صادق خادمی

هوش مصنوعی و مطالعات دینی
ورود به سامانه هوشمند
در حال بارگذاری ...

بخش 4 : فصل يازدهم : پوشش سراسرى و باوقار

مدیریت و سیاست الاهی جلد 2📂 بازگشت به فهرست

بخش 4 : فصل يازدهم : پوشش سراسرى و باوقار

 

خط ( كلان )  : زن، انسانِ نوعىِ كامل است و به‌طور طبيعى و در اصل آفرينش خود آزاد است و هيچ‌كس نمى‌تواند آزادى‌هاى طبيعى زن و بهره‌بردن زن از حقوق كامل انسانىِ او را محدود نمايد. آزادى‌هاى طبيعى و مشروع زن مورد حمايت قانون مى‌باشد.

خط  : آزادى زن به نفى آزادى وى نمى‌انجامد. بنابراين زن آزاد است، ولى اين آزادى، شؤون انسانى و ويژگى‌هاى طبيعى او را حفظ مى‌كند و داراى ملاك و معيار است تا انسانيت و تعين زنانه‌ى وى پايدار بماند. رعايت آزادى‌هاى حقيقى زن، زمينه‌ى بسيارى از كمالات و معنويّت‌ها را براى زن فراهم مى‌سازد.

عقلىبودن پوشش

خط  : اصل پوششِ طبيعى زن و مرد در حدّ معقول و مناسب، امرى عقلى و ضرورى‌ست. پوشش، امرى عرفى‌ست و هر انسانى، هم خود ضرورت آن را مى‌فهمد و هم مى‌يابد كه چگونه بايد پوشيده و باوقار باشد. هم زن و و هم مرد در پوشش عمومى كه همان پوشاندن عورت ( پنهان‌داشت ) است، مشتركند و در لزوم پوشاندن آن در برابر ديگران ـ اعم از اعضاى خانواده در خانه ( غير از همسر ) و در برابر آشنايان و افرادى كه به صورت غالبى و مباشرى در ديدرسند و در انظار عمومى و جامعه ـ تفاوتى نيست و داراى ملاكى مشترك مى‌باشد. عورت و پنهان‌داشت به چيزى گفته مى‌شود كه وضعيّت پنهانى دارد و پوشش آن ضرورى‌ست و بايد پنهان باشد. پنهان‌داشتِ بدن زن، كرامت، متانت، مطلوبيّت و ارزش و حرمت زن را نمايان مى‌سازد، نه زشت‌بودن يا ناپسندداشتن وى را. تمامى اقوام و ملل، لزوم اصل پوشش پنهان‌داشت را پذيرفته‌اند. كسى كه پوشش عمومى را رعايت نكند، به
آلودگى اخلاقى و پرده‌درىِ عفت عمومى و بى‌عارى مبتلاست. پوشش زنان همانند پوشش مردان، موجب حفظ سلامت جامعه و مانع ايجاد بسيارى از مفاسد در اجتماع مى‌شود؛ در حالى‌كه مبارزه با آن مفاسد، نيروى انسانى بسيار و هزينه‌هاى كلانى را بر حكومت تحميل مى‌كند. با توجه به اين آثار، پوشش، از امور اعتبارى و فاقد اثر اجتماعى نيست؛ بلكه محتوا دارد و عفاف جامعه را تأمين مى‌كند. عريان‌نمايى و تظاهر به آن جرم است و مرتكب، به تناسب عمل خود و بازخورد اجتماعى آن،

مجازات مى‌شود.

ارشادىبودن حكم پوشش

خط  : عقل، تنها اصل پوشش را به عنوان امرى كلّى مى‌پذيرد و قدرت دخالت در جزئيات و خصوصيّات آن را ندارد و شرع نيز نسبت به اين اصل كلّى در جهت تأمين آسان عفاف و دورى از گناه حكم ارشادى دارد، نه تأسيسى. پس نه چادر، نه مانتو، نه كت و دامن و نه هيچ طرح ديگرى، الگو و طرح دينى به‌طور خاص نيست. هيأت، شكل، نوع و رنگ خاصّ پوشش و نيز اين‌كه در برابر محارم است يا آشنايان و يا افراد بيگانه در جامعه، تحت تأثير جهات قومى و سنّتى و عرفى‌ست و زن با حفظ تناسب‌ها و وقار و متانت در اين جهت از آزادى عمل و اعمال سليقه‌ى بسيار برخوردار است و آزادى‌هاى وى محدود نمى‌شود.

تفاوت پوشش زن و مرد

خط  : زن، ويژگى‌هاى خاصّ خلقتى و طبيعى خود را دارد و از نظر روحى و جسمى در بعضى از شؤون با مرد داراى تفاوت طبيعى‌ست. لباس و پوشش زن نيز در راستاى ديگر خصوصيّاتش متناسب با ويژگى‌هاى روانى و خلقتى او و متفاوت با مرد مى‌باشد و اين تفاوت، داراى ملاك است. تفاوت در پوشش را عقل، طبع، فطرت، دين و عقلاى هر قوم و ملّتى ـ از زنان و مردان ـ متناسب با فرهنگ جامعه مشخّص مى‌كنند. اين پوششِ معقول و موردِ پذيرش جامعه، نه منافاتى با فطرت، آزادى و موقعيّت فردى ـ اجتماعى زن دارد و نه مزاحمتى براى حضور سالم وى در جامعه ايجاد مى‌كند.

جاذبهى طبيعى زن

خط  : زن داراى جاذبه‌ى طبيعى‌ست و مطلوب مرد مى‌باشد و همين جاذبه‌ى طبيعى اقتضا مى‌كند زن شؤون فردى و اجتماعى خود را بدون افراط و تفريط رعايت كند؛ نه لجام‌گسيخته باشد تا زيبايى و جذابيت طبيعى خود را براى تخدير جامعه و افراد استفاده كند و نه تفريط و محدودسازى افراطى و مخالف با طبيعت خود داشته باشد، بلكه با حفظ تعادل، وقار طبيعى، تناسب لازم و كشش موزون و آزادى طبيعى خود را حفظ نمايد و جاذبه و مطلوبيت طبيعى خود را به عشق و مطلوبيت عفيف بكشاند.

