فصل 5 : فصل سىويكم : سحر و جادوگرى
فصل 5 : فصل سىويكم : سحر و جادوگرى
خط : سحر، مهارت و تخصصى فنى براى تبديل صفتى به توسط القاء از ناحيهى برخى پديدهها در باطن به واسطهى ابزار مخصوص جلى و ظاهرى مانند نخها، گرهها و استخوانها يا به توسط دانشهاى جفر و رمل و اسطرلاب و يا خفىِ نفسانىست كه در ديگرى تمثّل، تخيل و وهم با چيرگى بر شناختِ شگرد ارتباطات پديدهها و اثر آنها و قانون جذب و جاذبه ايجاد مىكند. سحر، بستر خيال را براى پذيرش ارتباط با پديدهاى فراهم مىكند و باطن انسانىْ پذيرنده و منفعل است، نه آنكه ارتباط از سوى انسان و ساحر باشد و باطن، فاعل گردد. سحر را مىشود باطل و تبديل به صفت و صورت پيشين آن كرد. با توجه به صفت جمعيت و مقام تماميت انسان در علم و قدرت و ديگر كمالات و هرگونه استفادهى مشروع از پديدههاى طبيعى و غير آن، سحر همانند هر اقتدار و توانايى ديگر مديريت و مهار و تربيت مىشود تا مورد استفادهى ناروا از ناحيهى ضعيفان يا خبيثان قرار نگيرد، نه آنكه بهطور كلى ممنوع گردد. ساحر اگر در مهارت خود توانمند نباشد و استاندارد آن را رعايت نكند، ممكن است به يك اشتباه، سالها از عمر خود بكاهد.
خط : سحر، بهخودى خود حلال و مجاز مىباشد، اما اگر كاربرد در فساد و فتنهانگيزى و عوارض سوء و دخالت و تصرف نابهجا و تجاوز و تعدى و ضرر و ظلم و ستمگرى و اجحاف و اخاذى بيابد يا ادعاى نبوت و امامت و ولايت و نيابت از خداوند و اغفال تودهها با آن همراه شود يا ابزار تحقق آن، امور مقدس و شعاير دينى گردد، حرام و ممنوع است؛ بهخصوص كه جادوگران به صورت غالبى اهل كفر يا انحراف بودهاند. در اينصورت به حسب جرمى كه صورت گرفته است، مجازات براى ساحر تعيين مىشود.
خط : تفاوت سحر با وحى و معجزه در اين است كه وحى و معجزه حقيقتى القايى و حقّى از ناحيهى خداوند بدون استفاده از ابزار در باطن انسان مىباشد و داراى عصمت است؛ برخلاف سحر كه القايى خلقى و از ناحيهى پديده و داراى ابزار است و مىشود كه اشتباه و خطا به آن وارد شود و آن را تاريك و ظلمانى و فاقد نور سازد. سحر نبايد همانند پيشينهى تاريخى آن، ابزارى براى مخالفت با وحى و انعطال آن قرار گيرد، بلكه سـِحرِ درست در خدمت وحى و خداوند مىباشد.
خط : تشخيص سحر با اهل فنِ جادو و صنعتِ طلسم است و آنان لازم است سحربودن آن را تأييد كنند و به شهادت دو گواه عادى و فاقد تخصص ثابت نمىشود. سحر شأن چنين شهادتى نمىباشد. تشخيص حرمت و ممنوعيت سحر با توجه به عوارض پيشامد، با قوهى انديشارى و انشاى دادنامه با قاضىست.
