د: فهمپذيرى قرآنكريم و مفهوم «من خوطب به»
د: فهمپذيرى قرآنكريم و مفهوم «من خوطب به»
قرآنكريم، كلام بىهمتاى الهى، از ديرباز محور گفتوگوهاى عميق در ميان جوامع اسلامى بوده است. يكى از مسائل بنيادين در علوم قرآنى، فهمپذيرى اين كتاب آسمانى و مفهوم «من خوطب به» است كه پرسشهايى اساسى را در باب مخاطبان اصلى و چگونگى بهرهمندى از معارف آن مطرح مىسازد. ما به بررسى اين موضوع از منظر تاريخى، كلامى و تفسيرى مىپردازيم. هدف، ارائه ديدگاهى متعادل و جامع است كه هم عظمت قرآنكريم را پاس دارد و هم راه را براى بهرهمندى همگان از اين درياى معرفت هموار سازد.
ساختار اين اثر شامل بخشهايى نظاممند است كه با الهام از محتواى اصلى و تحليلهاى تكميلى، به كاوش در ابعاد مختلف فهمپذيرى قرآنكريم و جايگاه مخاطبان خاص و عام آن مىپردازد.
عظمت و جامعيت قرآنكريم
قرآنكريم، بهسان گوهرى بىهمتا، داراى اسماء و اوصافى است كه عظمت و جامعيت آن را نمايان مىسازد. عناوينى چون «نور»، «هدى» و «برهان» نهتنها به جايگاه والاى اين كتاب در نظام معرفتى اسلام اشاره دارند، بلكه كليدهايى براى فهم و بهرهمندى از آن ارائه مىدهند. اين اوصاف، قرآنكريم را به منبعى بىپايان براى استخراج علوم و معارف تبديل كرده است.
نكته كليدى : اسماء و اوصاف قرآنى، چونان چراغهايى در مسير فهم، راهنماى انسان به سوى معارف الهىاند.
تحليل و توضيح
تأكيد بر «وسعت محدود» قرآنكريم، تلاشى است براى تبيين ويژگىهاى اين كتاب در چارچوب فهم بشرى. اين مفهوم نشان مىدهد كه هرچند قرآنكريم دربرگيرنده معانى عميق و گسترده است، اما اين معانى در قالبى ارائه شدهاند كه براى انسان قابل درك و بهرهبردارى باشد. اين ديدگاه، قرآن را نهتنها كتابى دينى، بلكه منبعى جامع براى هدايت در تمامى ابعاد زندگى مىداند.
عظمت قرآنكريم در اسماء و اوصاف آن نهفته است كه آن را به منبعى بىبديل براى هدايت و معرفت تبديل كرده است. اين بخش، پايهاى براى فهم جايگاه والاى قرآن در ادامه بحث فراهم مىآورد.
قرآنكريم در بستر مواجهه با مخاطرات تاريخى
قرآنكريم در طول تاريخ با چالشها و بحرانهاى متعددى مواجه شده است، از تحريف و سوءتفسير گرفته تا انحراف در فهم و كاربرد. اين مخاطرات، از جريانهاى فكرى گوناگون مانند خوارج و معتزله تا تفاسير افراطى و تفريطى نشأت گرفتهاند. با اين حال، صلابت و انعطافپذيرى قرآنكريم آن را در برابر اين تهديدات حفظ كرده است.
نكته كليدى : قرآنكريم، چونان صخرهاى استوار در برابر امواج حوادث تاريخى، پايدار و مصون مانده است.
حفظ الهى قرآنكريم
نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَاِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (حجر: 9)
ما اين ذكر را فرو فرستاديم و همانا ما نگهبان آنيم.
اين آيه، وعدهاى الهى براى حفاظت از قرآنكريم در برابر هرگونه دستبرد بشرى است. مفهوم «حفظ» نهتنها به مصونيت لفظى، بلكه به حفظ معانى و معارف قرآنى نيز اشاره دارد. اين تضمين الهى، شبهات تحريف را بىاعتبار مىسازد.
قرآنكريم، با وجود مواجهه با مخاطرات تاريخى، به مدد حفاظت الهى، از هرگونه تحريف و انحراف مصون مانده است. اين بخش، اهميت استوارى قرآنكريم در برابر چالشهاى تاريخى را برجسته مىسازد.
