صادق خادمی

هوش مصنوعی و مطالعات دینی
ورود به سامانه هوشمند
در حال بارگذاری ...

بخش 6 : فصل بيست‌ودوم : وجوهات و شهريه‌ى حوزه‌ها

مدیریت و سیاست الاهی جلد 2📂 بازگشت به فهرست

بخش 6 : فصل بيست‌ودوم : وجوهات و شهريه‌ى حوزه‌ها

 

خط  : اقتصاد حوزه‌ها، مديريت عالمانه، روشمند، وحدت‌بخش، يك‌پارچه، كلان و حركت‌بخشىِ پايدار، سيستميك و جمعى به داشته‌ها، سرمايه‌ها و رزقِ املاك و اموالِ در اختيار به‌خصوص وجوهات، در چرخه‌اى سالم، حيات‌بخش، پيشرفت‌دهنده و پررونق براى كسب خير حوزه‌ها  و طلابى كه در خدمت دين مى‌باشند و تأمين معيشت سالم و رستگارى جمعى حوزويان و دورداشتن آنان از هرگونه آسيب، آفت و كاستى و « شرّ » و « شقاوت » متأثر از مال مى‌باشد.

استقلال مالى

خط  : حوزه‌هاى علمى و طلاب و عالمان، از لحاظ مالى استقلال دارند و به هيچ‌وجه به جايى وابسته نمى‌باشند و مزدبگير حكومت و صاحبان قدرت و دولت‌ها نمى‌گردند، وگرنه علم را در خدمت آنان قرار خواهند داد و نمى‌توانند همواره جانب حق را داشته باشند. بنابراين دولت‌ها و نظام‌هاى حكومتى مجاز به پرداخت شهريه يا كمك‌هزينه به اهل علم و طلاب نمى‌باشند و قراردادن رديف بودجه‌ى دولتى براى مؤسسات و مراكز حوزوى جايز نيست.

خط  : مجتهد و عالم دينى براى آن‌كه بتواند آزادى بيان و آزادى عمل داشته باشد و از نظرگاه دين دفاع نمايد، بايد هيچ‌گونه وابستگى، به‌خصوص وابستگى مالى نداشته باشد؛ چراكه ميان افكار و انديشه‌ى گروه‌ها و امور مالى و مادى آنان، رابطه‌اى مستقيم مى‌باشد و از وابستگى مالى هركسى مى‌شود نوع انديشه‌ى وى را به دست آورد. روحانيانى اين آزادگى را دارند كه در جهت منافع مردمانى گام بردارند و مردمانى بينديشند كه ارتزاق آن‌ها مردمانى باشد، نه دولتى و حكومتى، وگرنه معيشت وابسته، آنان را به پياده‌نظامى وابسته تبديل مى‌كند. البته اگر روحانيت به‌خاطر غيرمردمانى شدن، نفوذ و اطمينان مردمانى را از دست دهند، ديگر قدرتى نخواهند داشت و حكومت‌ها نيز به آنان بى‌توجهى خواهند كرد.

درآمدزايى با علم

خط  : روحانيت بايد از راه توليد علم و فروش آن، كسب درآمد و اقتدار اقتصادى داشته باشد و به جاى تكيه بر مصرف وجوهات و مصرفى‌بودن از سر عافيت‌طلبى، به‌خصوص با تكيه بر دانش‌هاى باطنى و سماوى، مولد و نوآور گردد. اهل علم با تأليف و تدريس و توليد دانش مى‌توانند نيازهاى معيشتى خود را تأمين كنند.

خط  : امكانات اقتصادى و توانمندى حوزه‌ها نبايد فقط به دايره‌ى وجوهات، محدود و به آن وابسته باشد، بلكه حوزه‌ها بايد با توليد علم در تمامى دانش‌ها، به‌ويژه در علوم قدرتى و دانش‌هايى كه سبب اقتدار نفسانى و قدرت رحمانىِ خيررسانى به مردمان مى‌شود، به تخصص‌هايى دست يابند كه ديگران را نيازمند دانش خود سازند و به فروش محصولات علمى قدرتى و روحى و روانى روى آورند تا بتوانند هزينه‌هاى خود را از راه فروش پژوهش‌هاى علمىِ مربوط تأمين نمايند.

درآمد طلبگى

خط  : طلبه‌اى كه بخواهد زمينه‌ى اجتهاد اعطايى در وى فراهم شود، بايد به امور مربوط به طلبگى، مانند تحصيل، تحقيق و نگارش بپردازد و درآمد وى نيز از همين امور باشد، نه از راه

غيرطلبگى.

ممنوعيت مشاغل غيرعلمى و تبليغى

خط  : روآوردن روحانيان براى تأمين نيازهاى مالى به مشاغل غيرعلمى و غيرتبليغى، با شأن اهل علم منافات دارد و مجاز نمى‌باشد. همچنين روحانيان نبايد اكل از دين از ناحيه‌ى مردمان داشته باشند، ولى اكل از علم و نظريه‌پردازى و توليد دانش در زمينه‌هاى علوم انسانى و نيز تجربى به‌خصوص روان‌شناسى مبتنى بر وحى و نيز درمان با اسماءالحسنى و حل مشكلات و معضلات فردى و اجتماعى با آن به‌گونه‌ى سيستميك و براى مراكز علمى، اگر توان آن از طريق مشاهدات، كشف و رؤيت قابل استناد يا قدرت‌هاى نفسانى به دست آيد، از پاكيزه‌ترين روزى‌هاست. قرآن‌كريم بهترين منبع براى توليد علم در تمامى دانش‌هاى انسانى و تجربى‌ست، ولى نياز به تحقيق و ابزار علمى دارد.

