صادق خادمی

هوش مصنوعی و مطالعات دینی
ورود به سامانه هوشمند
در حال بارگذاری ...

بخش 5 : فصل هشتم : دلايل اثبات ادعا : بَيِّنِه

مدیریت و سیاست الاهی جلد 2📂 بازگشت به فهرست

بخش 5 : فصل هشتم : دلايل اثبات ادعا : بَيِّنِه

 

خط  : مهم‌ترين دلايل اثبات دعوا عبارت از اقرار، بينه، شهادت، سوگند، شياع و قسامه در موارد تعيين‌شده در قانون مى‌باشد.

خط  : در تمامى دلايل، قدر متيقن و اطمينانى آن‌ها به عنوان مساعده و على‌الحساب داراى اعتبار و اثر است و حقوقى كه اثبات نمى‌شود در دنياى ديگر به دقت استيفا مى‌گردد؛ به‌خصوص كه قانون در پى اثبات جرم‌هاى كيفرى نيست و تلاش دارد متهم را در امورى كه اهتمامى به آن نيست، مورد تبرئه قرار دهد تا كم‌تر مسلمانى داراى سوءپيشينه و جراحتِ جرمِ اثبات‌شده قرار گيرد و معيوب شود و حفظ ظاهر هر شهروندى را توصيه دارد.

خط  : قاضى با بينه و سوگند، به‌طور قهرى احقاق حق مى‌كند و اين دو در انشاى دادنامه، حكمِ سبب و ايجاد جزو اخير علت تام را دارند كه مسبب را به‌گونه‌ى ضرورى محقق مى‌سازند. البته تا دادنامه انشا و اعلان نشود، اين دو سبب، كارآمد و مؤثر نمى‌گردند.

خط  : اثبات خواسته نيازمند دليل قطعى نيست، بلكه مهم، علم و اطمينانِ حاصل از دلايل معتبر در شرع و قانون مى‌باشد؛ به‌ويژه كه منش شارع اين است كه تا مى‌شود جرم عليه كسى به‌خصوص در حقوق الاهى اثبات نگردد.

خط  : مراد از بينه فقط شاهد موثق نيست، بلكه هرگونه سند و دليلى‌ست كه بتواند براى اثبات خواسته كارآمد باشد و قاضى دليل‌بودن آن را تأييد كند و بپذيرد؛ مگر آن‌كه قانون به عدم اعتبار آن براى برخى از خواسته‌ها و حقوق تصريح كرده باشد. همچنين علم قاضى كه فاقد اعلان و بيان از ناحيه‌ى دليل باشد، اعتبار ندارد.

خط  : تمامى اسناد دولتى اعم از محرمانه و غيرمحرمانه داراى اعتبار و قابل استناد مى‌باشد و اصل بر مطابق اصل‌بودن آن‌ها مى‌باشد.

خط  : نوشته‌ى امضاشده همانند گفته‌ى انشاشده بينه و دليلى مستقل است، اگر نويسنده‌ى آن يا يكى از شاهدان امضاكننده‌ى نوشته، مورد وثوق و اعتماد باشد. اعتبار دليلِ مستقلِ نوشته در سيره‌ى عقلاى اين زمان، به امضاى آن است و نوشته‌ى امضاشده همانند گفته‌ى انشاشده به‌خودى خود اقتضاى حجيت دارد؛ اگرچه اطمينان‌زا نباشد.

خط  : بينه‌بودن دليل ارايه‌شده و اعتبار آن با تشخيص قاضى‌ست و تا وى بينه‌بودن آن را اعلان نكند، بينه شناخته نمى‌شود و نيز اقامه نمى‌گردد. بنابراين صرف ارايه‌ى بينه، بينه نيست و تأييد قاضى آن را به اقامه‌ى دليل مى‌رساند.

خط  : اگر قاضى سند و دليلى را معتبر بداند و از طريق آن به علم و اطمينان برسد، اگرچه خواهان يا خوانده آن را معتبر ندانند، باز بينه و داراى اعتبار مى‌باشد.

خط  : خواهان لازم است با دادخواست خود، مدارك، اسناد و دلايل و بينه‌ى خويش و نهايت تمامى آن را در نخستين تحقیق‌ى دادرسى ارايه دهد و آن‌ها را اعلان كند؛ به‌گونه‌اى كه خوانده از تمامى آن اطلاع داشته باشد.

خط  : بينه در كشف حق داراى طريقيت است و چنان‌چه در هر مرحله از دادرسى كشف و ارايه شود و قاضى دليل‌بودن آن را احراز كند، داراى اعتبار و قابل استناد مى‌باشد. ارايه‌نمودن بينه از سوى خواهان و طرف‌هاى درگير، از سنخ تكليف و امرى واجب نمى‌باشد، بلكه در دايره‌ى مديريت و احقاق حق قاضى‌ست كه در هرجا احراز شد، به‌طور ضرورى و قهرى، دادنامه بر اساس آن انشا مى‌شود.