فهمپذيرى قرآنكريم و اختلافات تاريخى
در ميان جوامع اسلامى، دو ديدگاه متضاد در باب فهمپذيرى قرآنكريم شكل گرفته است: يكى معتقد به غيرقابل فهم بودن قرآن است و ديگرى آن را براى همگان قابل درك مىداند. اين دو قطب، به ترتيب، به تفريط و افراط در فهم قرآنكريم منجر شدهاند.
ديدگاه تفريطى، كه در برخى از جريانهاى اسلامى رواج يافت، قرآنكريم را چنان عميق و پيچيده مىدانست كه تنها براى گروهى خاص قابل فهم بود. اين ديدگاه، به دورى از قرآنكريم و محدود شدن به قرائت صرف آن انجاميد. در مقابل، ديدگاه افراطى، قرآنكريم را بهسان كتابى عادى مىديد كه هر فرد با دانش زبان عربى مىتواند آن را فهم كند، بىنياز از هدايت عالمان.
نكته كليدى : افراط و تفريط در فهم قرآنكريم، چونان دو لبه تيز، راه را بر بهرهمندى كامل از اين كتاب آسمانى بسته است.
پيامدهاى تاريخى ديدگاههاى افراطى و تفريطى
ديدگاه تفريطى در برخى جوامع اسلامى، بهويژه در ميان برخى از علماى دينى، به وسواس در قرائت و دورى از فهم معانى قرآنى منجر شد. اين رويكرد، كاربرد قرآنكريم در فقه و زندگى روزمره را محدود كرد و جامعه را از معارف آن دور ساخت. براى نمونه، برخى حتى در قرائت سورههاى ساده مانند «قل هو الله احد» دچار ترديد مىشدند و از نزديك شدن به معانى آيات هراس داشتند.
در مقابل، ديدگاه افراطى، كه بيشتر در ميان برخى از جريانهاى اهل سنت رواج داشت، با تأكيد بر عربى بودن قرآن و فهمپذيرى عام آن، به تفسيرهاى خودسرانه و گاه گمراهكننده انجاميد. اين ديدگاه، جايگاه ويژه مخاطبان خاص قرآن (من خوطب به) را ناديده مىگرفت.
نتيجهگيرى بخش سوم
اختلافات تاريخى در فهمپذيرى قرآنكريم، از افراط و تفريط، به دورى از اين كتاب آسمانى در برخى جوامع انجاميد. يافتن راهى متعادل براى فهم قرآن، ضرورتى انكارناپذير است.
مفهوم «من خوطب به» و جايگاه آن
مفهوم «من خوطب به» به معناى مخاطبان خاص قرآنكريم است كه در روايات شيعى، بهويژه به ائمه معصومين (عليهمالسلام) اشاره دارد. اين مفهوم، به لايههاى عميقتر معانى قرآنى اشاره مىكند كه تنها براى گروهى خاص قابل درك است.
روايت: قال أبو عبدالله (ع): «انما يعرف القرآن من خوطب به»
ترجمه: همانا قرآن را كسى مىشناسد كه مخاطب آن قرار گرفته است.
اين روايت، بر جايگاه ويژه ائمه معصومين (عليهمالسلام) بهعنوان صاحبان و مربيان قرآن تأكيد دارد. با اين حال، اين مفهوم به معناى نفى فهمپذيرى
قرآنكريم براى عموم نيست، بلكه نشاندهنده وجود لايههاى عميقتر براى مخاطبان خاص است.
تحليل مفهوم در بستر روايات
روايات شيعى، مانند گفتوگوى امام صادق (ع) با ابوحنيفه، نشان مىدهد كه فهم كامل حقايق قرآنكريم، بهويژه تأويل آن، در انحصار ائمه معصومين (عليهمالسلام) است. با اين حال، اين امر مانع از بهرهمندى ديگران از معانى ظاهرى و باطنى قرآنكريم به قدر فهم و قربشان نيست.
نكته كليدى : «من خوطب به» چونان كليدى است كه درهاى معارف عميق قرآنى را براى معصومان مىگشايد، اما راه بهرهمندى همگان از قرآن همچنان باز است.
مفهوم «من خوطب به» بر جايگاه ويژه ائمه معصومين (عليهمالسلام) در فهم حقايق قرآن تأكيد دارد، اما اين امر مانع از فهمپذيرى قرآن براى عموم نيست. اين ديدگاه، تعادلى ميان فهم خاص و عام ارائه مىدهد.
