بخش 2 : فصل سوم : پيشنويس قوانين
بخش 2 : فصل سوم : پيشنويس قوانين
خط : تدوين يا تأييد علمى و قاعدهمند پيشنويس نظامنامهها و اساسنامههاى هر حركت و عمل سيستميك و نظاممندى بر پايهى بينش دينى با سازمان حكمت، فرهنگ و هنر مىباشد.
خط : تنها مرجع قانونگذارى در حوزهى سياستگذارى، تعيين خطمشى، تصميمگيرى و هماهنگى و هدايت امور فرهنگى، آموزشى و پژوهشى كشور، مجلس شوراى اسلامىست و سازمان حكمت، فرهنگ و هنر، با آنكه وظيفهى تهيه و تدوين پيشنويس قوانين را بر عهده دارد، تنها قوانين مصوب توسط قوهى قانونگذارى را اجرايى مىنمايد.
خط : قوهى انديشارى از تمامى شاخصان و ممتازان شاخهها و شعبهها و رشتههاى علمى بهره مىبرد و كارگروه مركزى آن، از افرادى برگزيده مىشود كه به كمال علم و فضيلتِ عدالت رسيدهاند و در پى منفعتطلبى و سودجويى و شهرت و رياست نمىباشند و مشقت و زحمت فراوان تحقيق علمى را به جان خريدهاند؛ افرادى كه نه در مجلس، نمايندگى دارند و نه در دولت به كار اجرايى مشغول مىباشند، بلكه آنان دانشيانى متفكر، محقق و پژوهشگر مىباشند كه شب و روزِ خود را در شناسايى مشكلات و يافتن راهحل دينى و فقهى طى مىكنند و همين قدرت علمى با پشتوانهى آزمايشگاههاى مجهز و توان سنجش و ارزيابى هر مسأله و موضوعى و بازخورد فعلى آن در اجتماع، آن هم در تحقيقى شبكهاى و گسترده با رأيى منسجم و محكم، اين گروه را از تلاشهاى فردى و انزوايى متمايز مىگرداند. وحدت رأى و نظر متفكران و انديشمندان و مجتهدان و فقيهان ركن انديشارى نظام، يك انديشه و رأى را به عنوان خروجىِ واحد و پيشنويس قانونى به صحن مجلس و نهايت به متن جامعه مىآورد و نظام و جامعه را از اختلاف و تشنج دور مىدارد؛ نظرگاهى كه توليدى علمى و مستند است و مراحل آزمون، سنجش و ارزيابى خود را با دقت گذرانيده و مجوز خروجى و قانونى و اجرايىشدن را با فيلترهاى بسيار سنگين و شرايط سخت و آزمونهاى دقيق، دريافت نموده است.
خط : نيروهاى عهدهدار تهيه و تدوين پيشنويس قوانين لازم است قانونشناس و متخصص در شناخت اولويتها و نيازهاى جامعه و مديريت اجرايى كشور باشند. آنان بايد عدالت را در حد اعلاى آن و به تناسب اين مقام داشته باشند و از قديسان جامعه و صاحبان ملكهى قدسى يا از افراد
داراى سلامت نفسانى برگزيده شوند، نه از افراد معمولى يا صاحبان دانشهاى صرف صورى، تا غرضورزىهاى نفسانى يا تهديدها و تطميعها، در جعل قانون توسط آنان دخيل نگردد و پيرايهها را به قانون تبديل نكنند. اعضاى شوراى اين گروه نبايد داراى سوء سابقه ـ بهويژه آلودگى به فساد مالى ـ باشند؛ بلكه افزون بر آن، بايد حسن سلوك و رفتار داشته باشند.
