بخش 5 : فصل بيستوهفتم : مصرف مشروبات الكلى
بخش 5 : فصل بيستوهفتم : مصرف مشروبات الكلى
خط : توليد، نگهدارى، توزيع و مصرف هرگونه مادهى مستكننده و مشروبات الكلى كه به صورت اصالى مايع است؛ اگرچه به شكل جامد عرضه شده باشد، مانند شكلاتهاى مستكننده، چنانچه به صورت نوعى براى افراد عادى مستى بياورد، اگرچه در مثل معتاد به شراب، مستى نياورد، ممنوع و حرام است. مشروبات الكلى و مستكنندههايى كه در اصل مايع بودهاند، ريشهى ديگر مفاسد و برانگيزاننده به آنها و از سنگينترين جرمها مىباشد.
خط : مشروبات مستكننده چنانچه از طريق دهان و مجراى طبيعى خوردن و آشاميدن و با تناول اختيارى اگر دستكم به اندازه يك جرعه ( پيك ) به معده وارد شود و مصرفكننده عاقل و بالغ باشد و علم به مسكر بودن آن داشته باشد، داراى حد است. بنابراين تزريق و تنقيه مشروبات الكلى حد ندارد. همچنين است اگر يك قطره از آن را با قصد بياشامد، اگرچه نجس را مصرف كرده و معصيت است، حد ندارد. شراب وقتى دستكم يك جرعهى آن در معده قرار گيرد، بدن را گرم مىكند و از معده به مخ سرايت مىكند و مغز و به تبع آن، مشاعر جسمانى را همانند اختلال حاصل از سحر، مختل مىسازد و سپس رخوت و نشأه و رعشه و خمارى و زوال عقل و نهايت، بىغيرتى و ميل به اشتراكگذارى يا حرارت مضاعف براى قتل مىآورد. كسى كه به بىغيرتى مبتلا شود، اگرچه ثروتمند باشد، نمىتواند بىغيرتى خود را با هزينهى پول درمان كند.
خط : سكر و مستى، فعليتى حاصل از اختلال مغز و تعطيلى نيروى عقلانى مىباشد. مايعاتى كه سكرآور نباشد، شربت يا شيرهى مجاز و پاك است؛ اگرچه از موادى باشد كه با تخمير، شراب از آنها تهيه مىشود و مصرف آن، نه نجس است و نه حد دارد.
خط : كسى كه به بزه مربوط به مشروبات الكلى محكوم مىشود، فرد فاسد و بىغيرتىست كه نبايد در مورد تنبيه و مجازات وى اغماض نمود. جرم شرابخوارى را كسى مرتكب مىشود كه بهسبب ضعفهاى نفسانى، از خويشتنِ خويش فرارىست و ترسو، مأيوس يا آلوده و فاسد است و توانمندى رهايى خود را ندارد و مانند كسى كه به سبب ضعف خودكشى مىكند، وى نيز خودگريزى دارد. جرايم منافى عفت يا سرقت ممكن است بهخاطر كمبرخوردارى پيش آيد، اما جرم مربوط به مشروبات الكلى نشان از فساد فرد و آلودگى باطنى يا ضعف نفسى او دارد كه خود را درگير نجاست مىسازد و نجاست مصرف مىكند. چنين كسى استحقاق ملاحظه و امتنان را ندارد. چنين جرمى بسيار سنگينتر از جرم انتساب ناروا و قذف مىباشد. مصرف مشروبات الكلى با آنكه فشار خون پايين را تنظيم مىكند و فرد لاغر را فربه مىسازد و رنگپريدگى و زردى چهره و ريزش مو را برطرف مىكند و براى درمان بعضى از بيمارىها داروى منحصر است، به تبعِ تضعيف خردورزى و هوشيارى، غيرت را بهكلى زايل مىسازد و مصرفكنندگان را به با همخورى و اشتراكگذارى تا شراكت در هر چيزى از جمله ناموس مىكشاند. كسى كه خـِرد خود را با مصرف مسكرات از دست مىدهد، استحقاق تكليف و مسير ارتباطى وى با خداوند از او برداشته مىشود و خداوند ديگر ارتباطى با وى ندارد؛ اگرچه براى جرمهايى كه در حال مستى مرتكب مىشود، مجازات مىگردد؛ چراكه آن را با سوء اختيار خود پيش آورده است. حفظ عقل و مديريت خردمندى، مانع از قطع ارتباط با خداوند مىگردد. همچنين برخى از فلجهاى نوزادان، بىخوابىهاى مزمن، اختلالات روحى و رعشه از طريق شرابخوارى يكى از والدين حتا اگر به دهها نسل گذشته باشد، باز مىگردد. شياطين، قدرت تصرف و دخالت و وسوسه در نفـس دارند، و از آنجا كه مصرف مشروبات الكلى، انسان را از عقل مىاندازد و تمايلات شيطانى و نفسانى او را افزايش مىدهد و اين تمايلات را جايگزين عقلورزى وى مىسازد، در نتيجه مصرف مسكرات با ايجاد اختلال عقلانى و نداشتن توان حفظ تعادل در فرد، مسير را براى تصرفات شيطانى و بىحيايى وى هموار مىگرداند.
خط : كسى كه دوبار داراى محكوميت جزايى مربوط به مصرف مشروبات الكلى مىباشد، در صورت وحدت جرم، در مرتبهى سوم به اعدام مجازات مىشود تا فرد از گناهى كه در جان وى رسوخ كرده است تطهير و پاك شود. اجراى اين حد لازم است پيش از اجرا به تأييد شخص مقام رهبرى برسد. اجراى حكم بدون در دستداشتن اين تأييد مستقيم، قتل عمد مىباشد.