خط  : اگر خواهان ادعاى بينه داشته باشد، ولى آن را در فرصت تعيين‌شده ارايه نكند يا قاضى علم داشته باشد كه خواهان و طرف‌هاى دعوا داراى بينه هستند، اما آن را ارايه نمى‌كنند، نوبت به سوگندِ خوانده نمى‌رسد و دادرسى پايان مى‌پذيرد؛ چراكه موضوع سوگند كه امرى امتنانى و خلاف اصل است، نبود و فقد اصل بينه مى‌باشد، نه عدم ارايه و اقامه‌ى بينه. همچنين است اگر خوانده بينه و دليل معتبر داشته باشد و آن را اقامه كند.

خط  : بينه و سوگند اگر به تضييع حقوق مردمانى و اموال عمومى بينجامد، اعتبار ندارد. نمونه‌ى آن، احتكار مى‌باشد.

خط  : اقرار طبيعى و داراى شرايط و بينه دو دليل قاطع است. اقرار، دليل نفسى و داخلى و بينه دليل غيرى و خارجى‌ست و هر دو بر قسامه كه با نبود دليلْ موضوع مى‌يابد، حاكم است. با توجه به غيرى و خارجى بودن دليلِ بينه و قابل‌تحقيق‌بودن آن، با اقامه‌ى بينه، دادخواست اثبات مى‌شود؛ اگرچه خوانده به آن اقرار نكند و آن را نپذيرد و تصديق نكند و اين امر خارجى با ملاك شرط‌بودن عدالت و درستى دلايل، عليه خوانده اثبات مفاد خواسته را مى‌كند. نفسى و داخلى بودن اقرار و شرط نبودن عدالت در اقراركننده كه عليه نفس خويش چيزى را مى‌پذيرد، موجب مى‌شود اين دليل، داراى انگيزه‌هاى پنهان گردد و درستى آن به راحتى كشف نشود؛ از اين‌رو بينه قوى‌تر از اقرار است.

جعل اسناد

خط  : جعل اسناد و بينه و تهيه‌ى گزارش‌هاى جعلى، دروغ و غيرواقع، پرونده‌سازى، آمار ساختگى و اطلاعات صورى و پنهان‌كردن اطلاعات لازم از ناحيه‌ى مسؤولان و تصاحب زورمآبانه‌ى اسناد يا تصاحب آن‌ها با حيله و فتنه و تهديد و خدشه‌داركردن هرگونه سند دولتى اگرچه برگ‌پول يا گواهينامه باشد يا گريم و چهره‌آرايى براى فريب يا جعل سند، جرم سنگين محسوب مى‌شود و به حسب گستردگى اين جرم، اموال چنين مجرمانى در دست هر كسى‌كه در معرض اتهام نگه‌دارى

اموالِ نامشروعِ حاصل از اين جرم باشد و كم‌ترين دليلى براى آن در دست باشد، به نفع خزانه و مردمان استرداد مى‌گردد.

خط  : هر دروغ و خلاف واقعى كه در دادگاه بيان شود، از هر طرفى كه باشد، در صورت كشف، مجازات تعزيرى دارد.

قولنامه

خط  : قولنامه تعهدى براى خريد و فروش نمى‌آورد و نمى‌شود در آن شرط كرد در صورت پشيمانى يا خوددارى و استنكاف يك‌طرف از عمل به تعهد ذكرشده در قولنامه، لازم است خسارت پرداخت شود.

حيله و تهديد

خط  : قاضى مى‌تواند به درايت و فراست و قدرت شگرد خود، از حيله، چاره‌جويى و قدرت ابتكار و نازكشى و محبت يا تهديد و ايجاد ارعابِ فاقد اكراه و ضرب، و اقدام عملياتى و عارى از خشونت، به‌خصوص با استفاده از داده‌هاى علمى، براى كشف حقيقت و اثبات جرم و رساندن حق به صاحب حق استفاده كند و بر ابتكارات جرم‌شناسى خويش بيش از امور اخبارى استفاده برد و دستگاه قضا را از اعمال خشونت و ضرب و زورگويى و شكنجه و شوك‌هاى الكتريكى و توحش مدرن مصون دارد. قضاوت داراى حيله‌ها و چاره‌انديشى‌هاى اختصاصى و مجاز است تا بتوان داد مظلوم را از ظالم فتنه‌گر و نيرنگ‌باز و صحنه‌سازِ جرم ستاند و احقاق حقوق كرد؛ همان‌طور كه در زمان جنگ، حيله‌هاى جنگى عليه دشمن متجاوز مجاز مى‌باشد. حيله و ابتكار عمل، نبايد قاضى، دادرسان و ديگر عامل‌هاى درگير را به آلودگى و تجاوز بكشاند و احقاق حق و عدالت نبايد ظالمانه باشد؛ همان‌گونه كه آنان بايد به‌گونه‌اى تربيت شوند كه شگردهاى خود را عليه خانواده و افراد عادى جامعه و در غير موقعيت كارى خويش اعمال نكنند و مانند تازىِ شكارى در غير زمان شكار، تجاوزى نداشته باشند و با آنان از حسن‌نيت و صفاى باطن فاصله نگيرند.