خط : تخصص نيروهاى قوهى انديشارى و تعهد آنان به علم، درستى و نيز شرط عدالت، آنان را از نيروهاى وابسته به مؤسسات علمى و پژوهشى متمايز مىسازد؛ زيرا آن نيروها بهطور غالب به آراى فردى خاص متعهد مىباشند و منافع جمع خود را در نظر دارند. بنابراين قوهى انديشارى نظام نمىتواند به چنين مؤسساتى منحصر گردد؛ اگرچه مىتواند از تحقيقات علمى آنها بهره برد. ضمن آنكه ساماندهى چنين قوهاى با توان تحقيقى و علمى بسيار بالاى آن، بسيارى از مؤسسات موازى را بهخصوص آنها كه بودجهى دولتى دارند، به لزوم تعطيلى و انعطال مىكشاند. تشخيص اين مراكز و نحوهى ادغام آنها براى ايجاد مديريت متمركز و يكپارچه زير نظر قوهى انديشارى را، قانون
مشخص مىنمايد.
رعايت اقشار ضعيف
خط ( كلان ) : قوهى انديشارى بايد در تدوين پيشنويس قوانين، همچون امامجماعتى كه رعايت حال ضعيفترين مأمومان را دارد، رعايت حال مردمان و اقشار ضعيف و آسيبپذير را نمايد و مواظب باشد بار سنگينى بر ملت حمل نشود تا آرامش روحى، روانى و سلامت جسمى افراد جامعه سلب نشود و در ضيق و تنگنا و سختى خودِ قانون قرار نگيرند. سبكبارى تكاليف اجتماعى و قوانين، مسير حركت جامعه را روان و سيال و كمالخواهى دينى را فراگير مىسازد؛ بهخلاف زمانى كه تكليفهاى طاقتفرسا و حرجى بخواهد به صورت ضربتى و ناگهانى اجرا شود و همهى اسلام آن هم با تمامى مراتبى كه براى افراد مختلف دارد، همه يكجا با يك دستور آمرانه به دوش آحاد و فردفردِ جامعه گذاشته شود، در اين صورت انبوهى و سنگينى تكاليف، روح و روان افراد را مىسايد و روند حركت جامعه را كُند و فرسايشى و سخت مىسازد و آن را به ناتوانى و عجز و نهايت به اضمحلال و نابودى مىبرد و نظم آن را به هم مىريزد و زندگى طبيعى و سالم را از جامعه مىگيرد.
خط : نظام در برابر دانهدرشتها و مستكبران و معاندان و افراد زورگو و قلدر با عدالت و در برابر اقشار آسيبپذير با مرحمت عمل مىكند و به كانون ضعف ناجوانمردانه فشار وارد نمىآورد و تا مىشود از عيوب و خطاهاى محرومان مىگذرد و حيث تيز و سخت قانون را به جاى حيث مرحمت قانون نمىنشاند و حفظ حيثيت مىكند.
خط : نيروهاى اطلاعاتى، نظامى و انتظامى حق برخورد فيزيكى با افراد داراى مظاهر ضد فرهنگى و ضد شعاير نظام ولايى را ندارند. افراد قانونشكن با صلابت و اقتدار و تدبير نيروى بازدارنده مواجه مىشوند، نه با خشونت.
تعهد به علم و حكمتگرايى
خط : قوهى انديشارى كه حكم اتاق فكر جمهورى اسلامى را مرتبهاى پيش از ارايهى طرح يا لايحه به مجلس دارد، قوهاى حكمتگرا و مبتنى بر اجتهاد علمى و متعهد به پژوهش است و قانون را در شكلى كه با طبيعت موضوع آن سازگار است بهگونهى پيشينى كشف مىكند و در مسايل اجتماعى، حكم قواى پيشتاز و مقدمة الجيش را دارد كه به مشكلات و معضلات يا توسعه، پيش از رخدادن آنها و به گونهى ضرورى نگاه مىكند، برخلاف مجمع تشخيص مصلحت نظام ـ كه بازوى انديشارى و مشورتى رهبرىست ـ و در هر كارى كه شكل و ساختار خود را گرفته و موضوعى پيش رو شده است، مصلحت كشور را بهگونهى پسينى و در فضايى جبرى لحاظ مىكند.
