بخش 2 : فصل هفدهم : وزارت امور خارجه
بخش 2 : فصل هفدهم : وزارت امور خارجه
خط : پايهى روابط سياسى بر امور زير قرار دارد: احترام متقابل به استقلال و تماميت ارضى
كشورها، حفظ حقوق ملت ايران بر اساس قانون اساسى و رعايت مصالح امنيت ملى كشور، صلح پايدار و پرهيز از تشنج در روابط با كشورها، همكارى چندجانبه و دور از فشار و تهديد، پذيرش روابط پيشنهادى با نظارت مستمر و بدون اعتماد كلى، موقتىبودن تمامى قراردادها و حداكثر به مدت پنجسال با رصد كامل اطلاعاتى و لحاظ اصل اولى تقابل و اين اصل كه دشمنِ كافر به هر حال دشمن است و همواره كيد و خيانت مىكند و چنانچه قوى باشد، آن را ظاهر نمىسازد و با زبانبازى به فريبكارى مىپردازد تا موضع ضعفى پيش بيايد و بدخواهىِ پنهان خود را اعمال كند و پيمانهاى بسته را نقض نمايد. همچنين توجه بهاين نكته كه چنين بدخواهانى دست از چالشآفرينى بر نمىدارند و با تبليغ گسترده عليه مواضع جمهورى اسلامى، چهرهى تحريفشدهاى از آن به جهانيان ارايه مىدهند و هيچگاه نمىتوانند نظامى دينى و الاهى را دوست داشته باشند و دوستدار آن گردند و همچنين توجه به اين اصل كه دوستان امروز مىتوانند دشمنان فردا باشند.
شرايط سفيران
خط : سفيران و كارگزاران سياسى لازم است از توانمندىها و لياقت بسيار بالا و تخلّق ايمانى و توان عملياتى متناسب با نفوذ در كشورهاى بيگانه برخوردار باشند.
خط : نيروى سياسى لازم است داراى رياضيات قوى و ذهن مقتدر و توسعهيافته و توانمند در بازى شطرنج باشد.
همكارى با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى
خط : وزارت امور خارجه لازم است ضمن همكارى با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى، معرفى و شناساندن چهرهى ولايى و علمى فرهنگ شيعه و دين اسلام را به جهانيان آنهم با اقتدار و توانمندى بالا كه ريشه در تكيه و اتكال به قدرت بىپايان خداوند دارد، به عنوان رسالتى بسيار مهم مورد توجه قرار دهد و اين سازمان را در تحقق هدف گفتهشده يارى رساند.
ممنوعيت خروج دانشمندان خاص
خط : وزارت امور خارجه دانشمندان و عالمانى را كه با هزينههاى شهروندى و بودجهى كشور، قدرت علمى يافتهاند و آنان بايد بر اساس قاعده، به ملت خود خدمت نمايند و بدهكارى خويش به مردمان را بپردازند، « ممنوعالخروج » مىسازد يا رفت و آمدهاى برونمرزى آنان را كنترل مىكند و تضمينهاى لازم براى بازگشت آنان را مىگيرد.
بازگشت ايرانيان مقيم در خارج
خط ( كلان ) : دولت لازم است سياستهاى خود را بر بازگشت ايرانيان مقيم در خارج متمركز نمايد و حقوق آنان را محترم بشمارد.
خط : تمامى ايرانيان مقيم در خارج، از تاريخ تنفيذ اين قوانين، سوءپيشينه براى آنان لحاظ نمىشود و داراى برائت، مصونيت و امنيت مىباشند و هيچيك مجرم نمىباشند، مگر آنكه بعد از تنفيذ، مرتكب جرم گردند. افرادى كه در گذشته مرتكب جرايم اقتصادى شدهاند، مورد تعقيب قرار مىگيرند و برائت يا بخشودگى شامل آنان نمىگردد.
