بخش 3 : فصل بيستودوم : كسبوكار و حرفه
بخش 3 : فصل بيستودوم : كسبوكار و حرفه
خط : هركسى وظيفه دارد براى تأمين نيازهاى خود كوشش داشته باشد و كار و بار خود را به عهدهى ديگرى نيندازد؛ وگرنه با مسؤوليتناپذيرى چنان از حيث انسانى سقوط مىنمايد كه مورد لعن خداوند و اولياى دين قرار مىگيرد و دچار نفرت عمومى مىشود و ديگر كسى از او خوشايند ندارد و حتى خانوادهى وى نمىتواند از لحاظ روانى از چنين انسانى كام بگيرد و زندگى با او ضعف اعصاب و فشار روانى و رنجيدگى خاطر مىآورد.
خط ( كلان ) : وظيفهى اولى نظام و دولت اسلامى به عنوان متصدى اموال عمومى، ايجاد كار و هموارسازى مسير اشتغال براى صاحبان شرايط كار در تمامى زمينهها مىباشد و مديريت سرمايه بايد در اين مسير صورت بگيرد. كليد سلامت جامعه و رونق اقتصاد، كار شايسته مىباشد.
وظيفهى اصلى و اساسى و اولى نظام در برابر مردمان، توليد كار و ايجاد اشتغال است و نرخ جمعيت به حسب وفور شغل و كار تعيين مىشود كه چگونگى آن در بخش « مديريت كلان » آمده است.
خط : جامعهاى سالم است كه آحاد افراد آن اهل كار و تلاش و كوشش باشند و اخلاق حرفهاى كسبوكار خود را رعايت كنند. تلاش و كوشش و كار داراى ارج مىباشد و قرب مىآورد و ترك كار با حرمان و سقوط انسانى و نكبت فردى و انحطاط اجتماعى برابر است.
خط : كار در صورتى نتيجهبخش مىشود كه محكم و استوار و با قوام آورده شود و از هرگونه سستى و اهمال دور باشد.
خط : كسلى، تنبلى و بيكارى فرد را پوك و فسيل مىسازد و چنان هويت او را مىگيرد كه مىتواند بعد از آن به هر نارسايى و حرامى اقبال نمايد و انگيزههاى حرام چون تجاوز و سرقت او را در خود فرو مىبرد تا جايى كه حتا براى خودكشى نيز اقدام مىكند تا چه رسد به انواع فسادها كه بهراحتى به آن تن مىدهد. بنابراين هرجا آمار بيكارى فراوان باشد، آمار فساد نيز بالا خواهد بود.
خط : بيكارى حرام است. درست است كار نياز به فراغت و استراحت و استپ براى دفع خستگى و كسب انرژى و نيروى تازه دارد اما اين امر نبايد به بيكارى منجر شود. حتا ديد و بازديد و ميهمانى فرد بيكار ارزشى ندارد؛ زيرا هم شوق و عشقى به ميزبان در آن نيست و هم نظمى ندارد و به كار ميزبان آسيب مىزند.
خط : كار را بايد با شوق و نشاط و عشق دنبال نمود و از كسلى و بىحالى و بىحوصلگى و بىتابى دور بود، تا ارزش داشته باشد.
خط ( كلان ) : همانگونه كه اساس ديانت بر پايهى عقيدهى درست و عمل شايسته مىباشد، اقتصاد اسلامى نيز بر شالودهى « كار » بنا نهاده مىشود نه بر سرمايه. كار بايد شايسته، صالح، مشروع و قانونى باشد؛ زيرا كار دنيوى سرمايهى جاودانىست و انسان با كار خير به سعادت و رستگارى ابدى مىرسد. شخصيت مسلمان و هويت او با كار و كوشش و فعاليتى كه دارد، رقم مىخورد. عيار مسلمانى به كار شايسته و اقتصادى ( مياندارى روادار ) و به عقيدهى درست به عنوان يك كار مىباشد و كار درست و سالم، قداستى همچون محراب و مسجد دارد.
