بخش 3 : فصل بيست و يكم : چرخهى اقتصادى
بخش 3 : فصل بيست و يكم : چرخهى اقتصادى
خط : چرخهى اقتصاد شامل رزق، كسبوكار، سرمايه، توليد، توزيع، مصرف و معيشت است.
خط : در اقتصاد دينى، رزق، تقديرى الاهىست كه تمامى چرخه را در برمىگيرد و معيشتِ تكاملبخش و دينمحور، نتيجهى رزق و غايت چرخهى اقتصاد مىباشد.
رزق
خط : رزق، هويت و نوع انسان را مىسازد. انسان به حسبى رزقى كه دارد به انواع انسانى تبديل مىشود و شاكله و سرشت مىيابد.
خط : رزق، معنايى عام دارد و مىتواند مادى يا معنوى و كريم و طيب و عزتمند يا همراه با سختى و حقارت و خوارى باشد. سلامت، سعادت، علم، عبادت، معنويت، صفا، محبت، عشق و ولايت همه داخل در رزق و برآمده از آن است.
خط : مبادى رزق، امكانات و تلاش و كوشش و كار و توليد و هرچيزى كه در آن دخيل مىباشد، و مصرف رزق، استفاده و بهرهبرى از عين يا منفعت، و افزونى رزق، تبديل آن به سرمايه و دارايىست.
خط : رزق گوارا و فراوان نيازمند آگاهى، بصيرت، خردمندى، عقلورزى و هوشمندى منطقىست تا زمينهى مناسب طلب رزق را كه با طبيعت و استعداد هر فردى و علاقههاى پايدار او هماهنگ است، بيابد. طلب رزق، نياز به مقاومت و بردبارى در تلاش و پشتكارى دارد. سلامت و رعايت بهداشت و تميزى در تمامى اعضاى بدن و استحمام متعادل، رعايت تميزى و بهداشت لباس، محيط زندگى و كار كه ارتقاى هوشمندى و صفاى فهم مىآورد و تعادل روحى و روانى بهخصوص با ورزشِ مداوم، عاملى مؤثّر در توسعهى رزق مىباشد. از ديگر عاملهاى دخيل در
گستردهشدن رزق و گوارايى آن، داشتن ايمان حقيقى و پايبندى عملى به اين باور قلبى همانند رعايت گزاردن نماز در ابتداى وقت است.
خط ( كلان ) : براى آنكه بتوان به رزق حلال خود دست يافت نه بايد با افراط تسبيب اسباب كرد، نه به تفريط مبتلا شد و تفويت اسباب نمود و راه رزق را دور ساخت كه هر دو رهزن رزق حلال مىباشد. بنابراين، در مواجهه با امكانات مالى نه بايد تفويت مال و اسبابِ فراهمشده و اهمال داشت، نه تسبيب اسباب نمود، بلكه با توكل و توجه به عنايت خداوند، همان كارى را دنبال نمود كه رزق آدمى شده است.
خط : خداوند در كارهاى بشر مؤثر است و دخالت تمام دارد. او عنايتها و دادههاى پيشبينىنشده و خارج از محاسبهى عقل دارد كه آدمى خود را با توجه به حقتعالا و با حركت بر مسير حق و پايدارى بر آن، در معرض دريافت اين خيرات قرار مىدهد.
خط : براى به دستآوردن رزق و روزى كسبى بايد بهصورت محكم و جدّى طلب داشت و تلاش نمود تا خود را در معرض آن قرار داد.
خط : طلب و تلاش براى كسب رزق و روزى بايد از مسيرى سالم و شرعى صورت بگيرد و از هرگونه تبهكارى تجارى و پيرايه دور باشد.
خط : كسىكه رزق خود را مصرف نمىكند يا رزق ديگران را با تعدى مىربايد، به جرم اقتصادبرانداز « اسرافِ مال » مبتلاست.
خط : رزق كسبى نياز به طلب دارد و براى تحصيل آن بايد پىگيرى و تلاش داشت. طلب رزق با استعداد و توانايى و علايق انسان مناسبت دارد و هركسى براى طلب رزق همان كارى را دنبال مىكند كه در آن تخصص علمى، مهارت و علاقه دارد و وظيفهى او محسوب مىشود.