حمايت از اتباع ايرانى
خط : وزارت امور خارجه وظيفهى حمايت از اتباع و شهروندان ايرانى در كشورهاى ناقض حقوق آنان را دارد و اقدامات لازم را جهت تسهيل فرآيند دادخواهى و تظلّم آنان در مراجع داراى صلاحيت ملى، منطقهاى و بينالمللى به عمل مىآورد.
خط : نظام جمهورى اسلامى به حسب توان و قدرت خود وظيفهى حمايت از تمامى ايرانيان را بر عهده دارد.
پذيرش پيشنهاد صلح و دوستى
خط ( كلان ) : ايران، پيشنهاد توافق و قرارداد و پيشنهاد صلح و آتشبس و دوستى با تمامى كشورها و رژيمها را بدون دادن هيچگونه امتيازى مىپذيرد و براى پرهيز از هرگونه تشنج و تنش، اصل را بر درستى و سلامتِ پيشنهادِ عدم درگيرى قرار مىدهد و نسبت به پيشنهادهاى صلح در غير پيشامد جنگ تحميلى، استماع و مذاكرهى جوانمردانه و صادقانه دارد.
دورى از بغض و غيض
خط : مقامات سياسى و كارگزاران و سفيران لازم است غايت اسلام را كه مسلمانى و سلامت نفس و دورى از امراض و معايب اخلاقى مانند غيض است، در عقايد، اخلاق و كردار خود داشته باشند و در سياست خارجى كه بيشتر با كافران مواجه مىگردند، بغض به كسى نداشته باشند و در شرايط صلح، روش مسالمت را در پيش گيرند بدون آنكه به نفوذ و اشراف بيگانگان و اعتماد و محرميت اسرار منجر شود؛ چرا كه بيگانگانِ بدخواه، سلامت ندارند و دست از تخريب بر نمىدارند، ولى اين مانع از معاشرت آگاهانه و سالم و نيز مجوز نقض عهد نمىشود.
پرهيز از انزوا
خط : قدرت با دولتىست كه بتواند حمايت بيشترين كشورها را كسب كند و هر كشورى كه با اتخاذ سياستهاى نادرست ـ كه برآمده از ناتوانى در شناخت روابط اجتماعى و بين دولىست ـ منزوى شود، بسيار آسيبپذير مىگردد؛ مگر آنكه قدرت كتمان داشتههاى خود را داشته باشد تا مورد طمع قرار نگيرد.
مذاكرهى فعال و ممنوعيت مذاكرهى انفعالى
خط ( كلان ) : وزارت امور خارجه و دستگاه ديپلماسى كشور در هر مذاكرهاى لازم است فعال باشد و چنانچه در ميدان جنگ روانى متخاصمان احساس مغلوبشدن و خودباختگى دارد و نمىتواند خود را به دست آورد و به جاى ديپلماسى فعال، به مذاكرات منفعلانه رو مىآورد، مجاز به مذاكرات منفعلانه و خدشهدار كردن چهرهى غرور و حيثيت ملى كشور نمىباشد.
جذب سرمايهگذارى خارجى و رونق صادرات
خط ( كلان ) : وزارت خارجه موظف است از روابط سياسى با كشورها براى نهادينهكردن روابط اقتصادى، افزايش جذب منابع و سرمايهگذارى خارجى و فناورى پيشرفته و گسترش بازارهاى صادراتى ايران بهره ببرد.
تعهدات بينالمللى
خط : تعهدات ايران به پيمانهاى بينالمللى و نسبت به كشورهاى ديگر، تمامى مشروط به تنافىنداشتن با مبانى اسلام و قوانين اساسىست و اين شرط در هر تعهد و معاهدهاى كه ايران به عنوان جمهورى اسلامى امضا مىكند، بهصورت ضمنى قرار دارد. تعهدات بينالمللى بهصورت حق تحفظ و با اين شرط كه مغاير با مفاد اسلام و مخالف با قانون اساسى نباشد، اجرايى مىگردد.
