بخش 6 : فصل چهاردهم : جبههى كفر
بخش 6 : فصل چهاردهم : جبههى كفر
خط : شناخت ايمان و مراتب ديندارى بدون شناخت كفر و اقسام آن ممكن نمىشود. كسى كه كفر را نمىشناسد، از شناخت ايمان نيز بهدور است. تا زشتى شناخته نشود، زيبايى لذت و سرور خود را نشان نمىدهد. قرآنكريم بهترين منبع در شناخت كفر و روانشناسى كافران مىباشد.
چيستى كفر
خط : مسلمان بايد به اصول دين و ضروريات آن، اطمينان داشته باشد. در برابر اطمينان، شك و انكار قرار دارد. كافر به كسى گفته مىشود كه خداوند متعال را انكار نمايد يا دربارهى حقتعالا شك داشته باشد ـ مانند افراد ملحد، مادى و بتپرست ـ يا دوگانگى را باور داشته باشد؛ مانند آنچه كه به باورمندان به يزدان و اهريمن نسبت داده مىشود. يا سهگانگى را باور داشته باشد؛ مانند: كسانى كه به اقانيم سهگانه ( اب، ابن و روحالقدس ) عقيده دارند يا دربارهى پيامبرى و خاتميّت حضرت رسول اكرم 9 شك يا انكار داشته باشند يا به چيزى كه سبب دروغبستن به ايشان مىشود، باور داشته باشند، مانند انكار و شك در وجوب نماز و روزه، كه چنين باورى ناگزير به دروغپنداشتن خدا و رسول مىانجامد؛ خواه از آن آگاه باشد يا ناآگاه؛ ضرورىبودن آن را بداند يا نداند؛ ضرورى باشد يا غيرضرورى، دربارهى مبدء و معاد و اصول دين باشد يا اخلاق يا فروع و احكام دين، و خواه وى خود را مسلمان بداند و مانند مسلمانان رفتار نمايد يا خير. در هر صورت، يكى از ويژگىهاى يادشده وقتى به صورت عادى و با فهم كامل مطلب، ابراز شود، فرد كافر مىباشد.
خط : كفر و ارتداد تنها با انكار ضرورى دين شكل نمىگيرد، بلكه انكارِ هر حكمى كه به انكار رسول خدا 9 بينجامد، سبب كفر مىشود؛ چراكه اهانت و حرمتشكنى نسبت به آنحضرت را در
پى دارد.
ارتداد
خط : حكم ارتداد، نوعى دفاع از دين و قراردادن حصن براى صيانت از آن است. بحث ارتداد براى حفظ شريعت است و حفظ شريعت، همواره به اين حكم نياز دارد. بحث ارتداد بحثى سياسى نيست تا موضوع آن تغيير يابد و موقتى باشد؛ يعنى نبايد آن را با بحث فسادانگيزى و ايجاد فتنه خلط كرد و فسادانگيزى را ملاك و معيار حرمت ارتداد گرفت. قوانين ارتداد در بخش پنجم با عنوان « قضا و مجازات » آمده است.
خط : نبايد حكم ارتداد را ابزارى سياسى براى حذف ديگران ساخت و هركسى را با كمترين گفتهاى برخلاف نظام اسلامى و بدون تحقيق از اين كه گوينده در فهمْ مستضعف و در درايتْ ناتوان است، مرتد ناميد، بلكه بايد اين حكم را بر مجراى سالمى كه دارد و با حفظ شرايط آن، جريان داد. صدور حكم ارتداد، همانند بحث حفظ ناموس است كه مىشود متجاوز را به قتل رساند، اما بايد بتوان آن را در دادگاه اثبات كرد، وگرنه جرم ايجاد اخلال در نظام و قصاص را موجب مىشود.
نجاست واقعى كافر
خط : كافر، نجس است و نجسبودن كافر مانند ديگر نجاستهاى شرعى، امرى واقعىست و همهى اجزا و رطوبت بدن ـ حتّى مو، ناخن، آب دهان، چشم، بينى و عرق وى ـ نجس است و در اين زمينه، ميان كافر كتابى و غير آن، تفاوتى نيست.