خط : فرد مست اگر به ديگران تعرض كند، افزون بر حد شرابخوارى، به تناسب جرمى كه انجام داده است، تعزير مىشود. بنابراين اگر در حال مستى به ديگران قذف و نسبت ناروا دهد، افزون بر حد شرابخوارى، تعزير مىشود، نه آنكه دو حد بر او اجرا شود.
خط : احكام وضعى از جمله خسارتهايى كه فرد مست بهخصوص بهخاطر مستى و كمشدن ترس وى و بىباكگرديدن و رفع تمييز و قصد و يا زورمندشدن در اوايل مستى و پيش از افوليافتن، وارد مىكند، لزوم جبران و تأديه از ناحيهى مجرم دارد؛ خواه بهعمد و از روى معصيت مست شده باشد يا به اشتباه و خطا. آثار تكليفى نيز از مست برداشته شده است؛ اگرچه براى سوءاختيار خود به حسب جرمى كه مرتكب مىشود، تعزير مىگردد.
خط : ديه و ارشِ جنايت فرد مست و خساراتى را كه وارد مىآورد، حتا در حادثهى رانندگى، از طريق نظام بيمه پرداخت نمىشود و بر عهدهى خود فرد است. در صورت ناتوانى مرتكب از پرداخت و عجز از اخذ قهرى، مرتكب به كار اجبارى گماشته مىشود.
خط : ادعاى مصرفنكردن مشروبات الكلى با اقرار به آن برابر نيست و اگر گزارش، نشانه و شاهدى بر اتهام و ارتكاب هرگونه بزه مربوط به اين جرم در اختيار پليس قضايى قرار بگيرد، از متهم تحقيق و پرسش مىشود.
خط : همانطور كه پيروان و مقلّدان مجتهدى كه رأى خاص و برخلاف قانون دارد، نمىتوانند در متن جامعه به فتواى وى عمل كنند و خود مجتهد نيز نمىتواند در انظار عمومى برخلاف قانون مصوّب، عملى داشته باشد، پيروان اديانى كه به حرمت مشروبات الكلى قايل نيستند، لازم است در متن جامعه و انظار عمومى به قانون اسلام و كشور پايبند باشند؛ همانطور كه در تمامى موضوعات و مسايل چنين مىباشد. پيروان چنين اديانى در خلوت و پنهانى و در مجامع خود بهگونهاى كه هتك حرمت عمومى نباشد و بازتاب و تبليغ اجتماعى براى شرب مسكرات و اظهار براى مردمان نداشته باشد، مىتوانند به روش دين خود عمل كنند، اما در صورت اظهار، بدون اغماض با آنان برخورد قانونى مىشود. چنين كسانى اگر مسلمانى را براى شرابخوارى به داخل خانهى خود ببرند، تعزير مىشوند و اگر آن را براى ديگران اظهار كنند، مجازات اشاعهى فحشا و منكر را دارد و تعزير مىشوند.
خط : اگر كسى به شرابخوارى مشهور باشد، دين توصيه دارد با وى معاشرتى صورت نگيرد تا در انزوا بماند. چنين كسى براى ازدواج مناسب نيست، اگر بيمار شد، عيادت ندارد و اگـر مـُرد، تشييع جنازهى وى حاضر نشويد. وى نخست نمازش را كنار مىگذارد و سپس بىغيرتىهاى ناموسى به سراغ او مىآيد. دين مىخواهد عموم مردمان نسبت به شراب داراى غيرت و نفرت و بغض باشند؛ چراكه حتا صرف همنشينى و مجالست با شرابخوار ارتباط و ميدان جاذبهاى ايجاد مىكند كه عقل را آلوده و تضعيف مىسازد.
خط : اگر يك قطرهى شراب در آب كرى ريخته شود، با آنكه آن را نجس نمىكند، عوارض خوردن آن را با خود دارد و بهتر است آن آب دور ريخته شود و حتا به چارپان و گياهان نيز از آن نداد. شريعت مىخواهد با توصيههاى علمى و معنوى نسبت به شرابخوارى براندازىِ پيشگيرانه داشته باشد تا كار به اجراى حد كشيده نشود.
خط : كسى كه به شرب مسكرات مبتلاست، داراى آلودگى در نطفه يا لقمه مىباشد كه اسباب ابتلا به چنين نجسى براى او فراهم شده و لازم است با شناخت مشكل، خود را تطهير و پاكسازى كند.
خط : حد شرابخوارى، هشتاد تازيانه مىباشد. تازيانه مىتواند شلاق، طناب و غير آن باشد. در حال حاضر مجازات شلاق شرابخوار، به تعزير حكومتى گروه مستكبران و معاندان يا كارگزاران فاسد به تناسب شخصيت مجرم تبديل مىشود.
خط : اگر كسى ادعاى اكراه در نوشيدن شراب داشته باشد، اصل در اين موضوع اكراه است، نه داشتن اختيار.
خط : با شهادت بر شرابِ قىشده، نمىتوان حد را ثابت دانست و متهم تبرئه مىشود.
خط : توليد، نگهدارى، توزيع و خريد و فروش هرگونه مادهى مستكننده و مشروبات الكلى براى مصرف، حرام و ممنوع است و ارتكاب آن به صورت محدود و خـُرد، نخست توبه داده مىشود و تأديب مىگردد و در صورت تكرار، داراى تعزير مىباشد و چنانچه گسترده و سيستميك باشد، مصداق ايجاد فساد عمومىست.
خط : انكار حرامبودن مصرف و خريد و فروش مشروبات الكلى، چنانچه به تكذيب خدا و رسولاكرم 9 بينجامد، مجازات قتل با شمشير را دارد.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.