فهمپذيرى قرآنكريم براى همگان
قرآنكريم خود بر فهمپذيرىاش تأكيد دارد. آياتى چند، اين حقيقت را روشن مىسازند :
أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ (نسا: 82)
آيا در قرآنكريم تدبر نمىكنند؟
تدبر، كه مرحلهاى فراتر از فهم است، نشاندهنده دعوت قرآنكريم به تأمل و درك معانى آن است.
لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ (قمر: 17)
همانا ما قرآن را براى يادآورى آسان ساختيم، پس آيا پندپذيرى هست؟
اين آيه، بر آسانسازى قرآن براى فهم و بهرهمندى تأكيد دارد.
كاربرد عملى قرآن
قرآنكريم نهتنها كتاب قرائت، بلكه منبعى براى كاربرد عملى در زندگى است. از فقه و اخلاق گرفته تا علوم و معارف، قرآن مىتواند راهگشاى مسائل گوناگون باشد. محدوديت در قرائت صرف، مانع از تحقق ظرفيتهاى بىپايان اين كتاب شده است.
نكته كليدى : قرآنكريم، چونان چشمهاى جوشان، براى همگان جارى است و بهرهمندى از آن به قدر فهم و تلاش هر فرد ممكن است.
قرآنكريم، با تأكيد بر فهمپذيرى و كاربرد عملى، دعوتى همگانى براى بهرهمندى از معارف خود ارائه مىدهد. اين بخش، اهميت حركت از قرائت صرف به كاربرد عملى را برجسته مىسازد.
قرآنكريم، بهسان دريايى بىكران، معارفى عميق و گسترده را در خود جاى داده است كه هم براى عموم قابل فهم و هم براى مخاطبان خاص داراى لايههاى عميقتر است. ديدگاه متعادل، كه با آيات و روايات سازگار است، قرآن را كتابى مىداند كه هر فرد به قدر فهم و قرب خود مىتواند از آن بهرهمند شود. مشكلات تاريخى، مانند تفريط در فهم و وسواس در قرائت، به دورى از قرآن در برخى جوامع اسلامى انجاميد. با اين حال، احياى فرهنگ قرآنى، بهويژه در پرتو تحولات اجتماعى، راه را براى بهرهمندى عملى از اين كتاب هموار ساخته است. براى تحقق ظرفيتهاى قرآنكريم، لازم است از قرائت صرف فراتر رويم و به كاربرد آن در ابعاد گوناگون زندگى توجه كنيم.
تفسير كاربردى قرآنكريم: احياى نقش مصدرى در حيات بشرى
قرآنكريم، بهعنوان كلام الهى و منبعى بىنظير براى هدايت بشرى، فراتر از متنى صرف قرائتى يا لفظى، كتابى است جامع و كاربردى كه در تمامى شئون حيات انسانى، از علوم تجربى تا سياست و فرهنگ، نقشآفرين است. بااينحال، در جوامع اسلامى معاصر، اين كتاب آسمانى به جايگاهى تشريفاتى و ظاهرى فروكاسته شده و از نقش مصدرى و عملى خود دور مانده است. در اينجا، با رويكردى تفسيرى و علمى، به بررسى مفهوم «مهجوريت قرآنكريم» مىپردازيم و بر ضرورت احياى جايگاه كاربردى آن در تمامى ابعاد زندگى تأكيد داريم. هدف اين نوشتار، بازتعريف رابطه انسان با قرآنكريم است تا به جاى محترمشمردن صورى، بهعنوان جلودار و پيشتاز در هدايت علمى، اجتماعى و فرهنگى جوامع عمل كند.
ساختار اين كتاب در قالب بخشهايى نظاممند ارائه شده است كه هر يك به جنبهاى از مهجوريت قرآنكريم و راهكارهاى احياى نقش آن مىپردازد.
تعريف و تبيين ماهيت چندبعدى قرآنكريم
قرآنكريم، برخلاف كتابهاى مقطعى كه به جنبههاى محدودى از حيات بشرى مىپردازند، كتابى است سالم، جامع و چندبعدى كه فطرت، طبيعت و انسان را در بر مىگيرد. اين كتاب الهى، نهتنها مجموعهاى از آيات لفظى و قرائتى، بلكه منبعى آموزشى و هدايتى است كه براى تمامى شئون زندگى بشرى راهكار ارائه مىدهد.
نكته كليدى : قرآنكريم، كتابى است جامع كه فراتر از قرائت و حفظ، در تمامى ابعاد حيات بشرى، از علم تا فرهنگ، نقشآفرين است.