سنجش افكار و مطالبات عمومى
خط : سازمان حكمت، فرهنگ و هنر، مسؤول تدوين و اجراى روشمند و صحيح سياستهاى سنجش افكار عمومى و مطالبات مردمانى با توجه به اهميت آن در برنامهريزىها و سياستگذارىهاى كشور و لزوم احترام به افكار اكثريت نسبى و ميزان مقبوليت و پذيرش لوايح، طرحها و قوانين با رعايت اصول علمى در كليهى مراحل اجراى نظرسنجى و لحاظ امانتدارى و اطلاعرسانى صحيح و شفاف در خصوص تمامى عناوين نظرسنجىها مىباشد.
گزارش مشكلات فعلى مردمان
خط ( كلان ) : قوهى انديشارى از طريق پايش جامعه و با استفاده از فنآورىهاى ارتباطى روز، به اطلاعات بهروز پاسگاهها، كلانترىها، نيروهاى انتظامى، راهنمايىورانندگى، دادستانىها، دادگاهها، بيمارستانها و تيمارستانها، روابط عمومى صداوسيما و نشريات و رسانههاى عمومى و ديگر مراكز مشابه كه با مشكلات مردمان ارتباط دارد، داراى حق دسترسى مىباشد تا مشكلات كلان و عمده و اولويتدار و نيز ديگر مشكلات درگير جامعه را بهروز شناسايى كند و آمار و تحليل آن را به مراكز تحقيقى و تصميمگذار ارايه دهد و براى حل آنها چارهجويى سريع و مؤثر داشته باشد.
بازديدهاى ميدانى
خط : اعضاى شوراى تهيه و تدوين پيشنويس قوانين لازم است اجتماعىانديش و داراى بازديدهاى ميدانى از موضوع قانونى باشند، وگرنه نوشتن پيشنويس در گوشهى انزوا و غربت، رشد علمى و اطلاعاتى محدود مىآورد و فردىانديشى، نگاه « اجتماعى » را از آنان مىگيرد و به تشخيص درست دردها و درمانهاى اجتماعى نايل نمىگردند.
توصيفىسازى قوانين
خط : قوهى انديشارى موظف است قوانين را توصيف، توجيه و مستدل و تبديل به معرفت و
باور موجه و خردپذير سازد و معيار و ملاك عقلانى آن را بيان دارد و اين مهم را رسالت فرهنگى خويش براى نهادينهكردن قانون و ايجاد فرهنگ قانونمحورى در جامعه بداند؛ همانطور كه گزارههاى وحيانى قرآنكريم و شريعت، جنبـهى توصيفـى دارد و ارايـهدهنـدهى حقـايق هستى و پديدههاى آن است و نبايد آن را از سنخ بايدها و نبايدهاى مصطلح دانست. درست است كه بخشى از آموزههاى شريعت در شكل بايدها و نبايدها تجلى دارد، ولى اين رويهى ظاهر آن است و در باطن خود از حقيقتى توصيفپذير حكايت دارد.
نهادينهساختن شناخت پروردگار
خط : شناخت پروردگار و معرفت واقعى ربّ و توحيد او، نه شناخت اوهامى يا عادتى كه ايمانى را به دل وارد نمىكند و معرفت ولايت كه حقيقت توحيد و مغزاى آن به شمار مىرود و تحقق آن مىتواند مسلمين را از پراكندگى و تشتت و اختلاف دور دارد و وصول به قدرت كه برآيند توحيد و ولايت است، در هر دو ناحيهى قدرت ظاهرى و منفصل و قدرت باطنى لازم است با مهندسى دقيق، عمومى و فرهنگِ فراگير شود. قدرت ظاهرى، حضور فعال و مؤثر در جهان به واسطهى علم و تكنولوژىست، و قدرت باطنى، ظهور ايمان و اقتدار روحى مسلمانان مىباشد؛ بهگونهاى كه بتوانند از قرآنكريم و دانشهاى آن از طريق انس و قرب معنوى بهره ببرند.