تمحض در علم

خط  : عامل اصلى موفقيت در علم، تلاش و مجاهدت پيوسته و ممحض‌بودن در علم است. تلاش براى تأمين معاش، جايى براى اين مهم نمى‌گذارد تا بتوان مسايل دينى را به صورت تحقيقى و اجتهادى پى‌جو بود و حق خمس، اين ضرورت را تأمين مى‌كند. مصرف اولى خمس ترويج فرهنگ ايمانى و مسلمانى‌ست. بر اين پايه، روحانيت لازم است زندگى خود و خانواده‌ى خويش را بدون هيچ افراط و تفريطى از بودجه‌ى اسلامى منظور دارند؛ نه زياده‌روى كنند كه تجاوز به وجوهات دينى به شمار مى‌رود و غفلت و تبذير خانواده و سستى اعتقاد و ايمان آنان را در پى دارد و نه تفريط و سختى بسيار نسبت به خانواده‌ى خود روا دارند تا عقده، حسرت و احساس كمبود و حقارت در خانواده‌ى آنان ايجاد كند و به ممانعت و امساك بى‌رويه مبتلا شوند.

امور مالىِ منصب اجتهاد

خط  : مجتهد صاحب‌شرايط مالك وجوهات نمى‌گردد و اموالى كه در دست مجتهدان مى‌باشد براى منصب آنان است و حيث حقوقى دارد و به ارث نمى‌رسد، بلكه با مرگ مجتهد، به مجتهد صاحب‌شرايط ديگرى واگذار مى‌شود.

تناسب مصرف با شأن مناصب شرعى

خط  : اموالى كه به مناصب شرعى مى‌رسد، بايد به‌گونه‌اى مصرف شود كه شأن و حرمت والاى دين الاهى در آن حفظ شود.

تناسب قدرت اخذ و اعطا

خط  : مجتهد به اندازه‌ى قدرت اعطا مى‌تواند اخذ وجوهات داشته باشد و اگر بيش از آن را بپذيرد و در هزينه‌كردن آن با مشكل مواجه شود، نسبت به همان مقدار مديون مى‌گردد.

تأمين معاش طلاب

خط  : تأمين معاش طلاب و اهل علمى كه دانش آنان در خدمت منافع و اصلاح افراد جامعه ـ در حال يا آينده ـ قرار مى‌گيرد، از بهترين موارد مصرف بيت‌المال اسلامى‌ست.

ضمانآورى مصرف نادرست

خط  :  مصرف ناآگاهانه، نابه‌جا، نامناسب و اشتباه وجوهات يا بيت‌المال ضمان‌آور است و اثر وضعى واقع آن چنين است كه از حلاوت و شيرينىِ ايمان و پاكى و طهارتِ فرد مبتلا به مصرف نابه‌جاى آن مى‌كاهد.

انتقال وجوهات

خط  : با درگذشت مجتهد، تمام اموال مربوط به وجوهات و امور خير به مجتهد صاحب شرايط ديگر مى‌رسد و غير مجتهد نمى‌تواند بر اساس فتواى وى، در آن مال تصرف داشته باشد؛ هرچند تقليد ابتدايى از مجتهد درگذشته مجاز مى‌باشد؛ زيرا حيات علم غير از موضوع تصدى بر مال است.

حق خمس

خط  : زيست آدمى در گرو تأمين معاشِ لازم و ضرورى آن است و دين براى روحانيان حق مفروض « خمس » را پيش‌بينى كرده است. اين حق در برابر زحمات علمى و تابع امتحانات آنان نيست، بلكه حق تأمين معاش فردى و « حق خانواده » است و براى ادامه‌ى حيات و زندگى عادى خود و خانواده‌ى ايشان به‌طور متناسب و دور از افراط و تفريط مى‌باشد.

خط  : اصل وجوب خمس، از ضروريات دين مقدس اسلام است؛ به‌طورى كه منكر اصل خمس، انكار يكى از ضروريات اسلام را نموده و از زمره‌ى مسلمانان خارج شده و كفر و حرمان ابدى را نصيب خود نموده است. البته انكار اصل خمس، غير از اهمال و عدم پرداخت آن است؛ زيرا ممكن است كسى با فرض اعتقاد به وجوب خمس، از پرداخت آن ممانعت كند كه در اين‌صورت، با علم و آگاهى به آن، فاسق مى‌گردد.

خط  : خمس، وجوب پرداخت « يك‌پنجم از درآمد زياده بر مصرف معمول يك مسلمان بعد از صرف هزينه‌هاى يك سال » است كه خود به شش بخش تقسيم مى‌گردد: يك سهم براى خدا، يك سهم براى رسول  9 و يك سهم براى ذوى‌القربى‌ست كه تنها ائمه‌ى هدى و حضرات معصومين  : مى‌باشند. اين سه سهم را « سهم مبارك امام  7 » مى‌گويند و سه سهم ديگرِ خمس، از آنِ سه گروه: « ساداتِ يتيم، مسكين و در راه‌مانده » مى‌باشد و آن را « سهم سادات » مى‌نامند كه با سه سهم مبارك امام، در مجموع شش سهم مى‌گردد و در مقابل زكات ـ كه از آن مستمندان غيرهاشمى‌ست ـ قرار مى‌گيرد.