تأكيد بر ماهيت چندبعدى قرآنكريم، دعوتى است به بازنگرى در رويكردهاى سنتى كه اين كتاب را صرف متنى براى تلاوت يا حفظ مىشناسند. قرآنكريم، بهسان چشمهاى جوشان، قادر است تمامى نيازهاى بشرى را در حوزههاى علمى، اجتماعى و فرهنگى سيراب كند. اين ديدگاه، قرآن را بهعنوان منبعى پويا معرفى مىكند كه مىتواند در توليد دانش و حل مسائل معاصر نقشآفرين باشد.
وَنَزَّلْنَا عَلَيْکَ الْكِتَابَ تِبْيَانآ لِكُلِّ شَيءٍْ (نحل: 89)
و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر هر چيزى است.
اين آيه بر جامعيت قرآنكريم تأكيد دارد و نشان مىدهد كه اين كتاب الهى، پاسخگوى تمامى نيازهاى بشرى است، مشروط بر آنكه اصول و قواعد آن بهصورت كاربردى استخراج و اجرا شود.
ماهيت چندبعدى قرآنكريم، آن را از ديگر كتابها متمايز مىسازد. براى بهرهمندى از اين ظرفيت عظيم، لازم است رويكردى نوين در تعامل با قرآن اتخاذ شود كه فراتر از قرائت و حفظ، به استخراج اصول عملى آن بپردازد.
بخش دوم: ضرورت رويكرد كاربردى به قرآنكريم
قرآنكريم بايد در تمامى عرصههاى حيات بشرى، از جمله علوم، سياست، فرهنگ و اجتماع، بهصورت عملى و فعلى پياده شود. اين رويكرد كاربردى، قرآن را از متنى نظرى به عاملى فعال و اثرگذار تبديل مىكند تا در صحنههاى مختلف زندگى، جلودار و پيشتاز باشد.
نكته كليدى : قرآنكريم بايد از حاشيه به متن آمده و در تمامى شئون حيات بشرى، از قانونگذارى تا اجرا، نقش مصدرى ايفا كند.
تحليل تفصيلى
كاربرد عملى قرآنكريم، مستلزم آن است كه اين كتاب الهى بهعنوان مبناى قانونگذارى، سياستگذارى و توليد علم قرار گيرد. در حال حاضر، فقدان اين رويكرد در بسيارى از جوامع اسلامى، مانع از تحقق وعدههاى الهى، مانند برترى مؤمنان، شده است.
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ (آل عمران: 110)
شما بهترين امتى هستيد كه براى مردمان پديدار شدهايد.
اين آيه، برترى مؤمنان را مشروط به عمل به قرآنكريم مىداند. عدم تحقق اين برترى در جوامع اسلامى معاصر، نتيجه مهجوريت قرآن و محدود شدن آن به نقشهاى تشريفاتى است.
براى احياى نقش مصدرى قرآنكريم، لازم است زيرساختهاى علمى و فرهنگى ايجاد شود تا اين كتاب الهى بهعنوان مبناى تمامى فعاليتهاى بشرى قرار گيرد. اين امر، مستلزم بازتعريف نقش نهادهاى علمى و دينى است.
تعريف و تبيين مهجوريت قرآنكريم در جوامع اسلامى
در بسيارى از جوامع اسلامى، قرآنكريم از جايگاه مصدرى و هدايتى خود به حاشيه رانده شده و به مثابه مهمانى فرتوت و ناتوان، تنها مورد احترام ظاهرى قرار مىگيرد. اين انفعال، مانع از رشد و پيشرفت جوامع اسلامى شده است.
نكته كليدى : مهجوريت قرآنكريم، نتيجه تبديل آن به متنى تشريفاتى است كه در امور عقيدتى، مدنى و اجرايى نقش عملى ندارد.
در صدر اسلام، قرآنكريم محور تحولات اجتماعى و فرهنگى بود و حتى دشمنان به آن حساسيت نشان مىدادند. اما امروز، به دليل عدم حضور عملى قرآنكريم، حتى مورد چالش دشمنان قرار نمىگيرد. اين وضعيت، نتيجه انفعال جوامع اسلامى در بهرهگيرى از ظرفيتهاى قرآنكريم است.
وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ اِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورآ (فرقان: 30)
و پيامبر گفت: پروردگارا! قوم من اين قرآن را رها كردند.
اين آيه، شكايت پيامبر اكرم (ص) از مهجوريت قرآنكريم را نشان مىدهد كه نتيجه عدم عمل به آن و محدود شدن به نقشهاى ظاهرى است.
