بخش 6 : فصل بيستم : بانك جامع اطلاعات
بخش 6 : فصل بيستم : بانك جامع اطلاعات
خط : براى مستندسازى دين و ارتقاى علمى حوزويان، بايد بانك جامع اطلاعات حوزويان و دادههاى علوم حوزوى و تحقيقات حوزويان را بنيان نهاد. اين بانك، تلاشهاى علمى را به همانديشى جمعى و شبكهاى كلان تبديل مىنمايد تا فضاى تضارب آرا و ديدگاهها در حوزه فراهم شود و نخبگان حوزه در فضايى سالم و آزادانديشـانه و بهدور از خشونت و درگيرى، آراى يكديگر را مورد بررسى و نقد علمى قرار دهند.
همانديشى جمعى
خط : در زمان غيبت، تنها با همانديشى مجتهدان مىتوان به حداكثر درستىها دست يافت. اجتهاد در عصر غيبت به دليل محدودبودن منابع معتبر دينى، عظمت و اهميت بسيار و به همان اندازه مخاطره دارد. نمىشود بر بسيارى از متون دينى تعبد داشت و نمىشود هم به انسداد باب علم و علمى قايل بود و آن را رها كرد. اجتهاد و استنباط و كشف دادههاى دينى در زمان غيبت كه به مقام عصمت دسترسى نمىباشد، نيازمند همگرايىست تا پاسخ پرسشهاى اين عصر را از همين منابع محدود بهگونهى علمى دريافت و البته عصمت علمى را به حسب و به نسبت مقتضاى امكانات خود و بهگونهى اطمينانى تأمين و تضمين نمود.
خط : مرجعيت، ولايتفقيه و استادمحورى، به اين معنا نيست كه يكى به تنهايى بينديشد و ديگران تبعيت محض و بدون تفكر داشته باشند، بلكه همانگونه كه اجتهاد شيعى اقتضا مىكند و در خط مربوط گذشت، همگرايى مودتآميز و همانديشى شبكهاى ارادتمحور در فضاى آزادانديشى و آزادى بيانِ مستند و مستدلِ قائم به شخص مىباشد.
خط : براى تحقق همانديشى دينى و تشكيل صف واحد علمى و تحقيقات منسجم گروهى و دورى از تكروى و پراكندهكارى، هر حوزوى لازم است توان و فرهنگ گفتوگو و تبادل نظريه و رأى با ديگران داشته باشد. طلبه بايد بتواند با ديگران توان مباحثه، گفتمان، نقد و مناظره در فضايى آرام و بدون دخالت تعصب و انگيزه، با نرمخويى و متانت به هدف چارهجويى علمى و به دور از انواع مغالطهها داشته باشد و چنين نباشد كه با شنيدن اشكال و نقدى برافروخته گردد و گوينده را متهم كند؛ بهخصوص اگر وى قصد كمك و دستگيرى از او را دارد، وى بايد منت گوينده را داشته باشد، نه آنكه به او هجوم برد. قدرت سخنگفتن و داشتن گفتمان، از شگردهاى سياسىِ بسيار مهم است و كسى كه چنين توانى ندارد، چنانچه به صحنهى سياسى و اجتماعى كشانده شود، آسيب مىبيند. انزواطلبى، غربت، تقيه و مشكلات نفسانى و بيمارىهايى چون حسادت، بخل، بغض، غرور، تكبر، پنهانداشتن ضعفهاى علمى و مانند آن، از مانعهاى گفتوگو مىباشد.
راهنماى انتخاب استاد
خط : بانك جامع علمى به تمامى اطلاعات آموزشى و پژوهشى طلاب و پيشينه و ردهى علمى و سوابق سياسى و جايگاه تخصصى اساتيد و ديگر اطلاعات آنان دسترسى دارد و براى انتخاب استاد مناسب راهنماى طلاب مىباشد و به آنان خدمترسانى مىنمايد.