طيب و طاهر بودن مال خمس

خط  : مالى به عنوان خمس گرفته مى‌شود كه طاهر و طيب باشد؛ وگرنه در صورت آلوده‌بودن، مورد پذيرش قرار نمى‌گيرد و آلودگى از ساحت وجوهات دور است. طاهر، مالى‌ست كه حلال باشد و هيچ‌گونه حرامى با آن آميخته نشده باشد و طيّب، مالى را گويند كه با زحمت و رنج بسيار به دست نيامده باشد.

شرايط درستى خمس

خط  : در پرداخت خمس، افزون بر طيب و طاهر بودن، پرداخت‌كننده و گيرنده بايد پاك‌دست باشند و خمس به دست مجتهد عادل داراى نظام مالى شفاف يا موارد مصرف آن برسد و اگر هريك از اين شرايط در پرداخت خمس رعايت نشود، خمسْ مورد پذيرش قرار نمى‌گيرد.

حرامبودن خمس مال حرام

خط  : پول حرام با پرداخت خمس، حلال نمى‌شود و بايد آن مال به صاحبان اصلى آن برگردانده شود و اگر چنين مالى به حوزه‌ها برسد، اثر وضعى خود را مى‌گذارد و آنان را عقب نگاه مى‌دارد.

محاسبهى كريمانه

خط  : عالمان دينى به هنگام محاسبه‌ى خمس، بايد رفتارى كريمانه داشته باشند و از هرگونه خساست ـ كه از شأن حضرت ولى‌عصر ( عجل‌الله تعالى فرجه الشريف ) به دور است ـ پرهيز نمايند. در محاسبه نبايد چنان بر مردمان سخت گيرند كه اموال اندك و مورد نياز در خانه را نيز به شمار آورند؛ چراكه اين‌گونه محاسبه‌ها مال گرفته‌شده را از طيّب‌بودن خارج مى‌كند و ديگر در آن صفا نمى‌باشد و آن را به نوعى غارت نزديك مى‌سازد. همچنين براى طيّب‌بودن مال، بايد نسبت به ميزان آن مال، اندكى از آن را مصالحه نمود. از سوى ديگر، از كسى كه درآمد حرام و پليد دارد و كلاه‌بردارى مى‌كند و هرگونه مال حرامى را در اموال خويش داخل مى‌سازد، نمى‌توان خمس گرفت و پول گرفته‌شده از وى، مصداق خمس نيست. اين شخص بايد چنين مالى را به صاحبان اصلى آن باز گرداند.

خط  : محاسبه‌ى خمس نياز به مراجعه‌ى حضورى ندارد و مى‌شود آن را با ابزار به‌روز و به‌گونه‌ى غيرحضورى محاسبه و دريافت نمود.

مردمانىبودن توزيع خمس

خط  : وظيفه‌ى هر فرد شيعى‌ست كه سهم مبارك امام و سادات را به اهل آن برساند و اهل آن نيز براى شيعيان در هر منطقه‌اى كه باشند، شناخته‌شده هستند. نبايد گفت: « وجوهات بايد به دست مجتهد برسد، چراكه مجتهد به موارد مصرف آگاه‌تر است »؛ زيرا مجتهد مى‌تواند به مسايل و احكام مصرف آگاه‌تر باشد و نه به اهل مصرف. مردمان بهتر مى‌توانند اهل آن را در هر منطقه‌اى كه هستند، شناسايى كنند؛ زيرا شناخت مستحقان وجوهات، امرى جزيى‌ست و در همه جا و در هر منطقه‌اى، هم پرداخت‌كننده‌ى وجوهات وجود دارد و هم كسى كه براى گرفتن آن استحقاق دارد. پرداخت‌كنندگان وجوهات در منطقه‌ى خود در كنار مستحقان و اهل دريافت آن هستند و خود مى‌توانند آن وجوه را بدون زحمت و بدون هزينه‌ى تأمين و نگه‌دارى و به دور از تلف و اتلاف، به اهل آن برسانند و اين‌گونه بخشى از طرح مردمانى « فراگيرى و مشاركت همگانى اقتصادى » را محقق سازند؛ مگر آن‌كه مجتهد عادل و صاحب‌شرايطى باشد كه بتواند مصرف وجوهات و طرح گفته‌شده را سيستميك و شفاف نمايد كه در اين‌صورت، هرگونه دخل و تصرف افراد در وجوهات، ضمان‌آور است. با مردمانى‌بودن امر خمس، اتهام دنياطلبى عالمان دينى با گرفتن خمس نيز از بين مى‌رود. البته روحانيت با آن كه مسؤوليت بسيار سنگين رهبرى فكرى جامعه‌ى اسلامى را در زير انبوه دشمنى‌هاى تمامى گروه‌هاى معاند خارجى و داخلى داراست، از نظر مصرف و هزينه از كم‌برخوردارترين گروه‌هاى جامعه مى‌باشند.