خط : نجسبودن كافر و اهل كتاب، امرى سياسى و اعتبارى و به معناى پليدى ظاهرى و پندارى نيست تا تنها براى دور نگهداشتن مسلمانان از معاشرت با آنها باشد؛ بلكه امرى تكوينى و حقيقىست كه ناگزير با كفر و نجاست واقعى آنها همراه است و اين مىرساند مرتبهى كافر در نظام آفرينش حضيضى دارد كه او را در رديف سگ و خوك قرار مىدهد.
خط : نجاست كافر همان « خباثت نفس » است كه از بريدگى و قبض حقيقى او ناشى مىشود و امرى اعتبارى نيست. ملاك و اساس نجاست كافر، ظلم و قبض است كه نمىتواند به سبب تنگى وجود خود، هرچيزى را در جاى متناسب آن قرار دهد؛ هرچند هر ظلمى كفر نمىباشد، اما ظلم آگاهانه، ارادى و مستمر، كفر و نجاست مىآورد.
خط : ريشهى اصلى كمبود و اشتباه شيطان، « جهل » و « قبض » او و جهت عملى آن، « كفر » و « عصيان » وى بوده است.
عذابآورى كفر در دنيا
خط : كفر، خود عذابآور، ضيقدهنده، تنگكننده، قبضساز و قفل است؛ برخلاف ديندارى و ايمان كه در همين دنيا طهارت، صفا، خير و اطمينان مىآورد.
سياستهاى ثابت كفر
خط : تحريف حقايق و گرايشدادن مردمان به امور نفسانى و ترويج امور باطل و لوازم زندگى حيوانى، بهخصوص در قالبهاى هنرى و رسانههاى ديدارى براى براندازى نفسانى و معنوى آنان و سوق دادن جامعه به فحشا و ايجاد آلودگى، غفلت و دورى از حق و اندراس دين، سياست ثابت جبههى كفر و از لوازم عصر غيبت است تا مردمان را از معنويات، صداقت، عبادت، ذكر، دعا، تقوا، مساجد و محافل معنوى و مراجعه به عالمان دينى بازدارد.
تحريف و بهرهگيرى از شعاير دينى
خط : جبههى كفر و باطل، تمامى شعارهاى جبههى حق را نسخهبردارى مىكند و با بهرهگيرى از مقدسات و چهرههاى آيينى، به ترويج خود در ميان تودهها مىپردازد و در اين راه حتا قرآنكريم را به خدمت نظام سلطه مىآورد و از آن بهرهى اسمى و شعارى مىبرد. تمام ابزار و حتا مقدساتى كه جبههى باطل از آن بهره مىبرد، تا در آن جبهه است، نمونهاى از باطل است و مانند سوءاستفاده از قرآنهايى مىباشد كه كانون فتنه يعنى معاويه و عمروعاص را در جنگ صفين در پناه خود قرار داده بود. هرچيزى كه در خدمت جبههى باطل و در برابر حق قرار گيرد، چنين است؛ خواه موسيقى و رقص و ماهواره و اينترنت باشد يا بهرهبردن نادرست و باطل از قرآنكريم، صلوات، نماز، روضه، نمازجمعه و مجالس آيينى.
كفرسازى مدعيان نالايق
خط : از لوازم عصر غيبت، كثرت مدعيان دينشناسى نالايق و نادانىست كه بيش از هرچيز، دين را مورد تجاوز و تصرف قرار مىدهند؛ آن هم توسط مدعيانى قشرى كه اخلاق باطن خود را بر دين تحميل مىكنند و اوج خشونت دينى و پيرايهها را مىسازند. با چيرگى چنين كسانى جامعهى گرگ و ميش شكل مىگيرد و صفا، صميميت، عشق و عطوفت رخت مىبندد و فقدان، گرفتارى، ضيق و ناامنى جامعه را در خود فرو مىبرد. اين در حالىست كه دين واقعى هنگامى در باطن آدمى ظهور پيدا مىكند كه در كنترل كردار خود به عوامل قسرى خارجى نيازمند نباشد و ملكهى قدسى و نورىِ موهبتشده از وى صيانت نمايد.
