بخش 4 : فصل دهم : مديريت مرد بر زن
بخش 4 : فصل دهم : مديريت مرد بر زن
خط : حاكميّت محدود مرد در جهت مديريّت خانواده و تصميمهاى محيط خانوادگى، به خاطر آن است كه زن در تصميمگيرىهاى كلّى گرفتار عواطف و احساسات نگردد و تابع انديشهى سالم، درست، حزمانديشانه و دورنگر مرد باشد تا زندگى مسير درست منطقى و طبيعى خود را دنبال نمايد. تابعيّت زن نيز فقط در اين امور و تنها در جهت اجرايىست. در جهت قانونى، مرد هيچ حاكميّتى ندارد، بلكه هر دو تابع قانون خانواده مىباشند و در صورت تخلّف، هريك مورد مؤاخذه قرار مىگيرند. زن نيز در چنين مديريتى، ريحانهى مرد، عزيز خانه و صحنهساز و زمينهپرداز عواطف همسر و فرزندان، شكوفهى عشق و شهد شيرين زندگىست كه شالودهى طبيعت زندگى بر او استوار است و در مديريت مرد همواره مورد حمايت و محبّت كاملِ مرد قرار مىگيرد تا زندگى حركت موزون و سالم خود را داشته باشد، نه آنكه از سر ناآگاهى و با سوءمديريت خود، زن را آزار دهد يا گرفتار مشكلات و
پريشانى سازد.
تبعيت محبانه
خط : آدمى بهطور فطرى هر كه را دوست داشته باشد، از او تبعيت ارادتمندانه دارد. اطاعت معقول زن از مرد در محيطى نقش مىبندد كه زن از مرد خود عشق و محبّت و صفا ببيند و نسبت به او رضايتمندى داشته باشد و مرد مستبد و زورگو نباشد. زن براى مديريت هوسهاى اقتضايى خود، از مردى كه مردانگى دارد، با مدار يكّهشناسى، تبعيت محبّانه مىكند.
خط : اگر زن، همسر همكفو و مناسب خود را بيابد و با او ازدواج نمايد، از او به حكم عشق و دوستى، اطاعتپذيرى محبّانه خواهد داشت و اين به نفع خود زن است؛ چرا كه همسرمدارى محبّانه و عاشقانه، او را يكّهشناس مىسازد و هوسهاى او را كنترل و مديريت مىكند.
ترك اطاعت زن از همسر مناسب در غير معصيت حقتعالا، با بالاترين مراحل گناه برابر است و پيدايش فحشا و منكرات و زمينههاى بسيارى از مفاسد، از همين جا ناشى مىشود. همهى اين عوامل، زمينهساز نابودى كامل زنى سالم است.
نمونههاى مهرورزى
خط : از موارد مهرورزى زن نسبت به همسرش اين است كه چراغ خانه را كه نماد حيات و نشاط زندگىست، بيفروزد و با هنر آشپزى خود، غذاى مطبوع و نيكو طبخ نمايد، هنگامى كه همسرش به خانه باز مىگردد، تا در خانه به استقبال او برود و چنانچه عذرى نداشته باشد، مانع از نزديكى او نگردد و چنانچه مرد، او را به سوى خود دعوت كند، با گوارايى خواستهاش را پاسخ دهد و هنگامى كه او را به امرى بخواند، رضايت او را جلب نمايد و جواب مخالف ندهد و در هيچ امرى با او مخالفت نورزد. در برابر، مرد نيز به همسر خود حتّى « افّ » نگويد تا زندگىِ مشترك پر از شور و عشق و مهر و محبّت و صفا و شيرينى و بر مدار مديريت باشد، نه محيط خشكِ فرماندهى و فرمانبرى و رياست.