 

تكليف عفاف

خط  : زن براى حفظ عفاف و دورماندن از نگاه‌هاى ناروا و ديگر مشكلات و مفاسدِ اجتماع، واجب نيست خانه‌نشين شود و در صحنه‌ى فعاليـّت‌هاى اجتماعى، سياسى، مذهبى يا اقتصادى ظاهر نشود و نقش حسّاس خود را ايفا نكند، بلكه بايد تنها با اجراى تكليف عفافى بسيار ساده و آسانِ پوششِ داراى وقار و نجابت، از آشكارشدن مواضع زينت خود جلوگيرى كند تا بدين‌گونه زمينه‌ى جلب توجّه نامحرمان و تجاوز افراد آلوده و بيمار را محدود كرده و حضور سالم و بدون افراط و تفريط خود را در شؤون اجتماعى خويش ايمن نمايد. عفت، متانت و پوشش از ضروريات زندگى زن و مرد و از لوازم معاشرت سالم آن‌هاست.

كميت سراسرى و كيفيت وقار پوشش

خط  : در پوشش بايد دو امر مورد اهتمام قرار گيرد: يكى، پوشيدگى، كمّيت لباس، و پوشش سراسرى ظاهر اندام ـ نه حجم بدن ـ و ديگرى كيفيت و متانت و وقار طبيعى. بنابراين پوشش، در طرح‌هاى متنوع و با هر الگو يا رنگ و شكلى كه به‌دور از هرگونه جلفى و سبكى باشد، براى زن كافى‌ست. همچنين بر زن واجب نيست حجم بدن را بپوشاند و برجستگى‌هاى اندامش را از نگاه نامحرم دور بدارد؛ اگرچه تنگى يا چسبندگى پوشش نبايد به جلفى و دورى از وقار برسد و پوشيدن لباس‌هاى بسيار تنگ و چسبان كه تحريك‌كننده مى‌باشد و لباس‌هاى زينتى و جلف كه فساد برانگيز است، حرام مى‌باشد. پوشش لازم است به‌گونه‌اى باشد كه توجه ديگران را به صورت غيرعادى به خود جلب نكند و لباس شهرت و بدون وقار و نامتعارف نباشد.

خط  : پوشش زن بايد به‌گونه‌اى باشد كه صدق پوشش بر آن شود، بنابراين پوشش نبايد شفّاف و به‌شكلى باشد كه پنهانى‌هاى بدن در آن ديده شود، بلكه در طرف ضخامت همين‌كه مانع از ديدن پوست شود، كافى‌ست.

محدودسازى پوشش

خط ( كلان )  : پوشش گفته‌شده در اين قوانين، در تقابل عريانى قرار مى‌گيرد و مراد از عريانى، رعايت‌نكردن پوشش يادشده است. بدن زن پيش از آن‌كه متعلق به او باشد، به خداى وى تعلق دارد و حريم جامعه و فضاى اجتماع نيز متعلق به همگان به‌طور مشاعى مى‌باشد و جامعه مى‌تواند نحوه‌ى حضور فرد در جامعه را محدود كند. بنابراين زن، نمى‌تواند با زيبايى‌هاى بدن خود، در جامعه و براى غير همسر خود جلوه‌گرى و خودنمايى نامتعارف و عشوه‌گرى و تظاهر به عريانى و دگرآزارى

داشته باشد.

خط ( كلان )  : تنوع سليقه‌ى جامعه در پوشش محترم دانسته مى‌شود و سلايق محدود نمى‌گردد. آزادى تنوع پوشش در جامعه و طبيعت متنوع انسانى رعايت مى‌گردد. استبداد و اجبار بر يكسان‌سازى پوشش، زمينه‌ى ظاهرسازى و نفاق مى‌شود.

 

پوشش زن مؤمن

خط  : پوشش خاص و سرتاسرى و تمامى بدن زن غير از چهره و دو كف دست تا مچ[1]  كه وقار و  

متانت زن مؤمن را حفظ كند و مانع آزادى عمل او نباشد، اصل مسلّم دينى ـ اخلاقى و داراى پشتوانه‌ى امر الاهى و تفكّر معنوى و حمايتِ عفاف همگانى و نجابت و حياى ايرانى و بر پايه‌ى ملاك عقلايى و مسؤوليت زنان مؤمن مى‌باشد.

خط  : استثناى صورت و دست‌ها تا مچ، از باب تخصّص است نه تخصيص. چنين نيست كه اين‌دو عضو بايد پوشيده مى‌شد، اما چون چاره‌اى از آشكارى آن نبوده و پوشاندن آن حرجى مى‌گشته، تخصيص خورده است، بلكه از باب خروج تخصصى، خداوند از همان ابتدا نمى‌خواسته است آن را پوشيده دارد. چنين جوازى در اصل طبيعت زن و مرد نهاده شده و بيان شارع، حكايت نداى طبيعت آدمى‌ست، نه تأسيس حكم، تا حكم به جواز امتنانى از ناحيه‌ى شارع باشد.

حق همسر

خط  : لزوم پوشيدگى و وقار پوشش زن، افزون بر آن‌كه حقى اجتماعى و دينى‌ست، حق براى همسر نيز مى‌باشد و اگر زنِ همسردارى به‌دور از حريم شريعت و اجتماع، عريانى كند، حقّ همسر خود را نيز ناديده گرفته و به او و زندگى مشترك و حق خانواده خيانت كرده است.

خط  : همسر بايد نسبت به همسر و نيز پدر نسبت به دختر خود غيرت داشته باشد و بانوى خانواده و نيز دختر خود را ناموس خويش و امانت الاهى بداند و از حريمش حفاظت نمايد كه اين حفاظت و حراست، همان دين‌دارى و پاسدارى از پاكى‌ها و عفت خانواده است.

