بخش 5 : فصل هجدهم : دِين و بدهكارى و اعسار
بخش 5 : فصل هجدهم : دِين و بدهكارى و اعسار
خط : قرضدادن، امرى معنوى و داراى مخاطرهى عدم پرداخت است و قرضدهنده با توجه به اين امر، قرض مىدهد؛ از اينرو لازم است با صبورى، به قرضگيرنده فرصت مناسب براى پرداخت بدهد. دين و بدهكارى مىتواند غيرقرضى و از انواع يكى از معاملات باشد.
خط : قرض اگر پولى باشد، تورم آن محاسبه و اعمال نمىشود و بازپرداخت همان مقدار كه قرضگرفته شده است، الزام دارد.
خط : « اعسار » به معناى كمبرخوردارى و ناتوانى از ادارهى مالى و اقتصاد زندگى و
نداشتن امكانات و اعتبار و توانمندى لازم، متعارف، مناسب شأن و قابل تبديل براى پرداخت بدهكارى مىباشد.
خط : اعسار و ناتوانى قصورى از پرداخت قرضالحسنه، مجازات و تاوان حبس و زندان ندارد و مصداق خيانت نمىباشد. آيهى شريفهى ( وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ )[1] ، ديدگاه حقوقى
دارد، نه توصيهاى اخلاقى. فرد بدهكارى كه تنگدست و مبتلا به اعسار باشد، مهلت داده مىشود و چنانچه وى قرض خود را در صوت توان بر پرداخت، بهعمد ادا نكند، بهصورت قهرى و با برداشت مستقيم از حسابها و داشتهها يا حقوق و درآمدهاى وى، گرفته مىشود.
خط : اگر بدهكار از پرداخت دين خود عاجز باشد، مىتوان بدهكار را به كار اجبارى يا انجام خدمات عمومى واداشت و ارزش كار وى را به بستانكار پرداخت نمود.
خط : نظام در برابر افراد بدهكارِ تنگدست از اقشار ضعيف و كمبرخوردارى كه درآمد كافى ندارند و بهصورت قصورى و بهاجبار بدهكار شدهاند، مسؤول است و با معرفى قاضى، پرداخت بدهكارى آنها را از منابع زكات و خيريه بر عهده مىگيرد.
خط : بدهكار اگر بميرد، بدهكارى وى به مال و دارايىها پيش از به ارثرسيدن بر عهدهى وى مىماند و عهدهى وى مانع از مالكشدن وارثان مىشود و از آن برداشت مىگردد.
خط : اگر بدهكار بميرد و مالارثى نداشته باشد تا بدهى از آن برداشت شود، نمىشود براى پرداخت بدهى، از وارثان وى شكايت داشت يا بدهى را با سوگند ثابت نمود، بلكه بدهىِ فرد درگذشته تنها با بينه و سند اثبات مىشود و بدون آن نمىشود ادعايى داشت.
چك بدون اعتبار
خط : برگچك و ديگر اسناد دولتى در تاريخ خود، به معناى داشتن توانايى بر پرداخت آن و حكم و اقتضاى پول نقد را دارد كه بايد پرداخت شود و قرض نمىباشد. از اينرو قوانين قرض و عهدهدارشدن ذمه و اعسار، شامل آنها نمىگردد. چنانچه برگچك و ديگر اسناد مالى دولتى نقد نشود، مصداق خيانت و داراى مجازات مىباشد.
[1] . بقره / 280.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.