صادق خادمی

هوش مصنوعی و مطالعات دینی
ورود به سامانه هوشمند
در حال بارگذاری ...

بخش 4 : فصل سوم : تناسب و همسان‌گزينى

مدیریت و سیاست الاهی جلد 2📂 بازگشت به فهرست

بخش 4 : فصل سوم : تناسب و همسان‌گزينى

 

خط ( كلان )  : ازدواج نامناسب از عوامل ريشه‌اى نابسامانى‌هاى اجتماعى‌ست. ازدواج نيازمند مشاوره و تأييد همسان‌گزينى مناسب و سالم هم از لحاظ جسمى و نداشتن معلوليت و هم به اعتبار سلامت روانى و دورى از اختلالات روانى و هم همسانى در دين و مذهب مى‌باشد. همسران لازم است پيش از ازدواج، گواهى صلاحيت ازدواج را از سازمان سلامت و كرامت اجتماعى دريافت نمايند.

خط  : پيش از اقدام به عقد ازدواج لازم است زن و مرد مفهوم همسان‌گزينى و چگونگى تحقق آن و مراحل و معيارهاى مختلف براى انتخاب همسر مناسب را بشناسند. براى صحّت ازدواج، سلامت خانواده و تناسب زن و مرد و همسان‌گزينى و انتخاب كفو و هم‌تراز و هم‌شأن و هم‌خوان و همتاى متناسب، نقش اساسى دارد و رعايت آن لازم است و زن و مرد در اين‌صورت مى‌دانند شريك زندگى و مـَحرم و عشق زندگى آنان چه كسى‌ست و خود را در اختيار چه كسى قرار مى‌دهند. صحّت و تناسب در ازدواج در گرو توان‌مندى‌هاى لازم زن و مرد و آگاهى‌هاى پيش از ازدواج مى‌باشد. بر اين اساس ممكن است بيمار و معيوبى با فرد متناسب با خود زندگى سالمى داشته باشد اما با ديگر افراد، به ارضاى نيازهاى خود و سازگارى نرسد. افراد مشكل‌دار با افراد مشكل‌دار و افراد شايسته با افراد شايسته تناسب دارند. عدم تناسب لازم در زن و مرد از نظر اندام، سن و سال، زيبايى و نازيبايى، مزاج و خصوصيّات روانى، موقعيّت خانوادگى و تا حدّى مالى مى‌تواند مشكلات فراوانى را پيش آورد.

خط  : با همسان‌گزينى و انتخاب همسر شايسته و مناسب، انگيزه‌هاى انس و الفت و تمايلات نفسانى و معنوى، بيش‌تر و بهتر نهادينه مى‌شود و با رعايت اصل « تناسب » در ازدواج، بسيارى از مشكلات زناشويى، به‌خصوص مشكلات مربوط به تمايلات جنسى، از ميان مى‌رود.

نظام مشاورهى ازدواج

خط  : ساماندهى نظام مشاوره و آموزشِ پيش، حين و پس از تشكيل خانواده و آموزش مهارت‌هاى زندگى و ارتباطى و تسهيل دسترسى به آن‌ها، كه به تحكيم بنيان و پايدارى خانواده مى‌انجامد، بر عهده‌ى سازمان سلامت و كرامت اجتماعى مى‌باشد. همچنين آشنايى همسران با حقوق، تكاليف، روابط سالم زناشويى، بهداشت بارورى، مهارت‌هاى زندگى، حسن خلق و معاشرت و آگاهى‌بخشى در خصوص پيشگيرى از بيمارى‌هاى خاص و شايع زنان، تشخيص زودرس آن، بهبود فرهنگ تغذيه، سوء مصرف مواد و مصرف دخانيات با توجه به آسيب‌پذيرى شرايط فيزيولوژيك آنان در دوره‌هاى مختلف زندگى و لزوم اهتمام به ورزش از ديگر موادِ آموزشى در اين دوره مى‌باشد.

مربيان بانو

خط  : سلامت جامعه به سلامت زنان و آگاهى آنان به مسايل زناشويى و چگونگى كاميابى‌ست و بايد آموزش‌هاى لازم زنان در اين جهت توسط بانوان انجام شود. زنان از همگون خود بهتر قدرت استماع دارند. ساماندهى پوشش عمومى يا ازدواج موقت، بايد توسط مربيان زن انجام شود، نه غير آنان؛ زيرا ديگران در معرض اتهام قرار مى‌گيرند. زنان بهتر مى‌توانند انواع بهره‌بردن و تمتع زن و مرد از يك‌ديگر را به همگنان آموزش دهند.