بانك مشترك وجوهات

خط  : مسايل مالى و وجوهات كه با مرگ مجتهد از ميان مى‌رود، بايد از باب اِفتا و علم كه مرگ مجتهد در آن مدخليتى ندارد، جدا گردد و داراى نظام و بانك مشترك باشد. بهترين راه براى مديريت وجوهات، تأسيس بانك مشترك وجوهات با امكان اطلاع‌رسانى شفاف از ورودى و خروجى آن براى تمامى مردمان و پرداخت‌كنندگان وجوهات مى‌باشد، در هر جايى كه هستند. بنابراين وجوهات دينى مانند خمس و زكات و نيز نذورات، صدقات، خيرات و موقوفات مربوط به حوزه‌هاى علمى، تمامى به‌گونه‌ى يكپارچه و سيستميك هم در ناحيه‌ى اخذ و هم در جانب اعطا و مصرف، توسط بانك مشترك وجوهات و خيرات مديريت مى‌شود.

خط  : اگر براى حوزه‌ى وجوهات، مؤسسه‌ى مالى يا بانكى مشترك تأسيس شود كه تمامى وجوهات به آن واريز شود، اين مؤسسه مى‌تواند مددكار فقيه در مصرف وجوهات گردد و تمامى مسايل مالى حوزه نيز بر اساس جدول درآمدى آن تنظيم گردد. اين سيستم مستقل و دستگاه ادارى مالى خاص، نظارت و مديريت تمامى وجوهات را از مرحله‌ى اخذ تا مصرف، بر پايه‌ى فتاواى مراجع عهده‌دار مى‌گردد. در اين‌صورت، سيستم توزيع وجوهات مى‌تواند ميان طلاب بر پايه‌ى امتيازى كه در علم و نيازى كه به مال دارند، عمل كند و چنين نباشد كه تنها به گروهى خاص برسد.

خط  : بانك مشترك وجوهات، وجوهات و درآمدهاى ورودى خود را بر اساس وجوهاتى كه مقلدان هر مرجع مى‌پردازند، مشخص مى‌سازد و آن را مبتنى بر فتاواى وى هزينه مى‌كند. مبدء و مقصد وجوهات، بر اساس شناسه‌هاى تعريف‌شده و كد ويژه، قابل پى‌گيرى‌ست.

خط  : وجوهات داراى بانك مشترك با ورودى و خروجى و حسابرسى شفاف و گزارش‌هاى روشن دايمى و مقطعى به عموم مردمان مى‌باشد. رعايت اصل شفافيت مالى و اعلان ورودى و خروجى براى بانك وجوهات، الزامى‌ست و اين بانك بايد از هرگونه مخفى‌كارى و پنهان‌سازى دور باشد تا مشخص شود آيا اموال اين بانك در مورد خود به مصرف رسيده يا به تصرف و انتقال نابه‌جا دچار شده است. هرگونه پنهان‌كارى و گريز از سياست شفاف‌سازىِ مالى به بى‌اعتمادى و بى‌اعتقادى جامعه و واردكردن انواع اتهام به متوليان وجوهات منجر مى‌شود.

نظارت بر اموال و دارايىهاى روحانيان

خط  : مالكيت از آن‌جا كه نيازمند سبب و علت است، چرايى برمى‌دارد و امور مالى و حسابرسى مركز مديريت كه تابعى از بانك مشترك وجوهات و امور شهريه مى‌باشد، مى‌تواند با حكمى كه از دادگاه ويژه‌ى روحانيت مى‌گيرد، براى منشأ مالكيت در موارد نامتعارف و نامعقول كه اماره‌ى مالكيت با آن همراه نيست، تحقيق و تفحص و حتا تجسس داشته باشد و اصل از كجا آورده‌اى و مميزى مال را به‌خصوص در مورد روحانيانى كه در مدتى كوتاه به ثروت‌هاى كلان رسيده‌اند،

اجرا نمايد.

نظام شهريه

خط  : از لوازم زيست كريمانه براى طلاب، نظام‌دادن به شهريه و تأمين آبرومند آن و هدفمندكردن نظام وجوهات مى‌باشد.

خط  : شهريه داراى نظام واحد است و به حسب ماه‌هاى قمرى و در ابتداى ماه

پرداخت مى‌شود.

خط  : شهريه‌ى ماهانه لازم است با ابزار به‌روز و بدون نياز به مراجعه‌ى حضورى و بدون نام‌گذارى و منيت و منت پرداخت شود.

خط  :  شرط گرفتن شهريه‌ى حوزه‌هاى علميه، خدمت به دين با اشتغال به تحصيل يا داشتن تخصص علمى و هرگونه خدمت ديگر دينى كه به رشد دين منجر شود، مى‌باشد، نه منحصر به تحصيل و لزوم شركت و حضور در درس؛ همان‌طور كه ممكن است برخى نياز به هيچ‌يك از دروس جارى نداشته باشند و در خدمت دين، فعاليتى سازنده اعم از تدريس، نگارش، منبر و انواع روش‌هاى تبليغى، كارگزارى و مانند آن داشته باشند.

