صادق خادمی

هوش مصنوعی و مطالعات دینی
ورود به سامانه هوشمند
در حال بارگذاری ...

بخش 3 : فصل بيست‌وهشتم : معيشت

مدیریت و سیاست الاهی جلد 1📂 بازگشت به فهرست

بخش 3 : فصل بيست‌وهشتم : معيشت

 

خط  : مراد از معيشت در اقتصاد، محبت، عشق، ولايت و حفظ كرامت انسانى و حيات ربوبى بر پايه‌ى فرهنگ و ارزش‌هاى شيعى و تأمين نيازهاى جسمى و روحى متناسب با طبيعت و علاقه‌هاى فردى‌ست كه روز به‌روز پويايى، رشد و تكامل مى‌يابد و در جايى مرز ايستار و توقف و نيز تكرار ندارد و آن به‌آن نو و تازه مى‌باشد.

خط  : غايت اقتصاد، معيشت مبتنى بر قسط است و تأمين مشروع نيازمندى‌هاى زندگى جمعى و فردى به تناسبِ فرد و جامعه بر محور چرخه‌ى لازمى را كه دارد، اقتصاد مى‌گويند.

خط  : معيشت و تأمين نيازهاى زندگى با « رزق » صورت مى‌گيرد. رزق، هرچيزى‌ست كه به مصرف مى‌رسد و به تلاش سالم تبديل مى‌شود و معيشت مى‌سازد؛ بنابراين رزق با دارايى برابر نيست. اين مصرف مى‌تواند اجتماعى و سيستميك يا فردى و به‌گونه‌ى بدوى باشد. اگر در جايى زندگى و معيشت يا رزق به دارايى و سرمايه‌ى راكد تبديل شود، بخل، امساك و ترس اجتماعى و خمود و افول و انواع بيمارى‌هاى حاصل از تراكم به‌خصوص سرطان را خواهد آورد و اقتصاد را به انحطاط و ورشكستگى خواهد كشاند؛ به‌گونه‌اى كه با وجود فراوانى سرمايه، خط فقر، غالب افراد جامعه را در خود مى‌گيرد و با تراكم و انحصار ثروت در دست درصد اندكى، فاصله‌ى غنى و فقير، شكافى عميق و بحرانى مى‌آفريند و با وفور فسادهاى اجتماعى، انبوه توده‌هاى نيازمند را عليه چيرگان به اعتراض، شورش و اغتشاش مى‌كشاند.

خط  : اقتصاد سالم به تبديل دارايى به رزق و رونق زندگى و معيشت و تأمين كاميابى و لذت مشروع به‌گونه‌ى عملى بسيار اهميت مى‌دهد و در چرخه‌ى خود چنين هدفى را تأمين مى‌كند. تأسيس كارخانه و كارگاه‌هاى توليدى و ايجاد شغل و اعطاى قرض‌الحسنه و دادن وام و خيرات و مبرات در قالب‌هاى متفاوت معاملات همچون هبه و هديه و صلح، به نيازمندان و پرداخت خمس و زكات شرعى و ماليات شهروندى از راه‌هاى تبديل سرمايه به رزق و رونق معيشت در جامعه مى‌باشد.

خط  : از آن‌جا كه معيشت از سوخت رزق حلال انرژى و حيات مى‌گيرد، بنابراين كسى‌كه از رزق خود مصرف ندارد و رزق ديگران را با ظلم و تجاوز و دزدى و كلاهبردارى و مانند آن مى‌ربايد و مصرف حرام دارد، مصرف وى و انرژى حاصل از آن، كه حرام است، با طبيعت او سازگار نيست و سلامت دنيايى و معيشت سازگار نخواهد داشت و آشفتگى‌هاى روحى‌روانى و نابسامانى در معيشت از وى جدا نمى‌شود. تمامى كارهاى چنين كسى حتا عبادات صورى او ـ اگر عبادتى داشته باشد ـ فاقد روح طبيعى و حيات داراى نشاط و شادمانى و معيشت درست و گوارا مى‌گردد.

خط  : وابسته‌نمودن معيشت افراد به سيستم يا به فرد، از مصاديق استثمار و زيان‌بارى‌ست و ممنوع مى‌باشد.

 

خط  : مصرف درست مال، حركت‌دادنِ سالم آن در چرخه‌ى اقتصاد به شكل‌هاى گوناگون و متنوع و با حفظ طبيعت متناسب با آن مى‌باشد.