معاهدات بينالمللى كه جنبهى حقوقى دارد، نه كيفرى، هر لحظه قابل تعليق و خروج مىباشد؛ برخلاف تعهدات بينالمللى، كه پايبندى به آن در صورت رعايت شرايط گفتهشده در قوانين اساسى، منجـّز و لازم مىگردد.
تشكيل امت واحد و منتشر
خط ( كلان ) : وزارت امور خارجه لازم است سياست تشكيل امت واحد و منتشر اسلامى را ـ كه با وجود نظامهاى متعدد و جماهير اسلامى كه ضرورت امروز دنياى سياست است، سازگار مىباشد ـ و لوازم برادرى و اخوت دينى و اهتمام به حل مشكلات همكيشان را پىگير باشد و با شناسايى موانع تحقق آن، استقرار نظام اخوت دينى و يكىدانستن امتيازات و مشكلات و تثبيت آن را بدون تفاوتنهادن ميان شيعيان و اهلتسنن عملياتى نمايد. در اين حكم نبايد ميان مرتبهى اسلام و دينِ عام دنيوى و امتنان به شيعه و سياست تأليف قلوب و لزوم وحدت مسلمانان با ولايت خاص دين و ايمان و اينكه سلامت دنيوى و سعادت اخروى جز راه اميرمؤمنان نمىباشد و لزوم تبليغ و تبيين فرهنگى و علمى مكتب تشيع از روى بصيرت و آگاهى و بدون التقاط، خلط نمود.
جماهير متحدهى اسلامى
خط : قدرت دنياى اسلام با وحدت كشورهاى اسلامى و سياست تشكيل جماهير متحدهى
اسلامى رخنمون مىگردد و بدون تحقق اين مهم، كشورهاى اسلامى در ضعف و تحت سيطرهى استعمارگران و همواره درگير جنگ و ستيزهاى امكاناتسوز خواهند بود و دفاع از ديگر كشورهاى اسلامى نه ممكن مىشود و نه فرجامى دارد و نه تكليف مىباشد. براى كشورهاى اسلامى مىتوان جمهورى اسلامى را با تفاوتهاى زيستمحيطىاى كه در اين جوامع هست، بهصورت متنوع طراحى كرد. براى نمونه، در جوامع اهلتسنن، جمهورى اسلامى بر مبناى توحيد و خداپرستى پايهگذارى مىشود و در جوامع شيعى، افزون بر توحيد، ولايتِ خاندان عصمت و طهارت : بر آن افزوده مىشود و جماهير متحدهى اسلامى با مركزيت يك حكومت جمهورى اسلامى به وجود مىآيد، كه البته تحقق آن، سياستى طولانىمدت را مىطلبد. هر جمهورى نيز به خلق و خوى قومى و مذهبىِ اكثريت مردمان آن منطقه استوار مىشود، تا جماهيرى جهانشمول را در اسلام محقق سازد و مردمانگرايى را اصلى اساسى در تمامى جماهير بهويژه در حكومت مركزى، قرار دهد. احكام اسلامى نيز با توجه به روحيهى مردمان هر منطقه، ردهبندى و اولويتگذارى مىشود و درصد پذيرش آن نيز تحقيقى مىگردد و اجراى احكام مردمانگريز به زمانى واگذار مىشود كه با كار فرهنگىِ طولانىمدت بستر اجراى آن فراهم آمده باشد؛ براى نمونه مردمان يك منطقه ممكن است پوشش اسلامىِ اهل ايمان را بهطور كامل و صددرصد عمل نكنند و سر و پاى خود را برهنه بگذارند، اما بقيهى بدن را بهطور كامل بپوشانند و عفت و متانت خود را رعايت كنند. در اينصورت جوامع اسلامى از جامعهاى بسته، به جامعهاى باز تبديل مىشوند.
