بخش 3 : فصل بيستونهم : رفع فقر و تأمين معيشت
بخش 3 : فصل بيستونهم : رفع فقر و تأمين معيشت
خط ( كلان ) : جامعهاى كه به فقر مبتلاست، رفع فقر از آن، بر هرچيز ديگرى پيشى دارد، از اينرو مقام رهبرى مىتواند اختيار نذورات متنوع و خيرات متفاوت و حتا حج مستحبى و زيارت مردمان را به عهده بگيرد و هزينههاى آن را در رفع اساسى فقر از جامعه هزينه نمايد.
خط : تا زمانى كه مشكل بيكارى، مسكن و ازدواج و بحران فقر بر كشور حاكم است، هزينهى خزانه، وجوهات و ديگر درآمدهاى عمومى در ساخت بناهاى مذهبى و برگزارى مراسمهاى دينى و ملى مانند برپايى عزادارى و دادن سفرهى افطارى و اهداى جوايز و حتا خريد شيرينى اعياد ممنوع مىباشد. برگزارى اعياد مذهبى با هزينهى خزانه مصداق سلطهگرى و ايجاد سلطنت شاهانه و استكبار در منطقهى تحت نفوذ مىباشد.
خط : اگر فقر بر كشور حاكم شود، انجام حج و زيارت مستحبى و هزينه براى آن بهخصوص از وجوهات دينى حرام مىگردد و در چنين شرايطى اثرى معنوى نيز بر اين اعمال نمىباشد. چنانچه اين اماكن زيارتى به غربت مبتلا نشود ـ كه امروزه نمىشود ـ درآمد حاصل از ثبتنام اين اعمال مستحبى، براى رفع فقر، بهخصوص در مسير تأمين ازدواج نيازمندان هزينه مىشود.
خط : فقير، محصور و محدود و هم در ظاهر و هم در باطن شكسته و منفعل است. فقير توسط نيازها و مشكلاتى كه دارد حصر اقتصادى مىشود و زير فشار آنها شكسته مىگردد.
خط : اگر فضاى كرامت و بزرگوارى بر اقتصاد حاكم نباشد و افراد بهخاطر فقر و نادارى تحقير شوند و شخصيت خود را از دست بدهند، فرد حقيرشده تن به هر معصيتى مىدهد و انواع فسادها چنان فراگير مىشود تا نهايت به هرجومرج برسد و امنيت و آرامش از آن رخت بربندد. بنابراين براى جلوگيرى از پيشامد چنين وضعى بايد پيشگيرى لازم را با حفظ تمامى خطوط قانون اقتصاد سالم داشت.
خط : اگر جامعه داراى مظاهر فقر و آشفتگى باشد و كمبودها قابل مهار و كنترل نباشد، حقيقت و محتواى اقتصاد سالم بر آن حاكميت ندارد و تنها نام اسلامى را بهگونهى صورى براى اقتصاد و جامعه يدك مىكشد.
خط : مسؤولان نظام و اوليا نبايد اجازه دهند كمبودها، كاستىها و فقرهايى كه گاهى به زندگى وارد مىشود، براى افرادِ هدف، علنى و عمومى گردد تا آسيبهاى فقر به طبقات ضعيف جامعه و
فرزندان وارد نشود. ضمن آنكه افراد جامعه لازم است اين فرهنگ را داشته باشند كه در صورت ابتلا به فقر، دچار خودباختگى نگردند و تلاش و اميد خود را از دست ندهند و انسان را پديدهاى مقاوم، خستگىناپذير، بىپايان و داراى تعامل طبيعى و سازگار با هر شرايطى بدانند.
خط : فقر منابع طبيعى و امنيت كشورى، فقر فرهنگ اجتماعى و امكانات مردمانى و فقر افراد، تباهى و فساد و حرمان عظيم و هنجارشكن مىآفريند.
خط : فقر فراگير، مهاجرت صاحبان سرمايه، مغزها، زيبارويان و توانمندان كارى و نيز قاچاق اعضاى افراد ضعيف را به سمت كشورهاى ثروتمند و جاذبهدار موجب مىشود.