خط  : كار و اشتغال سبب گوارايى معيشت مى‌شود. كسى‌كه بيكار است، اگر تمامى امكانات رفاهى و بهترين خوراكى‌ها را در اختيار داشته باشد، از زندگى و معيشت خود لذت نمى‌برد و ناراضى و ناخرسند است.

خط  : با خدامالكى پديده‌ها، تمامى رزق‌ها از خداوند است و كسى نمى‌تواند براى اين‌كه آن را در اختيار ديگرى گذاشته است، منت و آزارى داشته باشد.

خط ( كلان )  : اقتصاد و معيشت سالم بر اساس رزق حلال و كريمانه و همراه با عزت سامان مى‌گيرد. رزق حلال و كريمانه، صفاى باطن، فهم و درك بالا، تفكر خلاق و قدرت اجتهاد و ميل به معنويت و نشاط و سرزندگى و زندگى سالم و زندگى پايدار و طولانى مى‌آورد. جامعه‌اى كه افراد آن مصرف آلوده و حرام دارند، نيروى انديشه‌ى خود را در تباهى‌ها و شيطنت‌ها به كار مى‌برند و هار مى‌شوند و قساوت قلب مى‌گيرند و حتا دين را نادرست مى‌فهمند و آن را به پيرايه‌ها و بى‌راهه‌ها و گمراهى‌ها مى‌آلايند و درنتيجه نمى‌توانند ديندارى داشته باشند. در چنين جامعه‌اى، هوس و شهوت و امور نفسانى شيطانى مانند كدورت و كينه و خوارى بر افراد غالب مى‌شود و تمامى ابعاد زندگى را فاسد مى‌كند و بيمارى، زودميرى و كوتاهى عمر مى‌آورد. همان‌طور كه نماز بدون طهارت و وضو، باطل است، ديندارى نيز بدون رزق حلال، سبب فساد و گمراهى مى‌شود و هرچه بر طبل آن كوبيده شود، رسوايى و هارى و قساوت آن بيش‌تر مى‌گردد. مصرف حرام هارى مى‌آورد و كسى‌كه هار مى‌شود و قساوت مى‌گيرد، نجابت خود را از دست مى‌دهد و بددلى مى‌گردد كه جربزه‌ى دريدن هرچيزى حتا دين و قانون و هر انسانى حتا كودكى را پيدا مى‌كند و درنده‌خويى مى‌شود كه عفت و پاكى و حرمت را بدون هراس كنار مى‌گذارد و تن به هر خفت و خوارى مى‌دهد و هر قداستى را مى‌شكند. توجه شود كه هارى، قدرت و توان نفسانى طبيعى و شگرد تكنيكى نيست، بلكه دريدگى و ناديده‌گرفتن هر قانون و قاعده‌اى و شكستن هر چارچوبى به‌خصوص آموزه‌هاى دينى‌ست و فرد را به دشمنان خدا و ولايت خوشامد مى‌دهد و از دين و صاحبان ولايت دلزده مى‌كند و ديگر خدا و اولياى الاهى براى او شيرين نمى‌باشند و فرد بيچاره و فلاكت‌زده مى‌شود. فرد هار، هر گناه و مصيبتى را مرتكب مى‌شود و بدترين آسيب از جمله اسراف، تبذير و تباهى را براى اقتصاد دارد. اگر مصرف جامعه حرام باشد، هيچ‌حركت اصلاحى نتيجه‌بخش نيست و هر قيامى مصداق اين شعر مى‌باشد :

خانه از پاى‌بست ويران است         خواجه در فكر نقش ايوان است

خط  : مصرف بايد بر پايه‌ى درستى‌ها باشد و به هزينه‌هاى زايد و مبتلا به اسراف و براى خودنمايى و استكبار نباشد.

 

خط  : در مصرف خوراك و غذاى خود لازم است به كيفيت با سه وصف حلال و قانونى، زيبا، و گوارايى اهتمام داشت؛ وگرنه لذت‌برى و خوشمزه‌بودن و قدرت‌زايى و تبديل به انرژى، در حيوانات

نيز مى‌باشد.

خط  : مصرف حرام، رزق حلال را آلوده و فاسد و ايمان را باطل و متلاشى مى‌كند و فرد را نيازمند « حلال‌درمانى » مى‌گرداند.