استفاده از موقعيت استراتژيك مكه
خط ( كلان ) : دستگاه ديپلماسى لازم است براى ايجاد روابط حسنه با دولت عربستان در راستاى حل مشكلات جهان اسلام با استفاده از موقعيت استراتژيك مكه و فتاواى رهبران اهلتسنن در مسير تحقق الفت و وحدت در ميان مسلمانان اهتمام داشته باشد.
خط : دولت مجاز به سوداگرى با حج واجب و زيارت نمىباشد و لازم است هم زمان و هم هزينههاى حج را تا مىشود كاهش داد.
خط : فرصت حج واجب، براى انجام عبادت و تشويق به مهرورزى و محبت و الفت مناسب است، نه اعلان برائت سياسى از دولتهاى هدف.
قدس شريف
خط : همهى قدس شريف، جزيى از كشور فلسطين مىباشد. دفاع از سرزمين فلسطين و دادن خون براى آن، تنها با تشكيل قدرت واحد و منسجم جماهير متحدهى اسلامى معقول و
كارآمد مىگردد.
گزارش به مجلس
خط : وزير امور خارجه موظف است هر سه ماه يكبار گزارشى از عملكرد خود را به كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس شوراى اسلامى ارسال كند.
چارچوب عملكرد
خط : عملكرد وزارت امور خارجه لازم است در چارچوب قوانين اين مجموعه بهخصوص آنچه در كتاب « زمينههاى رهبرى » و كتاب « اقتصاد سالم و رفع فقر » تشريح شده است، باشد.
خط : استفاده از دانش مديريتِ روابط ميان دولتها و دستگاه ديپلماسى و مذاكره و گفتوگو و اقدام قانونى براى تأمين حقوق و منافع كشور بر اقدام نظامى و راههاى غيرعادى برترى و اولويت دارد.
دشمنشناسى
خط : كارگزاران و سفيران سياسى لازم است دشمنشناسى علمى و روانشناختى و نيز تطبيقى و همچنين شيوههاى دفع فساد و فتنه از طريق مرحمت يا استفاده از توان بازدارندگى يا دفاعى را بدانند و همواره از موضع بالا و برتر با دنياى كفر مواجه شوند.
دولتهاى كفر و حرب ( متخاصم )
خط : وزارت امور خارجه لازم است ضمن دشمنشناسى دقيق، توجه داشته باشد كه نمىتوان دولتهاى كفر را به عنوان دولت دوست گرفت. همچنين لازم ميان دولت حرب و متخاصم كه سر سازگارى ندارد و در مذاكرات كيد و حيله مىكند با كشورهاى غيرحربى و كفرِ غيرمتخاصم تفاوت بگذارد و نسبت به آنها با حساسيت بيشتر، مواظبت دقيقتر و احتياطها و حزمانديشىهاى مدبّرانهتر مواجه شود. دولت آمريكا، دولت و ملت رژيم اسرائيل و دولت روسيه نيز كه شريك صهيونيسم جهانى و تابع استكبار است، دولتهاى محارب مىباشند. روسيه نمىتواند سياستى مستقل در قبال دنياى استكبار داشته باشد؛ برخلاف آمريكا كه زور نظامى و سرمايه، فلسفهى چيرگى او بر كشورهاى نيازمند، به اقتضاى ناسوت و طبيعت مىباشد. در سياست خارجى به روسيه نمىتوان به عنوان كشورى مستقل، دوست و وفادار اعتماد داشت؛ همانطور كه دولت ايالات متحده بهسختى مذاكره و بهراحتى و يكطرفه عهدشكنى مىكند.
چالشآفرينى مدام براى دولت آمريكا
خط : سياست دايمى نظام بايد چالشآفرينى مدام براى سياستهاى خارجى دولت آمريكا باشد، اگرچه اين چالشها كوچك، و با استفاده از كشورهاى متخاصم حاصل شود تا مسير سلطهطلبى آمريكا هموار نباشد؛ هرچند اين چالشها آن را فقط براى يك روز در جايى متوقف سازد، باز پيروزىست.