قانون محبت
خط ( كلان ) : اخلاق و قانون محبت اقتضا دارد كه زن با همسر خود در امور شخصى خويش هماهنگ باشد و مقتضاى جوانمردى مرد نيز اين است كه مرد در اين مسايل دخالتى نكند و اختيار آن امور را به زن واسپارد؛ ولى زن را مورد تشويق قرار دهد كه به مرد بىاعتنا نبوده و براى استحكام زندگى مشترك خود، نظر مرد را در مسألهاى شخصى خواستار شده است! اگر عشق و محبت در ميان باشد، زن و مرد از يكديگر توقعى ندارند و در اين حكم كه بيرونرفتن زن از خانه بدون اذن همسر ممنوع است و زن در بيرونرفتن از منزل براى انجام شؤونى كه مربوط به حاكم شرع نمىگردد، لازم است از همسر اذن داشته باشد و نه اجازه؛ به اين معنا كه پيش از اقدام براى بيرونرفتن از منزل، رضايت همسر خود را جلب نموده باشد؛ نه آنكه بدون اذن قبلى از منزل بيرون رود و سپس از او رضايت بخواهد، مرد مديريت عقلانى و درست و فرهنگ همسرى و زناشويىِ سالم و دور از ظلم و تجاوز را در پيش مىگيرد و بالاتر از آن، جوانمردى و بزرگوارى مىنمايد، وگرنه اگر به ظلم و اختناق يا جهل و ناآگاهى و رعايتنكردن مصلحت همسر رو آورد، مديريت وى در اين خصوص نافذ نيست و زن مىتواند مصلحت حكيمانهى خويش را بدون كسب اذن از مرد انجام دهد.
مديريت خانوادهمحور
خط : پيروى زن از مديريت مرد در راستاى تحكيم خانواده و حفظ حيثيت زن و فرزندان و
تأمين مصونيت و نيازهاى عاطفى و جسمى آنان مىباشد؛ بنابراين اگر مردى در پى تحقق اين هدف مهم نباشد، لزوم اطاعت ندارد.
موضوع ولايت همسر
خط : ولايت همسرى، اقتدارىست كه به منظور ادارهى درست امورِ مربوط به همسرى و زندگى مشترك به مرد در مصالح داده شده است. بنابراين چنانچه مديريت مرد، انحرافى و مفسدهانگيز باشد، ولايت وى ساقط مىگردد. همچنين امورى كه دخالتى در زوجيت و همسرى ندارد، موضوع ولايت همسر نمىباشد. براى نمونه اگر زن داراى اطلاعاتىست كه دخالتى در شؤون همسرى و خانواده ندارد، همسر نمىتواند زن را مجبور به افشاى آنها نمايد و اين تجسس، حرام مىباشد. اگر همسر اطلاعاتى دارد كه كسى كه بيشتر محرم است، به آنها نامحرمتر است، بايد آنها را به شدت حفظ نمايد تا به پايههاى خانواده و شخصيت روانى اعضاى آنها آسيب وارد نشود و حريم هركسى محفوظ بماند.
مديريت مرد آلوده
خط : اگر مردْ آلوده به گناه است، ولى همسرش را به ترك همان گناه يا معصيتى ديگر امر مىكند، اطاعت زن از مرد واجب است؛ همچنين اطاعت از مرد گناهكار در امورى كه معصيت نيست، بلكه مربوط به زندگىست، واجب است؛ همانطور كه اگر مرد گناهكار و آلودهاى تثبيت موقعيت زندگى را دنبال مىكند، اطاعت از او در غير از موارد معصيت ضرورت دارد.
خط : اگر مردى زنش را به گناه و معصيت فرمان دهد، چه خود مرد اهل گناه باشد يا نباشد، اطاعت زن از مرد لازم و واجب نيست. زن در مواردى كه همسر، او را به معصيت امر مىكند، نبايد از مرد پيروى كند و شريك گناه او گردد.
خط : اگر مردى زن خود را به عريانى و نداشتن پوشش شرعى امر كند، زن نبايد اطاعت نمايد؛ اگرچه به طلاق و جدايى بينجامد و نافرمانى در اين جهت، نشوز نمىآورد، ولى اگر مرد، زن را به نوع خاصى از پوشش امر كند كه منافى با پوشش شرعى نمىباشد، اطاعت همسر واجب است.