خط : در فرهنگ ايمانى، مؤمن داراى طلب رزق مىباشد اگرچه در تأمين معيشت و هزينههاى خود نيازى نداشته باشد، ولى ثروت خود را به جريان مىاندازد و آن را به تراكم و ركود مبتلا نمىسازد و نيز طلب وى حلال مىباشد و از حرام دور مىشود و به رزق عنايى و فضلى و غيرمنتظره باور دارد و نيز تقدير رزق كسبى را در دست خداوند اما آن را به حسب تلاش بنده و بهصورت اقتضايى مىداند نه گتره و بدون حساب و كتاب كه فرد را به گرفتن وامهايى وا مىدارد كه به جاى گشايش و آسايش، سختى و تنگى به زندگى مىدهد و زندگى را ناشايست مىسازد و بهجاى حياتبخشى اقتصاد، حيات را از
افراد مىگيرد.
خط : رزق، امرى طبيعىست و بىنظمى ندارد؛ از اينرو هرگونه بىنظمى، اين حقيقت درست خارجى را از نظم خود خارج و به تخريب مىكشاند.
خط : مىتوان رزق حلال را حرام نمود. حلال و حرام يك اتصاف خارجىست نه امر استقلالى
و معقول ثانوى فلسفىست. رزق حلال، اتصاف سالم و رزق حرام، اتصافى ناسالم است. اگر كسى به جاى طلب رزق حلال خود به سراغ حرامها برود، رزق حلال خود را ناكارآمد و از نظم طبيعت خارج مىكند و حرام را جاى آن مىنشاند بهگونهاى كه نظم طبيعت اجازه نمىدهد رزق حلال در جاى خود بنشيند؛ زيرا حرام جاى آن را پر نموده است. اتصاف ناسالم فرد و حرامنمودن رزق خود داراى عوارض است و حلال و حرام دو عنوان اعتبارى صرف نيست كه واقعيت خارجى نداشته باشد.
خط : در نظام مشاعى هستى و پديدههاى آن، كسىكه به طلب رزق كسبى و حلال خود نمىرود، از آن محروم مىشود.
خط : طلب رزق به طريق و شيوهاى حرام، آن را مخدوش و تخريب مىكند و ضمانت حمايت و بركت خداوند از آن برداشته مىشود و عوارض مصرف مال حرام كه بسيار خطرناك است دامنگير هركسىكه از آن مال استفاده كند، مىشود.
خط : رزق يك سرمايه است كه به افراد با دخالت پيشينه بهصورت متفاوت مىرسد و بايد آن را با كار و تلاش و با مديريت، در چرخهى اقتصاد انداخت.
خط ( كلان ) : طلب رزق آن هم به وجه حلال، زندگى را سامان مىدهد و آن را خوب و شيرين و راحت و گوارا مىسازد؛ اگرچه ساده و كوچك باشد. طلب رزق به حلال، زيرساختِ مهم زندگى مسلمان مىباشد.
خط : طلب رزق بايد داراى سلامت باشد و از آفاتى همچون حرص، طمع، زيادهخواهى كه به طلب آسيب مىرساند، دور باشد.
خط : زمين، مادهاى جمعى، اصالى، خودجوش و مولد دارد و تركيب عناصر در آن بيش از ديگر عوالم و نيز ديگر سيارهها و اجرام آسمانى تحقق پيدا مىكند. همين ويژگى سبب مىشود منابع آن تمامى نداشته باشد و بشر سالم و متعادل در صورت توانمندى بر استخراج درست منابع، هيچگاه با كمبود منابع مواجه نشود. خداوند براى هركسى رزقى در زمين قرار داده است و عنوان « محدودبودن منابع زمين » غيرعلمىست. هر انسانى داراى رزقىست از تمامى سرمايههايى كه بر روى زمين است كه اگر به مصرف وى نرسد، ضايع مىشود و از بين مىرود. هر رزقى تاريخ مصرفى دارد و اگر به هنگام و به تناسب استفاده نشود، از بين مىرود و چنانچه در جاى خود قرار نگيرد، باعث بىنظمى و
اخلال مىشود.
زمين براى تأمين ارزاق تمامى آفريدهها اقتضا دارد، ولى انسان بهخاطر نبود سيستم مناسب و فقر دانش و فنآورى در استفادهى مطلوب از امكانات و ضعف مديريتى در توزيع و مبارزه با مفسدان، بر تودههاى ضعيف جامعه ظلم مىكند و آنان را به فقر مىكشاند.
خط : رزق كريم رزقىست كه براى ديگران هيچگونه درگيرى، مشكل و عارضى ايجاد نمىكند.