برنامهريزىهاى كلان
خط : برنامهريزىهاى كلان و درازمدت بر عهدهى قوهى انديشارىست و قواى ديگر و نيز سازمان برنامهوبودجه نمىتوانند به صورت مستقل به برنامهريزهاى كلان و طولانىمدت بپردازند.
خط : قوهى انديشارى، با رصد و پايش فكرى و عملى جامعه و تدوين سياستهاى كلان براى اجرايىكردن تدريجى و نرم هر حكم، مانع از رخنهى اهمال در اجراى قوانين شرعىِ داراى رتبه مىشود تا مرور زمان، چنين احكامى را به اهمال و فراموشى و انعطال نكشاند.
خط : قوهى انديشارى موظف است محور نظريهپردازى خود را اسلام و فقه بىپيرايه و اجتهاد علمى با استفاده از نظريهپردازان داراى جامعيت علمى و با هماهنگسازى شبكهاى آنان قرار دهد و قوانين را با توجه به ظرفيت اجرايى جامعه، در چند رده طبقهبندى سازد و احكامى را كه مقبوليت عام دارد، اولويت قانونى دهد؛ بهگونهاى كه تمامى افراد جامعه حتا پيروان ديگر اديان و تمامى اقوام حس نمايند مذهب شيعه براى آنان منفعتخيز است و گرايشى مردمانى دارد و حاكميت آن حتا از حاكميت همكيشان خود بر خويش بهتر مىباشد. اين متخصصان بايد سياست همزيستى مسالمتآميز و بِهزيستن را براى مردمان محسوس و ملموس كنند.
خط : با توجه به قاعدهى ميسور، آن دسته از احكام و قوانين كه امرى بومىست ـ مانند پيشامد عسر و حرج كه تابع صفات مردمانى، جمعيتى، اقليم مكانى، خصوصيات آب و هوايى و امكانات
مادى و امور فرهنگى و سياسى و موانع داخلى و بيرونىست و چنين نيست كه براى تمامى مناطق و جوامع يكسان باشد ـ اگر اجراى آن، تنها در منطقهاى خاص عسر و حرج نياورد، براى همان منطقه لزوم اجرا دارد.
خط : قوهى انديشارى لازم است تفاوت ميان پلوراليسم دينى و مطلقگرايى و تلورانس و همزيستى مسالمتآميز را ـ كه در سكولاريسم مطرح است ـ با زمينههاى ترويج و نهادينهكردن قوانين ردهبندىشده و اولويتدار اسلام را در ميان ملل و اقوام مختلف ـ كه برآمده از خود اسلام است ـ به ميزان قدرت عملياتىشدن آن تشخيص دهد و توجه داشته باشد نسبت به امرى كه قدرتى در ميان نيست، تكليفى احراز نمىشود و اصرار بر اجراى تمامى احكام بهطور فرمانى به پيشامد عسر و حرج بر مردمان و جامعه منتهى مىگردد؛ همانطور كه اگر بشود جامعهاى تشكيل داد كه تنها درصد اندكى از احكام اسلام در آن رعايت شود و مردمان آزادى حداكثرى ـ و به تعبير دقيق رهايى ـ را در كنار اعتقاد به توحيد بخواهند، بهتر از آن است كه آن جامعه به الحاد بگرايد تا آزادى خود را تأمين كند.
خط : قوهى انديشارى لازم است چالشهاى پيش روى نظام جمهورى اسلامى و راه برونرفت و حل آنها را شناسايى و نيز چالشها و معضلات پيش روى كشورهاى ديگر را بيابد و نقشهى چالشآفرينى مكرر و ممتد براى كشورهاى متخاصم و گرگصفت را به دست دهد؛ بهگونهاى كه كشور را از موضع دفاعى به موقعيت تدافعى و بازدارندگى از اين حيث قرار دهد.