مهجوريت قرآنكريم، چالشى اساسى در جوامع اسلامى است كه تنها با احياى نقش عملى و مصدرى اين كتاب الهى قابل رفع است. اين امر، نيازمند اهتمام عملى و بازنگرى در رويكردهاى سنتى است.
نقش نورانى و تحولآفرين قرآنكريم
هنگامى كه قرآنكريم در عرصههاى عملى ظاهر شود، عالم را منور ساخته و موقعيت واقعى مسلمين را احيا مىكند. اين نورانيت، تنها در سايه عمل به قرآنكريم محقق مىشود.
نكته كليدى : نورانيت قرآنكريم، در گرو حضور عملى آن در صحنههاى مختلف حيات بشرى است.
قرآنكريم، بهسان خورشيدى درخشان، قادر است تاريكىهاى جهل و انحراف را از جوامع بشرى بزدايد. اين نورانيت، نهتنها مسلمين، بلكه تمامى انسانها را
شامل مىشود.
آيه: قَدْ جَاَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ (مائده: 15)
ترجمه: از سوى خدا نورى و كتابى روشنگر براى شما آمده است.
اين آيه، قرآنكريم را بهعنوان نورى الهى معرفى مىكند كه هدايت كلان بشرى را بر عهده دارد. تحقق اين نورانيت، مستلزم ترويج علوم قرآنى در سطح جهانى است.
نقش نورانى قرآنكريم، تنها با حضور فعال آن در تمامى شئون حيات بشرى محقق مىشود. اين امر، وظيفهاى تاريخى بر دوش جوامع اسلامى و نهادهاى
علمى است.
نقد قرائتهاى صورى و تشريفاتى
قرائت صرف قرآنكريم، بدون عمل به آن، انسان را به خودفريبى مىكشاند. استفادههاى تشريفاتى، مانند قرائت در مراسمها يا صرف نصب قرآنكريم در وسايل نقليه و غفلت از محتواى آن، مانع از تحقق نقش هدايتى آن مىشود.
نكته كليدى : قرائت قرآنكريم، اگر با تدبر و عمل همراه نباشد، به خودفريبى منجر مىشود و اثر واقعى ندارد.
در بسيارى از جوامع اسلامى، قرآنكريم به ابزارى براى تبرّك و تشريفات تبديل شده است. اين رويكرد، با هدف اصلى نزول قرآن، يعنى هدايت و اصلاح، در
تقابل است.
فَاقْرَُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ (مزمل: 20)
پس آنچه از قرآن برايتان ميسر است بخوانيد.
اين آيه، قرائت قرآن را توصيه مىكند، اما اين قرائت بايد با تدبر و عمل همراه باشد تا به نتيجه مطلوب منجر شود.
قرائتهاى صورى و تشريفاتى، مانع از تحقق ظرفيتهاى عظيم قرآنكريم مىشوند. براى بهرهمندى از اين كتاب الهى، لازم است قرائت با عمل و تدبر
همراه شود.
جامعيت و شفابخشى قرآنكريم
قرآنكريم، منبعى جامع براى تمامى نيازهاى بشرى است كه پاسخگوى مسائل علمى، اجتماعى، سياسى و روانشناختى است. اين كتاب الهى، براى مؤمنان شفا و رحمت است و براى ستمگران جز زيان نمىافزايد.
نكته كليدى : جامعيت قرآنكريم، آن را به منبعى بىنظير براى توليد دانش و حل مسائل بشرى تبديل مىكند.
قرآنكريم، بهسان اقيانوسى بىكران، تمامى نيازهاى بشرى را در بر مىگيرد. اين جامعيت، آن را به منبعى جهانى تبديل مىكند كه حتى غيرمؤمنان نيز مىتوانند از آن بهرهمند شوند.
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ اِلاَّ خَسَارآ.
و از قرآن آنچه را كه براى مؤمنان شفا و رحمت است فرو مىفرستيم و ستمگران را جز زيان نمىافزايد. (اسرا: 82)
اين آيه، بر نقش شفابخش قرآنكريم تأكيد دارد كه در گرو عمل به آن است. عدم تحقق اين نقش، نتيجه مهجوريت قرآنكريم در جوامع اسلامى است.
جامعيت و شفابخشى قرآنكريم، آن را به منبعى بىنظير براى هدايت بشرى تبديل مىكند. تحقق اين ظرفيت، مستلزم استخراج اصول علمى و عملى آن است.