اقتصاد سالم با كار رونق مىگيرد و از ركود و تورم بيرون مىآيد و ارزش كار نياز به فرهنگسازى دارد تا پول و سرمايه بهجاى آن اوج نگيرد و موقعيت و ارزش كار را نگيرد بهگونهاى كه گفته شود پول اقتصاد مىآورد نه كار.
خط : كار درست و سالم نيازمند آگاهى، علم، سياست، مديريت، رعايت نشاط و دورى از كسالت و حفظ تناسب و اندازه و استحكام مىباشد.
خط : كسالت كارى سبب مىشود كار كاستى بگيرد و توليدى و نتيجهى كار و خدمت انجامشده داراى استحكام نگردد و طبيعىست از چيزى كه استحكام نداشته باشد، نمىتوان كام برد.
خط : به واقع چنين است كه بىكارى، بىعارى و منتپذيرى مىآورد.
خط : توفيق الاهى به كار سرعت و بركت مىدهد :
كار با آمد كار است نه با كردن كار مهره گر نيك بيفتد همه كس نراد است
بايد مواضع وزش نسيم رحمت الاهى را دريافت و توفيق و وفق و هماهنگى شتابدهنده را بهرهى خود نمود.
خط : كار و توان توليد كالا يا ارايهى خدمت به افراد و جامعه، خود سرمايهاى بسيار مهم براى درآمدزايى و تأمين معيشت و بهترين گزينه براى پيشگيرى از فساد و وقوع جرم و گناه است و بهصورت غالبى ايجاد خير مىكند و شخصيت و هويت جامعهى اسلامى و قداست آن به اين مهم است و حتا كار بهخودىخود و براى خود كار ارزش است، برخلاف سرمايه كه مىتواند با تكاثر و زيادهخواهى و
حرص و طمع يا بخل به شرّ تبديل شود يا بيكارى آورد كه ريشهى بسيارى از شرور است و سرمايه را بايد در خدمت كار قرار داد.
خط : كار بهخودىخود مطلوب است؛ اگرچه سودى مادى نداشته باشد. انسان با كار زنده است و حركت و سرعت مىگيرد. انسان براى آنكه اين سه صفت انسانى را داشته باشد، لازم است از تنبلى و كسالت و خمودى دورى كند و هدف اولى از كار را همين بداند و هدف دوم آن، تأمين نيازهاى خود، خانواده و جامعه مىباشد.
خط : كار، هويت و شاكلهى آدمى را نشان مىدهد. انسانى كه قوت نفس دارد، كار خود را محكم و انسان سست و ضعيف، آن را سست مىآورد و دل به آن نمىدهد: ( قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ )[1] .
خط : نظام اسلامى لازم است زمينه و بستر مناسب آزادى عمل و كار را براى آحاد مردمان در تمامى مشاغل فراهم كند و ساختار سيستميك آن را ايجاد كند تا همه در كمال امنيت و آزادى بتوانند به حسب سليقه و استعداد خود به كار شايستهى مورد نظر خويش بپردازند.
خط : تعطيلى كار مجاز نيست و روزهاى تعطيل بايد به حداقل و تنها به مناسبتهاى بسيار مهم انجام بگيرد. تعطيلىهاى فراوان به اهمال در كار منجر مىشود.
خط : داشتن ثروت و سرمايه نبايد آدمى را به بيكارى بكشاند. بيكارى، فرد و سرمايهى او را به انگل جامعه تبديل مىكند. سرمايه بايد در خدمت كار و در روند اشتغال باشد.
خط : كار در نظام مشاعى و جمعى گم نمىشود و در حسابرسى جمعى به عامل باز مىگردد : ( أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى )[2] .
خط : بهتر است در محيط كار، با داشتن گلهاى طبيعى، نفـْس خود را تلطيف كرده و آن را براى انجام كار بهتر آماده نمود.
خط : هر شيفت كارى ششساعت است و چنانچه بهگونهاى تنظيم شود كه اذان در ميانهى آن قرار نگيرد و اهميت نماز اول وقت محفوظ بماند، بسيار مناسب است.