خط : درست است اصل فقر از بين نمىرود، همانطور كه اصل بيمارى از جامعهى انسانى حذف نمىشود؛ ولى لازم است فقر محدود گردد تا چهرهى غالب جامعه نشود و به فقيران و كمبرخورداران بهطور خاص رسيدگى شود. حاكميت در برابر فقر عمومى يا مفرط و غالب مسؤول است. فقر مفرط و غالب داراى حكايت و اثر خارجىست. شيوع گدايى و تكدىگرى يا فحشا و شرففروشى، دزدى، حيله و تقلب، كمفروشى يا استفاده از كالاهاى مستعمل، از نشانههاى عمومىشدن فقر مفرط و غالب و بيمارى سيستم چيرهى اقتصادىست.
عوامل فقر
خط : فقر يا داراى عامل طبيعى پايدار مانند فقر منابع زمينى يا عامل طبيعى موقت مانند خشكسالى يا عامل غير طبيعى مانند جنگ يا سوءمديريت اقتصادى بهخصوص ناآگاهى و جهل مديران نسبت به علوم درگير با اقتصاد يا فساد آنها يا توزيع بيمارگونه و نادرست ثروت ملى يا انحصارطلبى گروههاى چيره و كارتلها و هلدينگهاى اقتصادى يا مافيايى مىباشد و به هر حال فقر به رزق، تقدير و خداوند برنمىگردد.
خط : سير چند سدهى گذشته به سمت هرچه بيشتر فقيرشدن ملتها و به سوى فقر فراگير جهانىست. اين فقر بهصورت سيستميك و بهگونهى اختيارى كنترل مىشود و تا جايى پيش مىرود كه به جنگ جهانى سوم بينجامد؛ زيرا جنگ با خود ثروت و امكانات براى گروه برتر و غالب مىآورد. البته اين جنگ تا دو نسل ديگر كه موضوع اين قوانين هستند، واقع نمىشود و همين گزاره در برنامههاى اقتصادى لحاظ مىگردد.
خط ( كلان ) : اقتصادهاى خـُرد دنيا معلول اقتصاد كلان صهيونيسم جهانىست كه قدرت استعمارگر دنياست و نگاه مادى به اقتصاد و سياست دارد و كشورهايى كه ديدگاه ماترياليسمى بر آنها حاكميت دارد مانند روسيه به اين گروه نزديك مىباشند. صهيونيسم در هر كشورى داراى مهرههاى نفوذ سيستميك است و حتا اگر بتواند، در تعيين مراجع دينى و احكام و فتاواى متوليان اديان دخالت مىكند و ديگر عاملهاى دخيل در اقتصاد در برابر آن نقشى ندارند. اين استعمار، تصميمهاى مهم و
كلان هر كشور و گلوگاههاى اقتصادى هر منطقه را كه بتواند توسط عوامل خود به دست مىگيرد و حاكميت سياسى، سلطهى اقتصادى و مرجعيت دينى را به هركسىكه بخواهد به اسم مردمان يا خلافت مىدهد و چنان از اراذل و اوباش علمى و دينى و مالى و سياسى مهره مىچيند كه نيروى مستقل علمى و الاهى نتواند نفَسى بكشد تا چه رسد به آنكه بخواهد عَلَمى عليه اين باطل شيطانى برافراشته نمايد.
خط : فقر پولى، رخوت و سستى و ضعف و حسرت و عقده و تحقير و خوارى مىآورد و قوت و اطمينان و كرامت و عزت را از فرد يا نظام مىگيرد. جامعهى فقير و نادار، چون همهچيز خود را از دسترفته مىبيند و ديگر چيزى براى از دستدادن ندارد و نيز چون براى خود شخصيت و كرامت قايل نيست، بىباكانه و جسورانه و بهراحتى خود را درگير هر دعوا و ناسازگارى و جنگ مىسازد.
خط : سستى و ضعف عامل فقر است. افتقار در جوامع مدرن برآمده از استثمار كارتلها و هلدينگهاى اقتصادىست و امرى دستگاهمند و سفارشى مىباشد. آنان بازار را بر پايهى تنظيم فقر و شدت و ضعفى كه به آن وارد مىكنند، مهار و مديريت مىنمايند؛ مگر آنكه منطقهاى داراى اقتدار مردمانى باشد. آنان به حسب سياستهاى خود، ملت ثروتمندى را به سستى، ضعف و فقر مىكشانند و ملت فقيرى را غناى مالى مىدهند.