شناسايى صاحبان انديشه و علم
خط : بانك جامع علمى حوزويان براى پيرايهزدايى كه بعد از اين از آن خواهيم گفت و ساماندهى دين، به شناسايى صاحبان فكر و انديشه و افكار و نظرگاههاى شاخص هريك از آنها و معرفى نظامهاى دينى و فقهى و لحاظ حتا روشنفكران و متجددان دينى و معاندان و منكران و مقايسه و تطبيق آنها با نقد جمعى و شبكهاى همت مىگمارد تا بتوان درستىهاى دينى را تشخيص داد و منسجمترين و درستترين نظام علمى از حيث ساختار و محتوا را اصل و شاخص قرار داد و نظرگاههاى قابل اجراى اين نظام را قانونى و عملياتى ساخت و درستىهاى نظامهاى ديگر را به آن افزود. گزارههاى علمى نظام شاخص به مباحثه، مناظره و تحقيق و پرس و جو و همانديشى جمعى گذاشته مىشود تا نارسايىها، كاستىها و ضعفهاى آن به مرور زمان جبران شود و هرچه بيشتر به عصمت علمى نزديك گردد. دين، بدينگونه مىتواند چهرهى علمى و قدرت اجتماعى و توانمندى و كارآمدى مديريت خود را نشان بدهد.
شناسهى طلاب و آراى علمى
خط : رتبهى علمى و فقهى طلبه و مجتهد از نوشتهها و آثار منتشرشدهى وى در بانك جامع اطلاعات علمى و مقايسه و تطبيق تحقيقات علمى پژوهشگران حوزوى در اين سايت به
دست مىآيد.
خط : اين بانك به هر عالم و نظريهاى شناسه مىدهد و گزاره به گزاره را داراى شناسه و شناسنامه مىنمايد تا صاحب اصلى و اولى و نوآور آن مشخص گردد. در اينصورت، مسير براى سرقت علمى و نسخهبردارى از آراى ديگران و نسبتدادن جعلىِ آن به خود بسته مىشود.
خط : در اين سايت، آن كه بر ديگران در نظريهپردازى سبقت و پيشى گرفته است، مقدم و حاكم مىباشد؛ اگرچه ديگر متأخران، بريده از او و بهگونهى مستقل به آن نظريه رسيده باشند.
خط : مجوز شغلى با تعيين موقعيت علمى روحانيان و ميزان تخصص و تشخيص و مميزى شغلى را كه هر طلبه و روحانى مىتواند داشته باشد، بايد به تأييد بانك جامع علمى برسد تا داراى اعتبار باشد و كسى بدون اين مجوز و مميزى نمىتواند در شغلهاى حوزوى فعاليتى داشته باشد.
آزادى بيان و نظريهپردازى اجتهادى
خط : مجتهدان، فقيهان و تمامى عالمان دينى و حوزويان، در حوزهى تخصصى خود و در مراكز علمى و بهخصوص در پايگاه جامع علمى يا پايگاههاى شخصى خود ( نه در صحنهى اجتماع عمومى )، آزادى نظريهپردازى علمى دارند و داراى صيانت مىباشند و بيت آنان محترم است.
خط : اگر آزادى بيانِ مستدل و نظريهپردازى باشد و بانكهاى اطلاعاتى در دسترس عموم روحانيان قرار بگيرد و نقد و بررسى براى تمامى محققان و متخصصان دينى امكانپذير و قابل نشر برخط گردد، جامعهى حوزوى مسير باز اجتهاد شيعى و فضاى آزاد انديشار و توليد علم را مىرود، وگرنه فضاى بسته و دگم، فضاى ولايى نيست و مدرسهى خلافت و سلطنت و اوامر ملوكانه و تحكّمِ زور است كه به نام دين و حوزهها چيرگى مىكند و سلطه و استبداد مىسازد.
خط : حوزه از فضاى آزادانديشى و نظريهپردازىِ مستند و مستدل حراست مىنمايد و از صاحبان نظريهها به عنوان فرزندان علمى و معنوى خويش صيانت مىكند و اجازه نمىدهد با صاحبان نظريهها با خشونت و عصبيت برخورد شود و فضاى نقد سالم را در تمامى مسايل پاس مىدارد. هركسى بايد توان استماع هرگونه انكار و اثباتى از ناحيهى منتقدان و نظريهپردازان را
داشته باشد.
خط : آثار منتشرشده در اين بانك، حق آزادى و حق مصونيت صاحبان آرا را پاس مىدارد و بانك جامع با حمايت حقوقى از صاحبان آثار، فضاى علمى را از اقتدارگرايى حفظ مىنمايد و اجازه نمىدهد هيچ حوزوى به خاطر تحقيق و نوشتهاى مورد بازخواست ميليتاريسمى قرار بگيرد يا به دادگاه كشانده شود.