فىسبيلالله بودن شهريه

خط  : تمامى هزينه‌هاى طلاب به تناسب زندگى و معيشت طلبگى، از مبتدى تا آنان كه براى ورود به بازار كار و توليد علمى و تحقيقى يا تبليغى آمادگى دارند و داراى استقلال مالى مى‌باشند، به‌گونه‌ى فى‌سبيل‌الله از سهم امام تأمين مى‌شود و بانك مشترك وجوهات متكفل پرداخت آن به صورت به‌روزترين ابزارهاى پرداخت مى‌باشد.

خط  : صفا و عشقى كه در كار طلبگى نهفته است، از عنوان « فى سبيل‌الله » بودن اوست. طلبه براى خداست و به او منتسب است. خدايى كه جز عشق و صفا از او نمى‌ريزد و نمى‌شود طلبگى را از صفا و عشق جدا كرد. شهريه‌ى حوزه‌هاى علميه نيز از باب فى سبيل‌الله و انجام امور مربوط به خداوند و دين او در ناسوت و استفاده‌ى كارگزارى الاهى از مال‌الله مى‌باشد، نه از باب رفع فقر. طلبه به صرف كار طلبگى و نصرت دين، بدون هيچ شرط ديگرى، مالك شهريه مى‌گردد؛ هرچند به آن نياز نداشته باشد. طلبه‌ها مالك شهريه و امكانات و خدمات حوزوى مانند وام و كالاهاى خريدارى‌شده از مراكز وابسته مى‌شوند و مى‌توانند آن را به غير، منتقل نمايند و نيز اين مال، به ارث مى‌رسد.

خط  : مستحق دريافت وجوهات با دريافت آن، مالك آن مى‌شود و مى‌تواند آن را به اندازه و به‌گونه‌اى كه شايسته است به مصرف خويش برساند و از آن بهره ببرد و حتا ارث بگذارد و به‌طور كلى ديگر احكام مالكيت بر آن بار مى‌شود.

دورى از خست، استكبار و توهين

خط  : اعطاى وجوهات بايد با حفظ كرامت صاحبان آن باشد و هم از هرگونه شائبه‌ى توهين دور باشد تا فرد را از آقايى و كرامت انسانى نيندازد و به سرسپردگى و خودباختگى نكشاند و نيز چنان زياد نباشد كه وى را به عافيت و زياده‌خواهى مبتلا كند. طلبه نه بايد چهره‌ى تكدى و فقر داشته باشد و نه قيافه‌اى استكبارى، مرفهانه و سرمايه‌دار، چراكه هر دو طرف آن، افراط و تفريط است و به دين لطمه مى‌آورد. شهريه‌ى سالم نه به خست و فقر و تأمين اقل نيازها به‌گونه‌ى تحقيرآميز آلوده است كه سختى‌آور باشد، نه به عافيت و استكبار، بلكه با شرايط غالب افراد جامعه و چهره‌ى وزين دين بدون هرگونه افراط و تفريط تناسب دارد.

خط  : پرداخت شهريه‌هاى خست‌آلود كه عوارض گدامنشى را دارد و براى طلبه ايجاد مشكل مى‌كند و آثار وضعى آن به وى آسيب مى‌رساند، ممنوع مى‌باشد. شهريه‌ى خست‌آلود، معنويت طلبه را افول مى‌دهد و شخصيت او را تضعيف مى‌نمايد و با آن‌كه از لحاظ كميت اندك است، تأثير كيفىِ عميقى دارد و آزادمنشى را از طلبه مى‌گيرد. علم چنين كسى به خدمت نفسانيت تنگ‌نظرانه و خودخواهانه‌ى او درمى‌آيد، نه در خدمت دين. انسان گدامنش، نهايت غم نان خود دارد.

خط  : طلبه بايد ارتزاقى طيب، طاهر و حلال داشته باشد و از مصرف شهريه‌هايى كه امساك، بخل و خسّت در آن است و بسيار كم مى‌باشد، پرهيز نمايد تا كرامت و آزادگى خود را پاس دارد.

خط  : طلبه‌اى كه بايد براى جلاى ملكه‌ى قدسى در نهاد وى، تربيت شود، نمى‌تواند از هر درآمدى ارتزاق داشته باشد. وى بايد درآمدى صافى، شفاف و روشن براى خود داشته باشد. ارتزاق طلبه بايد طيب باشد و درآمدى كه دارد، در قبال انجام هر كارى نباشد؛ بلكه در برابر انجام بهترين كارها باشد. اين درآمد نبايد بادآورده و حاصل دست‌رنج ديگران باشد؛ بلكه وى بايد در برابر درآمد خود از طريق تلاش علمى يا تبليغى زحمت كشيده باشد.

توزيع عادلانهى وجوهات

خط  : توزيع وجوهات در مقام مصرف، تابع شعاعى‌ست كه از آن گرفته مى‌شود و به همان نسبت، بر سرانه‌ى مستحقان موجود آن تقسيم مى‌گردد.

خط  : مصرف وجوهات بايد در تمام زمينه‌ها و منطقه‌ها بر اساس عدل و انصاف و به‌دور از اسراف و تبذير يا چشم‌تنگى و امساك باشد.