خط : چنانچه شخصيتى علمى و فرهنگى رئيسجمهورى آمريكا شود كه ناامنسازى ايران را هدف خود قرار ندهد و در برابر ملت ايران سياستى ملايم داشته باشد، نه فردى تهاجمى و جنگطلب و لجباز و صهيونيست كه تابع محض سياستهاى اسرائيل است، اين كشور از فهرست محاربان بيرون
مىرود و زمينهى مذاكره با اين كشور حتا بهگونهى مستقيم و رعايت ادب سياسى با آنان در زمان رياستجمهورى وى و محدود به همان زمان فراهم مىشود.
فهرست دولتها و گروههاى ضد امنيت ملى
خط : وزارت امور خارجه لازم است فهرست دولتها يا گروهها و احزاب محارب و نيز ضد امنيت ملى را بهروز معرفى نمايد. تهيهى چنين فهرستى بهطور مستقل، بر عهدهى سازمان حكمت، فرهنگ و هنر نيز مىباشد.
يهوديان سرسخت
خط : يهوديان در مواجهه با ديگران سرسختى، خيانت و نامردى نشان مىدهند و نبايد اميد نرمش از آنان داشت. همت آنان براى بقا، كسب ثروت و نفوذ گسترده به خاطر قلت و اهتمام مضاعف رهبرانشان به بهبود مستمر دنياى امت يهود مىباشد. اين افراد دنيادوست، اگر خون ببينند، حاضر نيستند جان خود را براى قطعهاى زمين بدهند.
خط ( كلان ) : تمامى حكومتها و رژيمهايى كه سازمان ملل و مردمان همان منطقه آنان را مشروع مىدانند، چنانچه اقدامى كه مخلّ امنيت كشور باشد، مرتكب نگردند، قانونى و داراى رسميت مىباشند و سلب امنيت از آنان مجاز نيست.
كارتلهاى صهيونيسم
خط : كارتلهاى اقتصادى صهيونيسم، مديريت سيستم جهانى و تغيير دولتها را در اختيار دارند و صحنهگردان سياستهاى جهانى مىباشند. اقدامات نظامى يكجانبه و انزواگرايانه عليه دولت مركزى آنان، به ضرر نظام مىباشد و بايد بسيار با احتياط و دورانديشى در اين زمينه عمل نمود.
تركيه
خط : اتحاد فراگير هريك از كشورهاى منطقه با اسرائيل بهخصوص تركيه، صفآرايىهاى جديدى را عليه جمهورى اسلامى موجب مىشود كه نيازمند پيشبينى و اتخاذ سياستهاى متناسب و ابتكارى با اين جبهه مىباشد.
عراق
خط : عراق كشورىست كه بهصورت مداوم مركز توطئهى اسرائيل و درگير هرجومرج خواهد بود و افراد دانشمند و استعدادهاى علمى آن را يا مزدور خود مىكنند و يا از بين مىبرند تا اين كشور نتواند خطرى براى اين رژيم داشته باشد.
اتصال به مبدء كاينات
خط : تمامى قدرت عالم از آنِ خداوند است و ايمان و اعتماد به حقتعالا و اقتدار روحى مؤمن، ظهور آن مىباشد و استحكام حق از باب امكانات يا توان ماجراجويى نيست، بلكه از باب ارتباط و اتصال به مبدء كاينات و مقايسهى امكانات خصم با قدرت حقتعالا و نه با امكانات خويش مىباشد و آرامش عمومى را با تكيه بر اين مبدءِ توانمندى و خوف و رجا به خداوند و دعوت به حقتعالا و ايجاد قسط براى جهانيان مىخواهند.