آموزش الزامى همسانگزينى

خط ( كلان )  : هر زن و مردى به صورت الزامى پيش از ازدواج نسبت به امر مهم همسان‌گزينى
توسط سازمان سلامت آموزش داده مى‌شوند و مورد آزمايش‌ها و محك‌هاى مورد نياز قرار مى‌گيرند تا حيات مشترك خود را با بصيرت لازم دنبال كنند. البته اين امر بايد به دقّت و به‌طور همگانى و قانونى انجام شود تا از اهمال و حالت صورى و سطحى به‌دور باشد.

اهتمام به خصوصيات اساسى

خط  : آگاهى از چگونگى تناسب زن و مرد و همسان‌گزينى و انتخاب شايسته، فرد را از پرداختن به امور فرعى و اهتمام شديد و نابه‌جا به امور حاشيه‌اى و شرايط غيرمهم فارغ مى‌گرداند و به موضوعات حياتى و اصلى زندگى مشترك ورود مى‌دهد تا ازدواج ناموفّق نگردد و نظام خانوادگى

آسيب نبيند.

شاخصهاى همسانگزينى

خط ( كلان )  : آموزش همسان‌گزينى لازم است شاخص تناسب‌هاى روانى، اخلاقى، معرفتى، فرهنگى، دينى، جسمى، منطقه‌اى، خانوادگى و مالى را به دست دهد و در ناحيه‌ى اجرا نبايد نسبت به هيچ‌يك از آن‌ها اهمال صورت گيرد. زيبايى و زشتى، صحّت و بيمارى، نقص عضو و سلامت، قيافه و اندام، سن و سال و ده‌ها خصوصيّت ديگر بايد در ازدواج لحاظ گردد تا هر دختر و پسرى بتواند با آگاهى و بصيرت، همسرى متناسب و داراى معيارهاى خود انتخاب كند تا بعد از ازدواج با ناخرسندى و مشكلات گوناگون مواجه نگردد.

شاخص سجاياى باطنى

خط   : براى همسان‌گزينى لازم است به قواى جسمى و سجاياى باطنى فرد و شدت و ضعف آن‌ها توجه داشت. باطن افراد و انفعال شخص مى‌تواند سخت، نرم و لطيف يا متوسط و ميان آن دو باشد. فرد تحت تأثير عامل‌هاى فعلى طبيعى مانند عامل وراثت و محيط و عامل‌هاى تربيتى مى‌باشد. اثرهاى اين دو عامل ( طبع و تربيت ) يا به صورت « ملكه » تحقق مى‌يابد و به موضع ثابت مى‌رسد يا در « حال » باقى مى‌ماند و قابل تغيير است. اثرهاى محيط نيز يا به « عادت » است يا به « تكلـّف » كه هريك آثار خاص خود را دارد. بنابراين براى همسان‌گزينى لازم است ملكات و عادت‌هاى فرد و تكلفات او و نيز سختى يا نرمى باطن زن و مرد را شناخت.

صفت مردانگى مرد

خط  : نخستين و عالى‌ترين صفتى كه باعث جذب و خوشايند زن و دل‌سپردن او به مرد مى‌شود، صفت مردانگى، اقتدار و ستبرى طبيعى و حرارت بالا و مستى معنوى و شهوت و نشاط و غيرت و قوت حركت و مانور و چاره‌جويىِ مرد و جوانمردى و بزرگوارى وى مى‌باشد كه نبايد آن را با قلدرى و زورگويى و خشونت و استبداد و ديكتاتورى و ايجاد ترس و ضعف در زن كه مسير غيرطبيعى
دارد و برآمده از ضعف مرد و سردى وى‌ست و زن را دلمرده و خسته و ناامن و نااميد و وازده مى‌كند، اشتباه گرفت. آنچه چشم ظاهربين زن را پر مى‌كند، مردانگى، يعنى قدرتمندى و قوت و سالارى مرد مى‌باشد و زن، چنين مردى را ـ هرچه باشد ـ جانان خويش و دلبر خود مى‌يابد و او را مى‌پرستد و از وى به عشق و ارادت، تبعيت دارد و از او صفا و سرزندگى و امنيت و آرامش مى‌يابد. البته چنين مردى در محبت و دوست‌داشتن نيز بسيار توانمند است. زن از مرد ضعيف، خوشايندى ندارد و مرد براى حفظ قدرت خود و نجات زندگى و همسر خويش، لازم است ورزش نمايد؛ وگرنه مرد ضعيف، با نداشتن قدرت نعوظ لازم، به همسر خود هم ظلم مى‌كند و هم براى آن‌كه شرمسار و شرمنده‌ى وى نگردد، نسبت به او بى‌ميل مى‌شود. مرد اگر نتواند نيازهاى جنسى و كاميابى زن را تأمين نمايد، زن را رفته‌رفته سرد و ناراضى و بى‌ميل مى‌گرداند و رابطه‌ى مودّتى آنان تخريب مى‌شود.