قدرت تحولآفرين قرآنكريم
قرآنكريم، داراى قدرتى عظيم براى ايجاد تحولات بزرگ در تمامى ابعاد حيات بشرى است. اين كتاب الهى، قادر است كوهها را به حركت درآورد، زمين را تكهتكه كند و با مردگان سخن بگويد.
نكته كليدى : قرآنكريم، با ظرفيت تحولآفرين خود، قادر است تغييرات عظيمى در حوزههاى علمى و اجتماعى ايجاد كند.
قدرت تحولآفرين قرآنكريم، قادر است موانع جهل و انحراف را از پيش رو بردارد. اين ظرفيت، در صورت كاربرد عملى، در حوزههاى علمى، اجتماعى و فرهنگى نمود مىيابد.
وَلَوْ أَنَّ قُرْآنآ سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الاَْرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى (رعد: 31)
و اگر قرآنى بود كه بهوسيله آن كوهها به حركت درمىآمدند يا زمين پارهپاره مىشد يا با مردگان سخن گفته مىشد.
اين آيه، بر قدرت بالقوه قرآنكريم تأكيد دارد كه در صورت عمل به آن، تحولات عظيمى در پى خواهد داشت.
قدرت تحولآفرين قرآنكريم، وظيفهاى سنگين بر دوش جوامع اسلامى قرار مىدهد تا اين كتاب الهى را بهعنوان محور تحولات علمى و اجتماعى قرار دهند.
شگفتى قرآنكريم از نگاه جن
قرآنكريم، حتى موجوداتى با دانش فراوان، مانند جن، را به شگفتى وامىدارد. اين شگفتى، نشانه عمق و عظمت اين كتاب الهى است.
نكته كليدى : شگفتى جن از قرآنكريم، بر ضرورت تدبر عميق در اين كتاب الهى تأكيد دارد.
جن، با وجود اطلاعات عظيم خود، قرآنكريم را عجبآ مىيابد، زيرا اين كتاب الهى، فراتر از دانشهاى متعارف، حقايق هستى را در بر مىگيرد.
قَالُوا اِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنآ عَجَبآ (جن: 1)
گفتند: ما قرآنى شگفتآور شنيديم.
اين آيه، بر عمق و عظمت قرآنكريم تأكيد دارد كه حتى موجوداتى همچون اجنه با اطلاعاتى برتر و نافذتر را به تعجب وامىدارد.
شگفتى جن از قرآنكريم، دعوتى است به انسانها براى تدبر عميق در اين كتاب الهى تا به عجايب آن پى ببرند.
نقد علوم وارداتى و لزوم توليد علوم قرآنى
علوم وارداتى، از روانشناسى تا اقتصاد و سياست، همراه با آسيبهايى هستند كه نمىتوانند نيازهاى جوامع اسلامى را برآورده كنند. قرآنكريم بايد بهعنوان منبعى براى توليد علوم بىويروس مورد استفاده قرار گيرد.
نكته كليدى : قرآنكريم، منبعى بىنظير براى توليد علوم پاك و بىويروس است كه جايگزين علوم وارداتى مىشود.
علوم وارداتى، بهسان ميوهاى فريبنده اما مسموم، نمىتوانند نيازهاى جوامع اسلامى را بهطور كامل برآورده كنند. قرآنكريم، بهعنوان منبعى الهى، قادر است علوم پاك و بىويروس توليد كند كه به نفع بشريت باشد.
توليد علوم قرآنى، وظيفهاى تاريخى بر دوش جوامع اسلامى است تا با استخراج اصول علمى از قرآنكريم، جايگزينى براى علوم وارداتى ارائه دهند.
قرآنكريم، بهعنوان كتاب هدايت الهى، منبعى جامع و كاربردى براى تمامى شئون حيات بشرى است. بااينحال، مهجوريت اين كتاب در جوامع اسلامى معاصر، مانع از تحقق ظرفيتهاى عظيم آن شده است. براى احياى نقش مصدرى و هدايتى قرآنكريم، لازم است نهادهاى علمى و دينى، با رويكردى كاربردى، اين كتاب الهى را بهعنوان محور توليد دانش و عمل قرار دهند. عرضه علوم قرآنى به جهان، نهتنها نياز جوامع اسلامى را برآورده مىكند، بلكه بشريت را به سوى هدايت و پيشرفت رهنمون مىسازد. تحقق اين هدف، وظيفهاى تاريخى و دينى است كه بر دوش همه مسلمين، بهويژه نخبگان و متخصصان، قرار دارد.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.