خط : سحر، فنى مبتنى بر اقتدار باطنىست كه وصف پديدهها را تغيير مىدهد، برخلاف معجزه كه مىتواند تشخص ظهورى آنها و به تعبير مسامحى، ذات را تبديل كند. سـِحـرِ حرفهاى داراى اقسام دكمهاى، نقطهاى، گرهى، دمى، لبى و با استفاده از برخى مواد همانند كاغذ، مركب، گرد، خاك، ريگ، نمك، استخوان و طناب مىباشد. انجام هر پنج قسم سحر؛ يعنى كيميا ( فن شيمى كه طبيعت در ساخت معادن طلا و نقره و ديگر جواهرات نمونهى آن را دارد و شناخت ويژگىهاى مواد و عناصر و نحوهى تركيب آنها با اطلاع حاصل از اقتدار نفسانى كه نمونهاى از سحر خفىست )، ليميا ( اقتدار تصرف و تسخير با استفاده از روابط ميان امور سماوى و عالى و ارضى و دانى از طريق احاطه بر مبادى علمى )، هيميا ( مهارت ذهنخوانى و ايجاد خواطر و تصرف و تسخير اعاظم و صاحبان عقل و نفس اعم از جن و حيوان و تبديل جن به صورت حيوان و ديگر صورتهاى خوش و ناخوشايند و ايجاد تمثل و تخيل و توهم در نفوس )، سيميا ( تصرف و استخدام فرشته به صورت محدود و جن به صورت فراگير و توان ارتباط با ابليس ) و ريميا ( شعبده و تردستى كه نمونهاى از سحر جلىست ) با حفظ شرايط گفتهشده براى اصل سحر مجاز است. صاحبان چنين استعدادهايى در صورت رعايت سلامت و ملاك گفتهشده، در استفاده از سحر و رشد و توسعهى اين اقتدار نفسانى آزاد مىباشند.
خط : ساحر اگر با استفاده از سيميا و تصرف باطنى در خواطر و تخيلات، ديگران را مضطرب و پريشان و مشوش كند يا به اعوجاج و انحراف و يا به اختلال در خواب يا بىخوابى يا ديدن رؤياهاى هولناك مانند كشتهشدن نزديكان و آشنايان بكشاند يا ذهن كسى را به امرى خاص هدايت كند كه براى او ضرر يا مفسده دارد يا جنون در كسى پديد آورد، به تناسب جرم، تعزير مىشود و در صورتىكه فساد ايجادشده فراگير باشد و بههمريزى جامعه را موجب گردد، مصداق ايجاد فساد عمومىست.
خط : سحر، كهانت و تنجيم كه بخشى از آن در سحر كاربرد دارد و ديگر راههاى ارتباط و استفاده از عالم غيب كه بهخودى خود قدرت و كمال و خير است، در صورتى مجاز مىباشد كه فسادى بر آن مترتب نباشد و ادعاى پوچ و كردار فسادانگيز و تجاوز و تعدى و اعتقاد مخربى همچون انكار خداوند يا توحيد فاعلى و يا استقلال در تأثير پديدهها و ادعاى ميراندن و زندگىبخشيدن يا ترتب احكام شرعى همچون اثبات فرزندى و نسبت و ميراث با آن همراه نباشد.
خط : خبرهاى غيبى اين گروهها قطعى نيست و همانند گزارههاى علمى قابل صدق يا كذب مىباشد و مىشود خطا و اشتباه به آن وارد شود و اگر كسى از اين طريق ادعاى دانايى بر همه چيز و شناخت خاصيت هر پديده را داشته باشد، دروغگوست و با وى برخورد مىشود. افرادى كه چنين مهارتهايى در اختيار دارند لازم است از طريق علم و به صورت آزمايشگاهى و تجربى، به اطلاعات خود بيان روشمند و قابل اثبات و بيناذهانى بدهند، وگرنه لازم است با در اختيارنداشتن امكانات يا ناتوانى از اثبات علمى گزارههاى خود، اظهار اجتماعى و ادعا نداشته باشند.