اصل آزادگى
خط : « اصل حريت » و آزادگى در دنيا ـ كه شعار امام حسين 7 در مقابله با سلطهگران يزيدى بود ـ طرح اجتماعى دين براى حفظ آزادى، آرامش و امنيت روانى و حفظ كرامت و حرمت انسانهاست. بر اساس اين اصل براى تمامى صنفها و مشاغل، به صورت حرفهاى الگويى آزاد و مناسب كه بهترين آن صنف باشد، طراحى مىشود تا هركسى در صنف خود به او افتخار كند. هر صنف و جامعهاى را بايد بر اساس منش آزادگىاى كه در آن گروه وجود دارد، تعريف و اصلاح نمود تا تمامى جامعه اصلاح شود. بايد براى تحقق اين منظور، بهترينهاى هر گروه را به استخدام گرفت و همهى اصناف و گروههاى جامعه را تحت حريت و غير حريت تعريف كرد و بهترين « نمونه » را به عنوان الگو تبليغ كرد و ديگران را گِرد آن الگو جمع نمود و سپس گردنكشان آن صنف را توسط همان گروه و به صورت مقتدر، مهار نمود.
هدم سنتهاى كفر
خط : دين و شريعت بر آن است تا سنتهاى اهل كفر را ـ كه ريشه در كفر آنان دارد ـ زايل گرداند؛ از اينرو، احياى شعارها، سخنان و نمادهاى اختصاصى گروههاى كفر و باطل و حتا لاتى را در هر قالبى كه باشد، ممنوع مىداند. اين سخن نشان از سختگير و عسرىبودن دين نيست؛ بلكه شريعت با مرزبندى دقيق، بر آن است تا ذهنهاى پيروان خود را خلاق و شكوفا سازد، تا آنان بر توان و نيروى خلاقيت خود تكيه نمايند و با بهرهبردن از متن آموزههاى دينى، جبههى باطل و كفر را بهكلى به
محاق برند.
استفاده از بيشتر امكانات
خط : عالمان دينى براى آنكه بتوانند از عوامل و عوالم مختلف مادى و معنوى براى محدودكردن جبههى كفر بهره برند، بايد انديشهاى باز، وسيع و گسترده و قدرت بسط و شرح صدر و صفا داشته باشند. بهرهى عالم دينى از امكانات با استفادهى ابزارى كافر از امكانات تفاوت بسيار دارد؛ زيرا دين در پى صلاح و رستگارى و رشد جامعه و كفر در پى گمراهى، فساد و بيچارگى جامعه است.
مهندسى كاميابى و لذايذ
خط : جامعهى مسلمين بهويژه جوانان، نبايد از عدم كاميابى و محروميت از لذايذ نفسانى رنج برد، وگرنه جبههى كفر واستعمار با استفاده از همين امر، جوانان مسلمان را به خود جذب مىكند تا آنان را با سرگرمىهاى حرام به ذلت بكشاند. روشهاى كاميابى بايد هماهنگ با مذاق دين كه صفاى نفسانى و سلامت جسمى را همراه دارد و جسم را جوانتر و روح را بانشاطتر مىسازد و روان را به سوى معنويت و عالم ملكوت سوق مىدهد، تعريف گردد. كاميابى و التذاذ حلال بايد الگودهى شود تا دين براى جامعهى جوان و عموم مردمان به عنوان عامل خمودى، سستى و تنگنظرى شناخته نشود، بلكه با ديندارى خوشى، نشاط، شادمانى و شيرينى داشته باشند.