خط : انديشهى نوظهور در صورتى آزادىِ نشر دارد كه بتواند از خود دفاع نمايد و دليلْ آن را تأييد كند؛ وگرنه گفتن سخنى كه دليل اثبات نداشته باشد، نظريهپردازى و نشر و تبليغ علم نيست و مىشود به صورت قانونى با آن برخورد داشت.
خط : پايش فكرى و فرهنگى جامعه بهخصوص اطلاع از كتابها و افكار منتشرشده در حوزهى دين و رصد افراد و گروههاى فعال در اين حوزه و بررسىهاى آمارى و تحقيقى مرتبط، بر عهدهى حوزههاى علمى و بانك اطلاعات تابع آن است. جامعهى اسلامى به اعتبار اينكه مسلمانانى دارد كه فطرت و طبيعت آنان سالم است، انديشههاى آنان به صورت اولى نوعى راهگشايى به زندگى سالم و برتر است. بنابراين مردمان آزاد هستند انديشههاى خود را ـ كه به صورت اولى و به مقتضاى فطرت و طبيعت كمالخواهىاى كه دارند، از سلامت برخوردار است ـ تبليغ كنند و نظارت بر آلودگىهاى فكرى و ذهنى به عنوان امرى ثانوى، بر عهدهى متخصصان حوزوىست و آنان افزون بر نقد علمى، مىتوانند گزارش تخلف را ارايه دهند، بدون آنكه حق حكم و برخورد با صاحب انديشه را داشته باشند. حكم و داورى براى دادگاه و قاضىِ مربوط نظام چيره است.
نشر عمومى آثار علمى
خط : بانك جامع علمى با اختصاص شناسه به تمامى طلاب گزينششده و عالمان و يافتههاى علمى آنان، راه را براى معرفى و نشر عمومى و برخط آثار حوزويان بهگونهى آزاد هموار و تشويق مىنمايد و صاحبان حقيقى هر نظريه و نوآورى و نيز طلاب فاقد توان علمى را شناسايى مىنمايد و ردهبندى نسبى علمى طلاب و روحانيان را به دست مىدهد.
خط : بانك جامع علمى، متن تمامى درسهاى خارج را ضبط و حفظ و اطلاعرسانى مىنمايد و نظرات شاخص و نو آن را بر روى پايگاه اطلاعاتى خود برجسته مىسازد تا اساتيد درس خارج بتوانند به نقد و بررسى نظرات يكديگر بپردازند و از هم بيگانه نباشند و درسها از حالت تحقيق فردى به تحقيق گروهى سوق پيدا كند. مجموع نقدهايى كه بر يك مسأله مىشود، همواره حفظ مىگردد و بهطور آزاد در اختيار تمامى طلاب مىباشد.
خط : پايگاه علمى جامع و بانك اطلاعاتىِ رسمى، توليدات علمى طلاب حوزهى علمى و بهخصوص اساتيد و مجتهدان را بهطور نظاممند، بهروز و سريع و با حفظ بىطرفىِ مورد انتظار در حوزهى علم، صادقانه اطلاعرسانى مىنمايد و يافتههاى علمى آنها را ـ فارغ از گرايشهاى سياسى يا اعتقادات مذهبى يا رويكردى كه در علم دارند ـ به ديگران مىرساند تا صاحبان انديشه بتوانند نسبت به دادههاى علمى يكديگر، آگاهى يافته و قدرت تحقيق، بررسى و نقد و نيز توان عرضهى نقد در همان بانك علمى جامع، بدون سانسور و حذف را داشته باشند. تنها چنين همفكرى و همانديشىِ جمعى و گسترده و بهدور از هر تنگنظرى و دخالت سلايق است كه مسير رشد علوم حوزوى، فرهنگ اجتماعى و دستيابى به تمدن اسلامى را مىگشايد.
نقد و بررسى آثار
خط : اگر نقد و بررسى نظرگاههاى عالمان دينى در حال زندگى و حيات آنها انجام پذيرد، هم راهگشاى شخصى آنان مىگردد و هم تعاون فكرى و فرهنگى تحقق مىپذيرد و اين كار به نفع ديانت و راهگشاى آيندهى عالمان دينى خواهد بود.