تشخيص ضرورتها
خط : تشخيص ضرورتهاى نظام اسلامى كه در آن ترك واجبات و انجام محرماتِ متناسب، مجاز مىگردد، با قوهى انديشارى مىباشد. در مقام ضرورت، ابتلا به كاستىهاى اجتماعى، نه نظام را بهطور كلى مسلوب الاراده مىسازد و نه قدرت وفور و تأمين عافيت در ميان مىباشد و نه بايد به مخاطره و ضرر معتنابه و مورد اعتنا برسد. ضرورت، امرى نسبى و به حسب شرايط و موقعيت
پيشامد مىباشد.
مهندسى همزيستى مسالمتآميز
خط ( كلان ) : سازمان حكمت لازم است ساختار طبيعى و عمومى همزيستى مسالمتآميز تمامى مردمان را با حفظ ظاهر دين و تنوعطلبىهاى افراد جامعه، مهندسى و با كمك تمامى دستگاههاى دخيل، عملياتى نمايد. اين طرح نبايد ميان سه مرتبهى ديندارى، حقطلبى و ايمانمدارى كه توضيح آن در ى قابل استناد كتاب « اقتصاد سالم و رفع فقر » آمده است، خلط كند. جامعه براى حفظ و استحكام خود بايد بتواند بهصورت طبيعى، تنوعِ سليقهى افراد را در چارچوبى قانونى رعايت و اعمال نمايد تا همه احساس كنند در كشور خود مىباشند و در كشور خود به صورت آزاد زندگى مىكنند و كسى زيادى يا فاقد حرمت، شرف، آبرو و حيثيت نيست و لازم نيست
مهاجرت يا فرار داشته باشند. سختگيرىهاى بىمورد و دورى از مرحمت عام و استبداد، تشنجزا، لجاجتآفرين، معاندساز و نفاقپرور مىباشد و فرد تصميمگير و فشارآور را نيز از ارزش و
حرمت مىاندازد.
خط : حفظ تنوع طبيعى جامعه به رعايت آزادىهاى تمامى فرهنگهاى متفاوت و ممنوعيت سركوبسازى و اجبارىنمودن جامعه و به حفظ قوانين اساسى و محترمدانستن تمامى شهروندان به گونهى مدنى مىباشد.
كارشناسى ظرفيتهاى اقتصادى
خط ( كلان ) : قوهى انديشارى لازم است با بهرهگيرى از متخصصان و اهل فن، تمامى ظرفيتهاى اقتصادى و كارى و زمينههاى توليد در تمامى مناطق كشور را كارشناسى نمايد و براى آن نمايهى تخصصى و راهنماى سرمايهگذارى با ذكر جزييات و چگونگى تبديلپذيرى براى ممانعت از خامفروشى منابع و معادن طبيعى داشته باشد.
حل موارد تزاحم و تعارض
خط : قوهى انديشارى نظام، وظيفهى بررسى موارد تزاحم مصالح و جانب تقدم مورد اهم و نيز چارهانديشى براى مواردى را كه به تعارض مىانجامد، دارد.
پذيرش تنوع طبيعى و اختلافها
خط : در پيشنويش قوانين لازم است جامعه را به طبيعت خود داشت و تنوع و گوناگونى آن را در موضوع حكم ديد و ساختار متفاوت روحى روانى انسانها و ظرفيت و توان آنها را كه يكسان نيست، و ويژگىهاى منحصر هر قوم و ملتى را لحاظ نمود. دين اسلام به همين وزان داراى فقه و احكام مىباشد و تفاوت را در نهاد خود بهصورت طبيعى دارد. نظام يكسان چون با طبيعت هماهنگ نيست، هيچگاه ساختار اجتماعىِ پايدار نمىيابد و اگر به حاكميت و فرمانروايى هم برسد، اختناق و ديكتاتورى مىسازد. به دستآوردن مراتب گوناگون و متنوع موضوعات و حكم شرعى آنها، بر عهدهى قوهى انديشارىست تا با استفاده و ساماندهى فقيهان توانمندى كه انزواانديشى و فكر فردى را كنار مىنهند و در تعامل با ديگر فقيهان و مجتهدان و عالمان و متخصصان بهگونهى شبكهاى و با همگرايى مىانديشند و غرض شارع را بهويژه در مسايل و موضوعات نوپديد اجتماعى با اجتهادهاى علمى و با پشتوانهى آزمايشگاههاى مجهز و پيشرفتهى تجربى و آزمونهاى دقيق به دست مىآورند، به تحقق اين مهم دست يابد.