خط : جنگطلبان داراى زور يا اقتدار، براى ايجاد جنگ در يك منطقه، ابتدا فقر را به آن تزريق مىكنند. آنان كشورهايى كه منبع انرژىهايى مانند نفت و گاز هستند درگير جنگ و درگيرى مىنمايند تا آنان را فقير و بيچاره نگه دارند و بتوانند با سوءاستفاده از ضعف آنان، ذخايرشان را غارت كنند. فقر در صورتىكه فراگير و جهانى شود، عامل ايجاد جنگ جهانى به نفع ثروتطلبان مىگردد.
خط : ممكن است كسى رزق اندكى داشته باشد، اما خداوند براى كسى در جانب رزق، فقر و كمبرخوردارى به او نداده است و دزدان دستگاهمند، رزق فقيران را دزديدهاند. به هر روى، عامل فقر هرچه باشد، بر فقير لازم است در جانب هزينههاى خود احتياط، ملاحظه، قناعت و دورى از اسراف داشته باشد تا با كمبود بيشتر مواجه نگردد. به كمبرخورداران بايد زندگى معروف و احتياط در هزينه را آموزش داد.
رفع فقر با ايجاد درآمد ثابت و پايدار
خط : تا فردى درآمد پايدار نداشته باشد، هرچند داراى سرمايهى فراوانى باشد، و تا به درآمد ثابت خود كه هزينههاى لازم او را آبرومندانه و محترمانه تأمين مىكند، قانع نگردد و دست از زيادهروى برندارد، از فقر بيرون نمىرود. حاكميت نسبت به تأمين خواستههاى زيادهخواهانه مسؤوليتى ندارد. شايسته است تا مىشود از خزانه استفاده ننمود و هزينههاى خود را به آن تحميل نكرد و روحيهى قناعت و بىنيازى خود را كه منشى جوانمردانه، ولايى و آزاد است، حفظ نمود.
نشانهى فقر
خط : فقر كه به معناى كمبرخوردارىست ـ بهگونهاى كه فقير نمىتواند نيازهاى ضرورى خود را تأمين نمايد ـ مهمترين عامل ترس است. كسىكه به فقر مبتلاست، حتا چشم و دست وى در هر كارى مىلرزد و نمىتواند آن را با محكمى بياورد. فقر حتا قدرت استجماع علمى را نيز كاهش مىدهد. قدرت بينايى چشم افراد فقير نسبت به ديگران كمتر است. فقر، چهره را زرد مىكند و رنگپريدگى مىآورد.
خط : فقر، حريت و آزادگى را مىگيرد و عامل مزدورى، نفاق و تملق مىشود و نهاد، درون و باطن فرد را سست و پوك مىكند؛ بهگونهاى كه رسيدن به صِرف ثروت نمىتواند التيام درون وى شود و لازم است شخصيت سست و زيرساخت نهادى ضعيف وى با دادههاى روانشناسى سالمسازى، درمان و تقويت گردد. فقر، عيار فرد را كاهش مىدهد و از كارايى او مىكاهد. فقير، زود مأيوس و بريده مىگردد. اگر آسيب غنا و ثروت، استكبار و خودبزرگبينىست، فقر و كمبرخوردارى، بدترين عامل خودكمبينى و سستىست بهگونهاى كه فرد نمىتواند در سير كمال انسانى به قلب برسد و حتا از باب عقل و معرفت نيز محروم مىشود. فقير، هيبتى ندارد و از درون گنگ و اخرس مىگردد و كسى به حرفهاى وى گوش جان نمىسپرد و حتا راستهاى وى را دروغ مىپندارند. دقت شود امور گفتهشده براى فقر و غنا، اقتضايىست و عليت تام و منحصر ندارد.
خط : افراد فقير بسيار مىشود كه بدون دليل دلگير و محزون مىشوند. فقر، غم و ناراحتى مىآورد.
خط : فقير بسيار سؤال و پرسش مىكند و از قرضگرفتن و درخواست ابايى ندارد، اما كسىكه غناى نفسى دارد، حتا در مسايل علمى با تلاش پىگير خود، پاسخ آن را مىيابد و هيچگاه از كسى سؤال و درخواستى ندارد.
خط : فقر، قطع رحم مىآورد؛ زيرا فقير نمىتواند هزينههاى رفت و آمد و پذيرايى متقابل را بپردازد و براى دورى از سرشكستگى و تحقير، از ديگران دورى مىكند و اگر ميهمانى داشته باشد، با هزينه كردن از خانوادهى خود، اسراف و ريخت و پاش مىنمايد تا بلكه آبروى خود را حفظ نمايد.
