صادق خادمی

هوش مصنوعی و مطالعات دینی
ورود به سامانه هوشمند
در حال بارگذاری ...

بخش 2 : درآمد 4 : آفات سیاست

مدیریت و سیاست الاهی جلد 1📂 بازگشت به فهرست

بخش 2 : درآمد 4 : آفات سیاست

 

اصل مردمان‌دارى

شكر نعمت دولت، به مردمان‌دارى و لطف به جامعه و پرهيز از خشونت است؛ همان‌گونه كه اساس ديندارى بر نفى خشونت ـ و رهاسازى حرارت ناخالص در مسيرى غيرطبيعى و در نگاه به غير و مقايسه با آن به جاى خودنگرى و خويشتن‌دارى ـ و زورگويى و نيز تسامح و تساهل در ساختار عمومى جامعه و داشتن بردبارى و صبر با خود و مرحمت به ديگرى بر پايه‌ى توصيه‌ى خود دين در اين مرحله است.

مردمان‌دارى، همان كارآمدنمودن نظام و خدمت به توده‌هاى مسلمان و حفظ حرمت و آزادى قاعده‌مند و متعادل و متناسب آنان بدون محدودساختن ديگران است و اين‌كه هر كسى هرگونه مى‌خواهد و طبيعت اوست، زندگى كند به شرط آن‌كه قوانين عمومى را مراعات كند و ظلم و تجاوز و سلطه‌گرى نداشته باشد. بنابراين دين خدا همين درستى‌هاى مردمان با تنوع فراوان و اختلاف‌هاى طبيعى كه دارند و حمايت و مواظبت از مردمان و كمك به آنان با نهايت بردبارى و خويشتن‌دارى‌ست.

مديريت حكيمانه‌ى جامعه نيازمند صبر و مرحمت همگانى و اشتباكى و سفارش و مطالبه‌ى همه‌ى آحاد جامعه به بردبارى و مهرورزى مى‌باشد: ( ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آَمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ )[1] . ( تَوَاصَوْا )، تذكر و يادآورى‌ست و جنبه‌ى آمرانه ندارد. ايمان، تصديق است و تصديقْ

 

علم، و علم، كمال قوّه‌ى نظرى و به فعليت‌رساندن آن است و عمل صالح نيز از قوه‌ى عملىِ به كمال‌رسيده صادر مى‌شود و اسباب رفعت و تعالا انسان را فراهم مى‌آورد. زمانى علم، علم حقيقى‌ست كه نورِ نفس و خوراك جان گردد و آدمى به واسطه‌ى آن از قوه به فعليت رسد و به معرفت بگرايد و نهايت به تواصى و سفارش جمعى به حق و به شكيبايى و رضا در تمام شؤون و امور زندگى با هدايت رهبرى ولايى‌ست و اين رهبرى اوست كه توشه‌ى ابد آدمى را براى افراد جامعه مى‌سازد. انسان، دارايى دانايى و معرفت را در ناسوت بر جاى نمى‌گذارد و آن را با خود به ابد مى‌برد. اين دارايى، گوهرِ ذات آدمى مى‌شود و آن را براى يك ابد به صورت ضرورى همراه دارد. زندگىِ بى‌پايان در ديگر عوالم، بر اساس معرفت دنيايى و گزينش‌هاى ارادى كه داشته است، براى آدمى رقم مى‌خورد. در دنيا نيز انسان تا به مرتبه‌ى معرفت، يقين و رضايتمندى نرسد، روى آرامش و آسايش نمى‌يابد. يقين به درستى باورها و رضايتمندى كه زيستن در حال و خرسندبودن از لحظه‌ى نقد است، آرامش و آسايش مى‌باشد. كسى عارى از اضطراب، از زندگىِ خود راضى‌ست كه به حق معرفت و ايمان داشته و بر آن پايدار باشد. بر اين پايه، حيات گوارا تنها در متن ايمان به خدا و اعتقاد به او به دست مى‌آيد.