خط : توليد انسان ماشينى از طريق رشد علم و صنعت يا از طريق نطفهى گياهى و غيرانسانى و نيز دانشهاى هوا و فضا، ستارهشناسى و تسخير آسمانها تا هواشناسى يا تسخير اجنه و فرشتگان يا ارواح و استمداد از آنها و استخدام پديدههاى غيبى در كارهاى اطلاعاتى و تجسس و آگاهى يا عملياتى و تصرف در پديدهها و درمان بيمارىهاى سخت و درمانناپذير پزشكى يا بيمارىهاى روانى، مانند فوبيا، بهدور از هرگونه فسادزايى و ضرر و ضرار و با حفظ عفت و دورى از تجاوز و تعدى يا بيمارزايى و ايجاد نقص و يأس و ترس مجاز مىباشد. همانطور كه ديگر مداخلات قدرتى در هر پديدهاى اگر بر اساس مجارى طبيعى و سالم و مشروع و قانونى باشد، نهتنها مجاز، بلكه در مواردى لازم مىباشد؛ چراكه قدرت و دولت، مبتنى بر دانش و صنعت بهخصوص در حوزهى هوافضاست. نظام لازم است حمايتهاى لازم را از دانشمندان و صنعتگران صاحب ايده و اختراع يا كشف داشته باشد؛ همانطور كه روزى شيخ بهايى به عنوان عالمى دينى كه به بعضى از علوم ماورايى و غيبى احاطه داشت و داراى اقتدار باطنى بود، با حمايت دولتى، مهندسى پىريزى اصفهان و بناهاى حيرانكننده و ماندگار آن را داشت و اين شهر را به گل سرسبد شهرهاى جهان اسلام تبديل كرد.
خط : حركات و جابهجايى پديدههاى آسمانى و كرات بر حوادث زمينى مؤثر است و با به دستآوردن نظم و ارتباط روشمند آنها و اينكه چه زمانى يك سياره بر زمين تأثير خاص مىگذارد، مىتوان به پيشبينى جزيى بعضى از حوادث زمينى و برنامهريزى موفق در حوزهى مرتبط دست يافت. در اين زمينه، مدعيان دروغين و كاسبكار، فراوان هستند و اين توانايى نيازمند مديريت سالم و آگاهانهى دولتى مىباشد.
خط : افراد بسيار سركش و معاندى را كه به رأى دادگاه صالح، اعدام آنان لازم است و هيچ خيرى براى حيات فعلى آنان نيست، ولى به سبب اختفا يا حمايتهاى دولتهاى بيگانه، مجازات آنان قابل اجرا نيست، مىشود نفـَس آنان را از راه دور از طريق سـحر گرفت. لزوم اجراى اينگونه اعدام لازم است به تأييد مقام رهبرى رسيده باشد.
خط : استفاده از كودكان و تصرف و تلقين و نفوذ در آنها براى كسب اطلاع از مغيبات ممنوع مىباشد و مجرم تعزير مىگردد و وى ضامن خسارتها و بيمارىهايىست كه كودك در آينده به آن مبتلا مىشود؛ اگرچه از ولىّ نابالغ اذن داشته باشد. همچنين بهرهبردن از زنان براى اطلاع بر مغيبات، اگر مصداق تجاوز باشد، ممنوع است.
خط : هيپنوتيزم كه مبتنى بر سرعت و شتاب است و انرژىدرمانى، بهخودى خود مجاز مىباشد، اما اگر كسى از آن براى تجاوز و تعدى استفاده كند، به حسب جرم و فسادزايى، تعزير مىشود.
خط : تأسيس آموزشگاه اختصاصى و آموزش سحر، كهانت، انرژىدرمانى، هيپنوتيزم و ديگر مهارتهاى مبتنى بر نفـْس، مجاز مىباشد. اين مهارتها مىتواند از رشتههاى دانشگاهى باشد.
خط : اگر سحر و اقتدار باطنى ابزارى براى گمراهسازى تودهها و تدليس و فريب يا در مسير براندازى نظام استفاده شود يا ابزار خيانت و تجاوز و فساد گردد، همانند مسجد ضرار يا قرآنهاى برنيزهشدهى معاويه، مصداق ايجاد فساد عمومى يا محاربه به تناسب است و توبه از آن نيز مانع مجازات نمىشود.
خط : توبه از سحرِ فسادانگيز كه فساد آن جزيى و شخصىست، مىتواند مانع اجراى تعزير گردد. البته اخاذى و استفادهى كاسبكارانه از سحر يا پذيرش سفارشهاى نامشروع، عارض وضعىِ فقر شديد و فلاكت سخت در دنيا را دارد؛ بهگونهاى كه بدبختى و درماندگىِ بدتر از آن قابل تصور نيست.