مهندسى سبك زندگى دينى
خط : قوهى انديشارى، مهندسى سبك زندگى آسان دينى و ترقى و پيشرفت جامعه را با
استفاده از نوابغ علمى حوزهها و دانشگاهها و با تكيه بر منابع ولايى هدف خود دارد. اقتدار بر رتبهبندى احكام شرعى و يافت اولويت احكام دينى بهخصوص در زمينهى اقتصاد، و برنامهريزى و مديريت كلان براى اجرايىشدنِ احكام دينى را عملياتى مىسازد. توان ردهبندى احكام، جزوى مهم از اجتهاد شيعىست و بدون آن، شرط آگاهى و تخصص بهكلى از بين مىرود و فقيه مدعى را فاقد كفايت مىسازد. اين اقتدار، نياز به تخصص جمعى علوم اسلامى و انسانى بهخصوص روانشناسى و جامعهشناسى و شناخت موضوعات و پارهاى از علوم طبيعى دارد و با تشكيل لجنهاى علمى از متخصصان و متفكران علوم مختلف در ساختار قوهى مفكره و انديشارى نظام به عنوان بازوى مشورتى فقيهِ حاكم فراهم مىشود.
مهندسى معرفت شيعى
خط ( كلان ) : در روايت است رسولاكرم 9 دست خود را بر شانهى سلمان نهادند و فرمودند: « والذى نفسي بيده لو كان الايمان منوطآ بالثّريا لتناوله رجال من فارس[1] »؛ سوگند به آنكس كه جانم به
دست اوست، اگر ايمان به ثريا بسته باشد، گروهى از فارس آن را به چنگ مىآورند. ايمان، علم نيست، بلكه معرفت و حكمت و اتصال به مبدء كاينات و انصراف از اسباب ظاهر و رجوع به دل و باطن مىباشد. ايران مهد عرفان جهان و مركز وصول به مغيبات و ظهور ولايت الاهى خواهد گرديد و اين كشور، حضرت حقتعالا را در جهان معرفى مىكند؛ بهخصوص كه فرهنگ شيعى نظام، فرهنگ مدرن، كامل، بسيار علمى و آيندهى جهان است و آيندهى جهان جز با اين فرهنگ پاسخهاى خود را نمىيابد. قوهى انديشارى لازم است بر اين نقطهى ثقل ايرانيان سرمايهگذارى داشته باشد و راه كارهاى مناسب براى تبليغ عرفان شيعى عصمتى و معرفت محبوبى و فرهنگ ولايى را در جهان مهندسى نمايد. « ثريا »، كنايه از شدت ظهور و آشكارى و علنىشدن نيل به حقتعالا از ناحيهى ايرانيان و بر پايهى صفا و عشق واصلان به مبدء كاينات مىباشد؛ بهگونهاى كه متخاصمان و معاندان اين مملكت نيز توان پنهانكردن آن را در زير لايههاى سنگين تبليغات و بدخواهىهاى خود نخواهند داشت و عالمان دينى و صاحبان حقيقى معنويت و تصرفات باطنى، مردمان را در كشاكش موجهاى سهمگين غيبت، نگهبانى مىكنند؛ انشاءالله.
خط : پيروى از عارف ربّانىِ كارآزموده و كسىكه آگاهى به مبانى دينى دارد، اگر يافت شود، كمال و لازم است، ولى بسيارى از صوفيه و خانقاههاى موجود چنين شرايطى را ندارند و با آنكه بسيارى از دراويش، مردمانان خوبى هستند، از ناآگاهى در امور دينى بهدور نمىباشند و مردمان عادى با شركت در محافل آنها؛ هرچند ممكن است آرامش يابند، از آفت و گزند در دين و رفتار خود بهدور نخواهند بود و
بايد از آن خوددارى نمايند و چنانچه شركت در محافل آنها تضعيف روحيهى دينى و تقويت روحيهى ضد مذهبى را در پى داشته باشد، حرام و ممنوع است.