حفاظت زن از نگاههاى مسموم

خط  : مردان واقعى براى حفظ هويّت، شخصيّت، زيبايى و لطافت همسر خويش، بايد گذشته از آن‌كه در جهت بهجت و سرور، كام‌دهى و كاميابى اين چهره‌ى عشق و مستى بكوشند و او را با ارضاى جنسى، راضى نگاه دارند، از تعرّض و نگاه‌هاى مسموم نيز جلوگيرى كرده و همچون باغبانى مهربان و نگهبانى غيور از او حراست كنند و اجازه‌ى چيدن و بوييدن گل خود را به هركس و ناكس ندهند كه اين خصلت، فتوّت و جوان‌مردى را در مردان فعليّت مى‌بخشد و موجب صفا و نشاط زن و سلامت و سعادت جامعه مى‌گردد.

خط  : بقاى زندگى آرام مرد، در گرو تنظيم برنامه‌ى سالم زندگى براى زن است كه گاه با اندك اشتباه و انحرافى، اساس رفيع زندگى در هم ريخته مى‌شود.

 

آرامش پوشش

خط  : پوشش مناسب زن در مسير حفظ آزادى وى مى‌باشد و زن پوشيده و عفيف، افزون بر آن‌كه قيد و بندهاى زنان بى‌بندوبار و عريان‌گرا و اسير در تمايلات نفسانى براى آرايش و خودآرايى ظاهر با ابزارهاى مصنوعى و اطفار ركيك را ندارد، در جامعه و محيط كار نيز داراى آرامش و امنيت مى‌باشد و پوشش، سبب حضور مطمئن و سالم و باوقار و داراى متانت زن در جامعه مى‌شود.

پوشش مناسب زن سبب حفظ هويت، رضايت‌خاطر و احساس امنيت از جنسيّت براى زن مى‌شود و او طراوت، تازگى، اهمّيت، عظمت، وقار، ارزش‌مندى و گوهر پايدار زيبايى را در خود احساس مى‌كند. بدين‌گونه هم حق جامعه در صيانت از فضاى عمومى و هم امنيت و عدم تجاوز به حقوق زن و استثمار او تأمين مى‌شود.

حرمت، كرامت و احترام زن

خط  : زن همانند مرد داراى حريم عفاف مى‌باشد. پوشش عفيف و اصيل دينى زن و مرد، رعايت حرمت و احترام و غيرت سالم آنان است و محترم‌بودن آن‌ها را مى‌رساند و بيان مى‌دارد زن با اين پوشش باوقار، هرجايى و بى‌بندوبار نيست. در جوامع امروز، پوشش ويژه‌ى مردان و عفاف مردانه بيش از حرمت و حيثيّت زن حفظ مى‌شود و لازم است حرمت، حيثيت و كرامت اجتماعىِ پوششِ ويژه‌ى زنان و عفاف زنانه نيز حفظ و صيانت گردد. عريانى زن، بى‌اعتنايى او به حرمت و ترنّم و متانت زنانه، اصول اخلاقى و تعهّدات دينى و بى‌غيرتى وى مى‌باشد.

حفظ حريمها و حرمتها

خط  : حكمت اصلِ لزوم پوشش، تنها حفظ حريم‌ها و حرمت‌هاست و چيزى نمى‌تواند ممنوعيت عقلى و ضرورى عريانى را مجاز گرداند. پوشش، زن را در هاله‌اى از ابهام قرار مى‌دهد و ناموزونى‌ها، زشتى‌ها و نواقص او را همچون مواضع زينت، خوبى‌ها و زيبايى اندام او پنهان مى‌سازد و بدين‌گونه موقعيّت زن و حريم و حرمت و عفاف او را از ديدِ ديده‌هاى ناپاك و هوس‌باز محفوظ مى‌دارد. اين كارويژه‌ى پوشش، منحصر به زن نيست تا گفته شود پنهان‌كارى تنها در مورد او پيش مى‌آيد و هرچه منع شود، كنجكاوى و حرص و آز و حسرت و حرص بيش‌تر و ابهام و سؤال و بررسى يا حيله‌گرى و پنهان‌كارى‌هاى شگفت و فراوان را در پى دارد، بلكه هر انسانى اعم از زن و مرد، از آن بهره‌مند است. اين خاصيت پوشش است كه در استتار هر خوبى يا كاستى مؤثّر است. همچنين حرص و حسرت آدمى، ريشه‌ى درونى و نفسانى دارد و علت آن، نداشتن كاميابى معقول و مشروع از همسر قانونى و نقص و كمبود و عدم كنترل شؤون اخلاقى و هوس‌هاى نفسانى‌ست و بايد با رفع مشكلاتِ روانى و باطنى انسان و ارضاى تمايلات و نيازهاى جنسى از راه قانونى و شرعى ازدواج و تشكيل خانواده، اين كاستى‌ها مهار شود و غرايز لجام‌گسيخته را از طريق عفاف و پاك‌دامنى حاصل از ازدواج، مهار
ساخت؛ نه آن‌كه به واسطه‌ى مشكلات مردهاى ناسالم و بيمار، زن‌ها مورد عريانى و تجاوز ديده‌هاى ناپاك واقع شوند كه اين كار خود زمينه‌ساز بروز مشكلات روحى و روانى و آلودگى‌ها و فسادهاى بسيارى مى‌شود. وانگهى چه لزومى دارد كه مردها در مورد زشتى و زيبايى يا كاستى‌هاى همه‌ى زنان و پنهان‌داشت آنان آگاهى يا قضاوت داشته باشند؟

حريم و هنجارشكنى عريانى

خط  : پوشش نامناسب و عريانى زن، نداشتن حريم را اعلان مى‌كند و شبكه و دامى براى شروع مزاحمت افراد سفيه، بيمار، منحرف و هوس‌بازىِ چشم‌هاى دريده مى‌شود و حضور وى در جامعه ناامن و بيمارگونه و همراه با هرج و مرجِ عمومى، بردگى، سبك‌مغزى و حرمان معنوى و اخلاقى و انحطاط اعتقادى و از دست‌رفتن سلامت دنيوى و سعادت اخروى و گذشت عمر در پوچى و بى‌هدفى مى‌باشد و حسرت يك نگاه پاك و كلامى عاشقانه و صادقانه را از طالب و عاشقى كه وفادارانه او را بخواهد و در تمام سختى‌ها كنار او و حامى وى گردد، بر دل چنين زنى مى‌گذارد.