اولويت تأمين نيازهاى طلاب

خط  : تأمين هزينه‌هاى طلاب و رفع فقر از آنان از وجوهات، بر ديگر موارد مصرف آن حتا مصرف فقيران عادى و امور داراى منفعت عمومى، پيشى دارد و تا زمانى كه مشكل درآمد ثابت، مسكن و ازدواج طلاب حل نشده است، هزينه‌ى وجوهات و ديگر درآمدهاى حوزه در ساخت هرگونه بنا و ساختمان آموزشى و ادارى مورد نياز و تشويق حج و زيارت و و جوايز تحصيلى و ديگر هزينه‌ها ممنوع مى‌باشد.

خط  : مصرف وجوهات بايد بر اساس اهميت مورد باشد. در هزينه‌ى خمس، محرومان از اهل علم در رديف نخست مستحقان آن هستند و بعد از آنان، فقيران قرار دارند و با تأمين نيازهاى آنان، مى‌شود خمس را در موارد منفعت عمومى هزينه نمود؛ وگرنه تا اهل علمى وجود دارد كه به خمس نيازمند است و تا فقيرى وجود دارد، تعمير بناهاى امامزادگان، تأسيس بيمارستان و نيز ساخت مدرسه يا پل و ديگر امور عام‌المنفعه، از پول خمس و وجوهات جايز نيست.

خط  : در صورت كمبود وجوهات، لازم است به عدالت، بر افراد و موارد ضرورى آن تقسيم شود و گيرنده‌ى وجوهات بايد در حد توان، پاسخ‌گوى نيازمندان تمامى رده‌ى نخست باشد.

ممنوعيت هزينههاى شخصى

خط  : استفاده از وجوهات براى شؤون و تبليغات شخصى يا رونق دادن به درس خود و به‌طور كلى هر امرى كه به شخص باز گردد، مصداق غصب مى‌باشد و جايز نيست.

ممنوعيت ايجاد دفاتر و بعثههاى متعدد

خط  : تشكيل دفترهاى متعدد مربوط به عالمان دينى و بعثه‌هاى چندگانه و تأمين امور رفاهى و غيرضرور هزينه‌هاى زيارت تا حتا يك طلبه به مشكل مالى مبتلاست، مجاز نمى‌باشد و با وصف عدالت مجتهد منافات دارد.

ممنوعيت اختصاص وجوهات به مؤسسات

خط  : سهم امام در حوزه‌ى علمى، فرهنگى و تبليغى آحاد افرادى حقيقى كه خدمت به دين دارند، سرمايه‌گذارى مى‌شود و در برابرِ كار و خدمت آنان و به تناسب، پرداخت مى‌شود و به هيچ وجه به اشخاص حقوقى و مؤسسات و مراكز حوزوى و علمى پرداخت نمى‌گردد.

ممنوعيت هزينهى وجوهات در امور جامعه

خط  : موضوع وجوهات دينى هريك از مستحقان و شهروندان و آحاد نيازمندان انسانى مى‌باشد، نه جامعه و بر معيار هزينه‌هاى سالانه‌ى هريك از افرادى‌ست كه تأمين نفقه و هزينه‌هاى زندگى آنان به تناسب واجب مى‌باشد.

ممنوعيت سفلهپرورى و دلالى

خط  : پرداخت و اخذ حق استفاده از سى درصد يا يك‌سوم خمس و مانند آن براى تشويق آورنده‌ى خمس و حق حساب مقسّمان شهريه با عنوان مزد تقسيم شهريه، مجاز نمى‌باشد و اين امتياز سبب مى‌شود افراد سفله و بى‌محتوا حاشيه‌نشين آن شوند. اخذ وجوهات بايد از آسيب سفله‌پرورى و دلالىِ به هم ريخته و مصرف ظالمانه و مزدورساز در امان باشد. البته مى‌توان به نمايندگانى كه وجوهات را جمع‌آورى مى‌كنند، بخشى از آن را به نظر مجتهد و در صورت نياز داد؛ ولى نبايد بدون تعرفه يا به‌دور از انصاف باشد و نيز نبايد نمايندگى در حوزه‌ى وجوهات، به عنوان شغل يا پيشه درآيد؛ به‌گونه‌اى كه برخى مشمول و بسيارى محروم از آن باشند.

خط  : طلبه و اهل علم نبايد در خدماتى كه دارد قصد پول كند. پول‌محورى فرد را به مزدورى مى‌كشاند و فرد مزدور حتا حاضر به دروغ‌گويى، زرنگى، تزوير و خيانت مى‌شود. طلبه و اهل علم لازم است توجه داشته باشد متكفل معيشت وى خداوند و حضرت ولى‌عصر ( عجل‌الله تعالى فرجه الشريف ) مى‌باشد. كسى كه به واقع اهل علم دين باشد، هزينه‌ى ضرورى زندگى وى به عنايت خداوند و تكفل او تأمين مى‌گردد. اهل علم داراى قداست مى‌باشند و خدمات آنان پولى نيست و عهده‌دار تأمين نيازهاى آنان خداوند است. البته در همين قوانين تصريح شده است: « تا نيازهاى ضرورى اهل علم تأمين نشده است، هزينه‌ى وجوهات در امور ديگر مجاز نمى‌باشد ».