خط : رشد انسان زمينهى طولى دارد. سكولاريسم بشر را در حد حيوانى مدرن و سودآور هبوط داده است و بشر با نگاه به حركت عرضى، ( كه رشدى براى انسان نمىآورد ) از آن خسته مىشود و به مدعيان معنويت و عرفان رو مىآورد؛ معنويتى كه اگر نظام اسلامى چارچوب آن را مهندسى و ترسيم نكند، از آن آسيب خواهد ديد و عرفانهاى نوظهور و بهروز شده ـ فارغ از اين كه حق باشند يا باطل ـ پيروان بريده از دموكراسى و سكولاريسم و اديان گذشته را به سوى خود خواهند خواند. آنگاه تصرف در تكوين و روىآوردن به مغيبات و نيروهاى باطنى، هالهها، خوابهاى مغناطيسى، انرژىدرمانى و بهرهبردن از حس ششم، جادو، سحر، انواع طلسمات و شعبدهها و طبّ مكمّل چنان فراگير مىشود كه همانند علم تجربىِ امروز، محسوس مىگردد. در چنين فضايى، تنها شريعت بىپيرايهى اسلام با گرايش شيعى و باطن ولايى و توحيدى مىتواند سكّان هدايت جامعهى خسته و رميده را به دست گيرد و روح عقيدهپذير و معنويتخواه آنان را اشباع نمايد. بنابراين فرهنگ اهلبيت عصمت و طهارت : آيندهى جهان مىباشد.
ترسيم الگوهاى مورد نياز
خط : قوهى انديشارى موظف است الگوهاى سالم و درست هر موضوعى را به حسب اولويت و ردهبندى موضوعات پيش روى حاكميت و مردمان، با دقت و بهتفصيل بر مدار اجتهاد علمى استنباط و تنظيم و تدوين و ترسيم نمايد.
شناسايى معاصى، حرامها و جرايم
خط : قوهى انديشارى لازم است تمامى معاصى و حرامها و ممنوعيتها و جرايم را شناسايى و براى آن شناسنامه و تحقيق مستقل و ردهبندى داشته باشد و عوارض آنها را به صورت آزمايشگاهى و تجربى بررسى نمايد و جامعه را با عوارض خانمانسوز گناهان و حرامها آشنا نمايد و با انتشار فهرست كامل آنها، زمينه را براى شناخت و عملياتىشدن آزادىها فراهم كند. گناهان را بايد با همهى خصوصياتى كه دارد، شناخت و سپس با توجه به ميزان قبحى كه دارد، آن را رتبهبندى نمود و سپس به درمان آن اقدام كرد. بايد نخست گناهان مهمى كه تهديدى براى نسل بشر و كمالات انسانى و صفاى فطرى آدمى به شمار مىرود، شناسايى كرد و در پى آن، براى ريشهكنى آن از سطح جامعهى اسلامى چارهانديشى نمود. تا گناهان بزرگ از سطح جامعه برطرف نگرديده است، اقدام براى رفع گناهان كوچك در سطح كلان چندان سودمند نيست؛ زيرا كوچكشدنِ گناهانِ بزرگ را در پى دارد.