خط ( كلان )  : عريانى زن در درازمدّت سبب خستگى، افسردگى، دل‌زدگى و بى‌هويّتى زن و نارضايتى او از جنسيّت و تعين زنانه‌ى خود مى‌شود و زن را به جايى مى‌رساند كه جنسيّت خود را مانعى بزرگ در مسير آرزوهاى خويش مى‌پندارد و او را به سرخوردگى، عقده، خشونت و مبارزه‌ى منفى با جامعه و ديگران مى‌كشاند. زن‌هاى گرفتار به عريانى و آلودگى نمى‌توانند غرور و افتخارى داشته باشند و خودخورى، خودكم‌بينى، انتحار و خودكشى در آنان فراوان است. بنابراين رعايت پوشش اجتماعى، منفعت و خير زن و جامعه را در پى دارد.

خط  : زنان اگر پوشش و متانت لازم را نداشته و بدون قيد و بند در جامعه ظاهر شوند و حريم عفاف را رعايت ننمايند و عشوه و غمزه و ناز غيرمعمول و بيمارگونه در گفتار و رفتار خود و خودنمايى، حركات و اطفار ظريف و اظهار شور و شوق و طلب معاشرت از طريق پيكرنمايى با مردان داشته باشند، مردان آلوده را گرفتار جذابيت‌هاى ظاهر ساختگى و فريبنده‌ى خود مى‌سازند و مرد، گام‌به‌گام ابتدا با ديدن‌هاى بى‌مورد و چشم‌چرانى و سپس اختلاط گفتارى و لاس‌زدن و نهايت با فراهم شدن شرايط طغيان، به گناه و تجاوز غيرقابل كنترل و پيشگيرى مبتلا مى‌شود. مردان، اسير در جاذبه‌هاى طبيعى و مصنوعى و شيفته‌ى زيبايى‌ها و زينت‌هاى زنان مى‌باشند و عريانى و اختلاط‌هاى حرام زن و مرد، زمينه‌ساز بسيارى از مفاسد مى‌گردد.

حق اظهار زيبايى

خط  : انسان زيباست و زيبايى جمعى دارد، زن زيباست، زيبايى كمال است و حقّ اظهار آن براى زن محفوظ و امرى فطرى ـ طبيعى و از آثار حسن خلقت است. زن، پرى‌رويى زيباست و تاب مستورى ندارد و اظهار خودنمايى حقّ زن است، همان‌طور كه مرد حقّ اظهار كمالات خويش و
شكوفايى تمايلات انسانى خود به‌خصوص غزل‌سرايى درباره‌ى زيبايى‌هاى زن را دارد و نيز زيبايى، خوب و دوست‌داشتنى‌ست و زيبا را بايد ديد، اما رعايت تناسب‌ها، حيثيت‌ها، مرزها، درستى‌ها و عدالت و انصاف در هر آزادى شرط است و چنين نيست كه بتوان هر كمالى را در هر جا و به هرصورت به‌گونه‌ى لجام‌گسيخته و بى‌بندوبار و با هرزگى و لودگى و بدون رعايت تناسب‌ها اظهار نمود، بلكه بايد شؤون انسانى، ويژگى‌هاى زمان و مكان و موقعيّت جامعه و افراد و مقبوليت عمومى و به‌طور كلى تناسب‌ها را در هر امرى رعايت كرد. زن، براى همسر خود مى‌تواند تمامى زيبايى‌ها و شادابى خويش را اظهار نمايد و نيز در جامعه انگيزه‌هاى خودنمايى را در پوشش مناسب، زيبا، معقول و متعارف داشته باشد، اما در حريم عفاف جامعه، مجاز به عرضه‌ى زيبايى‌ها و كمالات اندامى خويش به‌گونه‌ى عريانى نيست؛ چرا كه به حقِّ عفاف جامعه آسيب مى‌زند.

خط  : زن، پديده‌اى پرى‌روست كه تاب مستورى ندارد. زن، پديده‌ى مطلوبى‌ست كه خداوندِ جمال و جميل، زيبايى خويش را در او به وديعت نهاده است؛ خدايى كه عالم و آدم را در آفرينش، مانند خود زيبا پديد آورده است. اوضاع طبيعى و نوع خلقت انسانى زن چنين ايجاب مى‌كند كه او اِلهه‌ى جمال و زيبايى باشد؛ پس نبايد اين اِلهه‌ى عشق و آينه‌ى جمال و نماد زيبايى را از خواسته‌هاى طبيعى‌اش در چارچوبى مشروع و قانونى كه مقبوليت عمومى داشته باشد، محروم ساخت.