خط  : صفا، صميميت، مهر، محبت، اخلاق، نظافت، دانش، قدرت، معنويت و مردىِ مرد، سبب مى‌شود زن عاشق وى و بى‌تفاوت نسبت به مردان ديگر گردد. مردى كه عرق بدن خود را بشويد، لباس خود را منظم كند، شانه‌اى بر سر كشد، عطرى بر خود بيفشاند و همچون دامادى در مقابل عروس خود قرار گيرد، براى زن، يِكّه و تنها مى‌شود و زندگىِ بسامان وى، مانع چشم دوختن زن به ديگر زندگى‌ها و ساير مردان مى‌شود و مهر و عطوفت را در نهاد زن و مرد پايدار مى‌سازد و آنان را با وجود خود، از ديگران بى‌نياز مى‌گرداند. اگر مردى كثيف و بداخلاق و سست باشد، زن به او بى‌رغبت مى‌گردد. چنين مردى چون نمى‌تواند با مردى و مردانگى خويش زن را نگاه دارد، زن را به فساد مى‌اندازد و بايد پاسخ‌گوى فساد وى باشد. اين مردى و مردانگى مرد و كمالات اوست كه مى‌تواند چشم زن را به خود خيره سازد و جز نور او شعاعى از ديگرى نبيند و او را يگانه آرزوى خود بداند. زن نيز بايد چنان توانمند تربيت شود كه بتواند در خانه بيش‌ترين لذت و كاميابى و انواع آن را براى مرد خود فراهم كند. زن در خانه بايد براى همسر خود، آراسته و زيبا ظاهر شود و هرچه شگرد زنانه و اطفار براى جذب مرد خود دارد، به كار گيرد تا يكى از تيرهاى ظرافت وى به هدف بنشيند و مرد را به پاى دار عشق و نشاط آورد.

صفات زنان شايسته

خط  : براى انتخاب همسر، زن باكره بر ديگر زن‌ها ترجيح دارد. هرچه سن زن كم‌تر باشد، طراوت وى بيش‌تر و جانى گواراتر دارد و از نظر مقابله با مشكلات رحمى، فرزندآورى و اخلاق زندگى و توان زناشويى و ارضاى نيازهاى جنسى و اعمال عشوه و ناز و محبت، بهتر و كارآمدتر مى‌باشد. زنانى كه گردنى خوش‌بو دارند، ديگر اعضاى آنان نيز خوش‌بوست و بدن آنان سالم است. زنى كه ساق و پشت پايش استخوان‌بندى درشت و ماهيچه‌ى گوشتى دارد، اندام و مواضع حسّاس و پنهانى وى متناسب و مطلوب مى‌باشد. زنانى كه بدنى بسيار محكم و ورزيده دارند، دوره‌ى پريود آنان كوتاه است و كم‌تر

خون مى‌بينند.