خط : شيفت كارى مشاغل سنگين و پرخطر بايد به حسب سختى آن كم گردد. براى نمونه شيفت كارى معدنكارانى كه در زير زمين به استخراج زغالسنگ مىپردازند نبايد از سه ساعت بيشتر باشد. كارهاى زيرزمينى در شيفتى طولانى كه فرد از هواى آزاد محروم است، بدن را به شدت فرسوده مىسازد.
خط : كار بايد اجر متناسب با خود را داشته باشد و ارزش مالى آن محفوظ باشد. ارزش هر كار با سنجش مناسب و آزادى عمل و درصد امنيت آن تعيين مىگردد.
خط ( كلان ) : ارزشدادن به سرمايه و پول و خودنمايى آن در برابر كار، ارزش كار را پايين
مىآورد. سرمايه نبايد در جايى به تحقير و تخريب « كار » منجر شود و آن را بىارزش كند. حفظ ارزش كار نياز به آزادى عمل و امنيت و سنجش دقيق دارد و قداست و اهميت كار به عنوان فرهنگ غالب در جامعه نهادينه شود.
خط : نظام اسلامى بايد كار را هدفمند سازد و از هزينهى بودجهى عمومى براى كارى كه نتيجهى سالمى ندارد، بپرهيزد.
خط : در جامعهى مدرن، باز و گسترده، زنها نبايد بيكار باشند و آنان لازم است عهدهدار مشاغل متناسب با خود شوند. كارهايى كه به زنان واگذار مىشود نبايد پست و خواركننده يا
خشن باشد.
خط : برخى از مشاغل و كارها داراى عوارض سوء مىباشد. چنين مشاغلى لازم است با آگاهى و آموزش، عوارض سوء آن پاكسازى شود. براى نمونه قصابها لازم است در كنار كار خود به ديگران تمرين مهربانى كنند يا در سجده گريه نمايند و آهنگرهايى كه پتك مىزنند يا جراحانى كه تيغ مىكشند يا دندانپزشكان، تمرين نازكردن به همسر و فرزند و بوسيدن آنها داشته باشند.
خط : نظام اسلامى، دولت و كارگزاران و مسؤولان و نيز جامعهى روحانيت لازم است كار كنند، ولى با اموال عمومى و وجوهات، تجارت نداشته باشند، وگرنه به عوارض سوء پول و ثروت، از جمله سرقت و اختلاس از اموال عمومى مبتلا مىگردند.
آزادى كار و اشتغال
خط ( كلان ) : در نظام اسلامى كار در صورتى ارزش دارد كه در آن آزادى عمل و اختيار باشد و از روى اكراه و اجبار نباشد. هر تابعى بايد بتواند كارى مفيد و مناسب خود بهصورت آزاد و به حسب تخصص و علاقه داشته باشد و خود به عوايد و بهرههاى آن برسد و چنين نباشد كه بعضى از كارها فقط در دست نظام و دولت باشد و افراد حايز شرايط آن كارها از آن محروم گردند. آزادى عمل، همه را در انتخاب و گزينش كار، برابر مىگرداند و براى افراد و گروهى خاص امتيازى نمىگذارد و آنان را براى رسيدن به كار به حرام و رشوه و پارتى آلوده نمىكند و منابع مالى لازم براى كسبوكار را بهصورت يكسان در اختيار همه مىنهد.
خط : هركسى حق دارد هر شغل قانونىاى را كه بدان مايل است و در آن تخصص و مهارت و صلاحيت و مدرك متناسب را دارد، برگزيند و از آن كسب درآمد مشروع داشته باشد. البته توزيع و انتقال نيروهاى كارى و تخصصىِ متعهد، نياز به نظارت، مديريت و اخذ موافقت و تأييد از مراجع
صالح دارد.
خط ( كلان ) : انتخاب شغلهاى مرتبط با جنسيت، تنها براى جنس همگون مجاز مىباشد.
خط : زن و مرد در معلاملات و روابط مشترك اجتماعى داراى محرميت اجتماعى مىباشند، اما شغلهاى اختصاصى مربوط به جنسيت تنها براى همگن مجاز مىباشد.
