گذارد، امتداد منفعل می‌گردد بدون هیولی، که باطل است.

نکته ممتاز: صورت جسمیه فعلیت محض است و قابلیت پذیرش شکل از غیر را ندارد. هرگونه انفعال در امتداد، مستلزم دخالت هیولی است، وگرنه تناقض پدید می‌آید.

اثبات هیولی و عوارض آن به عنوان علت تعدد

با ابطال دو امکان پیشین، تنها راه باقی‌مانده آن است که هیولی و لواحق آن علت کثرت و تنوع اشکال باشند. اختلاف در حالات ماده – همچون انقطاع و اتصال، تخلخل و تکاسف، اختلاف در قبولی کیفیات فعلیه (حرارت، برودت، رطوبت، یبوست) و انفعالیه (نرمی، زبری، سفتی) و ورود انفعالات بر هیولی – موجب اختلاف امتدادات و در نتیجه اشکال گوناگون می‌گردد.

تمثیل: ماده‌ای را حرارت دهی، منبسط و بزرگ می‌شود؛ برودت دهی، منجمد و کوچک. با ترکیبی رنگ می‌گیرد، با ترکیب دیگر رنگ دیگری. این حالات، همچون نقاش ماهری بر بوم هیولی، اشکال متنوع ترسیم می‌کنند.

صورت جسمیه جزء العله است؛ فیض واجب تعالی از طریق آن بر هیولی نازل می‌شود و به واسطه اختلافات هیولی، کثرت اشکال پدیدار می‌گردد.

تفاوت با دیدگاه افلاطونی

این تبیین بر پایه ترکیب جسم از ماده و صورت استوار است. اما افلاطون جسم را بسیط می‌دانست: جسم من حیث ذات فعلیت دارد و من حیث فعلش قابلیت. در این دیدگاه، نیازی به هیولی جداگانه نیست؛ خود جسم از حیث فعلیت فاعل و از حیث انفعالیت قابل است و اشکال لایتناهی پدید می‌آورد.

نتیجه‌گیری بخش

علت حقیقی تعدد و گوناگونی اشکال اجسام – چه فلکی و چه عنصری – تراکیب، هیئات، تقسیمات و عوارض فعلی و انفعالی ماده است. صورت جسمیه بنفسه ذو شکل است زیرا متناهی است، لیکن قوام این شکل به قابل بودن هیولی بازمی‌گردد. بدین‌سان، حکمت متعالیه با استدلالی روشن، راز کثرت در وحدت را می‌گشاید و ماده را محور تنوع در عالم طبیعت می‌نمایاند.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)