صهيونيسم اسرائيل و آمريكا كه قدرت خود را از امكانات پيشرفتهى خود دارند و با سياستهاى بشرى و استكبارى عليه جبههى حق توطئه مىكنند و جز سودگرايى، منفعتطلبى و دنياپرستى و قدرت برتر اقتصاد كلان صهيونيسمى هدفى ندارند و تسليحات و اقتصاد جهانى در دست آنان است، از ددمنشىِ خصمانه عليه جمهورى اسلامى دست برنمىدارند و دشمنى آنان موجب حيات و بقاى نظام مىباشد و نبايد از آن هراسى داشت. دشمنى با مظاهر استكبار و استعمار و معاندان خدا، تمامى نيكان و خوبان و مستضعفان را در يك جبهه متحد مىسازد و رسيدگى و حمايت از فقيران، حمايت ارتشى چند ميليونى را عليه سرمايهداران مستكبر موجب مىشود و تهديد نظامى بهصورت كلى خنثا مىگردد. در حال حاضر با سازش قدرتهايى چون روسيه و چين در برابر استكبار آمريكا، جمهورى اسلامى، رهبرىِ اين جبههى ضد استكبارىِ نيكان را در دست دارد و سازش با چنين صهيونيسمى كه همواره در چهرهاى بقا خواهد داشت، از دستدادن رهبرى اين جبههى بسيار مهم فرهنگى و رسالت تبليغىست. عظمت شيعه در حال حاضر به حفظ اين سياست خارجى فعّال در طراحىهاى متنوع و با قدرت حفظ خود و ترسيم عقايد توحيدى و شيعى بهگونهى عقلانى و با پرهيز از هرگونه التقاط ميان شيعه و سنى و ميان شيعه و مسيحيت و ميان شيعه و مادىگرايى و ديگر فرهنگها با شعار حاكميت الله و دين درست الاهى براى جهانيان و جهانشمولى دين و نفى هرگونه سلطهگرى بهدور از ايجاد تنش و تشنجآفرينىست.
اصول سياست خارجى
خط : بناى سياست خارجى بر ارتباط صلحآميز با تمامى كشورها و رژيمها مىباشد. اين امر، در راستاى دورى از تشنج، درگيرى و جنگ و حفظ حرمت و عزت جامعه و امنيت و آرامش آن، بدون اعتماد به بيگانگان و دادن باج و امتياز به آنها و بدون كمترين ضعف و ترس و با شجاعتى كه برآمده از وصول به مبدء كاينات و تكيه به قدرت خداوند و عنايت او مىباشد، در عين مواظبت و حراست و نيز تبليغ معقولِ مكتب و مرام ولايى تشيع و چهرهى ديانت و وحدت امتِ منتشر اسلامى بهگونهى كلىِ منتشر ـ كه همهى امت دينى اعم از شيعه و سنى در خير و رشد و تعالا يا انحطاط هم مشترك مىباشند و تكليفى واحد مىيابند و نمىتوانند نسبت به هم اهمال نمايند و بىتفاوت باشند ـ نه كلى جمعى و ساخت جامعهى بينالمللى اسلامى و ترويج توحيد صورت مىگيرد. در اين هدف، نظام لازم است اسلامى بينديشد نه ولايى، و ميان شيعه و اهلتسنن تفاوت نمىگذارد. در سياست خارجى، نظام به تعهدات بينالمللى كه طرفهاى دخيل، آن را محترم مىدارند و الزامآور است، پايبند مىباشد؛ مگر آنكه كشورى وارد جنگ مستقيم با نظام شود كه در اينصورت، رهبرى مىتواند بعد از انذار و توجهدادن آنان به حكم خداوند و قوانين اساسى، ملى و فرامليتى، در صورت لزومِ تقيه با حفظ پنهانكارى و با اقتدار بر صيانت از منافع