خط : بر حوزههاى علمى لازم است شيوههاى كاميابى مجاز و حلال را آموزشى سازند. اگر كمبود و حسرت متوجه جامعهاى باشد، در هجمهى گستردهى جبههى كفر و باطل، افراد جامعه با آنان همراه شده و تن به گناه و خلافهاى سازماندهىشدهى آنان خواهند داد! اگر حسرت و فقدان از جامعه برداشته نشود، افراد در هر صورتى به گناه آلوده مىشوند. اين امر بهخاطر انسانبودن يا تابع شريعت اسلام و احكام دينى بودن نيست، بلكه افرادى كه در تربيت خويش، دچار كمبود و نياز مىگردند، از هيچ عملى براى رفع عطش روحى خود دريغ نمىورزند. بايد چشم دل را سير تربيت كرد تا ميلها و هوسها قابل كنترل گردد و شخص، هوسِ هرچيزى را ننمايد، وگرنه جبههى كفر و استعمار كه سياست بىدينى يا جدايى دين از سياست را دنبال مىنمايد، در پى سرايت افكار خود در دل و جان جامعه با استفاده از وسايل شادىزا در همهى شكلهاى گوناگونى كه دارد ـ از موسيقى گرفته تا تبليغ جاذبههاى مجازى جنسى و قرصهاى روانگردان، مواد مخدر، مشروبات الكى، قمار و برپايى پارتىهاى سيستميك ـ مىباشد تا جامعهى نيازمند را به فرهنگ خويش عادت دهد.
اصل نشاط و شادمانى
خط : شادى و نشاط از پايهاىترين مسايل در زندگى هر مسلمانىست. شادبودن محيط زندگى، تربيت شيدايى را سبب مىشود و فرزندان را باز و شاد رشد مىدهد و آنان را از خمودى، سستى، ركود و جمود باز مىدارد و سبب مىشود آنان كارها را به اجبار انجام ندهند. نتيجهى تربيت
نامناسب و سختگيرانه، پديدار شدن آسيبهاى روانى در بزرگسالى و عقدهگشايى حقارتىست كه در كودكى ديدهاند.
زندگى شاد براى مؤمن يك اصل است. كسى كه شادى ندارد به خمودى و درنتيجه به سستى در زندگى مبتلا مىشود و از كمالات بسيارى باز مىماند. از نظر روانشناختى بايد شادىهاى جامعه را با غمبارىهاى آن محاسبه كرد و ميان آن توازن برقرار كرد. بايد درصد شادىهاى جامعه و حزن و اندوه آن را به دست آورد و چنين نباشد كه فقط بر غمها تكيه شود. افراط در هر كارى اشكال دارد همانطور كه نپرداختن به كارهاى مجاز تفريط است و آسيبهاى خود را در پى دارد.
دنياى شنيدنى و آخرت ديدنى
خط : اميرمؤمنان 7 فرمودند: هرچيزى در دنيا، شنيدن آن شكوه بيشترى دارد تا ديدن آن. و هرچيزى كه در آخرت است، مشاهدهى آن شگرفتر است تا شنيدن آن؛ پس در دنيا بهجاى ديدن، به شنيدن آن و از غيب، به خبر آن بسنده كنيد. بدانيد و آگاه باشيد كه آنچه از دنيا كاهش يابد و بر آخرت بيفزايد، بهتر است از چيزى كه از آخرت بكاهد و بر دنيا اضافه كند. پس چه بسا كاستهشدهاى كه سودآور است و افزودهاى كه زيانبار است. همانا چيزى كه به انجام آن امر شدهايد، از چيزهايى كه از آن منع شدهايد، بسيار بيشتر است، و آنچه براى شما حلال شده است، از آنچه بر شما الزامى گرديده، فراوانتر است؛ پس اندك را براى دستيابى به بيشتر فرو نهيد، و آنچه را كه بر شما سخت گرفته شده است، براى رسيدن به گشايشها دست برداريد. همانا رزق و روزى شما ضمانت شده است و به عمل فراخوانده شدهايد؛ پس آنچه كه انجام آن براى شما ضمانت شده است، از عمل به آنچه بر شما الزامى گرديده است، برتر نباشد[1] .
[1] ـ نهج البلاغة، خطب الإمام علي 7، ج 1، ص 225.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.