حفظ كرامت انسانى
خط : در تمامى مراحل اقتصاد، كرامت و حرمت اهل ولايت محفوظ مىباشد و واگذارى هر كنشى كه كمترين خدشهاى به كرامت انسانى و حيثيت اجتماعى مواليان وارد آورد، به آنان ممنوع مىباشد. مشاغل و كنشهاى اضطرارى كه انجام آن با شأن ولايى پيروان حق سازگار نيست، به تابعان ديگر مكاتب واگذار مىشود.
خط : جامعهى اسلامى جامعهاى تلاشگر، كارآفرين و افراد آن داراى روحيهى محكم، توانمند، پرنشاط و اميدوار به آينده و مؤمن به غيب عالم و حقتعالا و استوار بر حق مىباشند.
خط : براى حفظ كرامتِ كارگران ساختمانى و خدماتى، لازم است مكانهاى ويژهاى با امكانات لازم و بهروز براى آنان در نظر گرفته شود كه محل معارفه و كاريابى آنان بهصورت محترمانه و آبرومندانه باشد.
خط :در اقتصاد اسلامى حرمت هر فرد و مالى به عيار آن است و تمامى پديدهها داراى حرمت مىباشند و شكستن حرمت آنها حرام است. بايد با هرچيز به اندازهى موقعيت ظهورى آن و به تناسب حرمت گذاشت و چيزى نيست كه حرمت نداشته باشد. پاسداشتن حرمت هر پديدهاى به تناسب موقعيتى كه دارد، متوقف بر شناخت آن مىباشد.
ارزش ذاتى كار حلال
خط ( كلان ) : كار حلال در اقتصاد سالم بهخودىخود يك ارزش والاست. كار، به مصرف، گوارايى مىدهد :
( كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئآ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ )[3] .
به آنچه به جاى مىآورديد، بخوريد و بنوشيد. گواراتان باد!
اين آيه مصرف را به حسب كارى مىداند كه نو به نو انجام مىشود. مصرف تازه، رزق را طيب مىسازد. مصرف اگر از درآمد حلال و تازه و دور از رنج و زحمت باشد، طيب مىگردد. رزق طيب، سلامتى و طول عمر مىآورد. استفادهى بيات و مانده، عمر را كوتاه مىسازد.
كسبوكار قانونى و مشروع
خط : اقتصاد در صورتى فرجام نيكى دارد كه مبتنى بر كار و كسب درآمد حلال و حاصل از تلاش صافى باشد. زرنگى و كلاهبردارى و حيله و غِلّ و غشّ و تقلب و كمفروشى و كمكارى و اهمال و بىتعهدى در كار و وروديافتن به كارى كه تخصص علمى آن را ندارد يا فروش كالاهاى قاچاق، ممنوع و
نامشروع يا تنفروشى و كسب درآمد از فحشا و شرففروشى، هيچيك ارزش اقتصادى نيست و هم گرفتارى به عوارض آن را در پى دارد و هم اقتصاد را به تلخى بىپايان و خودبرانداز تبديل مىكند.
خط : كار و تلاش و كسب بايد مشروع باشد. برخى از كسبها مانند فساد و فحشا و شرففروشى ممنوع است و مرتكب آن، مالك درآمد بهدستآورده نمىشود.
تفاوت حقيقى حلال و حرام
خط : مال حلال با مال حرام تفاوت حقيقى دارد و حلال و حرام دو عنوان اعتبارى نيست كه بر روى مال حمل مىشود. براى نمونه مال حلال مىتواند بيمارى را شفا دهد، اما مال حرام بلاخيز است. مال حرام، وسواس و پريشانى خاطر مىآورد. در برابر، مال حلال صفا مىآورد و پريشانى را از بين مىبرد بهگونهاى كه مىشود به عنوان دارو مورد استفاده قرار گيرد.
خط : نمىشود مال حرامى وارد يك زندگى بشود، اما آسيبى به آن وارد نكند.