خط : قوهى انديشارى كه حيات علمى جامعه است، لازم است در ميدان نزاع فرهنگى و علمى با سكولاريسم و ديگر مكتبهاى نوپديد، فلسفهى ارزشها و احكام را به شيوهى آزمايشگاهى و
تجربى و توصيفى علمى سازد و آن را در جامعه، آموزشى، عمومى، فراگير و نهادينه نمايد و توجيه اين باورها را همگانى كند تا اكثريت را نسبت به آن، به اعتقاد برساند و اگر توان مقابله با جامعهى جهانى و دنياى متحد استكبار را ندارد، لازم است در نگاهى كلان، با رتبهبندى احكام، نخست قوانينى را به اجرا بگذارد كه داراى مقبوليت عمومى و جهانىست تا زمينهى ترس و واهمهى مردمانى و جهانى از پيشينهى اعتقادات فردى برخى از مدعيان فقاهت كه بريده از مكتب ولايت در موضعى جهانى سخن گفتهاند، از بين برود و مسالمت و مدارايى كه داخل در اين مكتب مىباشد، براى آنان رخنمون گردد تا بستر امن زندگى مسالمتآميز فراهم شود و ملت با مبارزهاى نفسگير درگير نشود كه زندگى را به عسر و حرج و طاقتفرسايى و چه بسا به هرج و مرج تبديل مىكند و غالب مردمان را به فقر و تكليف طاقتفرسا مىكشاند.
اقدام متقابل فرهنگى
خط ( كلان ) : سازمان حكمت لازم است فرهنگهاى معاند با ارزشهاى فرهنگى جامعه را با برنامه و اقدام فرهنگى مضمحل سازد و ضد ارزش بودن آنها را با مجاهدت فرهنگى و ساخت برنامههاى متناسب و مبتنى بر تحقيقات روانشناسى نهادينه سازد.
مهندسى موضوعات
خط : سازمان حكمت مىتواند با طراحى و تغيير متناسب در موضوعِ ممنوعيتها و معصيتها، آنها را به امور مجاز تبديل كند و رشد دهد؛ رشدى كه مخالفتى با اسلام نداشته باشد.
مهندسى چابكسازى و تسهيل خدمات دولتى
خط : مطالعه بر ادغام وزارتخانهها و سازمانها يا تفكيك آنها به منظور شتاببخشى و چابكسازى روند خدمات و پرهيز از تداخل امور و موازىكارى با قوهى انديشارى مىباشد.
مهندسى روابط بينالملل
خط : قوهى انديشارى وظيفهى مهندسى روابط بينالملل و ارتباط با كشورهاى ديگر و شناخت موقعيتهاى تجارى و اقتصادى كشورها و تنظيم علمى شيوهنامهى روابط خارجى با هريك از كشورها و نيز چگونگى مواجهه با كشورهاى متخاصم و دستگيرى از مظلومان جهان را بر عهده دارد. بايد توجه داشت آيات جهاد براى زمانىست كه اقتدارگرايى و نظامىگرى شاخص قدرت بود و ميدان جنگ، حيات و ممات يك امت را تعيين مىكرد، اما در اين زمان حتا بعضى از قدرتهاى اتمى نيز راجل مىشوند و تدوين سياست خارجىِ درست و اقتصادِ تابع آن، مهمترين زمينههاى توانمندى را فراهم مىكند.
مهندسى خشونتزدايى
خط ( كلان ) : نهادينهكردن فرهنگ خشونتزدايى و پرهيز از زورگويى، گسترش مهرورزى، ترويج قانونگرايى، تخصصمحورى و شايستهسالارى، داشتن محك، معيار و آزمايش تجربى و امتحان و مديرپرورى و تلاش براى برنامهريزى درست، كارآمد و نتيجهبخش در جهت رفع فقر، ضرورت مسكنسازى، ايجاد اشتغال و داشتن برنامهى منسجم براى ترويج و تحقق ازدواج آسان و مناسب از مهمترين وظايف و اهداف قوهى انديشارى مىباشد.
تدوين آييننامهى مبارزه با استكبار
خط : تشخيص مظاهر و مصاديق استكبار و تدوين نحوهى مبارزه و آييننامهى ستيز با آن، بر عهدهى قوهى انديشارىست.
[1] . طبرسى، فضل بن حسن، مجمعالبيان فى تفسير القرآن، ، بلاغى، محمدجواد، ج 9، ص 165، تهران،ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ش.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.