محرميت عمومى

خط  : زن در جامعه‌ى پوششى، الهه‌ى عشق، ملكه‌ى زندگى و سلطان دل و ملكه‌ى قلب است و در اوج عزّت و سلامت، هم‌پاى مرد، مسير حيات و كمال و ترقّى و كاميابى را طى مى‌كند و با حفظ پوشش شرعى مى‌تواند در ارتباط‌هاى عادى و زمينه‌هاى عمومى و مراكز اجتماعى، روابط سالم و ارزشمند توأم با عفاف و كفاف با مردان بيگانه و نامحرم داشته باشد و در اين روابط سالم كه ولايت عمومى بر آن حاكم است، محرميّت عمومى و اجتماعى دارد؛ به‌طورى‌كه در زمينه‌ى رابطه‌ى زن و مردِ مؤمن، مواردى مانند عيادت زن از مرد مومن، اگرچه نامحرم باشند، مستحسن است و حتّى دست‌دادن آن‌ها با يك‌ديگر بدون ملامسه‌ى مباشرى ( لمس مستقيم ) و همراه پوشش ( مانند دستكش ) و بدون فشار كه فاقد لذت و خوشامد باشد، اشكال ندارد. در روابط اجتماعى زن و مرد، تنها ملامسه‌ى ظاهر بدنِ آن دو به‌طور مباشرى و به اصل اولى و نيز جلف و سبكسر بودن و تهييج و ايجاد برانگيختگى به حرام با ناز، كرشمه و غمزه و يا با سخنى معمولى، حرام و ممنوع است و تهييج و برانگيختن جنسىِ غيرهمسر با رفتار ناسالم براى ايجاد تباهى و فساد و بى‌عفتى حتا باعث حرام‌شدن سخن‌گفتن عادى زن و مرد نيز مى‌شود. وقتى سخن از رابطه و معاشرت مرد و زن به ميان مى‌آيد، بايد بر لزوم حريمى متناسب ميان آن دو كه در شرع تبيين شده است، تأكيد نمود و البته احكام معاشرت، چارچوب‌هايى را به ارتباط صوتى و كلامى داده است.

 

استفادهى نابهجا و فراوان

خط  : زن همان‌گونه كه لطيف و زيباست، به اقتضاى لطافت خود بسيار حسّاس و كم‌تحمّل مى‌باشد و اگر با عريانى در معرض استفاده‌ى بى‌مورد و ديد نابه‌جاى همگان قرار گيرد يا دچار حوادث شوم و غرض‌آلود اجتماعىِ افراد بيمار و مزاحمت‌هاى تحمل‌ناپذيرِ ناجوان‌مردان و هوس‌بازان و تجاوزهاى مكرر و روان‌سوز و شراكت‌هاى جنسى متعدد مورد هجوم و استفاده قرار گيرد، مانند گل، به‌سرعت پژمرده شده و زيبايى، لطافت و ظرافت خود را در زمانى محدود از دست مى‌دهد و درگير زودپيرى مى‌شود.

خط  : زن بايد همچون گل، زيبايى‌هاى خود را در لابه‌لاى گلبرگ‌هاى عفاف و پوشش، محفوظ و شاداب نگه داشته و تنها به مردى كه زيبايى او را پرپر و حقيقتش را پژمرده نمى‌سازد، بلكه از او محافظت مى‌كند، ارايه نمايد. زن تنها در سايه‌ى محبّت حقيقى يك مرد كه همان همسر محبوب و همسر جوان‌مرد دايمى وى‌ست، مى‌تواند رشد و رونق و كاميابى و سيرابى داشته باشد و در جوار وصالش شور و شوق و عشق و مستى نمايد. در جامعه‌ى پوششى، هم زن براى همسر خود همواره دلآرا، معشوقه و محبوب باقى مى‌ماند و هم مرد در نگاه و ديدن به نوعى محدود مى‌شود تا نجابت و سلامت فرد و جامعه تأمين شود.

تكرارىشدن و دلزدگى

خط  : پوشش متنوع، حفاظى مناسب بر زيبايى‌هاى زنان است تا آن‌ها را هميشه زيبا و شاداب و تازه و داراى ارزش نشان دهد. اظهار زيبايى‌هاى زنانه به‌طور ناشايست و عريانى مداوم و روزمره و ديده‌شدن‌هاى فراوان و بى‌مورد، موجب تكرارى‌شدن، كهنگى، دلسردى، دلزدگى و ملال‌آورى يا دست‌كم بى‌رغبتى نسبت به آن و معمولى و عادى شدن زيبايى‌هاى زنانه و بى‌ارزش گرديدن آن مى‌شود. زن در نگه‌دارنده‌ى پوشش، زيبايى خود را در ذهن و ضمير مرد حفظ مى‌كند و به‌طور مداوم مطلوب او باقى مى‌ماند و هر دو از سرخوردگى و دل‌زدگى و بى‌وفايى به‌دور مى‌مانند و بدين‌گونه پايه‌هاى خانواده مستحكم، و بنيان زندگى پايدار مى‌ماند.

محروميت از كاميابى

خط  : پرده‌درى و بى‌عفّتى، كام و ذايقه‌ى فرد فاسد را ناقص و ناتوان مى‌سازد و از كاميابى حقيقى باز مى‌دارد و شور و شوق و عشق و علاقه نسبت به جنس ديگر و حتّى رغبت به اعمال زناشويى و كاميابى را به‌شدت افول مى‌دهد و احساس لذّت روحى را مى‌گيرد؛ به‌گونه‌اى كه بعضى از جنس مخالف، عشق و محبّت و ناز و غنجى نمى‌بينند و هم‌پاى آن، به آلات و وسايل مكانيكى فاقد روح و دور از عشق و صفا پناه مى‌برند يا به خشونت در اعمال جنسى عليه شريك جنسى خود يا به اشتراك‌گذاشتن شريك‌جنسى مبادرت مى‌ورزند.

 

تفاوت حجاب و پوشش

خط  : زنان عرب داراى حجاب ( جِلباب و خِمار ـ كه همان چادر و روسرى عربى‌ست ) بوده‌اند، ولى اسلام آن حجاب را كه موها و سر و گردن و مواضع حسّاس گوش و بناگوش و سينه و پاها را نيمه‌عريان مى‌گذاشت، تأييد نكرد، بلكه به‌جاى آن حجاب، « پوشش » خاص، معقول و متعارف را داراى الزام شرعى كرد. در قرآن‌كريم و فقه اسلامى درباره‌ى عفاف بانوان تنها كلمه‌ى « ستر » و پوشش آمده و حتّى يك مورد نيز لفظ « حجاب » به عنوان تكليفى الزامى راجع به زنان به كار نرفته است.