خط : در چرخهى كسبوكار و توليد اقتصادى هرگونه استفادهاى از مال حرام، ممنوع است. اكل مال حرام نيز حرام است و از نظر روانى، براى طبع و نفس، جنونِ هارى مىآورد. كسىكه نفسى هار دارد، ديگر از حلالها لذت نمىبرد و از حرام التذاذ دارد و به انجام حرام و ساديسم و آزار اعتياد مىيابد. فردى كه به بيمارى هارى مبتلاست، نسبت به خون حساسيت ندارد و بدتر از گرگ ديگران را مىدرد و پاره پاره مىكند. انسان هار به راحتى مىكشد اگرچه ضعيفترين بشر باشد. شراب هار نمىكند بلكه مست مىكند، اما مال حرام هارى مىآورد كه بسيار بدتر از مستىست و به اين راحتى نيز قابل
درمان نيست.
خط : حرامخوارى، ابتلا به شهوت پنهان مىآورد و شهوت پنهان فرد را به انباشتگى، تكاثر و جمع فراوان مال مىكشاند تا بتواند اميال و هوسهاى سيرىناپذير خود را در چهرههاى متفاوت بروز دهد؛ در حالى كه مال حرام و آلوده به مظالم هم نمو و رشد پايدار ندارد و بهخودىخود عقيم و ابتر مىباشد و هم رشد موقت ظاهرى ( غيرحقيقى و نامانا ) و مصرف آن، تلخى مىآورد و شيرينى، مباركى و كاميابى ندارد و هوسهاى سيرىناپذير فرد مبتلا به آن، چون اشباع و ارضاعى ندارد، به هارى و قساوت نفس منجر مىشود. پول حرام، شب را از آدمى مىگيرد و فرزند را فاسد و بىايمان مىسازد و سلامت و صلابت و سعادت را مىبَرد. شهوت مال، فرد را به جايى مىرساند كه حاضر است در صورت مرگ، تمامى اموال و پول او با جنازهاش در قبر وى دفن شود، ولى چيزى از آن حتا به همسر و فرزندان او نرسد. فرد هار و داراى شهوت پنهان از پول و دارايى سيرايى ندارد و حفرهى گدايى در نفس وى هيچگاه التيام نمىيابد و چنين كسى در ميان انبوهى دارايى، باز گدامنش است.
خط : مال حرام حتا اگر با واسطه و بهگونهى هديه و بخشش به ديگرى برسد، استفاده از آن حرام است و فرد، مالك آن نمىشود.
خط ( كلان ) : براى پرهيز از حرام بايد حرمتها را پاس داشت و حرمت هرچيزى را داشت. كسىكه حرمت نگه نمىدارد، نمىتواند از حرامها دورى كند. كسىكه به شخصيت خود احترام مىگذارد و به پوشش و كفش خود احترام مىگذارد و حرمتها را رعايت مىكند، نمىتواند مرتكب حرامها شود و به گزاردن نماز و آوردن روزه نيز اهتمام دارد و براى جامعه كه زنده و حقيقىست و مردمان نيز شخصيت قايل است و به آنها به تناسب خود احترام مىگذارد؛ همانطور كه ارزش قرآنكريم را درك مىكند و حرمت و قداست آن را رعايت مىنمايد.
خط : حرمت، عنوانى نفسى، ثبوتى و فراگير، و حرام، عنوانى نيازمند اثبات و دليل و بسيار محدود مىباشد. هرچيزى كه ظهور دارد به صرف تعينش داراى حرمت و احترام است و ثبوت آن، همان تشخص، شخصيت، مرتبه و به تناسب آن، محترم و داراى كرامت مىباشد، بدون آنكه لزوم حرمت آن نيازى به دليل داشته باشد. حرمتها به پهناى پديدهها عموميت، سعه و گسترش دارد و هر پديدهاى نيز به اندازهى سعهى خود داراى شخصيت است و از آنجا كه هرچيزى در هرچيزى هست، اين شخصيتها بىنهايت مىگردد، اما حرامها محدود به امور چندىست و همهچيز بهصورت اولى حلال و پاك است مگر آنكه دليلى مستند برخلاف آن آيد.