خط ( كلان ) : ولايتِ همسرى، امرى مطلق و كلى نمىباشد و براى نمونه مرد نمىتواند همسر خود را از گزاردن نماز نهى كند و همسر در اينصورت نبايد امر به معصيت را اطاعت كند، هرچند نافرمانى وى به طلاق منجر شود. اما مرد مىتواند از زن بخواهد نماز را در آخر وقت انجام دهد؛ زيرا تأخير نماز تا زمانى كه به قضاى آن منجر نشود، جايز است؛ در حالىكه اطاعتپذيرى از همسر، امرى واجب مىباشد. همچنين سرپيچى و مخالفت با اشتباهات بيّن يا معصيتهاى آشكار و مسلّم مرد، زن را ناشزه نمىگرداند.
نشوز و نافرمانى
خط : مخالفت امر مرد بهگونهاى كه سبب از بينرفتن حقى از همسر شود، نشوزآور است و نشوز منحصر به ترك نزديكى نيست.
تمكين
خط ( كلان ) : تمكين زن نسبت به مرد، امرى اجبارى و قانونى نيست و امرى نفسى و تابع علاقه و ميل همسر و احساس محبت وى مىباشد و قانون نمىتواند زن را الزام به تمكين كند، ولى زن را به آن و به تدارك مقدمات لازم براى آمادگى در اين امر توصيه مىكند و به وى خاطرنشان مىشود عدم تمكين مناسب و در حال آمادگى وى، معصيت الاهىست.
تذكر خطا
خط : زن و مرد لازم است شخصيت، حرمت و آبروى يكديگر را بهخصوص در حضور ديگران و از همه مهمتر فرزندان حفظ كنند. با توجه به اهميت حفظ و بقاى خانواده و ارزش آن، مرد يا زن بر فرض ارتكاب خطا نبايد در خانه بهخصوص در موقعيت حضور فرزندان يكديگر را مؤاخذه يا در اين مورد نزاع كنند، زيرا در اين نزاع آشكار، اگر فرزندان و اهل خانه جانب مادر را ـ كه زن خانه است ـ بگيرند، مرد ـ كه همسر او و پدر اهل خانه است ـ از ارزش مىافتد، و اگر جانب پدر را بگيرند، براى مادر و زن خانه، وقار و اعتبارى نمىماند، و در هرصورت چنين برخوردى براى خانواده زيانبار مىباشد.
در صورت پيشامد خطا، بهتر است هريك از زن و مرد با موعظه يا بىمهرى، بهطورى كه از نظر تمام اهل خانه پنهان باشد، تذكر داده شوند. اين برخورد، زيانى را متوجّه خانواده نمىسازد و حرمت زن و مرد آسيب نمىبيند. به هر روى، برخوردهاى علنى كه از روى غضب، براى رفع خطاهاى زن و مرد خشونت مىسازد، خود خطاست و بهجاى رفع مشكل، مشكلى ديگر پيش مىآورد. محيط امن و آسايش خانواده لازم است همواره محفوظ بماند و بهخصوص فرزندان نبايد از جانب پدر يا مادر برخوردهاى نامناسبى كه امنيت خانواده را آسيب مىرساند، ببينند و مشكلات زن و مرد و آثار و عوارض آن نبايد به فرزندان برسد. البته خطاهاى فراوان و مكرّر كه نهايت آشكار مىشود، از هر طرفى كه باشد قابل اغماض نيست و چنين خطاهاى مستمر، حرمت و پايههاى خانوادهى فعلى را متزلزل مىسازد. زندگى خانوادگى لازم است با هماهنگى دو طرف پيش رود و اين مهم، بدون وحدت ـ كه از تابعيّت زن از مردِ صاحب شرايط و داراى آگاهى و سلامتِ كردارى بهخصوص خودنگهدار نسبت به ظلم و زورگويى، ناشى مىشود ـ محقق نمىگردد.
صبورى و سازگارى
خط ( كلان ) : زندگى مشترك يعنى توان سازش و گذشت و احترام دوسويه و رعايت حرمت و
شخصيت يكديگر و داشتن خوى محبت و مهربانى. چنين نيست كه تفاهم و علاقه و مهر و محبّت يكسويى باشد. زن و مرد با تشكيل خانواده، لازم است در مشكلات پيشامد، صبور و شكيبا باشند و نسبت به هم با توجّه به ويژگىهاى طبيعى و فطرى خود تفاهم و گذشت و سازش دوجانبه داشته باشند تا عشقورزى و علاقه و مهر و محبّت آنان نسبت به يكديگر كمالآور باشد و زناشويى رنگ تقدّس گيرد.