ممنوعيت هزينهى وجوهات براى طلاب غيرمستعد

خط  : اگر طلبه‌اى زمينه‌ى كسب علم ندارد، بايد در پى كسب و كار برود و هواى نفس و وسوسه‌ى شيطان را ترك كند و نيرو و سرمايه‌ى جامعه را بيهوده از بين نبرد، اما اگر طلبه‌اى داراى استعداد روحى و صلاحيت علمى و صحّت جسمى‌ست، لازم است راه پرمخاطره‌ى علم دين را دنبال نمايد.

سادهزيستى

خط  : زندگى طلبه همانند زندگى فقيران و پيامبران الاهى، ساده است و طلبه به حداقل نيازها بسنده مى‌نمايد و در پى تكاثر و تفاخر نمى‌باشد و امور رفاهى امروزى ـ كه لازمه‌ى توسعه‌ى صنعت و فن‌آورى‌ست ـ او را آلوده نمى‌سازد و در استفاده از آن‌ها، به حد ضرورت و قناعت بسنده مى‌كند.

طلبگى زاهدانه

خط  : عالمان دينى و طلاب نبايد انتظار داشته باشند دنيا و امور رفاهى آنان از هر جهت تكميل باشد و هيچ‌گونه نقص و كاستى در دنياى آنان نباشد؛ چراكه طبيعت ناسوت آن است كه همواره خللى در يكى از شؤون زندگى وارد آورد و كاستى و نقص، لازم آن است. از آن سو هر انسانى براى رشد و تعالا خود بايد درد ببيند و درد بكشد و همواره انسان‌هاى بزرگ با دردهاى بسيار بزرگ طبيعى، قرين بوده‌اند، اما متوليان، حق جعل درد و فقر براى طلاب و عالمان دينى را ندارند و وظيفه‌ى آنان تلاش براى التيام دردهاى طبيعى، و مسؤوليت آنان رفع مشكلات و معضلات زندگى طلبگى و هموارساختن معيشت طلبه‌هاست.

خط  : اين‌چنين نيست كه دنياداران در راحتى باشند، و البته چنين نيست كه فقر خوب باشد. فقر با آن‌كه سخت است، شيرين است و باعث طهارت فقيرى مى‌شود كه خودنگه‌دار و صبور باشد. طلبگى زاهدانه و فقيرانه، لطف الاهى‌ست كه خداوند به شاكران آنان صبر داده و هيچ مقامى بالاتر از فقر و زهد آنان نيست. همين فقر ظاهرى نمادى از بى‌نيازى عارفى‌ست كه سال‌ها سينه چاك نموده تا به آن دست يابد. البته در برابر فقر بايد تحمل خدايى داشت و آبروى خود را حفظ نمود و از حد عفاف و كفاف بيرون نرفت.

خط  : « فقر » اگر آسيب‌زا باشد، حُسن زندگى طلبگى نيست. مالى كه به اندازه‌ى كفاف باشد، انسان را همانند علم حفظ مى‌كند.

مشكلات كمى و كيفى

خط  : مشكلات زندگى بر دو قسم كمّى و كيفى‌ست. مشكلات كمّى، به مشكلات دست و پاگير و وقت‌كش و بى‌اهميت گفته مى‌شود. در برابر آن، مشكلات كيفى مانند تهديد به زندان، شكنجه، تصاحب اموال و بيرون‌كردن از وطن وجود دارد، كه با آن‌كه عظيم و سهمگين مى‌باشد، دست و پاگير نيست و خود را براى ديگران نمى‌نماياند و تنها افراد ضعيفى را كه گرفتار آن هستند، در خود غرق مى‌نمايد، اما افراد توانمند قدرت دوام و مقاومت در برابر آن را دارند. افراد توانمند در مقابل مشكلات كمّى دچار مشكل مى‌شوند و از وقت‌كشى‌هايى كه براى آنان پيش مى‌آيد، رنج مى‌برند و با آن‌كه اصلِ مشكل ناچيز است، در افراد قوى، اثر عكس دارد و آنان را به‌راحتى خوار و زمين‌گير مى‌سازد. برخى از مشكلات كمّى عبارتند از: درگيرى با نادانى‌هاى افراد جامعه و يا سنت‌هاى غلط عمومى و يا ناملايمات داخلى در ميان فاميل، اقوام، همسر، فرزند و ديگر امور جانبى هم‌جوار. مشكلات كيفى، نيازمند قدرت و مشكلات كمّى، محتاج فرصت است. اين مشكلات كمّى‌ست كه مى‌تواند جوامع علمى را تضعيف كند.

آسيبهاى گدامنشى

خط  : كسى توان مجاهدت در راه دين را دارد كه استغناى مالى داشته باشد. احساس بى‌نيازى، به نهاد و طبيعت افراد توانمند و قوى باز مى‌گردد و كسى كه گدامنش باشد، باطن وى ضعيف است و عمقى ندارد و بسيار سطحى از كنار هر مسأله‌اى مى‌گذرد و چنان‌چه ميدان خون و قيام پيش آيد، نخستين كسى‌ست كه مى‌گريزد و پايدارى براى دين و هدف والا در او نيست. فرد گدامنش، استوارى و راست‌قامتى ندارد، نفاق در او فراوان است و دورويى و تملق از او جدا نمى‌شود و دور از صدق و صراحت است. كسى كه منش نداشته باشد، نمى‌تواند به بينش برسد و منش‌ها هميشه بستر ساخت بينش‌هاست. از مهم‌ترين خصلت‌هايى كه طلبه بايد داشته باشد، نهاد بزرگواربودن، كريمانه‌زيستن و دورى از حقارت‌منشى‌ست. كسى كه حقارت گدايى در خوى وى باشد، انسان ضعيفى‌ست و نمى‌تواند ميراث‌دار مسؤوليت سنگين انبياى الاهى  : و وظيفه‌ى استنباط دين و صيانت و حفظ آن را عهده‌دار شود.