خط : فقر شدت مىآورد و شدت موجب عصبيت و عصبانىشدن و خشمگرفتن مىشود و عصبيت غضب و تندشدن و زودبرانگيختهشدن، خشونت، شتم و بدگويى را در پى دارد.
خط : تنها در برخى از افراد خاص است كه فقر عامل استحكام، كمال و رشد آنان مىگردد.
خط : از نشانههاى فقر، تنگىِ چشم مىباشد. فشار فقر و سختى مضاعف تأمين مال بهگونهى اندك و خُرد، سبب مىشود چشم تنگ گردد. توسعه و داشتن قدرت بر تأمين نيازمندىها اگر به امساك مبتلا نباشد، فراخى چشم مىآورد.
خط : فقر در برابر قدرت است و به حسب نيازهاى انسانى مىباشد و شكلهاى گوناگونى اعم از فقر مالى، غذايى، علمى، معرفتى، فرهنگى، اجتماعى و روحىروانى دارد. افراد درگير فقر روحىروانى دچار اختلالات شخصيتى مىباشند و تذبذب، ترس، اضطراب، استرس و تنيدگى برخى از بيمارىهاى شايع در چنين افرادى مىباشد. از اين نوع فقر در روانشناسى سخن گفته مىشود. اگر كسى استغناى نفسى نداشته باشد حتا قدرت مالى نمىتواند ضعفهاى نفسانى وى را بپوشاند.
خط : فقير، ضعيف و سست و مفلوك است و بهراحتى رام هر صاحب قدرت يا زورى مىشود. كسىكه فقر اقتصادى دارد، حرارت و گرمى و انرژى لازم را براى حركت در رگهاى حياتى خود ندارد. چنين كسى، حتا از حركت ارضى و سير افقى نيز ناتوان است، تا چه رسد به آنكه بخواهد سير در عمق و ژرفا داشته باشد و تا پهنهى بىكران معنويتهاى بىانتها را برود.
خط : حتا عنوان فقر آسيبزاست و كسىكه خود را فقير نشان دهد، اگرچه فقير نباشد، فقر و آسيبهاى آن به او وارد مىشود.
دورى از استخفاف، گداپرورى و ترويج بيكارى
خط : بايد در رفع فقر تلاش داشت؛ زيرا فقر در مواجههى عادى، فرد را مأيوس مىسازد و از رغبت و تلاش براى زندگى مىاندازد و او را ناسازگار و عقدهاى مىكند؛ بهگونهاى كه حتا از شادىهاى ديگران ناراحت مىشود و نمىتواند در آنها سهيم شود. رفع فقر و كمك به محرومان نبايد به استخفاف و خوارى آنها يا به گداپرورى يا ترويج بيكارى تبديل شود.
خط : بيكارى، ريشهى فقر و منشأ پرخاشگرى، نزاع و دعواهاى ميان افراد و نارضايتى اجتماعى و بىآبرويى، حقارت و شيوع فحشا و شرففروشى و فساد مىباشد.
ممنوعيت توزيع خستآلود
خط : توزيع خيرات، نذورات و انفاق بهصورت خرد و بسيار جزيى، مصداق اسراف و نيز هتك كرامت مؤمن است و ممنوع مىباشد.
خط : بخششها و انفاقاتى كه با تقسيم، مصداق مال اندك، خستآلود و تضييع مال دانسته مىشود، توزيع جزيى آن جايز نمىباشد و لازم است آن را بدون خست به نيازمند رساند.
خط : اعطاى خيرات و كمكهاى مردمانى و حتا حقوق و دستمزد نبايد بهگونهاى باشد كه فرد را خوار و كوچك و حقير نمايد و مصداق استثمار او باشد.
خط : استفاده از مالى كه خصلت حقارت و گدامنشى در آن باشد، روحيهى بزرگى و آقامنشى را از مصرفكنندهى آن مال مىگيرد؛ خواه وى بالغ باشد يا كودك و نابالغ.
كفالت نيازمندان و برنامههاى پيشرفت
خط ( كلان ) : رهبرى نسبت به ضعيفان و فقيران جامعه اهتمام دارد و آنان را كفالت مىنمايد.