خط ( كلان ) : حرمت و ممنوعيت عناوينى محدود و بر پايهى اثبات متقن است و حلالها بىشمار مىباشد. جامعه به همين وزان لازم است بهگونهى ايجاب غالب، مديريت گردد. از نشانههاى پيشرفت جامعه، فراوانى ايجابها و محدوديت سلبها مىباشد. كثرت ايجاب به وفور تعامل و تعاون مىانجامد و تعاون بر مهر و محبت همگانى و كثرت تبادل كه شاخص رشد اقتصاد مىباشد، مىافزايد. اقتصاد براى رشد نياز به آزادى عمل و انديشه دارد و نبايد با كثرت محدوديتهاى سليقهاى و مزاجى يا استكبارى و استبدادى افراد جامعه را به ترس و واهمه انداخت.
جامعهى ايجابى داراى سلامتى، نشاط و شكوفايى هرچه بيشتر است و جوامع سلبى به غمبارگى و توهمات فاصلهساز درگير مىشود و به همان ميزان از نشاط، شادمانى، رفاه، فرهنگ، تمدن و كاميابى دور مىشود و وسواس، عقده، كينه، توهم و انواع اختلالهاى جنونآميز آن را در برمىگيرد.
جوامع سلبى دچار ناهماهنگى و تشتت مىشود و فقر و تاريكى و شك به جان آن مىافتد و نهايت آن را ناراضى، برآشفته و معترض مىگرداند و ديگر كسى حرمت ديگرى را نگه نمىدارد و همه چنان خودبين و خودخواه مىگردند كه حرمت خود را نيز مىشكنند و قداستى براى چيزى قايل نمىشوند.
خط : اقتصاد براى حفظ سلامتى، استحكام، رونق و پايدارى خود كه تابع سلامت همهجانبه و جامع افراد جامعه است، نيازمند آن است كه رديف بودجهاى براى سلامت روان در نظر بگيرد و براى ترويج شادمانىها و امورى كه بهصورت سالم نشاطآور است و ديگر امور ايجابى از جمله كاستن از
امور منفى همچون فقر و كمبرخوردارى، سياست و تدبير داشته باشد و فرهنگ جامعه را ايجابى، طبيعى، شيرين و داراى غيرت، شهامت و معرفت و عفاف و كفاف نمايد. ايجاب و سرور و نشاط به معناى بىبندوبارى و فساد و فحشا نيست كه اين امور خود سلبى و جامعهبرانداز است و بايد ساختار و الگوى اسلامى شادمانى رعايت گردد. كفاف و داشتن هزينههاى زندگى به اندازه در صورتىكه با عفاف همراه شود، ارزش دارد وگرنه پول و سرمايه بدون حفظ عفاف، سلامت ندارد.
تحصيل مال نامشروع
خط ( كلان ) : اگر كسى با نفوذ در دستگاههاى دولتى يا بر مسؤولان، مالى را از طريقى نامشروع از بيتالمال و خزانه گرفته باشد، مالك آن نمىشود؛ هرچند سالهاى فراوانى از آن گذشته باشد. اين مال بايد به خزانه باز گردانده شود. رهبرى موظف است آن مال را در هرجا كه يافت و به هر طريقى كه مىتواند باز گرداند و به گردش طبيعى اقتصاد وارد نمايد؛ هرچند آن مال به نام خود فرد نباشد. همچنين هيچكس از راههاى نامشروع مالك مالى نمىشود و صاحب اصلى، مالك آن مال مىباشد؛ هرچند با واسطههاى فراوانى به ديگرى واگذار شده باشد.
خط : كسى مالك مالى كه بهگونهى باطل و با تصرف عدوانى از خزانه بيرون رفته است، نمىشود و لازم است به جاى خود باز گردد.
خط : روزى علم بهصورت آزمايشگاهى ثابت خواهد نمود مصرف مال حرام حاصل از خزانه، هم هارى مىآورد و هم همچون سگانى كه در دفع مدفوع خود مشكل دارند، فرد را به يبوستى بسيار دردناك مبتلا مىكند يا به او يكى از انواع سرطانها يا بيمارىهاى مربوط به آلات تناسلى و ضعف قواى جنسى را مىدهد.