خط  : هر حجابى پوشش است، ولى هر پوششى حجاب نيست و نسبت ميان اين دو از نظر منطقى، عام و خاص مطلق است. اين دو عنوان، در آثار نيز تفاوت دارند. حجاب بار سنگين‌تر و مانع بيش‌ترى را در واسطه‌بودن داراست و پوشش راحت و سبك است؛ زيرا معناى حجاب، نوعى پرده‌دارى و پرده‌داشتن به‌طور انفصالى‌ست، در حالى‌كه پوشش پرده نمى‌خواهد و مى‌تواند حالت متّصل و چسبيده به بدن داشته باشد و حجم بدن را نپوشاند. حجاب، عنوانى انفصالى‌ست و به اين معناست كه زن چيزى را بر خود بكشد؛ ولى در پوشش لازم نيست زن چيزى را بر خود بيندازد؛ بلكه مى‌تواند آن را بر تن داشته باشد. طبيعى‌ست وقتى انسان چيزى به تن مى‌پوشد، راحت‌تر است تا آن‌كه چيزى بر

خود بيندازد.

اين‌كه در آياتِ پوشش، موضوع « جِلباب »[2]  و « خُمُر »[3]  ذكر شده، به خاطر رسم و استفاده‌ى اين دو

 

وسيله‌ى پوششى در آن زمان و تأكيد بر اين معناست كه گوش، بناگوش، گردن و سينه نيز بايد پوشيده شود، وگرنه حسّاسيتى نسبت به دو مصداق پوششى رايج آن زمان و حجاب ندارد، بلكه به‌دنبال تأمين مقصود خويش مى‌باشد كه همان عفاف و پاكى و حفظ حرمت و شؤون زن در زندگى متعارف جامعه با پوشش خاص و باوقار است؛ خواه اين هدف با جلباب و خُمُر فراهم گردد يا نوع ديگرى از پوشش، كه شرع نسبت به نوع آن حساسيت خاصى ندارد و تابع سلايق و زيست‌محيط افراد و اقوام مى‌باشد. بنابراين زنان در استفاده از پوشش و گويش‌هاى بومى و اجراى آداب و سنّت‌هاى محلى در صورت عدم مغايرت با قوانين خانواده، داراى حق آزادى مى‌باشند.

پوشش بىآزار

خط  : زن لازم است در پوششى متعارف، معقول و بى‌آزار در جامعه ظاهر شود. بى‌آزارى نيز با دورى از خودنمايى و جلفى‌ست كه شكل مى‌گيرد. چنين پوششى در كنار طهارت و پاكى، تأمين عفاف مى‌كند. پوشش لازم است جلف و سبك‌سرانه و داراى رنگ‌هاى محرّك و نامناسبى نباشد كه جلب توجّه ديگران به اندازه‌ى نامتعارفى كند و نيز لازم است مفسده‌آور نباشد و بهتر است ساده، آراسته،
بى‌پيرايه، آزاد و كم‌زحمت براى نگه‌دارى باشد. عريانى و اظهار زيبايى‌هاى زنانه كه لازم است پوشيده و پنهان بماند، چنان‌چه فاقد متانت و به صورت جلف و سبك‌سرانه باشد، افزون بر آن‌كه سبب توجّه، اسارت و حسرت مردان سست‌نهاد و زمينه‌ى گناه مى‌شود و به تضعيف بنيان خانواده مى‌انجامد، جرم مضاعف و داراى مجازات سنگين‌تر مى‌باشد.

پوشش؛ نمايانگر شخصيت

خط ( كلان )  : پوشش معقول، همواره معرّف شخصيت زن است و زنى كه پوشش متعارف و معقول جامعه را داراست، به اين‌كه عفيف، محترم و اخلاقى‌ست، شناخته مى‌شود و زنى كه پوشش معقولى ندارد و جلف و سبك‌سر است، زنى بى‌عفاف و بى بندوبار دانسته مى‌شود كه حرمت و احترامى ندارد.

پوشش سبك سالمندان

خط  : زنان سالمند مى‌توانند به‌طور معمول و غير محرّك و بدون قصد خودنمايى و جلب توجّه، تا حدّ معقولى از پوشش عمومى خود بكاهند.

پوشش نابالغ

خط  : دختر نابالغ لازم نيست سر و موى خود را از ديد نامحرم بپوشاند و در اين زمينه تكليفى ندارد، اما رعايت شؤون اسلامى و تربيت درست و تمرينىِ فرزند، تكليفى شرعى بر عهده‌ى پدر و مادر است و پدر و مادر لازم است در تربيت كودكان به اخلاق اسلامى توجه ويژه داشته باشند.

پوشش در برابر بيگانه

خط  : زن لازم نيست صورت و دست‌ها را در برابر بيگانه و نامحرم بپوشاند.