شياع و استفاضه

خط  : شياع ( شيوع ) و تسامع و استفاضه امرى متمايز از شهادت و دليلى ضعيف‌تر از آن است و به‌خودى خود معتبر نيست، بلكه با اين ملاك كه اطمينان‌آور باشد و شك و تزلزل و معارضى به آن راه نيابد، فارغ از اين‌كه از افراد عادل و موثق رسيده باشد يا غيرموثق، و اندك باشند يا فراوان، دليلى عقلايى و حجتى مستقل و جايگاه احتياط مى‌باشد كه به‌خاطر توجه به گفته‌ها و اطمينانى كه مردمان در مجارى عادى دارند، مورد استناد در دستگاه قضا قرار مى‌گيرد. شياع ممكن است موجب علم نشود و فقط اطمينان بياورد، بلكه چه بسا علم بر خلاف آن حاصل شود كه در اين‌صورت اعتبار ندارد.

خط  : برخى از سبب‌ها و مسبب‌ها تنها با شياع يا تنها با شهادت اثبات مى‌گردد و بعضى از آن‌ها شياع يا شهادت نمى‌پذيرد. اگر مسبب با شياع ثابت شود، اما سببى كه تنها با شهادت اثبات مى‌گردد با شياع ذكر شود يا سبب شياع‌بردار باشد يا به‌طور كلى سبب ذكر نگردد، در هر صورت، شياع در صورتى‌كه اطمينان‌زا باشد، اعتبار دارد؛ چراكه مسبب با شياع ثابت مى‌شود، نه با تحقق سبب؛ مگر آن‌كه بينه‌اى برخلاف شياع اقامه شود و اطمينان حاصل از آن را از بين ببرد.

خط  : اصل ظاهرى يد و چيرگى بر تصرف با آن‌كه داراى اعتبار عقلايى و حجت است، چون از سنخ عمل و داراى قدر متيقن است، نمى‌تواند معارض شياع و تجربه‌ى اجتماع و زبان مطلق آنان قرار گيرد؛ اگرچه تصرف داراى پيشينه‌ى درازى باشد، و شياع بر آن مقدم است.

خط  : شيوع در امور مربوط به نسبت و خانواده و تولد و مرگ و نيز در مِلك به‌خودى خود دليل پذيرفته و حجت مستقل مى‌باشد؛ اگرچه موجب اطمينان و علم نگردد. شيوع، اصل اين امور را ثابت مى‌كند، نه لوازم آن‌ها را. در ديگر موارد شيوع، رعايت احتياط و دقت لازم است.

كارشناسى

خط  : بخش كارشناسى قوه‌ى قضايى مستقل از قضاوت مى‌باشد. اختلافات ناشى از كارشناسى، به كارشناس رسمى ارجاع مى‌گردد و او فصل خطاب مى‌گردد. چنين پرونده‌هايى قضايى نيست تا قابل طرح در دادگاه و نيازمند قاضى باشد. كارشناسان رسمى و مورد تأييد را سازمان‌هاى نظام شغلى، پزشكى، مهندسى و دامپزشكى به‌خصوص شيوع در تخصص و اشتهار در مهارت و نبوغ تعيين مى‌كنند. البته شكايت از كاستى تخصص و عدم تعهد كارىِ كارشناس تعيين‌شده توسط نظام‌هاى صنفى و شغلى قابل طرح در دادگاه صالح مى‌باشد.

خبردادن

خط  : خبردادن، دليل مستقل عقلايى‌ست كه در صورت موثق‌بودنِ گفته‌پرداز كه انگيزه‌اى براى دروغ‌گويى ندارد، اعم از آن‌كه مرد باشد يا زن، حجت مى‌باشد. خبر با يك نفر نيز اثبات مى‌شود و امرى متمايز از شهادت مى‌باشد.

صدا، فيلم و مستندات ادارهى آگاهى

خط  : صدا و فيلم در صورتى قابل استناد است كه متهم به آن اقرار نمايد و بپذيرد كه صدا و فيلم از اوست يا دايره‌ى آگاهى با روش علمى اصالت آن را تأييد كند و تشخيص دهد فيلم يا صدا يا هر مستند ديگرى، جعلى و ساختگى نيست.

خط  : قاضى بر اساس مستندات و تحقيقات موجه و تجربى و علمىِ اداره‌ى آگاهى در غير جرايم منافى عفت مى‌تواند برخلاف اسنادى كه متهم يا مدعى ارايه مى‌دهد، انشاى دادنامه كند و آن اسناد ادعايى را فاقد اعتبار بشمرد.

دستیار تحلیل محتوا

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن
مناسب برای: پژوهشگران و اساتید.

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی می‌شود.

Perplexity خودکار + کپی
DeepSeek
Grok
ChatGPT
Gemini
راهنمای استفاده:
موبایل:نگه داشتن انگشت + Paste
کامپیوتر:کلید Ctrl + V

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

صادق خادمی وب‌سایت

نظرات بسته شده است.