قانون گذشت
خط : زن لازم است از بعضى خطاهاى جزيى مرد صرفنظر و گذشت نمايد؛ چراكه مرد با مشكلات اجتماعى و ناملايمات بيرون از منزل مواجه است و زن با تحمّل و گذشت برخى از مشكلات مرد، التيامبخش زخمهاى احتمالى خارج از خانه براى همسر خود مىگردد. او بايد بكوشد كه شخصيت مرد آسيب نبيند و بخشى از كمبودهاى بيرون از خانه، به وسيلهى وى در منزل جبران شود؛ بهخصوص كه تأديب مرد توسّط زن در محيط خانه صورتى طبيعى ندارد و خلاف نقش مديريت كلان مرد است و به آن خدشه وارد مىكند و اگر هم ممكن شود كه بهطور ناقص تحقّق يابد، محيط خانه را با حوادث شوم درگير مىسازد.
زن مىتواند در مقابل كارهاى نارواى مرد در خانه، حالات و برخوردهاى گوناگونى داشته باشد تا سبب توجّه مرد گرديده و او را به ترك ظلم وا دارد؛ چه اين حالات و برخوردها از دريچهى محبّت و شگردهاى زنانه باشد و يا به صورت بىمهرى ظاهرى. البته بروز اين حالتها بايد بهگونهاى باشد كه مشكل را شدّت ندهد و به رفع مشكل بينجامد. شگردهاى زنانه مىتواند مرد را از هر كارى باز دارد يا به هر كارى مشغول دارد، اما اين شگردها بايد از معصيت و گناه بهدور باشد.
طبيعت در اين زمينه بسيار ظريف، سالم و معصومانه عمل كرده است. طبيعت، همانطور كه به مرد اقتدار و توانمندى اعطا كرده، به زن نيز توان شگردهاى ظريف و ماهرانه بخشيده است. زن مىتواند با چنين توانمندى و اقتدار ظريفى ـ كه آميخته به هزاران ناز و كرشمه، غنج و دلال، عرضه و خودنمايى و حيلههاى معصومانه است ـ به راحتى بر اقتدار مرد چيره گردد. حال در صورت عدم موفـّقيـّت، اين مشكل شخصى زن است كه بهواسطهى عدم آگاهى يا ناتوانى، در مقابل مرد مغلوب شده است؛ همچنانكه بسيارى از مردان در برابر همين شگردهاى زنانه يا ضعف شخصى و عدم اقتدار و آگاهى لازم مردانه، دچار كاستى و كمبود مىشوند و ذليلانه در برابر هرگونه خواستهى زن تسليم مىشوند.
مديريت مناسب
خط ( كلان ) : پايدارى سلامت، زيبايى، نشاط و تندرستى زن در گرو برخوردهاى مناسب مرد مىباشد. مردى كه همسرش را آزار مىدهد و يا به او حرمت نمىگذارد يا تغذيهى او را با مواد داراى كيفيت فراهم نمىكند يا با خودخواهى، نيازهاى جنسى او را بهدرستى پاسخ نمىدهد و او را راضى و
خشنود نمىسازد، موجبات دلسردى، شكستگى و پيرىِ زودرسِ او را فراهم مىسازد؛ اگرچه اين امر منحصر به برخورد مرد با زن نيست و برخورد زن با مرد نيز اينگونه است، ولى در جهت مرد نسبت به زن، آثار بيشتر و سريعترى دارد.
صفات بهترين مردان
خط : بهترين مردان كسانى هستند كه معقول و متعارف و داراى رفتارى منطقى و پسنديده باشند و در برابر خانوادهى خود خشن و متكبّر و پرخاشگر نباشند و نسبت به آنها مهربان بوده و خانوادهى خود را نوازش كنند و به آنها آزار نرسانند و به زن و فرزند خود ظلم و بىحرمتى نكنند.