خط : نويسندگان و منتقدان، بايد غرض از بررسى و نقد عالمانهى خود را بازگشايى مبانى فكرى و فرهنگى هر شخصيت دينى قرار دهند و از هرگونه غرضورزى نسبت به صاحب نظريه و شخص بهدور باشند تا براى جامعه و آيندگان نافع باشند و به شدت از خالىكردن كينههاى شخصى و كوبيدن افراد، دورى جويند، كه اين امر را مىتوان از جنايات بزرگ دانست. نقد اگر با انصاف كامل صورت نپذيرد و از اهمالكارى، بىانصافى، جسارت و جنايت نسبت به افراد شاخص خوددارى نشود، زيان آن، ابتدا به جامعه و مردمان مىرسد ـ تا آن شخص ـ و سپس به ديانت و دين.
نقدهاى غيرحوزويان
خط : برخى منتقدان غيرحوزوى با واردكردن نقدهاى غيرسازنده و هياهوساز به عالمان دينى، براى جامعه بروز و جلوه مىيابند، گرچه نقد آنان بهخصوص به سبب واردشدن در حوزههاى معرفتى كه در تخصص آنان نيست، براى دين مضرّ باشد و نور اميدى براى اصلاح در آن نباشد. به هر روى، نقدهاى تخريبگر آنان را كه بيشتر بازار ترجمه را رونق دادهاند، بايد بهدرستى و بسيار قوى پاسخ داد، نه با پاسخهاى توهينآميز، سخت و برخوردهاى فيزيكى، تا نقد مقتدر علمى، نام و نوشتهى آنان را به مرور زمان به فراموشى سپارد. نوشتههاى آنان را بايد با مجاهدت تحقيق، تأليف و نوآورى نقادانه به ركود برد. فرهنگ را بايد با فرهنگ و بحث و مناظره شستوشو داد؛ چراكه اصل اخلاقى: « ان ابن آدم لحريصٌ على ما منع »[1] در اينجا نيز حاكم است. انسانها بر آنچه منع شدهاند، حريصترند. اگر
شخصى كه مدعى دانش و فرهنگ است به زندان انداخته شود يا اجازهى كار از او گرفته شود، افراد جامعه بيشتر به او گرايش پيدا خواهند كرد و برخورد با چنين افرادى به صورت فيزيكى و قهرى درست نيست و نتيجهى عكس مىدهد و در صورتى كه او گزارههايى را بياورد كه با آموزههاى دينى سازگار نيست، چنين محدوديتسازىها يا منعهايى به ضرر دين تمام مىشود.
خط : در بحث، نقد، ايراد و اشكال نبايد عصبانى شد و بايد نسبت به كسى بغض نداشت و تنها لازم است با خود كلام مواجه گشت نه با صاحب كلام. در نقدهاى علمى بايد اين فرهنگ نهادينه شود كه سخنان و ايدهها به بحث، مناظره يا نقد گذاشته شود و اين امر با لزوم احترام به آنان منافاتى ندارد. نقد، در مقام محاكمهى افراد نيست و همهى مؤمنان، عالمان و مجتهدان مورد احترام، تعريف و تمجيد مىباشند. درست است كه اگر كسى اندكى در صفاى عالمان و اهل ديانت شك كند و كوچكترين غل و غشى نسبت به آنان در دل داشته باشد، بايد در مسلمانى و سلامت نفس خود شك كند، ولى اين امر منافاتى با وجود اشكال و لزوم نقد سخنان آنان ندارد و نبايد ميان نقد گفته با نقد گفتهپرداز خلط نمود و اگر كسى به آيه يا حديثى و سخن عالمى اشكال گرفت نبايد با چوب و چماق و بد و بيراه او را دنبال كرد و در واقع بايد محاكمهى انديشه نمود كه موجب تبلور گردد، نه محاكمهى فرد.
حمايت همهجانبه
خط : بانك جامع علمى لازم است مورد حمايت همهجانبه بوده و بهروزترين امكانات سختافزارى و نرمافزارى و تيمهاى تحقيقى و كارى لازم را در اختيار داشته باشد و با الهامگرفتن از روش پيامبران الاهى كه دين را با وحى و اعجاز ابلاغ مىنمودند، آگاهى و توانمندى آگاهانه خود را به روز و توان اطلاعاتى و عملياتى خود را قدرت برتر سازد.