پوشش در حضور محارم

خط  : زن لازم نيست در برابر محارم خويش، بدن خود غير از ناحيه‌ى شرم‌گاهى را بپوشاند؛ به‌خصوص كه امور پنهانى اقتضاى تهييج و تحريك و ايجاد حساسيت دارد. دين با چنين نظر وسيعى مى‌خواهد محارمِ زن را با چشم و دلِ سير تربيت كند و به‌طور عملى، سطح آگاهى و بينش پيروان خود را بالا ببرد تا از محدوديت‌ها و ممنوعيت‌ها بكاهد. خداوند اجازه داده است زن نزد فرزندان و محارم خويش چندان پوشيده نباشد تا چشم و گوش آنان باز، ديده و سير گردد و به‌گونه‌اى آزاد تربيت شوند تا با ديدن صحنه‌اى در بيرون، عطشناك و منحرف نگردند. اگر كودك، دست و پاى مادر و خواهر يا پدر و برادر خويش را ديده باشد، در بزرگى، ديدن اين امور براى او طبيعى و عادى مى‌باشد و بهتر مى‌تواند از استمنا و خودارضايى مصون بماند. اگر مادر و خواهر يا خاله و عمه يا پدر و برادر و دايى و عمو و ديگر محارم بيش از آنچه كه شريعت تعيين كرده است، براى كودك پرده‌پوشى نداشته باشند و كودك ناز هر
محرمى را در دامن آنان ببيند، در بيرون از خانه، به ناز كسى نيازمند نمى‌گردد؛ زيرا عقده و كمبودى ندارد كه چنين شود. كودكى كه در خانه محبت نبيند، با كوچك‌ترين محبت بيرونى، منحرف مى‌شود و خيابانى مى‌گردد. ممنوعيت و محدوديت‌هاى بى‌حد و مرز و افراطى، به جاى امنيت و مصونيت، فساد و تخريب را در پى دارد؛ چراكه از سويى: ( إِنَّ النَّفْسَ لاََمَّارَةٌ بِالسُّوءِ )[4]  و از سوى ديگر: « الانسان

حريص على ما منع »[5] ؛ هرچه حالت پنهانى يا منع از چيزى بيش‌تر گردد، آدمى بر دست‌يافتن به آن

حريص‌تر مى‌شود و طمع بيش‌ترى به آن مى‌يابد و انسان بر آنچه كه از آن بازداشته شود، حريص و به صورت مضاعف خواهان مى‌گردد و چنين پنهان‌كارى‌هايى، جنس مقابل را به حساسيت و تجسس وامى‌دارد. در تربيت فرزند نيز بايد اين اصل را مراعات نمود و بايد مراقب بود كه وى به جنسيت حساس و عقده‌اى نشود؛ حساسيتى كه نوعى بيمارى‌ست و از سوء تربيت فرد، حكايت دارد. ضرورت سالم‌سازى دل و واردنشدن هيچ‌گونه عقده و حسرتى بر آن و پرهيز از عقده‌ها، حسرت‌ها و كمبودها و فقدان‌ها از اصول تربيتى اسلام مى‌باشد. اگر حسرت و فقدان و عقده از فرد برداشته نشود، ازدواج و تشكيل زندگى با بهترين پرى‌رويان نيز مانع از ارتكاب وى به گناه نمى‌شود.

پوشش در برابر پسران نابالغ

خط  : زن لازم نيست خود را از پسران نابالغ و كودكانى كه توان جنسى ندارند، بپوشاند؛ خواه ناتوانان جنسى، مميّز و داراى توان شناخت و آگاهى باشند يا نباشند.

پوشش سطح و ظاهر بدن

خط  : بر زن، تنها پوشاندن پوست و چشم‌انداز سطح بدن به‌گونه‌ى باوقار لازم است، اما لازم نيست حجم و برجستگى‌هاى اندام زن به‌گونه‌اى پوشانده شود كه هيچ حكايتى از اندام او نداشته باشد. البته  لباس بدن‌نما، نازك و شيشه‌اى صدق پوشش ندارد و نيز پوشش نبايد لباس شهرت و پوشش جلف و مستهجن و دور از وقار باشد.

حجابهاى افراطى

خط  : حجاب‌هاى ناموزون و غيرمتعارفِ افراطى، زايد، نامطلوب، غيرمعقول و كيسه‌اى و خودپنهان‌سازى‌هاى بى‌مورد يا رياكارانه كه برآمده از تعصّبات خشك قومى و غيرت‌هاى جاهلانه يا جمود به ظاهر دينى‌ست و با متانت زن سازگارى ندارد، در جامعه محدود مى‌شود. استفاده از برقع، روبنده، پوشيه و نقاب كه فسادآفرين است، نكوهيده مى‌باشد و در اماكن و مواردى كه نياز به شناسايى چهره مى‌باشد، ممنوع است. حجاب‌هاى غيرلازم و بيش از اندازه، چنين نيست كه براى زن عفاف و پاكى بياورد، بلكه مزاحم حضور سالم او در جامعه نيز مى‌باشد.

 

چادر مناسب

خط  : چادر، اگر جلوباز باشد، پوشش سهل و آسانى نيست، بلكه تنها حجابى سليقه‌اى ـ قومى‌ست و به عنوان پوشش رسمى بانوان ايرانى ترويج نمى‌شود. اين نوع چادر به سبب باد يا لغزش كنار مى‌رود و زير چادر نمايان مى‌گردد و خود موجب بدحجابى مى‌شود. چادر اگر با دكمه يا زيپ، جلوبسته و آستين‌دار باشد، پوشش مناسبى‌ست. همچنين در جهت كيفيت و شكل نيز هر رنگ و طرحى آزاد است؛ به شرط آن‌كه جلف و سبك و از رنگ‌هاى محرّك و فسادآور نباشد؛ پس لازم نيست چادر به‌طور حتم رنگ قابض سياه را داشته باشد، بلكه از رنگ‌هاى گوناگون ديگر نيز مى‌توان استفاده كرد؛ اگرچه رنگ سياه متانت را بيش‌تر مى‌رساند.

لباس ورزشى

خط  : پوشيدن لباس‌هاى ورزشى كه مخصوص ورزشگاه است، حتا در پارك و مانند آن، اگر به صورت عادى و به‌دور از تحريك و با حفظ موازين شرعى و رعايت تناسب باشد، اشكال ندارد.

خط  : پوشش حرير براى زن، خواه در نماز باشد يا غيرنماز، اشكال ندارد.