تصويب و اجراى برنامههاى توسعه و پيشرفت هرچند در ناحيهى امنيت باشد، اگر اقشار ضعيف جامعه را ضعيفتر نمايد و آرامش روانى آنان از حيث تأمين هزينههاى ضرورى زندگى را درگير اختلال سازد و سبب شود اقشار كمدرآمد احساس كنند نظام اسلامى نمىتواند پناه و اميد آنان باشد، خواه در سطح ملى باشد يا منطقهاى، ممنوع است و لازم است كالاهاى اساسى و نيازهاى ضرورى آنان پيش از هر برنامهاى تأمين شود؛ اگرچه نظام درگير بازدهى كمتر در زمينهى اقتصاد شود.
خط : در توزيع بودجه، هر كمبودى از كمگذاشتن براى هرم نظام تأمين مىشود، نه از مراتب پايين و طبقات ضعيف جامعه. فراگير شدن فقر، عامل مهم اعتراضات عمومى و زمينگيرشدن هر حاكميتىست.
خط ( كلان ) : نان جزو خوراك اصلى و اساسى مردمان است كه بايد با ارزانترين قيمت در اختيار عموم افراد جامعه باشد و تورم و بهخصوص گرانىهاى مقطعى نبايد آن را تحت تأثير قرار بدهد.
حمايت از نيازمندان
خط ( كلان ) : تأمين نيازمندىهاى ضرورى مردمان و جامعه بهصورت مستقيم به عهدهى مقام رهبرى مىباشد كه متصدى خزانه و وجوهات مىباشد و حيثيت اسلام و رهبرى به تأمين عزتمند و شرافتمندانهى اين نيازهاست. وى نمىتواند خود را در اين زمينه تبرئه كند و پاسخگو نباشد يا اين مسؤوليت را به ديگران احاله دهد. در تمامى موارد كمبود و كاستى، رهبرى ولىِّ هريك از افراد جامعه مىباشد و لازم است هزينههاى لازم براى برطرفكردن آن را تأمين نمايد. رهبرى، افزون بر ايجاد مراكز دايمى و ثابت براى اين امر، اكيپهاى سيار براى رسيدگى به نيازهاى محرومان و طردشدگان پيشبينى مىكند كه اختيار انجام تمامى اقدامات لازم براى رفع آن نياز و كاستى را بهصورت جمعى و بدون از دست رفتن زمان و بدون كاغذبازى و احالهى فرد به مراكز متعدد دارا مىباشند؛ بهگونهاى كه نيازمند با يك مراجعه به آنان، بىنياز باز مىگردد.
خط : مالى را كه فقيران و نيازمندان جامعه در آن سهيم مىباشند، نمىتوان در امور فرهنگى و علمى و مذهبى و ساخت بنا براى مؤسسات و مراكز فرهنگى، علمى، حوزوى، سياسى، مذهبى، مالى و مانند آن هزينه كرد و اگر كارگزار، مسؤول يا حتا شهروندى عادى چنين نمايد، لازم است آن را از مال خود جبران نمايد.
رسيدگى سيستميك به نيازمندان
خط ( كلان ) : رسيدگى به فقيران و طردشدگان اجتماعى و نيز به خانوادههاى شهيدان و ديگر نيازمندان سيستميك است و نظام واحدى دارد كه رسيدگى به تمامى مشكلات آنان را بهگونهى يكپارچه انجام مىدهد و از واگذارى آن به سازمانها و نهادهاى متفاوت خوددارى مىنمايد. اين مهم بر عهدهى سازمان سلامت و كرامت اجتماعىست. پايهگذارى اين نظام، از مطالبات بهحق و از
حقوق نيازمندان جامعه است و با حفظ حرمت و كرامت مراجعان، و دورى از تحقير و خوارى آنان، كسى براى خدمت به آنان نه منت مىگذارد نه فخر مىفروشد، بلكه همهى كارگزاران آن، انجام وظيفه مىنمايند.
سامانهى كرامت
خط ( كلان ) : سامانهى هوشمند و جامع كرامت وابسته به سازمان سلامت و كرامت اجتماعى، تمامى نيازهاى اقشار ضعيف و كمدرآمد بهخصوص فقيران ( كمبرخورداران ) پنهان و مسكينان آشكار را كه قدرت خريد پايين دارند، بر اساس اظهار خود افراد يا آگاهان و مطلعان شناسايى مىنمايد. نظام اسلامى در برابر افراد نيازمندى كه نياز خود را در اين سامانه ثبت نمىنمايند، مسؤوليتى ندارد.