داورى اجتهاد و تخصصهاى علمى
خط : ادعاى اجتهاد نيازمند مستند و استدلال است. بانك جامع علمى، با تعريف شفاف اجتهاد و بررسى آثار ثبت و منتشرشده به نام حوزويان، بهگونهى مستند و علمى و بهدور از سياسىكارى و با دورسازى تخصص علمى از زر و زور و تزوير و با بستن راههاى نفوذ استعمار و رخنههاى اجانب، راه را براى شناخت مجتهدان حقيقى هموار مىنمايد. اين شفافسازى و داورى بايد بهگونهاى دقيق و علمى باشد كه دانشيان و صاحبان تخصص آن را بپذيرند و از استنادهاى دقيق، موشكافانه و منصفانهى آن لذت ببرند و مسلمانى و انصاف و تعهد به علم و پژوهش دينى را
همين بدانند.
خط : شناخت تخصص علمى افراد از آثار و نوشتههاى علمى آنان به دست مىآيد و بانك جامع براى تأييد تخصص روحانيان بايد علمگرا و تخصصمحور باشد، نه مدركگرا. مدرك و معيار نمره، تنها مىتواند حيطهى معلومات و محفوظات را بنمايد، نه مرتبهى علمى فرد را. مرتبهى روحانيان بايد با تخصصى كه دارند تعيين شود، نه با صرف مدركهايى كه گاه مىتواند سفارشى و جعلى و يا به صرف پشتوانهى محفوظات و معلومات باشد، نه توان توليد علم.
تحقيقات لازم
خط : بانك جامع علمى لازم است موارد اجماعى يا مشهور دين را كه مورد پذيرش بيشتر عالمان شيعىست، به عنوان مانيفست و مرامنامهى شيعه تدوين نمايد تا نظرگاه فقيه حاكم يا يك فقيه شيعى به عنوان مذهب و مكتب شيعه لحاظ نشود.
خط : بانك جامع علمى، عهدهدار جمعآورى مدارك و منابع مربوط به اهلسنت بهخصوص دربارهى حقانيت و جامعيت علمى حضرات معصومين : و اعترافات عالمان آنها در طول تاريخ و ردهبندى علمى اين تحقيق جامع با اختصاص شناسه به عالمان اهلسنت و نظريههاى آنان بهخصوص در موضوع ولايت و امامت و تكميل تلاشهاى عالمانى همچون صاحب « الغدير » و « طبقاتالا » مىباشد.
خط : اين بانك، نخست بهصورت فلسفى ثابت مىنمايد كه زمين هيچگاه بدون امام نيست و سپس مصداق آن را با مدارك روايى و تاريخى مشخص مىسازد و نيز ثابت مىنمايد معدن علم الاهى كيست. اين كار نيازمند تبيين شخصيت علمى حضرات معصومين با روش علمىست. سپس داشتههاى علمى مدعيان خلافت مشخص شده تا اعلم امت شناخته شود و با وجود اعلم امت، فراخواندن به غير او بدعت مىباشد.
خط : بانك جامع علمى لازم است اطلاعات علمى راجع به اديان ديگر بهخصوص يهود و مسيحيت را جمعآورى و ادعاهاى آنان را به نقد و بررسى بگذارد.
خط : بانك جامع علمى، در گامى بلندتر، صاحبان نظريهها را از ابتداى تاريخِ مضبوط تاكنون در تمامى حوزههاى علوم اسلامى و انسانى و اديان با شاخههاى آنان شناسايى مىكند و تاريخ شفاف و روشنى از علم ترسيم مىنمايد و به نظريهها و صاحبان آنها شناسه و شناسنامه و تاريخ مضبوط اختصاص مىدهد و راه را براى تكرار مكررات و تقلّب مىبندد.
خط : بانك جامع لازم است تمامى واژهها و اصطلاحات دينى را رصد نمايد و با شناسايى كسانى كه از دين و علوم اسلامى سخن مىگويند، بر فعاليت آنان نظارت دقيق داشته باشد تا سرنوشت حوزهى فرهنگ و علم و افكار عمومى به دست افراد غيرمتخصص و ناآگاه يا معاند قرار نگيرد.
خط : بانك جامع علمى لازم است گناهان، محرمات و باطلها را با همهى خصوصياتى كه دارند و نيز ظلم و ستمگرى را با تمامى وجوهى كه دارد، شناسايى و تعريف نمايد و آنها را به ميزان قبحى كه دارد و با توجه به صغيره و كبيره بودن طبقهبندى سازد و ضمن تبيين عوارض و پىآمدهاى آثارى و آسيبها، راههاى درمان آنها را علمى كند تا گناه كوچكى چنان در سطح جامعه بزرگ نشود و به فرافكنى براى كوچككردن گناهان بزرگ نينجامد.