در سفيدِ بور، سستى، در نقره‌اى نشاط و طراوت، و در گندمى توان و صلابت مى‌باشد. زنان گندم‌گون ـ نه سفيد بور ـ و داراى چشمان بزرگ و درشت‌چشم و داراى قد رشيد و كشيده‌ى متناسب با پهنا و شوخ‌طبع و خندان و داراى عفّت و تيزشهوت، براى ازدواج مناسب‌تر مى‌باشند. تفاوت سفيد بور و گندم‌گون به جهت سستى اولى و مقاومت بسيار دومى در امور جنسى و ايستادگى در مقابل تعدّى ديگران مى‌باشد. اگر اين صفات در زنى جمع شود، اقتضاى كمال جسمانى و وسعت نظر را دارد. چنين زنانى داراى جبروت زنانه‌اند و همسران آن‌ها در امور جنسى كم‌تر دچار حسرت و عقده مى‌شوند. اگرچه به‌طور نوعى اين صفات در زن‌ها كم است، ولى وجود آن براى زنِ شايسته بسيار مهم است. پستان‌هاى تردتر، از نشاط و شهوت و بسيارىِ تمايلات جوانى حكايت دارد. زنانى كه باسن‌هاى بزرگ‌تر، جمع، كشيده و سفتى دارند كه تُردى سينه را تداعى مى‌كند، به‌طور غالب داراى نجابت بيش‌ترى هستند و از صلابت و مقاومت و قوّت بالايى در مسايل جنسى برخوردارند و در زمينه‌ى آميزش كيفيت بهترى دارند و ديرتر خسته مى‌شوند.

خط  : سعادت و خوشبختى مرد در داشتن زن شايسته‌اى‌ست كه حضورش مرد را مسرور و شادمان كند و در نبود و زمان دورى‌اش از مرد، خويشتن‌دار و عفيف باشد و حامى و حافظِ منافع وى باشد و آنگاه كه مرد چيزى بخواهد، از همسر خويش تبعيت معقول داشته باشد. چنين زنى، زندگى خانوادگى را استحكام و پايدارى مى‌بخشد.

تناسب در نيروى شهوت

خط  : از نظر ميزان و شتاب شهوت، بعضى در شهوت تند و تيز و بعضى كند، برخى كم و بعضى كوتاهند و برخى افراد گرم و بعضى سردمزاجند. اين صفات گرچه اختيارى نيست و طبيعى‌ست، عوامل تحريك و تشديد و پيشگيرى و درمان آن از طريق ورزش و تغذيه در اختيار فرد مى‌باشد، اما طبيعىِ هر چيز كاميابى خاص خود را دارد. گرمى با تندى تفاوت دارد. ممكن است زنى گرم‌مزاج باشد، ولى در ارضاى جنسى تند نباشد؛ امّا اگر سردمزاج باشد، هميشه كُند است؛ همان‌طوركه اگر زنى تند باشد، هميشه گرم است. اين‌دسته از زنان بسيار اندكند. اين گروه از زنان هم خود زودتر كامياب مى‌شوند و هم مرد را مى‌توانند به خوبى كامياب كنند. حرارت و گرمى، عشق و محبّت و نشاط مى‌آورد و سردى، سستى و بى‌مهرى به دنبال دارد. اگر زن سرد باشد، تنها زن زندگى مى‌شود؛ نه زن براى مرد؛ در حالى‌كه زن گرم و تند و تيز، هم زن زندگى‌ست و هم زن براى مرد. زن‌هايى كه طبعى سرد دارند، گاه چون نعشى مرده ظاهر مى‌شوند و حتّى حسرت كامى گوارا، خود آنان را نيز آزار مى‌دهد.

خط  : ناهماهنگى در زندگى زناشويى و امور جنسىِ برآمده از ضعف و كاستى و بيمارى جسمى و ناآگاهى يا ازدواج با غير همسان مى‌باشد كه قابل مديريت و پيشگيرى‌ست. زن و مرد بايد از نظر هماهنگى در امور جنسى، ميل شهوانى، لذايذ نفسانى و انواع مختلف آن، همسان و داراى
هماهنگى فكرى و عملى باشند و ضعف و ناتوانى را از خود دور سازند و نسبت به يك‌ديگر با قوّت و توان‌مندى و صحّت و سلامتى كامل و بر اساس اصول روان‌شناختى و با بهره‌گيرى از علم و دانش و سفارش‌هاى دينى رفتار نمايند.