خط : از صفات جوانمردان، توسعه و گشايش بر زن و فرزند و بخشندهبودن نسبت به اهل و عيال و دورى از بخل و امساك و سختگيرى مالى نسبت به خانواده است كه موجب وسعت و بركت عمر، صفاى باطن و آرامش خاطر مىگردد.
خط : از سعادت مرد اين است كه نزد زن و فرزندان خود شرمسار نگردد و به خوبى از عهدهى رسيدگى به آنان بر آيد و اين خود از مصاديق مديريت شايستهى مرد نسبت به اهل و عيالش مىباشد.
تنبيه
خط : خانواده، كانون عشق و محبت و دوستداشتن است و تنبيه مرد بنا بر ضرورت عقلى، هم نشانهى ضعف مرد در برابر قدرت نفوذ شگردها و دلبرىهاى زن در مرد و دلبردن از او و در تنگنا قراردادن وى با توان زيبايى، طنّازى و جاذبههاى زنانگى مىباشد و هم وسيله و راهكارى تربيتى براى دستهى اندكى از زنان با شرايط ويژه و دشوار است كه خطاهاى مكررِ غيرقابل اغماض و بسيار بد دارند و مراتبِ متعدّد تربيتى، مانند موعظه، نصيحت و كممهرى و جدايى موقت و غضبناكى براى آنان اثربخش نبوده است و آنان بر اشتباههاى عمومى و غيرحيثيتى خود با خيرهسرى اصرار مىورزند و مرد، حفظ و بقاى خانواده و سلامت و شادابى آن را از روى مهر و محبت و رأفت انسانى خود مىخواهد. در همين مورد نيز تنبيه بايد بهگونهاى باشد كه آسيبى به زن نرسد و موجب ضمان و پرداخت ديه نشود.
خط : قهر و تنبيه از سوى محبوب بسيار سخت و گران است؛ اگرچه كمّيتى اندك و ضعيف داشته باشد. تنبيه در صورتى مجاز و اثرگذار است كه رابطهى مهر و محبت و دلدادگى ميان زن و مرد زنده باشد، وگرنه ضرب و زور افراد وحشىصفت و به دور از مهر و محبّت، هيچگونه اثر تربيتى ندارد و اين تندخويىها مصداق تنبيه نمىباشد و قابل پىگرد و مجازات قانونى مىباشد. بنابراين تنبيه زنان شايستهاى كه خود با بهترين شيوه، زندگىِ زناشويى را اداره مىكنند و حتّى گاهى راه و روش آنان سبب تنبّه و آگاهى و رشد و ارتقاى فكرى و فرهنگى مرد نيز مىشود يا زنانى كه اگر خطايى مرتكب شوند، با نصيحت و موعظه، آگاه و متنبّه مىشوند، ممنوع و داراى مجازات مىباشد.
خط : موعظه و انذار بانو نبايد در نظرگاه فرزند باشد يا فرزند آن را بشنود و از آن اطلاع يابد. وعظ بايد شيرين، نرم و گوارا باشد.
خط : تنبيه به دورى و روىبرگرداندن و قهر از بانو ويژهى بستر و مقيد به آن است. اين تنبيه نبايد به رفتارهاى عادى و بيرون از بستر كشيده شود و بهخصوص فرزند و نيز فرد ديگرى نبايد از آن اطلاع يابد.
خط : اگر فرزند روىگردان پدر از مادر خود را ببيند، داراى اثر سوء تربيتى مىباشد و او را دچار گمراهى مىسازد. شخصيت مادر و بانو نبايد در ذهن كودك دچار كاستى و شكست گردد، وگرنه ريشههاى زندگى فرزند و بقاى سالم آن آسيب مىبيند و شكست و بىارزششدن مادر به بىارزششدن پدر و نهايت تحقير فرزند منجر مىشود.
خط ( كلان ) : تأديب همسر يا فرزند در حال عصبانيت كه همراه با احساسات منفىست و موجب زيادهروى در تنبيه مىباشد و غبطه و مصلحت آنان را لحاظ نمىكند، ذمه و عهدهى مرد
را به ظلمى كه در حق آنان مىكند، مشغول مىسازد و آنان را در عالم حسابرسى و استيفاى حقوق، طلبكار مىگرداند.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.