بخش 6 : فصل سوم : سيماى طلبگى
بخش 6 : فصل سوم : سيماى طلبگى
خط : محصل صاحب شرايط دينى كه به صورت رسمى براى حوزهى علمى گزينش شده است تا تحت تربيت استادمحور، داراى تخصص علمى يا تبليغى حوزوى گردد، « طلبه » خوانده مىشود. طلبهاى كه استادمحور نباشد، نه به علمى مىرسد، نه به اخلاق و تربيتى و نه به معرفت و معنويتى، و ديگر طلبه نيست.
قواعد طلبگى
خط : طلبه براى رسيدن به تخصص حوزوى و ميراثدارى علمى از انبياى الاهى، نخست بايد اصول و قواعد طلبگى را بشناسد و به نظامنامهى روحانيت تعهد داشته و براى التزام عملى به آن، در حضور استاد معنوى دورهى طلبگى، سوگند ياد كند. وى وفادارى خود به مكتب اهلبيت و حفظ ميراث فرهنگ تشيع را خاطرنشان مىشود و توجه دارد كه وفاى عالمان دينى به مردمان به استنباط سالم و روشمند و انتقال درست دانش و دين بىپيرايهى الاهى به مردمان و به دورى از اختلافانگيزى و پرهيز از مادىگرايىست.
وابستگى طلبگى
خط : طلبگى كمالِ خدمت به مكتب شيعه است و وابستگى طلبه تنها به ولايت مولا على 7 مىباشد. طلبه در اختيار حضرت صاحبالامر ( عجلالله تعالى فرجه الشريف ) مىباشد و سرباز آن حضرت قرار مىگيرد. صاحب و مولاى طلبه، تنها حضرت ولىعصر ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) مىباشد و بس.
خط : طلبه به شناخت و پيشبرد اهداف الاهى و نهادينهنمودن دين حق در ميان مردمان و آرمان دين و آرزوى اهلبيت : و به محبت امام زمان خويش و هموارسازى مسير حضور امام معصوم در باطن خويش و ناسوت وابسته است و نمىتواند خود را مستقل و آزاد بداند و نمىتواند نسبت به اين وابستگى، بىتفاوت باشد يا خود را به شخص يا مركزى ديگر وابسته سازد.
خط : روحانى بايد با عمل و معرفت خود ثابت نمايد كه فقط از خداوند و رسول مكرم او 9 مىگويد و فقط يك آقا و سرور دارد كه امام عصر ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) مىباشد. مردمان از روحانيانى پذيرش دارند كه درد دين داشته باشند و سياست آنان دينى باشد نه آن كه دين را سياسى و حكومتى نمايند.
خط : طلابى كه در حوزههاى علمى گزينش مىگردند، ديگر به خود يا به همسر يا به پدر و مادر و يا به دوستان و آشنايان خود و يا به مؤسسات و نهادهاى غيرحوزوى تعلق ندارند و تمامى وجود آنان و هريك از نفسهاى ايشان به امام عصر ( عجلالله تعالى فرجه الشريف ) تعلق دارد و اين عنايت حضرت ولىّعصر 7 است كه وجود آنان را مىسازد و براى همين طلبه نمىتواند خود را در هر جايى كه بخواهد هزينه نمايد، بلكه خويشتن خويش را بايد به مولاى خويش متعلق بداند و در جايى كه مورد رضايت اوست هزينه سازد. همچنين هركسى كمترين آسيب حيثيتى، جسمى يا روحى و روانى به طلبهاى وارد آورد بهسختى بازخواست مىشود و روز قيامت بايد پاسخگوى آن باشد؛ همانطور كه طلبه، خود نبايد نفسها و لحظههاى خويش را تضييع نمايد؛ بهگونهاى كه پيوسته بايد حتا به مهمترين و لازمترين كار و مسؤوليت خود بپردازد، نهتنها به كارى مهم. طلبه بايد از بحثهاى غيرضرور و بىثمر بهشدت پرهيز كند و به بهترين كار بپردازد. بنابراين طلاب كه سربازان امام عصر 7 مىباشند، حرمت تكليفى دارد كه درس و بحث علمى را رها كنند و وقت خود را در جستوجوى مقولات معنوى مستحب مانند داشتن اربعين بگذرانند تا چه رسد به امور دنيوى و در پى مطامع خودخواهانه رفتن. علم و تربيت بايد با قوت و با نهايت پىگيرى شود و نياز است بسيارى از امور را كنترل نمود كه يكى از آنها امور معنوى چون دعا، ذكر و رفتن به جمكران و مكانهاى زيارتىست كه با اينكه مفيد است؛ ولى كسى كه درس دارد و در پى علم است و درس را واجب مىداند، نبايد واجب را فداى مستحب نمايد.