ممنوعيت استثمار، فرصتطلبى و لزوم حفظ حقوق كار
خط : نيروى انسانى كار، نبايد به دليل نياز به كار و وابستگى به آن، استثمار و چپاول شود. حقوق كارى با توجه به اصل سرمايه و ابزار كار و نيز انديشه، علم و تخصص مورد نياز و نيز مهارت مديريت، نسبتسنجى و به حسب آنها ارزشگذارى مىشود. اگر اين اصل رعايت نشود و استثمار جاى احترام متقابل به حقوق عادلانه يا منصفانه را بگيرد، خشونت، قساوت، بىتعهدى و بىاعتمادى و كمكارى، نظام اقتصادى را از درون مىپوساند و به آن محتوايى استثمارى مىدهد.
خط ( كلان ) : براى آنكه ارزش كار تنزل نيابد، نبايد با ترويج پولمحورى، كار را به مزدورى تبديل كرد. سلطهى پولمحورى، چپاول و كسب درآمد از راههاى غيرانسانى و نامشروع و بهخصوص با تقلب و حيله و زرنگى و حتا با فحشا و منكرات بهخصوص از ناحيهى شرففروشى زيبارويان و نيز گدايى و تكدىگرى را رواج مىدهد. ارزشهاى دينى و انسانى اگر با چيرگى پول به فراموشى و غفلت
سپرده شود، سلامت و امنيت جامعه از دست مىرود. در چنين جامعهاى هرچيزى حتا دين و ايمان با پول خريده مىشود و هر ناشايستى با پول، بر جامعه چيره مىشود و حرص و طمع و خساست، جامعه را به اختناق مىبرد و صفا و محبت و مرحمت از ميان مىرود.
خط : حقوق كارگزاران و مسؤولان بايد با مسؤوليتى كه به آنان سپرده مىشود، هماهنگى و تناسب داشته باشد و به حسب آن تعيين گردد.
ممنوعيت كار قراردادى
خط : در اقتصاد سالم و فقربرانداز، كسى قراردادى و موقت كار نمىكند، بلكه كار و شغل براى افراد بهصورت دايمى و پايدار تا زمان بازنشستگى در نظر گرفته مىشود. هرگونه استخدام قراردادى نوعى استثمار است و به ضرر مردمان و جامعه مىباشد.
ارزش علم و تخصص و دورى از مزدورى و پولمحورى
خط :لازم است اين فرهنگ نهادينه شود كه علم و تخصص و خودِ كار، ارزشى بالاتر از پول دارد و مشاغل علمى و تخصصى همچون معلمى، دبيرى و پزشكى و مشاغل كارى براى پول مزدورى نمىكنند. حاكميت موظف است نيازهاى اين مشاغل را در حد متوسط برطرف كند و مزدى كه به آنان پرداخت مىشود بر اساس ساعات كارى و بهگونهى ترويج فرهنگ مزدورى نباشد و ارزش آنها با حقوق مالى و درآمدهايى كه دارد، سنجيده نگردد تا ارزش علم و موقعيت تخصص و كار تنزل نيابد. پرداختهاى مالى به صاحبان چنين مشاغلى از باب فىسبيلالله و براى انجام كارهاى خداوندى در ناسوت است، نه از باب رفع فقر، بنابراين چنين نيست كه اگر نيازى به آن نداشته باشند، نتوانند آن را اخذ نمايند. البته هركسىكه بهگونهاى به دين خدا مدد برساند، هرچند از اهل علم نباشد، مىتواند مشمول دريافت حقوق از باب فىسبيلالله حتا بهگونهى پارهوقت گردد.
خط : ارزش كار به قدرت انديشارى و علمى آن است. بايد اين فرهنگ را در جامعه نهادينه نمود كه ارزش هر كارى به مغز و انديشهاىست كه آن را طراحى و عملياتى كرده است. بنابراين از مهمترين سرمايههاى يك كشور، مغزهاى نابغهى آن مىباشد كه براى وصول به نتيجهى درست، بهصورت موهبتى قدرت حدس بالايى دارند. حاكميت بايد ضمن شناسايى نوابغ، زمينهى تحقيق و فعاليت علمى و كار آنان را در داخل كشور مهيا سازد و تا آنگاه كه مىشود از نوابغ صاحب كفايت در مسوؤليتهاى مناسب استفاده نمايد، به سراغ هوشهاى برتر نرود.