شرايط صحت ازدواج

خط ( كلان )  : اگرچه زندگى و امكانات مادى و مال ضرورى و به اندازه‌ى عفاف و كفاف آن و جمال و زيبايى اندام، اصلى مهم و لازم است و هماهنگى نسبى دو طرف در زمينه‌هاى رفاهى و اقتصادى و تناسب جسمى و بدنى، برطرف‌كننده‌ى بسيارى از مشكلات بعدى‌ست، ولى امور مادّى نبايد تمامى اصل و هدف قرار گيرد و از گوهر گران‌بهاى ايمان، اخلاق، عفّت، كرامت، شخصيت، اصالت، نجابت، ديانت، تقوا و شؤون فرهنگى و اجتماعى و منش همسر كه محور اساسى زندگى مشترك است و عمرى را بايد با منش و محتواى دينى، معرفتى و رفتارى وى به عنوان شريك غم و شادى و زمانه‌ى آسايش و سختى زندگى، و آگاه از راز و رمزهاى خود گذراند و براى آن بهاى سنگين و پر ارزش فرصت زندگى و عمر را داد، غافل شد. زيبايى اگر با نفسانيّت و هرزگى همراه شود، و مال و ثروت اگر فرد به آن دل‌بسته باشد يا درگير مشكلات اخلاقىِ خسـّت و كنسى يا حرام‌خوارى باشد، نه‌تنها كاميابى و لذت نمى‌آورد، بلكه بلاى جان دارنده‌اش مى‌گردد و حرمانى به‌پا مى‌كند كه مى‌تواند آتشش دوزخ را شعله‌ور گرداند!

همسانگزينى دينى

خط  : با توجه به لزوم همسان‌گزينى، ازدواج زن مسلمان با غيرمسلمان صحيح نيست. شرط صحت و درستى ازدواج شيعه، ديانت و تشيع است و ازدواج زن مسلمان شيعه با غير مذهب خود به صورت دايم يا موقت مجاز نيست.

خط  : مرد مسلمان نمى‌تواند با كافر غيركتابى به‌طور دايم يا موقت ازدواج كند، ولى عقد موقت با زنان اهل كتاب يهودى و مسيحى اشكال ندارد. ازدواج موقت با اين دو گروه در صورت توانايىِ ازدواج با زن مسلمان، شايسته نيست و برخى از گروه‌هاى به ظاهر مسلمان؛ مانند: خوارج و نواصب كه خود را مسلمان مى‌دانند، در حكم كفّار غيركتابى هستند و مرد يا زن مسلمان نمى‌تواند به‌طور دايم يا موقت با آن‌ها ازدواج نمايد؛ همچنين مسلمان نبايد با مرتد و زرتشتى؛ حتا به‌صورت موقّت ازدواج نمايد.

خط  : چنانچه همسر موقت مرد مسلمان، زن غيرمسلمان باشد، به پذيرش اصل دين مجبور نمى‌شود و در رعايت احكام مانند پوشش، تابع قانون مى‌باشد و همان حقوقى كه زن مسلمان در ازدواج موقت نسبت به همسر خود دارد، براى زن غيرمسلمان نيز ثابت است.

خط  : ازدواج زن و مرد مسلمان با بهايى جايز نيست و اگر ميان آن‌ها عقدى واقع شود، باطل است؛ خواه زن باشد يا مرد، و جداشدن از آن‌ها واجب مى‌باشد و حاكميت آن‌ها را جدا مى‌كند و نيازى
به طلاق نيست، ولى اگر زن نمى‌دانسته كه مرد بهايى‌ست يا نمى‌دانسته كه نبايد با بهايى ازدواج كند، پس از جدايى از او بايد عدّه‌ى وطى به شبهه كه برابر عدّه‌ى طلاق است، نگه دارد.

خط  : مسلمان نمى‌تواند غيرمسلمان را به شيوه‌ى خود آنان براى مسلمان يا غيرمسلمان عقد نمايد.

از دسترفتن ولايت مرتد

خط   : كسى كه مرتد مى‌گردد، ولايت خود را بر همسر و فرزندان و نيز بر اموال خود از

دست مى‌دهد.

ارتباط عشق و ايمان

خط  : ميان ازدواج و همسرگزينى عاشقانه و آگاهانه با ولايت الاهى و ايمان به خدا ارتباط وثيق مى‌باشد؛ به‌گونه‌اى كه هرچه فرد در ولايت ربوبى مقرب‌تر گردد، همسردوستى و عشق به همسر در او شعله‌ورتر مى‌گردد.

خط  : رابطه‌ى حب زن‌ها و قرب به ولايت از باب ملازمه‌ى صفاى باطن با حرارت و گرمى دل است. مرد ولايى، زنان را با صفاى باطن و روح صافى دوست دارد، نه با نظر و لحاظ آلوده و شهوتِ ناآرام. دلى كه سرد و خشك است، محبّت ندارد و دلى كه محبّت ندارد، نه زن، نه ولايت و نه هيچ چيز ديگرى را نمى‌پذيرد؛ چه رسد به آن‌كه دوست داشته باشد. دلِ سرد، اقتضاى امراض و نواقصِ فراوانى دارد؛ همچنان‌كه پول‌پرستى، بخل و امساك يا قساوت و سياست‌بازى مى‌تواند لازم سردى و خشكىِ

دل باشد.