سرلوحه‌ى مديريت جامعه و موفقيت مردمانى در كريمه‌ى ( مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ، وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ )[2]  مى‌باشد. اين آيه‌ى شريفه موقعيت ويژه‌ى

بردبارى را در سياست‌دارى و نيل به پيروزى مشخص مى‌كند. مديريت كارآمد اگر با روحيه‌ى فداكارى و پشتكار ملت و اعتقاد قوى مردمان و مقاومت بسيار در برابر سختى‌ها و بردبارى آن‌ها همراه شود و ايمان و قوتِ معنويت به آنان اقتدار دهد، پيروزى حتمى‌ست. تعبير ( الَّذِينَ صَبَرُوا ) به اين معناست كه خداوند اعمال تمامى صابران را نگاه مى‌كند و بهترين عملى را كه در گروه آنان يافت مى‌شود و يكى از آنان انجام داده است، برمى‌گزيند و به تمامى صابران بر اساس آن پاداش مى‌دهد. اين فراز، تنها صابران زمان را در برنمى‌گيرد و تمامى صابران راه خدا را مى‌گويد كه برترين آن‌ها حضرات چهارده معصوم  : و برترين آنان حضرت رسول‌اكرم  9 و اميرمؤمنان 7 مى‌باشند و تمامى كردار صابران بر اساس برترين عمل آن حضرات  : محاسبه مى‌گردد كه يك ضربت شمشير آنان از عبادت تمامى جن و انس برتر است.

آفات سياست

از مهم‌ترين آسيب‌هاى قدرت سياسى و نفوذ اجتماعى، آلوده‌شدن به استكبار و خودبرتربينى‌ست. مستكبر، غير خود را عقب‌مانده مى‌انگارد و به ريشخند و تمسخر مى‌گيرد. سياستمدار اگر استكبار داشته باشد، استكبار وى باعث سبك‌مغزى او مى‌شود و سبك‌مغزى آفت
سياست است. كسى‌كه سبك‌مغز مى‌گردد، به تمسخر ديگران و ناسازگارى با آنان روى مى‌آورد؛ هرچند ظاهرى سنگين در علم يا مال و قدرت داشته باشد. استبداد هر كسى همان اضمحلال و نابودى اوست و مركزى‌ترين نقطه‌ى رشد هر جامعه‌اى نيز برداشتن استبداد و نفاق از آن است.

حكومت آمرانه و رياستى، لجاجت عمومى مى‌سازد و در دل‌هاى مردمان نفوذى ندارد تا چه رسد به اين‌كه به استبداد و استكبار نيز بخواهد آلوده گردد، كه در اين صورت نه‌تنها نفوذ اجتماعى و مردمانى خود را از دست مى‌دهد، بلكه مردمان از آن بيزار مى‌شوند و راه براندازى آن را پيش مى‌گيرند.

انسانى كه عوارض سوء قدرت و استكبار خود را نمى‌بيند، به جهل گرفتار است و سياستمدار استكبارى از همين ناحيه‌ى ناآگاهى خويش مورد تمسخر و ريشخندِ جامعه قرار خواهد گرفت و نهايت، عزت حقيقى و حرمت اجتماعى نخواهد داشت و كسى او را دوست ندارد و چنين نفوذىِ دنياى هرم سياست، رسواى عام مى‌گردد. طبيعت سياست چنين است كه هيچ‌گاه نمى‌گذارد فردى عادى اما درگير خودشيفتگى و استكبار و ناسازگارى را كه بر بالاى هرم قدرت است، از كيش و مات شدن فرار نمايد و تا وى را از آن اوج به زير نكشد، راحت و آسوده نمى‌گذارد. مردمان ايران نيز كه صاحبان اصلى نظام حكومتى به شمار مى‌روند، استبدادستيز هستند. البته تنها كشورى كه مى‌تواند طلايه‌دار فرهنگ محبت و ولايتِ استبدادسوز باشد، نظام اسلامى ايران است. فرهنگى كه اگر بخواهد استقلال فرهنگى خود را حفظ كند، در محاصره‌ى فرهنگ‌هاى طاغوتى و استكبارى قرار مى‌گيرد و هجوم فرهنگ‌هاى متخاصم را در برابر خود دارد. اين كشورهاى متخاصم و معاند با فرهنگ والاى ولايى كه بر دل‌ها حكومت دارد، همواره بر آن هستند تا اين فرهنگ متعالى را به طرف جنگ و جنگ‌افزار بكشانند و چهره‌اى خشن و غيرمنطقى و مخالف با تمامى دنيا از آن به نمايش بگذارند؛ اين در حالى‌ست كه اين فرهنگ علمى مى‌تواند فرهنگ‌هاى مهاجم را با فرهنگ معرفتى و ولايت عمومى به محاصره درآورد و در برابر تمامى امكانات مادى آن‌ها، مقاومت و پايدارى داشته باشد؛ اگر به‌طور علمى و برنامه‌ريزى شده و هماهنگ و به صورت توصيفى و آزاد عرضه گردد. شريعت نيز حاكم‌گرايى را به صورت مطلق براى افراد غير معصوم در زمان غيبت اِعمال نمى‌دارد و مديريت فقيهان غيرمعصوم را تحت نظام و به‌گونه‌ى سيستميك قرار مى‌دهد؛ اگرچه شخص فقيه را مسؤول نظام و در برابر مردمان،

پاسخگو مى‌شمرد.