خط  : تقلب، ممنوع است. اگر تقلب و كلاه‌بردارى شايع شود، حيله‌گرى انسان‌ها تمامى مظاهر طبيعت حتا حيوانات را مى‌گيرد و آنان را فريبكار مى‌سازد، درنتيجه طبيعت به انسان مكر مى‌كند و خيرات را براى او به شرور تبديل مى‌سازد. تقلب، بدترين عامل تخريب طبيعت و به تبع آن، معيشت انسانى مى‌باشد.

خط ( كلان )  : هزينه‌ى مال براى مهربانى‌نمودن به ديگرى و جلب محبت و عشق و تلطيف قلوب، از هدف‌هاى عالى اقتصاد سالم و در مسير ولايت عمومى شيعى‌ست.

كاميابى

خط  : كار و تلاش و سعى براى به دست‌آوردن رزق بايد همراه با آرامش باشد. آرامش نيازمند كاميابى‌ست. لذت و كاميابى از اصول معيشت مسلمانى‌ست. سعادت دنيايى و سعادت اخروى بدون لذت و كاميابى و شادمانى و نشاط متعادل و مشروط ممكن نيست. كاميابى، سوخت و انرژى حركت براى سلامت و سعادت را تأمين مى‌نمايد. اقتصاد سالم اين اصل را در تمامى مراحل چرخه‌ى خود رعايت مى‌نمايد. كسى‌كه به دليل ناآگاهى يا ضعف، به ناكامى مبتلاست، آرامش روحى‌روانى ندارد و با احساس حقارت، تن به هر پستى مى‌دهد و هر فسادى را مرتكب مى‌شود.

خط  : همان‌طور كه اقتصاد سالم بدون كاميابى آحاد مردمان، نظامى پايدار نمى‌گيرد، كاميابى حقيقى بدون عشق كه بر پايه‌ى صداقت و وفاست و بدون ايمان به معناى دين‌مدارى با مراتبى كه دارد، شكل نمى‌پذيرد. كام، لذت، عشق، صفا، مهر و محبت و نشاط و اميدوارى و حتا سرگرمى‌هاى سالم و نشاط‌برانگيز و لهو و لعب متناسب، جزوى از چرخه‌ى اقتصاد و از هدف‌هاى مصرف مى‌باشد. كسى‌كه براى نمونه تفكر و مطالعه دارد اما لهو و لعب متناسب ندارد، ناقص و بيمار مى‌گردد و تنوع خوراكى در سطح گفته‌شده، مصرفِ سالم و متناسب است.

خط  : كاميابى و لذت داراى انواع گوناگونى‌ست. كاميابى مى‌تواند از امور مادى يا معنوى باشد. ورزش، عبادت و ازدواج نمونه‌هايى از كاميابى سالم است.

خط ( كلان )  : كاميابى و صفاى نفس و كمال باطن و معنويت و در يك كلمه زندگى براى وصول به حق‌تعالا مى‌باشد و حتا امور معنوى در اين مسير وسيله مى‌باشد نه هدف و همه براى آن است كه بنده بر مدار حق حركت داشته باشد و حلاوت خداوند را دريابد. وصول به رستگارى بدون اعتقاد درست به خداوند حاصل نمى‌شود.

 

خط  : كاميابى اجتماعى سهم عمده‌اى از لذت را در برمى‌گيرد. كار سالم نيازمند آرامش و كاميابى اجتماعى‌ست. جامعه براى كاميابى و لذت نيازمند آزادى و رعايت حلال‌ها و مباحات الاهى بدون افراط و تفريط و تنگ‌نظرى‌هاى ميلى و سليقه‌اى‌ست. ستاندن آزادى‌هاى مشروع و محدودكردن كاميابى‌هاى قانونى، نيروى انسانى كار را به پريشانى و عقده و حسرت و به فساد و اقتصاد را به ضعف و ناكامى مبتلا مى‌كند.

خط  : نبود فضاى آزاد كاميابى، گرايش به انواع اعتياد و فساد را گسترش مى‌دهد و بدترين آسيب را به نيروى انسانى كار وارد مى‌آورد و سرمايه‌هاى فراوانى را براى خريد مواد افيونى و مشروبات الكلى و پى‌آمدهاى فسادآلود آن يا درمان اعتياد و نيز مبارزه با سوداگران اين مواد از بين مى‌برد.