مردمان، تمامى امور منتسب به آنان را در هر جاى از جهان و از هر طريقى به خطر، بحران، تحريم، مسدودى و نابودى اندازد؛ البته بهگونهاى كه بر آن اطلاق ماجراجويىِ نامعقول نشود، بلكه براى توجهدادن همه به توحيد خداوند و ولايت و قدرت او و ارايهى تنذير الاهى براى تأمين قسط و انصاف و دورى از ظلم و ايجاد آرامش براى مردمان و حفظ منافع آنان و حفظ تماميت ارضى كشور باشد. كارگزاران سياست خارجى، آداب مقدس يا مربوط به شؤون ملى و سياسى كشورهاى ديگر بهخصوص حفظ مقدسات اهلسنت را بهگونهاى كه با شرع منافات نداشته باشد، رعايت مىكنند. تقيه در آداب مذهبى شيعى در اين عصر كه عصر ارتباطات و آگاهى مىباشد، براى دولتمردان و نمايندگان سياسى و فرهنگى مجاز نيست. همچنين در اين عصر، قدرت در دست سياستمدارانِ داراى فرهنگ بالا و قدرتِ گفتمان است، نه نظاميان. سياست مقدم بر قدرت است و سياست خارجى، تكليف قدرت نظامى را معين مىنمايد؛ هرچند توان برتر نظامى مىتواند قدرت مانور سياسى را بالا ببرد، ولى نمىتواند جاى سياست خارجى را بگيرد. نظام، هم صلح را با شدت دنبال مىنمايد و هم اگر كشورى با آن وارد جنگ شد، جنگ را با همهى توان شدت مىبخشد و ملاحظهاى در آن ندارد و حفظ حقوق و منافع مردمان را كه در جايى قابل اغماض نيست، بهسختى دنبال مىنمايد. اگر كمترين تعدى و تجاوزى به مرزها و منافع ملى صورت بگيرد، براى سركوب متجاوز و در صورت امكان، در جهتِ قلعِ مادهى فساد، نه سلاحى ممنوعه مىباشد و نه هرگونه اقدامى.
امنيت سفيران و نمايندگان
خط : سفيران و نمايندگان تمامى كشورها در هر حالى محترم مىباشند و نظام بايد امنيت آنان را تأمين نمايد و كسى حق كمترين تعرضى به آنان را ندارد. سفارتخانههاى تمامى كشورها و رژيمها نيز محترم است و در امان و امانت اسلام مىباشند. اگر ثابت شود كه نماينده يا سفيرى جاسوسى مىكند، ضمن اعلام آن به مقام مسؤول كشور وى، او بايد خاك كشور را در مهلت مقرّرى كه به مسؤول وى اعلام مىشود، ترك نمايد.
موقتبودن تعهدات با دولتهاى كفر
خط ( كلان ) : تمامى تعهدات و پيمانهايى كه با دولتهاى كفر منعقد مىشود بايد زمانمند، موقت و داراى مدت كوتاه و معيّن، به تناسب مصلحتى كه آن را ايجاب مىكند، و نيز مقيّد و داراى محدودهاى مشخص و روشن باشد. با دولتهاى كفر نمىتوان پيمان و عقد دايمى و نيز مطلق منعقد نمود؛ زيرا پيمانشكنى و نقض عهد و بىوفايى در موقعيتى كه به نفع آنان باشد، از آنها كه به دروغ مبتلا مىباشند، جدايى ندارد.
خط : در صورتى مىتوان تعهد و پيمانى آن هم بهگونهى موقت، با يكى از دولتهاى كفر منعقد نمود، كه اين پيمان در ساختار نظام حقوقى چيره بر حاكميت آنان، بهگونهى نظاممحور الزامآور باشد، نه اينكه الزام آن برآمده از چيرگى فرد يا گروهى خاص و قابل فسخ و خروج باشد.