شرايط كمال ازدواج

خط  : امانت‌دارى، حـسن خلق، عفّت و توانمندى مالى در مرد به اندازه‌ى عفاف و كفاف، از شرايط كمال ازدواج است كه جنبه‌ى اخلاقى دارد، نه آن‌كه از شرايط صحت عقد باشد.

توجه به انواع اختلال شخصيت و رنج روانى

خط ( كلان )  : پيش از ازدواج لازم است افراد نامناسب براى ازدواج را شناخت و با مشاوره و تحقيق به دست آيد طرف ديگر داراى نوعى از اختلال شخصيت و رنج روانى نباشد و بسيار مهم است كه دروغ نگويد و وقايع را وارونه نسازد و شكاك و بدبين و تنها و ناتوان از گرفتن دوست و درگير احساسات منفى نباشد. همچنين كسى كه به‌راحتى و بدون دليل موجه دست از ديگرى مى‌شويد تا با يكى ديگر باشد، فرد مناسبى براى ازدواج نيست.

تفاوت صنفى و تخلف مرتبهاى

خط   : زن و مرد با آن‌كه هر دو انسان هستند، به لحاظ صنفى و جنسيتى بر دو گونه و دو مرتبه‌ى
متفاوت مى‌باشند؛ اما گذر از يك مرتبه و ورود به مرتبه‌ى ديگر و نيز تنزل از مرتبه‌ى فراتر به مرتبه‌ى فروتر ممكن است. چه بسيار مردانى كه روحياتى زنانه دارند و چه بسيار زنانى كه برخى از صفات آنان به مردان شبيه‌تر است. كم‌تر زن و مردى را مى‌توان يافت كه صددرصد مرد يا صددرصد زن بوده و در مرتبه‌ى خود قرار گرفته باشند. با توجه به اين نكته بايد گفت: زن و مردى مى‌توانند زندگى پايدار زناشويى با هم داشته باشند كه هيچ‌كدام از مرتبه‌ى خود عدول نكرده و مرد صفات مردى و زن صفات زنانگى خود را از دست نداده باشد؛ وگرنه به‌تناسب دورشدن از جايگاه و موقعيت ويژه‌ى خود، با يك‌ديگر نزاع و درگيرى خواهند داشت و همواره يك‌ديگر را در حضور ديگران ضايع خواهند كرد؛ چرا كه زن براى مرد، زنانگى نمى‌كند و مرد در آرزوى زنى مى‌ماند كه براى او زنانگى و همسرى نمايد و زن نيز در آرزوى مردى‌ست كه مردانگى و صفات مردى داشته باشد و هرجا كه مردى مرد نباشد، زنِ ناراضى، رسوايى مى‌سازد. اگر زن، زنانگى نكند و مرد مردى نداشته باشد، چون خانواده‌اى نيست، جامعه نيز جامعه نخواهد بود.

همسانگزينى متناسب با مهارت و شغل

خط   : در ازدواج دستگاهمند دينى، همسان‌گزينى شايسته بر اساس هدف حرفه‌اى و اقتضاءاتِ شغلى فرد تعريف مى‌شود. براى نمونه ازدواج مديران كلان جامعه، نيروهاى ارشد نظامى يا عالمان دينى، شرايط بيش‌ترى دارد و كسانى كه قرار است مديريت جامعه را در اين حيطه‌ها به دست گيرند يا توان توليد علم دينى را در خود فعليت بخشند، نمى‌توانند هركسى را به همسرى برگزينند؛ بلكه آنان براى ازدواج داراى تكفّلِ ويژه‌ى ولايى مى‌باشند. آنان بايد همسرى داشته باشند كه هم از نظر علمى و هم از ناحيه‌ى عاطفى توانِ همراهى با چنين موقعيت‌هاى سنگين را داشته باشد و بتوانند همسر خود را در برداشتن چنين بارى مددرسانى علمى و عاطفى و ادراكى نمايند و مايه‌ى دلگرمى و تشويق او باشند، نه مزاحم و رادعى كه خود نياز به مراقبت، مواظبت و نگه‌دارى دارد و بارى مضاعف بر دوش چنين صاحب‌منصبانى مى‌شود و درنتيجه جامعه نيز از خدمات وى محروم مى‌گردد و فرد نمى‌تواند متناسب با بارِ سنگين مسؤوليتِ خود عمل نمايد و حضور اجتماعى شايسته داشته باشد. انتخاب همسر براى چنين افرادى كه نخبه مى‌باشند و آينده‌ى روشنى براى آنان توقع مى‌رود، در روندِ عمومى نظام ازدواج، داراى تكفّل خاص است و خود آنان مجاز نمى‌باشند هركسى را به همسرى برگزينند، بلكه سيستم صاحب ولايت، مشفقانه و محبّانه، آنان را به همسر همسانِ موقعيت وزين خود راهنمايى مى‌كند و البته همسان‌گزينى كه تناسب باطن و روان را نيز مى‌طلبد، با حفظ ديگر معيارها به‌ويژه پسنديدن در نخستين نگاه و رويت، زمينه‌ساز عشق ميان زوج‌هاى ويژه مى‌گردد. اين تكفّل خاص در مورد فرزندان گروه‌هاى خاص نيز صدق مى‌كند و صيانت از آنان در مورد آنان نيز امتداد دارد.

