بخش 6 : فصل ششم : دورهى مقدمات
بخش 6 : فصل ششم : دورهى مقدمات
خط : رتبهى مقدمات داراى چهار پايه است كه در آن دانشهاى زير بهگونهى عمومى و به عنوان مبادى اجتهاد آموزش داده مىشود و بهخصوص طلبه در دانشهاى ابزارى به صورت عملياتى مهارت مىيابد: صرف، لغتشناسى، اشتقاق، نحو، معانى، بيان، بديع، منطق، اصولفقه، فقه، رجال، درايه، حديث، انسانشناسى، جامعهشناسى، روانشناسى، تاريخ اديان، كلام جديد، فلسفه، عرفان، اخلاق، فلسفهى اخلاق و تفسيرقرآنكريم.
خط : آموزش جامع علوم سبب مىشود طلبه با در اختيارداشتن منظومهى معرفتى لازم، مراد و مقصود شارع را دريافت و فهم كند و به ظاهرگرايى صرف و انصراف از عالم معنا و دورى از زيرساختهاى معناگرايى يا تحويلىنگرى دچار نشود تا بتواند قدرت تفكر، نقد، بازنگرى و توليد علم و فرهنگ داشته باشد.
خط : طلبه از دورهى مقدمات بايد درستىهاى هر دانش را بياموزد و در دورهى طراوت و جوانىِ نقشپذير، غلطآموزى نداشته باشد تا در آينده به نقد و تصحيح آنها با صعوبت و سختى نياز گردد.
اهميت ادبيات
خط : عِلم با ادبيات درست، زبان مىگشايد و با منطق صحيحِ فهم و متدولوژى متناسب، روشمند و آموزشى مىگردد. پيرايهزدايى با اهتمام به ادبيات و منطقِ فهم، بنياد مىگيرد. ادبيات مبتنى بر مادهشناسى و يافت ريشهها، علم را از سطحىگرايى و دخالتِ انگيزه در انديشه مصون مىدارد و نگهدار امين معنا در انتقال آن با لفظ مىگردد و مانع از آن مىشود كه حقيقتى به واقعيت يا به پيرايه و به سرگرمى با الفاظ تبديل شود و نيز در برابر هر حق و صادقى، گزارههايى باطل و كاذب پديد آيد و به ارتجاع، انحراف و خرافه آلوده گردد و افرادى معمولى موجسوار تودهها شده و حاكميت جهل و استبداد كه قدرت همراهى تودهها و سياهىلشكرِ اجتماع را با خود دارد، و فساد فراگيرِ برآمده از مديريت ناسالم و تصميمات اشتباه و شكلكهايى صورى و فاقد محتواى سالم و بازىهاى متنوعِ شكل و صورت و ظاهرگرايى جامعه را در بر بگيرد. ورود به علوم، اگر بدون تسلط بر ظرايف زبانى باشد، سبب سوءبرداشت و بدفهمى از دادههاى علمى صاحبان دانش و دقت و ظلم به آنان مىشود.
خط : ادبياتِ وابسته به عالمان اهلتسنن، زيركانه بر اساس افكار كلامى و اعتقادات مكتب خلفا و بهگونهى تحميلى پىريزى شده است، نه واقعيتهاى ادبى متن قرآنكريم و منابع معتبر روايى كه ظهور فرهنگ والاى ولايت مىباشد؛ از اينرو تدوين مستقل ادبيات قرآنى و رفع وابستگى آن، ضرورتى علمىست.
خط : طلبه لازم است زبان فارسى، ادبيات، آيين نگارش، درستنويسى و سادهنويسى آن را بشناسد. زبان فارسى از زبانهاى كهن، نجيب، غنى، فاخر، نرم و احساسىست كه بعد از زبان وحى قرآنكريم، زبان علمى حوزه است كه در رشد و ارتقاى كمالات ـ بهخصوص در زمينهى معنويت و عرفان و تمدن والاى علمى و اخلاقى ـ مؤثر است و زبان مردمانى حوزه به شمار مىرود و بدون اين زبان حكمى و كمالپرور نمىتوان رهبرىِ فضاى معرفت و معنويت جامعه و زبانها و فرهنگهاى ديگر را عهدهدار شد. از اينرو ادبيات فارسى و تسلط بر گويش، نگارش و ويرايش با اين زبان، جزو دروس اصلى حوزهها مىباشد. حوزههاى علميه بايد اين مهم را پاس بدارند و با توجه به اينكه مهمترين حوزهها در كشورهاى پارسىزبان مىباشد، نوشتههاى علمى خود را با زبان معيار فارسى ارايه دهند. امروزه احاطه بر زبان فارسى، براى عالمان دينى ضرورت دارد و اين زبان با توجه به رشد وسايل ارتباط جمعى و گستردگى مخاطبان فارسىزبان آنان، به زبان رسمىِ علم تبديل شده است.
موضوعشناسى
خط : طلبه از دورهى مقدمات با موضوعشناسى، بهويژه موضوعات نوپديد آشنا مىشود تا تناسب حكم و موضوع را به ملاك عقلى و عقلايى بيابد. براى تحقق اين مهم طلبه در دورهى مقدمات لازم است انسانشناسى، روانشناسى و جامعهشناسى را آموزش ببيند. وى بايد مراتب نفس انسانى و پيچيدگىهاى روانى او و نيز بدىها و آسيبهاى اجتماعى و صفات منحصر و خصوصيات موضوع حكم را بشناسد و نيز مراكز بدى دنيا را مربوط به هريك از حواس و توانمندىهاى انسانى، به صورت تصويرى ببيند تا بتواند بيمارىهاى روانى و اختلال عقلانى افراد را به دست آورد و براى درمان نفس مراجعان، بهترين گزينه را تشخيص دهد، بدون آنكه خود آلوده و فاسد شود؛ همانند پزشكى كه بيمارىهاى جسمانى را مىشناسد بدون آنكه خود بيمار شود.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.