حوزهها و عالمان دينى كه رهبران جامعه هستند، بايد طبيب جامعه باشند. آنان بايد با رتبهبندى گناهان و با توجه به ميزان آسيب آن بر فرد و جامعه، با آن مقابله كنند. در غير اينصورت، قبح برخى از گناهان تحت شعاع برخى از گناهان غير مهم قرار مىگيرد و جامعه را درگير آسيبهاى بسيارى مىنمايد. « گناهشناسى » و چگونگى مبارزه با گناه بايد جايگاه حساس خود را در ميان علوم دينى بيابد. بايد نخست گناهان مهمى كه تهديدى براى نسل بشر و كمالات انسانى و صفاى فطرى آدمى به شمار مىرود، شناسايى كرد و در پى آن، براى ريشهكنى آن از سطح جامعهى اسلامى چارهانديشى نمود؛ چراكه هر زهرى پادزهرى دارد. تا گناهان بزرگ از سطح جامعه برطرف نگرديده است، اقدام براى رفع گناهان كوچك در سطح كلان چندان سودمند نيست؛ زيرا كوچك شدنِ گناهانِ بزرگ را در پى دارد.
خط : امتياز انسان بر حيوانات در گرو قوتِ اراده و اختيار وى مىباشد. ارتكاب محرمات و گناهان، اين دژ محكم را در هم مىريزد و ارادهى بشر را سست و او را فرومايه و درگير انواع مفاسد و زيانها مىگرداند. شناسايى محرمات و چشمپوشى از آنها، انسان را به عرصهى مواهب معنوى و حيات الاهى و توحيدى مىكشاند؛ اين هدف متعالىست كه دين به عنوان برنامهى زندگى به
انسان مىبخشد.
مطالعات زنان و خانواده
خط : فقه نيازمند بحث مستقل و تدوين كتاب « زن » مىباشد تا بحثهاى جزيى و پراكنده مربوط به مطالعات زنان را نظم، انسجام و تفصيل دهد و بهخصوص با شناسايى پيرايههاى اين حوزه، زن، اين مظلوم هميشهى تاريخ را به جايگاه شايسته و بايستهى خود در فقه شيعه برساند.
خط : زن و مرد براى بقاى نوع خود نيازمند تشكيل خانواده در ناسوت مىباشند و زندگى ناسوتى براى همين مهم مىباشد. در تشكيل خانواده، زن و مرد به يكديگر، با حفظ كرامت و احترام انسانى، نياز پيدا مىكنند و كاملكنندهى يكديگر مىشوند تا با انتخاب طبيعى و مناسب، اساس يك خانواده را تشكيل دهند. با پيدايش فرزندان، زندگى خانوادگى توسعه مىيابد. گذران زندگى به كار و كوشش و تعاون زن و مرد با يكديگر نياز دارد. كوچكترين واحد اجتماع، خانواده است كه با جمع خانوادههاى داراى انديشه و عقيدهى مشترك، جامعه تشكيل مىشود.
خط : براى كنترل هوسهاى تعين زنانه بايد موانع ازدواج سالم و آسان را زدود. اسلام با سادهترين ابزار و وسايل و كمترين امكانات موجود براى انتقال زن به مرد و ايجاد محرميت ميان آنان استفاده مىكند و در ازدواج از لفظ و عقد براى رساندن معناى انتقال، بهره مىبرد و لفظ هر گروهى و آداب هر قومى را در ازدواج مىپذيرد و براى هيچ گروه و قومى مانعى نمىگذارد.
خط : اگر زن، شوهر همكفو و مناسب خود را بيابد و با او ازدواج نمايد، از او اطاعتپذيرى محبّانه خواهد داشت و اين به نفع خود زن است؛ چراكه شوهرمدارى محبّانه و عاشقانه، او را يكّهشناس مىسازد و هوسهاى او را كنترل و مديريت مىكند. ترك اطاعت زن از شوهر مناسب در غير معصيت حقتعالا، با بالاترين مراحل گناه برابر است و پيدايش فحشا و منكرات و زمينههاى بسيارى از مفاسد، از همين جا ناشى مىشود. همهى اين عوامل، زمينهساز نابودى كامل زنى سالم است.
خط : بقاى زندگى آرام مرد، در گرو تنظيم برنامهى سالم زندگى براى زن است كه با اندك اشتباه و انحرافى، اساس رفيع زندگى در هم ريخته مىشود.
[1] . كنز العمال، ج 16، ص 113.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.