براى نمونه ارثى كه فرزندان را با هم درگير نمايد و آنان را به دعوا بيندازد، رزق كريم نيست. رزق كريم بهگونهاىست كه خير آن نهتنها به صاحب آن، بلكه به ديگران نيز مىرسد و اين رزق چنان ماندگارى دارد كه ديگران را بهرهمند مىسازد.
خط : رزق طيب به رزقى گفته مىشود كه پاك و حلال باشد و تحصيل و به دستآوردن آن زحمت و سختى چندانى نداشته باشد و نيز تازه باشد. مال طيب، مال حلالىست كه بهراحتى و تازه به دست آمده باشد. رابطهى حلال و طيب به لحاظ عقلايى و عرفى عموم و خصوص مطلق است؛ به اين معنا كه بعضى از حلالها طيب است و برخى خير؛ ولى همهى طيبها حلال است. برخى رزقها نيز نه طيب است و نه حلال. رزق حلال غيرطيب همانند پولى كه از راه كفنفروشى و مانند آن به دست آيد. رزق غير طيب غيرحلال همانند فرشى كه از زير پاى خانوادهى فقيرى دزديده شود.
كسىكه با زحمت و سختى مالى را به دست مىآورد چشمش به دنبال آن مال است. كسىكه از آن مال غير طيب مىخورد به آثار وضعى آن دچار مىشود. خوردن غذا در خانهى فقيرى كه به زحمت كسب درآمد مىكند، گرچه حلال است، طيب نيست و عوارض دارد و عمر آدمى را كوتاه مىكند.
خط : ملتها داراى رزق مىباشند. رزق ملتها مىتواند عنايى و به فضل يا كسبى و به تحصيل باشد كه بايد آن را با طلب حلال و با تلاش و كوشش سالم و علمى به دست آورند و در زمان خود به مصرف برسانند تا انقضا نيابد و از دست نرود.
خط : طلب رزق اگر به وجه حلال نباشد، جامعه وصف ايمان را از دست مىدهد و ميل به عبادت، معرفت، محبت و صميميت در آن از بين مىرود. حرامخوارى جايى براى محبت و صفا و عشق نمىگذارد. موتور نفسى كه از نجاست ارتزاق دارد، براى عبادت و محبت استارت نمىخورد و حركت نمىگيرد.
خط : رزق كسبى و طلب حلال، امرى اقتضايىست و براى به دستآوردن رزق عليت ندارد و بايد آن را با توكل به عنايت و بركتى كه خداوند به رزق مىدهد، دنبال كرد.
خط : جامعه اگر به عنايت خداوند و سهم رزق و ايمان به عالم غيب و اهتمام به باطن توجه داشته باشد، بسيارى از مفاسد اقتصادى مهار مىشود و به طمع و آز و زيادهخواهى مبتلا نمىگردد و زمينهى رشد اقتصاد سالم را ايجاد مىنمايد. در اقتصاد، تلاش و تكاپوى بشر بهگونهى جزيى و اقتضايى تأثير دارد و اين توان غيب عالم است كه بر آن چيره مىباشد. اقتصادهاى غير الاهى ( بشرى )، تلاش بشرى و اسباب ظاهرى را علت تام و تمام علت موفقيت مىدانند. اقتصاد بدون توجه به غيب و باطنگرايى و بدون التفات به عنايت خداوند رشد سالمى نخواهد داشت و به خرافات و اوهام و مفاسد برانداز مبتلا مىگردد.
خط : نظام مشاعىِ باور عميق به خداوند و اميد به او و توكل بر او و وابستگى به حقتعالا و
اعطاى موهبتى نيروها و توان طبيعت و غيب و قانون جذب، بر نظام اقتصادى حاكم مىباشد و اقتصاد از آن، رونق مىگيرد و بىتوجهى به آن، ركود مىآورد.
خط : بركت كار و رزق در: صبحخيزى، داشتن ذكر ميان دو طلوع براى توجه به خداوند و قرب به او و پىگيرى كار در ساعات اول روز با رعايت قوانين اقتصادى مىباشد.
خط : رزق برخى كسبى نيست و عطاى الاهى مىباشد. رزقهاى اعطايى و موهبتى بدون زحمت به صاحب آن مىرسد. از اين نمونه است ارث، هبه، هديه و صلح كه زحمت آن را ديگران كشيدهاند. رزق برخى را خداوند بهصورت مستقيم مىدهد و اين عطاياى الاهىست كه به فرد رسيده است و نبايد در برخورد با او بخيل گرديد و اعتراضى داشت كه چرا چنين كسى بهطور سالم و خدادادى به ثروتى موهبتى و حلال رسيده است.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.