حذف اصالت پول و امور مادى از فعاليتهاى حوزوى

خط  : حوزه‌هاى علمى لازم است طلاب، عالمان و محققان را منهاى پول و امور مادى تربيت نمايد و شهريه و پول را به هيچ وجه براى آنان و براى تحصيل اصالت ندهد؛ زيرا پول در هر موردى وارد شود، فسادآفرين مى‌گردد. در اين‌صورت، نيروهاى حوزوى براى توليد علم دينى و دفاع از دين خدا زحمت شبانه‌روزى و بدون توقع خواهند داشت، نه براى به دست آوردن شهريه و پولى كه براى تحقيق، تدريس و ديگر فعاليت‌هاى حوزوى به آنان داده مى‌شود.

خط  : همان‌گونه كه پول‌محورى آفت دانش است، ناديده‌گرفتن ارزش‌هاى علمى و توانايى‌ها زمينه‌ى رشد و سبقت را ركود مى‌دهد، از اين‌رو افزون بر اصل شهريه كه ميان تمامى طلاب مشترك است، به امتيازهاى افراد در دانش و تحصيل، تدريس، تبليغ و تحقيق، شهريه‌اى افزوده تعلق مى‌گيرد.

آلودگى به ويژههاى دنيويان

خط  : براى عالمان كه مدعى وراثت انبيا هستند، بسيار بد و ناپسند است كه خود را به امور ويژه‌ى دنياييان مانند قليان، سيگار، منقل، بافور يا تعدد همسر و مشاغل مرتبط با كسب مال از راه غيرعلم آلوده سازند؛ به‌ويژه ازدواج موقت كه براى روحانيان مجاز نمى‌باشد.

توليد علم اقتصاد

خط  : از دانش‌هاى مهم حوزوى، « اقتصاد سالم » و از رسالت‌هاى مهم آنان توليد علم در اين حوزه است. اگر اقتصاد سامان نگيرد و دارايى‌ها به‌گونه‌ى علمى مديريت نشود، هيچ مركزى حتا مساجد و حوزه‌هاى علميه و هيچ خانه‌اى حتا اغنيا و صاحبان ثروت، از آسيب مصون نمى‌مانند؛ همان‌طور كه فساد و فحشا و شرف‌فروشى و دزدى و تكدّى‌گرى با تنوعى كه دارد، جامعه را به

انحطاط مى‌برد.

بستر مسلمانى

خط  : تأمين « معيشت » عمومى، « قسط » و « حلال‌خوارى »، زيرساخت و بستر اساسى هرگونه حركت مسلمانى‌ست.

معيشت

خط  : « معيشت »، غايت اقتصاد اسلامى‌ست كه با قسط ـ يعنى رعايت و التزام به قواعد علمى كار و تناسب‌هاى جزيى و برطرف‌كردن كاستى‌هاى عموم مردمان و اين‌كه اقشار متوسط و ضعيف مردمان در فشار نباشند و در برخوردارى از امكانات تعادل و خيرخواهى و رفع تبعيض آگاهانه و پرهيز از تراكم باشدـ محقق و فراگير مى‌شود، نه با شعار عدالت يا مالكيت و توزيع دولتى و اشتراكى يا وفور توليد و سودآورى هرچه بيش‌تر.

ناكارآمدى اقتصادى

خط  : مردمان، دين را از آن‌رو مى‌خواهند كه آن را پاسخ‌گوى مسايل زندگى و نيازهاى معنوى و پناه و حامى خود در سختى‌ها و مشكلات مى‌بينند و آن را راه‌گشا و چاره‌جو در تمامى شؤون دنيايى و آخرتى خود مى‌دانند. اگر حكومتى دينى باشد و نتواند فقرزدايى نمايد و مشكلات اقتصادى مردمان را حل گرداند، مردمان چنين حكومت، و دينى را كه پشتوانه‌ى آن است، ناكارآمد مى‌دانند؛ چراكه سود و فايده‌اى براى آنان ندارد. البته چنين دينى يا آلوده به پيرايه است يا متوليانى ناآگاه يا بى‌عُرضه و ناكارآمد دارد كه نمى‌توانند دنياى مردمان را رونق دهند و آخرت آنان را به سعادت ختم نمايند.

دستیار تحلیل محتوا

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن
مناسب برای: پژوهشگران و اساتید.

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی می‌شود.

Perplexity خودکار + کپی
DeepSeek
Grok
ChatGPT
Gemini
راهنمای استفاده:
موبایل:نگه داشتن انگشت + Paste
کامپیوتر:کلید Ctrl + V

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

صادق خادمی وب‌سایت

نظرات بسته شده است.