جواز كلاهگيس و گريم زنانه

خط  : چنان‌چه موضوع يا قالب موضوع حاكم بر فيلمى اقتضا كند كه بازيگران زن ( مسلمان يا غيرمسلمان ) پوشش كامل مو يا پوشش آن را رعايت نكنند، چنان‌چه ساخت اين‌گونه فيلم‌ها محرّك افراد جامعه بر قالب‌هاى مزبور نباشد، بلكه باعث انزوا و دورى افكار جامعه از قالب موجود در فيلم شود، با استفاده از گريم و كلاه‌گيس و آگاه‌سازى افراد پيش از نشان‌دادن فيلم، اشكال ندارد؛ البته در حين ساخت فيلم، اگر رعايت پوشش و شؤون اسلامى ميان عوامل ساخت فيلم رعايت نگردد، خود معصيت شخصى به‌شمار مى‌آيد.

خط  : استفاده‌ى زن از كلاه‌گيس‌هاى معمول و بسنده‌نمودن به آن براى پوشاندن موى سر و اطراف آن، اگر سبب فساد و اشاعه‌ى آن نباشد و به‌خصوص با رعايت تناسب مكانى و زمانى و موقعيتى، جايز است؛ اگرچه كلاه‌گيس براى زن نوعى زينت حساب شود، ولى زينت غليظ زن بايد از نامحرم پوشيده باشد.

خط  : پس از جداشدن مو از سر زن يا ساخت كلاه‌گيس با آن، نگاه و دست‌كشيدن مرد بيگانه به آن و خريد و فروش و سرگذاشتن زن ديگر، اشكال ندارد.

خط  : پوشيدن لباس زن و آرايش و حركات زنانه توسط مرد براى بازيگرى كه بيننده مى‌داند پوشش يادشده براى بازيگرى‌ست، اشكال ندارد.

مجازات سنگين ترويج عريانى

خط ( كلان )  : اگر كسى به حسب اميال نفسانى يا افكار الحادى يا مزدورى بيگانگان، بحث
ايدئولوژيك و عقيدتى پوشش و احكام عقلى و معنويت پشتوانه‌ى آن و عفاف جامعه و فرهنگ و سنّت معقول مردمان در پوشش و ديگر احكام خانواده را كه برخاسته از سنّت‌هاى الاهى و نواميس دينى‌ست و آراستگى و حياى زن ايرانى را به استهزا و چالش اجتماعى بگيرد و دختران و زنان را به بى‌بندوبارى و عريانى تحريك كند و به تخريب عواطف خانواده‌ها بپردازد، به جرم هتك حيثيت جامعه و تلاش براى تغيير قوانين ثابت نظام و ايجاد فساد سيستميك و عمومى در جامعه

مجازات مى‌گردد.

مسؤوليت سرپرست خانواده

خط  : نظارت و مواظبت بر حدود پوشش و كميت سراسرى و كيفيت وقار و نجابت آن بر عهده‌ى سرپرست خانواده مى‌باشد و در صورت پيشامد ناهنجارى، سرپرست فرد هنجارشكن

نسبت به آن پرسش و مؤاخذه مى‌شود و همانند جريمه‌هاى تخلفات رانندگى، به خانواده

اطلاع‌رسانى مى‌شود.

آزادى پوشش موى سر

خط  : زنان غيرمسلمان يا زنانى كه به ميل و اراده‌ى خود موهاى سر خويش يا ساق پاها را نمى‌پوشانند و به همين دليل نگاه به مو و پاى آنان مصداق تجاوز نيست، در جامعه محدود و مجبور به پوشش نمى‌شوند. كسى مجاز به تذكر و تعدى به اين زنان و محدودسازى آزادى جامعه نمى‌باشد؛ همان‌طور كه تعرض به زنان داراى پوشش و محدودساختن آزادى آنان جرم مى‌باشد. جرم عريانى با توجه به اين خط قانونى تعريف مى‌شود. پوشش، حرمتى‌ست كه دين و قانون براى زن قايل است و كسى كه براى خود احترام و آبرو به پوشش قائل نيست و پوشش سر و پا تا زانو را رعايت نمى‌كند، به پوشيدن اين مواضع الزام و اجبار نمى‌گردد. نگاه عادى به چنين كسى كه نداشتن پوشش را بى‌شخصيتى و بى‌حيايى نمى‌داند و خرد فهم پوشش و فلسفه‌ى آن در كالبد بشرى او نيست و به استضعاف يا عناد مبتلاست، اشكال ندارد.

خط  : اندازه‌ى پوشش امرى عقلايى و موضوعى تغيييرپذير است و چنين نيست كه موضوع آن از صدر اسلام تا دوره‌هاى متفاوت بعدى يكسان باشد. بعضى از تغييرات اين موضوع عرفى و عقلايى در برخى دوره‌ها هتك ارزش‌هاى جامعه و حرمت عمومى و بى‌احترامى به زن نمى‌باشد و براى جامعه امرى عادى و از مقبولات عرفى‌ست و عرف و عقلا پوشش معقول و معتبر را چنين قلمداد مى‌كنند. تشخيص هتك و عدم هتك پوشش با عرف و تابع برداشت‌هاى زمانى و مكانى و مقتضيات تغييرپذير و داراى ملاك است.

[1] . نمايانشدن اعضاى استثناشده بهصورت تخصصى، قهرى و طبيعىست و امكان پوشش ندارد. اين اعضا نمادشناسايىِ موقعيّت و شخصيّت فرد است.

[2] . « جلباب » پوششىست كه تمام بدن را مانند چادر عربى در برمىگيرد.

[3] . « خُمُر » جمع خِمار، همانند مخامَره ـ مصدر و به معناى روسرىست كه زير چادر قرار مىگيرد.

[4] ـ يوسف / 53 .

[5] . ر. ك  : كنز العمال، ج 16، ص 113. (  إنّ ابن آدم لحريص على ما مُنع  ).

دستیار تحلیل محتوا

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن
مناسب برای: پژوهشگران و اساتید.

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی می‌شود.

Perplexity خودکار + کپی
DeepSeek
Grok
ChatGPT
Gemini
راهنمای استفاده:
موبایل:نگه داشتن انگشت + Paste
کامپیوتر:کلید Ctrl + V

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

صادق خادمی وب‌سایت

نظرات بسته شده است.