بخش 3 : فصل ششم : بانك قرضالحسنهى اسلامى
بخش 3 : فصل ششم : بانك قرضالحسنهى اسلامى
خط ( كلان ) : رهبرى براى رفع كمبودهاى اقتصادى عموم مردمان، بانك قرضالحسنهى اسلامى تأسيس مىنمايد. ساختار اين بانك بر قرضالحسنهى اسلامى استوار است نه قرضالحسنهاى كه در بانكها رايج است. هدف اين بانك اين است كه بتواند به تمامى نيازمندان خُرد، اعطاى وام به شكل قرضالحسنهى اسلامى داشته باشد و به كسبوكار و زندگى عموم مردمان رونق دهد، نه به افزايش درآمدهاى بانك بهصورت اصالى يا تأمين وامهاى كلان براى عدهاى خاص و محدود.
خط : « قرضالحسنه » عنوانى معنوىست كه ويژهى اقتصاد اسلامى و ولايى مىباشد و زمينهاى براى تحقق كرامت و بزرگوارى هر دو طرف وامدهنده و وامگيرنده مىباشد.
در قرض ( وام )، مالكيت تسخيرى اصل مال منتقل نمىگردد، بلكه مالى به ديگرى از روى بزرگوارى و آقايى و بدون نياز به ضمانت غير واسپارى مىشود تا آن را به جريان اندازد و با مالكيت بر منافع حاصلشده از آنها بهرهمند گردد و سپس اصل آن مال را بازپس دهد بدون آنكه سود و بهرهاى مادى بهگونهى الزامى از ناحيهى وامگيرنده براى مالك آن داشته باشد، اما بهرههاى معنوى آن ابدى و براى آخرت كارگشا و بسيار گواراست و تا مدتى كه وام دست ديگرىست صدقهاى جارى مىباشد كه مىتواند دفع بلا كند. قرض اگر با فرهنگ دينى خود رايج شود، تعامل سالم و الفت ايجاد مىكند. قرآنكريم مىفرمايد :
( مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضآ حَسَنآ فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافآ كَثِيرَةً وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ )[1] .
كيست آن كس كه به خدا وام نيكويى دهد تا آن را براى او چند برابر بيفزايد و خداست كه تنگى و گشايش پديد مىآورد و بهسوى او بازگردانده مىشويد.
قرض و وام از انواع تجارت شمرده نمىشود، بلكه داخل در ايثار مال از ناحيهى وامدهنده است و گيرندهى قرض براى دريافت و نيز بازپسدادن آن اختيار و آزادى عمل دارد.
وامدهنده وقتى مال خود را واسپارى مىكند ديگر به آن دسترسى ندارد و تنها در اختيار وامگيرنده مىباشد. اصل مال و منافع آن در مدتى كه وام است در اختيار وامگيرنده مىباشد و ممكن است مورد مخاطره نيز قرار گيرد. وامدهنده نمىتواند وامگيرنده را براى بازپسدادن وام مورد فشار قرار دهد و همين امر آن را ايثار مال و امرى معنوى نموده است.
قرض، فضايى كريمانه و معنوى دارد و نبايد براى وامگيرنده ايجاد اضطراب و تنيدگى كند يا او را به تحقير، خفت و منت بكشاند.
خط : اعتبار بانك قرضالحسنهى اسلامى به ولىفقيه و مقام رهبرى مىباشد و او ضامن تمامى نيازمندان متقاضى وام مىباشد. اعطاى وام در اين بانك داراى سقفى مشخص است. توزيع وام به تمامى نيازمندان به تساوى و به تناسب سطح عموم جامعه مىباشد. تخصيص وام در اين بانك به نيازمندان مىباشد نه به نيازهاى آنان، از اينرو نوع نياز لحاظ نمىشود. از آنجا كه اعتبار ولىفقيه ضامن وامگيرندگان مىباشد، قراردادن هرگونه جريمهى ديركرد بر بازپرداخت بدهىها ممنوع مىباشد. اعطاى جوايز به سپردهگذاران اين بانك و نيز ديگر بانكهاى دولتى در قالب قرعهكشى بهگونهى موقت ـ اما به شكل تمديدپذير ـ و تا زمانى كه ولىفقيه صلاح بداند ممنوع مىباشد تا اين بانك بتواند ساختار قرضالحسنهى اسلامى و ترويج آن را پاس دارد.
خط : اگر نيازمندى به دليل ابتلاى به فقر نتوانست اقساط وامى را كه از بانك قرضالحسنهى اسلامى گرفته است بعد از گذشت يك سال تسويه نمايد، اقساط يكسالهى وام وى به عهدهى رهبرى مىآيد.
خط : فقرى كه بهگونهى ارادى و اختيارى و با سوءمديريت مالى يا تنبلى و بيكارى خودخواسته گريبانگير كسى مىشود، مشمول حمايت نمىگردد و نظام در برابر نيازمندىهاى چنين كسى مسؤوليتى ندارد. اعطاى هرگونه مالى به چنين كسى از درآمدهاى اختصاصى فقيران، ضمانآور است.
خط : اگر كسى از بانك قرضالحسنه وامى بگيرد يا هرگونه حمايت مالى از مراكز وابسته به نظام دريافت كند و آن را در امور رفاهى، تشريفاتى، تجملى، خوشگذرانى و مانند آن هزينه كند و از بين ببرد و به تنگدستى و فقر مبتلا شود، مشمول هيچگونه حمايتى نمىشود و لازم است آن را بهگونهاى مشروع تأديه كند. اگر فرد از بازپرداخت چنين وامى خوددارى ورزد يا ناتوان باشد، به كار اجبارى در كمپهاى اختصاصى گماشته مىشود. تمامى هزينههاى نگهدارى چنين فردى در كمپ بر عهدهى خود اوست و به زمان كار اجبارى وى اضافه مىشود.
خط : مسلمان بايد تلاش نمايد تمامى معاملات خود را بهصورت نقد انجام دهد و از بدهكارنمودن خود دورى نمايد. عوارض بدهكارى با آثار سوء كفر برابر است. قرضگرفتن از صفات و لوازم فقر است و آثار سوء آن را دارد.
[1] . بقره / 245.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.