خيانت هميشگى دولتهاى كفر
خط : دولتهاى آلوده به كفر كه دشمن خدا هستند، هيچگاه از عوارضِ كفر خود، مانند دسيسه و كيد و خيانت عليه دولت حق و پيمانشكنى و نقض تعهدات، جدا نمىشوند و همانطور كه با آنان نبايد درگير شد و لازم است با مسالمت و صلح با آنها مواجه شد، نبايد به آنان اعتماد نمود، و به آنان وابسته شد و با آنان رابطهى پايدار داشت يا آنان را بر خود مسلط نمود؛ زيرا اين رابطه به از دست رفتن دين و همراهى با كفر منجر مىشود. بنابراين تقابل با آنها براى حفظ تمايزِ ميان اسلام و كفر و از دست نرفتن دين و غفلت نداشتن از تفاوت انگيزههاى حكومت الاهى با دولت كفر و اهتمام به تبرّى و تولّى ولايى، سياستى تغييرناپذير است. تبرّى از دشمنان به معناى داشتن غيظ و كينه در دل نيست، بلكه همراه با دل صافى و با خيرخواهى براى همه و فتوّت و بزرگوارى، داشتنِ عمل حكيمانه با نيت قرب الاهى مىباشد. خيانت به دولتهاى كفرى كه با نظام درگيرى ندارند و در صلح مىباشند، مجاز نمىباشد.
وفادارى نظام به تعهدات
خط : نظام داراى هويت ثابت و مستحكم ايمانى و به تبع آن داراى وفادارىست؛ از اينرو عهدشكنى در مرام نظام نيست. بنابراين اگر نظام يا دولت، پيمانى را امضا كند و سپس موقعيتى به وجود آيد كه نقض يكطرفهى آن پيمان، به نفع نظام و مردمان باشد، حق نقض آن پيمان را ندارد و امنيت همپيمانان خود را محترم مىدارد و در چارچوب آن پيمان، به آنان وفادار مىماند. البته در عين حفظ پيمان، انجام عملى غيرآشكار و به توريه كه منافع مردمان را ايجاب نمايد، بدون آنكه از نظر حقوقى، نقض پيمان به شمار رود، مجاز مىباشد.
در صورتىكه موقعيتى پيش آيد كه وفاى به پيمانى، به ضررِ نظام شود و قابل مصالحه با همپيمانان نباشد، ابتدا خروج از آن اعلام مىشود و سپس نقض مىگردد؛ زيرا رسوايى بهتر از نابودىست. خروج ناگهانى از هيچپيمانى مجاز نمىباشد.
امنيت كافران پناهنده
خط : كافرانى كه در پناه نظام مىباشند، جان و مال و آبروى آنان محترم است؛ اما در هيچامرى نبايد بر مسلمانان تفوق يابند. اگر كافرى تظاهر به منكراتى كه در دين اسلام و قانون مشخص شده است، داشته باشد يا با مسلمانان با احترام برخورد ننمايد و آزارى به آنها داشته باشد، نقض عهد نموده و بر اساس تعزيرات مديريتى با وى برخورد مىشود.
ادب سياست
خط : نمايندگان سياسى و مذاكرهكنندگان لازم است در تمامى برخوردهاى سياسى و در هر شرايطى حتا در حين جنگ يا پيشامد بحرانها، اخلاق و ادب سياست و گشادهرويى و بسط و تسلط منطقى خود بر مذاكره و دورى از هرگونه بىادبى و تلخى را از دست ندهند و ميز مذاكره و تلاش براى صلح و سازگارى و ايجاد، تعميق و توسعهى روابط را با ميدان جنگ و وظيفهى ارتش بازدارنده خلط نكنند.
خط : نمايندهى سياسى حتا نسبت به دشمنان و بدخواهان نبايد بهگونهاى سخن و برخورد داشته باشد كه تحريكآميز و داراى تعريض يا دور از نزاكت و وقوار ملى باشد و به ايجاد تشنج بينجامد، بلكه اصل در هر مذاكرهاى نشاندادن حُسن نيت، سلامت، صلح، مسالمت و حفظ ارتباطات و معاشرت سالم با قدرت نرمش و انفعال بهجا مىباشد، بدون آنكه به اختلاط و درهمشكستن مرزها و همراهى با بدخواهان منجر شود.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.