خط  : هرجا كه كاميابى محدود يا ناسالم باشد، بيمارى‌هاى مربوط به رحم زنان در آن‌جا شيوع پيدا مى‌كند. سلامتى رحم بدون كاميابى آزاد و سالم ممكن نيست.

خط  : كسى‌كه به‌صورت سالم مديريت ثروت دارد و اقتصاد وى علمى‌ست، نسبت به ناموس همواره غيرت دارد و حساس مى‌باشد. ثروت آلوده و حرام، غيرت و انسانيت را مى‌برد و به فرد هارى و درنده‌خويى مى‌دهد. بنابراين چنين نيست كه ثروتى كه از هر طريقى حاصل شود با كاميابى و رستگارى برابر باشد. ثروت نامشروع چنان فرد را بى‌غيرت و پست و حقير مى‌كند كه وى را به قاچاق دختران و زنان به كشورهاى بيگانه و فروش شرف آن‌ها به افراد خارجى يا قاچاق انسان‌ها و حتا كودكان و فروش اعضاى بدن آن‌ها براى زيادنمودن ثروت مى‌كشاند. اين نتيجه‌ى دورى از دانش اقتصاد سالم، هم در ناحيه‌ى آگاهى و هم در زمينه‌ى عمل است.

خط ( كلان )  : پيشرفت فرهنگ، تابع اقتصاد و ثروت ملى مى‌باشد. اقتصاد در هر جامعه‌اى بر فرهنگ آن مقدم است. اقتصاد، اگر مولّد و مستقل و غيروابسته باشد، مقهور كارتل‌ها و هلدينگ‌هاى اقتصادى و فرهنگ آنان نمى‌شود و پايدار مى‌گردد. تكنولوژى و فن‌آورى‌هاى نوپديد و حتا سرمايه را مى‌شود با بريدگى از فرهنگ ملى خود و كشش‌هاى اجتماعى و با وابستگى به صاحبان آن داشت، اما چنين اقتصادى كام لذت‌بخش براى مردمان و جامعه ندارد و غرور آنان را جريحه‌دار مى‌سازد. بهره‌بردن از پيشرفت‌هاى تكنولوژيك، اگر به بهاى از دست‌دادن فرهنگ و تعاون اجتماعى ملت باشد، هرچند ثروت ملى، فراوانى و وفور داشته باشد، اما حتا صاحبان سرمايه و كارخانه‌ها و شركت‌هاى عظيم، از آن، كام رضايت‌بخش نخواهند داشت. پول و تكنولوژى و انرژى نمى‌تواند جاى فرهنگ مستقل ملى ـ كه هويت‌بخش و عزت‌آفرين و كام‌رساننده است ـ بنشيند. فرهنگ وارداتى، هرچند ثروت و سرمايه بياورد و مظاهر تكنولوژيك داشته باشد، فرهنگى استعمارى، استثمارى و ذليلانه است و نگاه احترام و برخورد حرمت‌آميز در آن نيست و دارندگان آن نيز احساس هويت مستقل ندارند و با بحران هويت و عدم ارضا و كام روبه‌رو مى‌شوند. چنين اقتصادهاى تابع و وابسته در صحنه‌ى سياسى، با
جابه‌جايى‌هاى مداوم و هدايت‌شده‌ى استعمارى مواجه مى‌گردند و زيرساخت ملى پايدار براى آن نمى‌ماند و نمى‌تواند صفت استحكام و پايدارى به خود بگيرد. امروزه فرهنگ‌هاى مهاجم و تمدن‌ها با در اختيار گرفتن سلاح قدرتمند تكنيك، صنعت، ثروت و اقتصاد، به تحميل فرهنگ خود بر ديگر فرهنگ‌ها مبادرت مى‌ورزند. پادزهر اين سياست استعمارى، تنها اقتصاد مستقل و خلل‌ناپذيرى‌ست كه توانايى تأمين منابع مورد نياز خود را داشته باشد.

دستیار تحلیل محتوا

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن
مناسب برای: پژوهشگران و اساتید.

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی می‌شود.

Perplexity خودکار + کپی
DeepSeek
Grok
ChatGPT
Gemini
راهنمای استفاده:
موبایل:نگه داشتن انگشت + Paste
کامپیوتر:کلید Ctrl + V

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

صادق خادمی وب‌سایت

نظرات بسته شده است.