به هر روى « ناآگاهى » و « ظلم و استكبار » مديران نالايق و « فقر فراگير و عمومى »، از آفات سياست و مثلث شومى‌ست كه ريشه‌ى تمامى بدى‌ها و مفاسدى‌ست كه بيش‌تر از ناحيه‌ى حاكمان ناصالح و مجريان ناشايست قانون به بدنه‌ى جامعه و افراد تزريق مى‌شود. زندگى امروز با زندگى اجتماعى عجين شده است و سيستم‌هاى اجتماعى تمامى شؤون زندگى را در تسخير خود دارد. در زندگى سيستماتيك امروز، قوانين بسيار خوبى براى حاكميت و تأمين حقوق بشر نوشته شده، ولى آنچه مهم
است سلامت مجريان قانون است كه عمل درست به قانون را تضمين مى‌كند. مشكلات جوامع از قانون‌ها نيست، بلكه از مجريان است كه آگاهى لازم و توانايى خودنگه‌دارى و كفايت ندارند و جامعه‌ى بشرى را براى اميال طمع‌ورزانه و نفسانى خويش به انواع بيمارى‌ها و فسادها مبتلا مى‌سازند. زيست سالم بدون مجريان صالح ممكن نمى‌شود؛ مگر آن كه كسى اين توان را داشته باشد روابط اجتماعى خود را چنان كاهش دهد كه از سيستم‌هاى تعبيه‌شده در اجتماع و نفوذ مخرّب مجريان فاسد بركنار بماند و اجازه ندهد آن سيستم‌ها به حيطه‌ى زندگى وى وارد شود.

جدايى دين و سياست آفت‌زده

دين اگر به پيرايه‌ها، تحريف‌ها و بدعت‌ها و در يك كلمه به ناآگاهى و اجتهادهاى ادعايى غيرمتخصصان آلوده باشد يا مجريان ناصالحى بيابد كه استكبار و استبداد و ستمگرى دارند، ديگر همان دين مستقيم و راست الاهى نيست و پيرايه‌ها و عوامل اجرايى فاسد نمى‌گذارند دين سالم الاهى، اجرايى شود. دين ناسالم و ناكارآمد بايد از سياست جدا گردد تا مديريت جامعه دست‌كم بر پايه‌ى عقلانيت جمعى و به‌گونه‌ى عقلايى كارآمد گردد. چنين دينى تنها مورد اقبال افراد به گونه‌ى بريده از جامعه قرار مى‌گيرد؛ آن هم افرادى كه عقلانيت فردى را تعطيل نموده و به عقل جمعى و عقلاى اجتماع نيز عنايتى ندارند تا پيرايه‌ها و آلودگى‌ها را تشخيص دهند. دينى كه با پيرايه‌هاى آن تبليغ و در عين ناكارآمدى، بر عملياتى‌شدن آن اصرار گردد، نهايت به بى‌اعتقادى جامعه نسبت به اصل دين مى‌انجامد؛ چراكه چنين دينى زندگى سالم را از جامعه مى‌ستاند و هرج و مرج عملى و اعمال سليقه‌هاى شخصى مى‌آورد.

از سوى ديگر، سياست هم سرنوشت دين را داشته است. همان‌طور كه دين سالم به اقتضاى عصر غيبت امام عصر و صاحب ولايت، در محاق مى‌باشد، سياست دينى هم به عنوان بخشى از محتواى علمى دين، بكر و دست‌نخورده باقى مانده و اين سياستِ نانوشته همان ديانت كشف‌ناشده است. ما در اين كتاب بر آن هستيم گزاره‌هاى بخش سياست، مديريت و امنيت را از دين كشف و استخراج نماييم و وجه سياست و مديريتِ اجتماعى دين را نه در ساختار دانشى مستقل كه در چارچوب قوانين كلان مديريت ارايه دهيم.

[1] – بلد / 17.

[2] . نحل / 96.

دستیار تحلیل محتوا

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن
مناسب برای: پژوهشگران و اساتید.

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی می‌شود.

Perplexity خودکار + کپی
DeepSeek
Grok
ChatGPT
Gemini
راهنمای استفاده:
موبایل:نگه داشتن انگشت + Paste
کامپیوتر:کلید Ctrl + V

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

صادق خادمی وب‌سایت

نظرات بسته شده است.