تمايل و تجاذب باطنى

خط   : اين‌كه زن و مردى به يك‌ديگر منحصر مى‌شوند به تقدير، زمان و مكان و شرايط همگونى‌ست كه آنان در آن قرار مى‌گيرند و هركسى به سمت مانند خويش تمايل و تجاذب مى‌يابد. بنابراين اگر مردى داراى مفاسد جنسى باشد، از زنى كه پاك، طيب و طاهر است، خوشايند ندارد و همسرى مانند خود را مى‌طلبد. وى هرچند خودخواه باشد و در پى همسرى نيك باشد، به‌طور نوعى زنى بد نصيب او مى‌گردد و به حسب تجربه‌اى كه دارد، نمى‌تواند زن پاكى بگيرد و اين دو تجاذب و كششى باطنى دارند و كنترل آدمى نيز نمى‌تواند مانع اين عامل طبيعى شود و باطن همان است كه هست و تنها ممكن است ظاهر آن تغيير يابد. نفس افراد آلوده با تسويلى كه دارد، چهره‌ى فرد آلوده‌اى را براى آلوده‌اى ديگر زيبا مى‌نمايد و او را بنده‌ى نفس و هوس‌هاى باطل و آلوده‌ى آن مى‌گرداند. هر جنسى طالب جنس خود است و در تمام روابط، گزينش و انتخاب افراد، به‌صورت غالبى از كشش‌هاى طبيعى ناشى مى‌شود. مرد و زن زناكار و آلوده جز از فرد آلوده خوشايند ندارند و آنان افراد فاجرى چون خود را به صورت پايدار برمى‌گزينند و محيط گناه را براى يك‌ديگر فراهم مى‌كنند. فرد عفيف و پاك نبايد هويّت صافى و پاك خويش را در اختيار افراد آلوده و فاسد قرار دهد؛ وگرنه خود نيز به‌گونه‌ى مـُسرى آلوده مى‌شود.

خط  : ازدواج با زن يا مرد فاسق و آلوده به گناه، همچون شراب‌خوار كه غيرت خود را از دست مى‌دهد و نه‌تنها از ارتكاب هيچ گناهى پروا ندارد و پرده‌ى حيا و عصمتِ ميان خود و خداوند را دريده است، بلكه از به اشتراك‌گذاشتن گناه و معصيت لذت مى‌برد، يا مشهور به بدى اخلاق كه با كسى تفاهم و سازگارى ندارد يا فاقد ايمان كه باطنى ندارد و هر كمالى هم داشته باشد فقط ظاهرى‌ست و نيز با فرد فاقد انصاف و ستم‌پيشه، خوشى، كاميابى و خوشبختى نمى‌آورد و زندگى با چنين كسانى سرد و بى‌روح مى‌باشد.

دستیار تحلیل محتوا

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن
مناسب برای: پژوهشگران و اساتید.

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی می‌شود.

Perplexity خودکار + کپی
DeepSeek
Grok
ChatGPT
Gemini
راهنمای استفاده:
موبایل:نگه داشتن انگشت + Paste
کامپیوتر:کلید Ctrl + V

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

صادق خادمی وب‌سایت

نظرات بسته شده است.