خط : سحر و قيافهشناسى و ديگر علوم مرتبط با نفس، نمىتوانند در صاحب ولايت حقيقى مؤثر و كارآمد باشند. صاحبان ولايت حقيقى يا ملكهى قدسى مىتوانند با اقتدار باطنى خود، جادوى ساحران را بىتأثير سازند و صاحبان ديگر مهارتها را حتا در شناخت خود قفل كنند و به هم بريزند؛ همانطور كه جادوگران حرفهاى مىتوانند سحر و طلسم بستهشده را بگشايند و سحر ديگرى را فاقد اثر كنند. متأسفانه در طول تاريخ، بيشتر ساحران و كاهنان در برابر انبياى الاهى موضع منفى داشته و براى حفظ موقعيت و منافع دنيايى خود از طريق مهارت قدرتى خويش با آنان درگير شدهاند.
خط : اقتدار شعبده و مهارت تردستى كه جزم و قوت در اراده و سرعت و دقت را لازم دارد و كسب درآمد با آن يا استفاده از آن در امور مربوط به اطلاعات و امنيت كشور، مجاز است، مگر آنكه با فريبكارى و خدعه يا سرعتعمل خود، جرمى مرتكب شود كه بهحسب جرم عارض بر آن، داراى مجازات مىباشد.
خط : فالگيرى و غيبگويىِ دروغين از ناحيهى افراد شياد و فاقد تخصص كه به هدف خدعه و فريب و اخاذى انجام مىشود، ممنوع و داراى تعزير است.
خط : چهرهشناسى ( كسب اطلاعات از طريق شكل چهره ) و قيافهشناسى ( توسّم ) و نيز قدمشناسى كه مهارتى دقيقتر و جداى از قيافهشناسى و نيازمند درايت بيشترىست، كفشناسى و چشمشناسى و مهارت يافت ديدههاى چشم، مجاز است، مگر آنكه فسادى همانند افشاى اسرار باطنى و پنهانىهاى خصوصى ديگران و نفى فرزند يا قطعىشمردن گزارههاى حاصل از اين مهارتها، بر آن عارض شود كه در اينصورت، مجازاتِ فساد عارضشده را دارد.
خط : كهانت، واسطهگرى و دلالى ميان امور ماورايى و افراد انسانىست و از طريق اقتدار نفسانى، خبرهاى غيبى از پديدههاى غيبى دريافت و به افراد رسانده مىشود و حيث گزارشگرى و خبررسانى دارد. كهانت در صورتى مجاز است كه با ادعاى نيابت از خداوند و مبارزه با جبههى انبياى الاهى و دين اسلام همراه نباشد و به گزارشهاى شيطانى و گمـراهكننـده و دخالـت نيروهاى شر و موكـّلان ابليسى آلوده نشود و به توطئه و براندازى عليه نظام و بههمريزى جامعه و آشوبطلبى يا اشاعهى فحشا و افشاى پنهانىهاى خصوصى افراد منجر نگردد و صدق و كذب خبرهاى دادهشده قابل تشخيص باشد و از تصرفهاى شيطانى به صورت روشمند محفوظ بماند تا گروهى را به فريبهاى شياطين گمراه نكند. در كهانت نبايد گزارشى به قطع و يقين گفته شود، بلكه محتمل و ظنىست.
خط : تمامى مهارتهاى مبتنى بر ابزار، ميان مسلمان و غيرمسلمان مشترك است و آنچه اختصاصى اولياى خداوند مىباشد، معرفتِ بىواسطه و علوم موهبتىست كه بر هيچ ابزار جلى و خفى تكيه ندارد. وحى، الهام، معجزه و كرامت از اين سنخ است.
خط : تعليم سحر، همچون آموزش پزشكى نياز به گزينش خاص و اخذ مجوز از قوّهى انديشارى دارد. آموزش سحر، نيروهاى داراى استعداد، منش جوانمردى، خوشباطن و قابل تربيت را مىطلبد، وگرنه انحراف آن فراوان مىشود و افزون بر تلفشدن عمر گرانبها، باطن خواهان را تخريب و او را سلب توفيق مىكند و كشش و ميل به تعدّى و اخاذى را در او مضاعف مىگرداند.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.