خط : براى عالمان حوزوى هيچ كارى در هيچ جاى دنيا مهمتر از طلبگى و دانشاندوزى در مسير اجتهاد دينى نيست. كسب علم براى طلبه بر هرچيزى ترجيح دارد و سِمَت اصلى و اولى حوزهها توليد علم دينىست، نه نشر كردار عبادى. بنابراين فرد ضعيف در علم، به صورت قهرى جزيى از حوزهى علمى و تبليغى به شمار نخواهد آمد.
خط : طلبه بايد به مهمترين كار بپردازد نه به كارهاى مهم تا طلبگىِ موفقى داشته باشد؛ از اينرو لازم است به « وقت » اهتمام داشته باشد و از تحقيق، آموزش و نگارش كتاب كه وظيفهى اصلى او در ديجور غيبت و زير هجمهى سنگين بدخواهان دين است، حتا در سفرهاى زيارتى يا در شب قدر، دست برندارد؛ وگرنه زيارت يا عبادت وى مصداق تضييع وقت مىشود تا چه رسد به آنكه با اهتمامنداشتن به حفظ سلامتى و نشاط خود، بهويژه پرداختن به نرمش براى آمادگى جسمانى، درگير سستى، ضعف، كسالت و تنبلى و محرومشدن از تحصيل و تحقيق شد.
رياضت طلبگى
خط : طلبگى اگر بر زىّ طلبگى باقى باشد به خودى خود رياضت، سختى و انزوا دارد. رياضت طلبگى به اين است كه طلبه خود را مهاجر به سوى خداوند بداند و هرچه غير خداست را پشت سر بگذارد و خود را از تمامى علقهها و تعلقات برهاند؛ چراكه اگر علايق ضعيف دورهى جوانى در نهاد انسان لانه كند و پنهان بماند در درازاى زمان به درختى تنومند تبديل مىگردد تا ناگهان سر برمىآورد و معركه مىگيرد و ديگر توانى در آدمى نيست كه بتواند آن را قطع نمايد. بىخبرى از تعلقات بسيار خطرناك و كمرشكن است. بايد اميال، آرزوها و هوسهاى خود را شناخت و ديد چه خواستههايى بر دل انسان سنگينى مىكند. بعد از رفع تعلقات، بخش ديگر رياضت طلبگى آن است كه قدرت استماع داشته باشد؛ آن هم استماع از عالمان و مجتهدانى كه سمت ترجمانى وحى را دارند و لسان صدق مكتب شيعه به شمار مىروند. چيزى برتر از تحصيل علم دينى براى طلبه نيست. اگر كسى قدرت اشتغال به علم را ندارد، نبايد هزينهاى را بر حوزههاى علميه تحميل كند و از امكانات مادى آن بهره ببرد. طلبه پس از رفع تعلقات و پيدا كردن مربى و زانوزدن در برابر وى و داشتن تحمل استماع و قدرت شنيدارى و تحصيل علوم صورى، تازه لياقت بندگى را مىيابد و ضلع سوم مثلث كمال وى ترسيم مىگردد.
خط : دين با تحصيل استادمحور و مطالعه و تحقيق عميق فهميده مىشود، وگرنه غير از آن انحراف، سطحىنگرى و گمراهىست. اگر طلبهاى نمىتواند چنين تحصيلى داشته باشد، بايد بىدرنگ حوزه را ترك گويد كه هم دين و هم خود و ديگران را تخريب و ضايع مىكند.
خط : در عصر غيبت كه بدخواهان از هر طرف به دين هجوم مىآورند، اهمال و كاستى در طلبگى حرمانزاست و آثار وضعىِ اين حرمان به زندگى وارد مىشود.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.