خط : ثروت بدون آگاهى، علم و تخصص، و علم بدون خداوند و توجه باطنى،
فسادآفرين مىگردد.
كسبوكار سودآور مردمانى
خط : كسبوكارهاى اقتصادىِ سودآور در اختيار مردمان است و مديريت و نظارت بر تمامى شؤون آن و به تناسب قانون مدون، بهعهدهى كارگزاران دولتى و حاكميت مىباشد. كسبوكارهاى لازمى كه فاقد سوددهىست يا سوددهى آن اندك يا زمانبر است و متولى مردمانى رغبتى به سرمايهگذارى در آنها ندارد، موضوع يارانههاى دولتى و حكومتى قرار مىگيرد و در صورت نبود عهدهدارى مردمانى، لازم است ولىفقيه و دولت اسلامى آن را تصدى نمايد.
ايجاد موقعيت شغلى
خط : ايجاد موقعيت شغلى و كارىِ حقيقى، براى تمامى افراد جامعه، از شؤون حاكميت است و اين نظام است كه بايد به افراد تابع، شغل بدهد.
خط : در جامعهى علمى، سيستميك و مدرن چنين نيست كه هر كس بتواند هر شغلى را به عهده بگيرد، بلكه بايد شرايط و مجوز لازم براى آن را داشته باشد.
خط : موقعيت شغلى براى هر فردى به تناسب استعداد، تخصص و علاقهى او مىباشد و بايد موجبات سلامت و سعادت او را فراهم كند. اگر موقعيت شغلى بر پايهى تناسبها رعايت نشود و بهخصوص گزينش براى هر تخصصى بر پايهى اقتضاءات پيشينى او نباشد و تنها معيار در ايجاد تخصص و اشتغال، درآمدزايى و توجه به پول و صرف قصد معيشت باشد، فساد اقتصادى بهخصوص در ناحيهى توليد و نيز نارضايتى عمومى را موجب مىشود.
خط : هركسى بايد كار و شغل خود را متناسب با رشتهى تحصيلى و تخصصى و علايق خود برگزيند و استخدام با مدرك علمى غيرمتناسب با شغل و حرفه، ممنوع مىباشد.
خط : چندشغلهبودن ممنوع است و هر فرد تنها مىتواند در يك موضوع كه به آن علاقه دارد، فعاليت، كار و اشتغال داشته باشد.
خط : بهتر است براى فرزندان، امكانات و امتيازاتى در نظر گرفته شود تا تشويق شوند شغل پدر خود را برگزينند؛ زيرا با آن، تناسب زيستى بيشترى دارند؛ هرچند اختيار شغل ديگرى آزاد مىباشد.
قطع زمينههاى كار كاذب
خط : مسؤولان بايد زمينهى كارهاى كاذب مانند دلالى و واسطهگرى زايد را با قاطعيت و اهتمام جدى از بين ببرند.
مزد و پاداش
خط : مزد بر پايهى كار داده مىشود نه زمان، بنابراين بناى اقتصاد كارگرى بر روزمزدى و ساعات كارى نيست، بلكه بر كارمزدى مىباشد.
خط : مزد در برابر كار و تلاش داده مىشود. كمترين مالى از خزانه يا وجوهات بهگونهى موهبتى و مرحمتى به كسى داده نمىشود.
خط : تمامى پرداختهايى كه از خزانه به كارمندان و صاحبان تخصص و مشاغل و حرفى كه در خدمت نظام اسلامى مىباشند، صورت مىگيرد، از باب فىسبيلالله مىباشد.
خط : هيچگونه پاداش و تشويقى براى صاحبان درآمدهاى بالا منظور نمىشود.
[1] . اسراء / 84.
[2] . آلعمران / 195.
[3] . طور / 19.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.