خط : دسترسى به سامانهى كرامت بايد آسان باشد.
خط : هرگونه سوءاستفاده از سامانهى كرامت از آنجا كه آسيب به اقشار ضعيف و نيازمند مىباشد، توقيف تمامى اموال سوءاستفادهكننده و بررسى طريق كسب و تحصيل آن و مجازات سنگين مالىِ ايجاد فساد عمومى را ضرورى مىسازد.
خط : پرداختهايى كه به نيازمندان صورت مىگيرد، از باب رفع فقر و نياز فعلى آنان مىباشد، بنابراين اخذ اموالى كه به آن نياز ندارند، مجاز نمىباشد و مالك آن نمىگردند و در صورت اخذ و كشف عدم جواز، مشمول جرايم متناسب مىگردد.
خط : مالى كه از باب رفع فقر به ديگرى مىرسد، فقط خود وى مىتواند از آن بهره ببرد و به ارث نمىرسد.
خط : اعطاى هرچيز اندكى به دست نيازمند آن، كه حرمت و كرامت او را خدشهدار مىنمايد و وى را پست و حقير و گدامنش مىنمايد، حرام است؛ خواه از طرف نظام باشد يا فرد.
ساختار مردمانى توزيع خيرات
خط : سيستم توزيع كالاها و خدماتى كه بهگونهى خيرات و مبرات و كمكهاى مردمانى به نيازمندان مىرسد، ساختارى مردمانى دارد و كمكهاى مردمانى هر منطقه به نيازمندان همان منطقه يا نزديكترين منطقه به آن مىرسد. ساماندهى اين امر بر عهدهى سازمان سلامت و كرامت اجتماعى مىباشد.
خط : خاكى كه حاصلخيزى ندارد و گياهى را پرورش نمىدهد، افراد بومى خود را بهصورت غالبى ممسك مىسازد؛ برخلاف خاك حاصلخيز كه صفت بخشندگى به مردمان مىدهد. كمكهاى مردمانى و خيرات عمومى در مناطق حاصلخيز بيشتر مىباشد؛ از اينرو نيازمندان مناطق خشك و كويرى، با لحاظ آمارى كه بانك اطلاعات اقتصادى در اختيار مىگذارد، توجهى بيش از ديگر مناطق را
از ناحيهى نظام مىطلبند و بايد بودجهى اين مناطق نسبت به جاهاى ديگر به حسب سرانه بيشتر و در صورت شناسايى نيازها، به حسب نيازهاى آنان و متناسب با آن باشد.
خط : در نبود سيستم سالم و كارآمدى كه به نيازمندان رسيدگى مناسب داشته باشد، بهتر است هرگونه خيرات و بخشش مالى و حتا وجوهات بهصورت مستقيم توسط خود شخص به نيازمندان و مستحقان رسانده شود. البته اگر اطمينان باشد كه نظامى پولى به تضييع مال دچار است، سپردن هرگونه مالى به آن، مجاز نمىباشد.
حمايت از خانوادههاى شهيدان
خط : بازماندگان شهيدان راه خدا، تحت ولايت و صيانت رهبرى مىباشند و هزينههاى زندگى آنان به تناسب با وى مىباشد. شهيدان به اختيار خود در راه خدا و حفظ دين جانفشانى نمودهاند، رهبرى نيز از خانوادهى آنان حمايت و صيانت دارد. به شهيدان ديه تعلق نمىگيرد؛ زيرا مصداق تلف و آسيب نمىباشند.
ممنوعيت تكدىگرى
خط : جامعهى اسلامى نيازهاى افراد را بهگونهى سيستميك و بر اساس سامانهى كرامت تأمين مىنمايد؛ بنابراين هرگونه تكدىگرى حرام و ممنوع است.
خط : تأمين هزينههاى زندگى با تكدىگرى، خوارى فرد و حقارت نسل و گمراهى مىآورد و او را از بزرگوارى، آزادبودن و تندادن به كار سالم باز مىدارد.
خط : كمك به متكديان حرفهاى و متظاهران به گدايى در جامعه ممنوع مىباشد. سامانهى كرامت كمكهاى نقدى و مالى مردمان و صدقات را جمعآورى مىنمايد. بنابراين كمك به نيازمندان بهگونهى نظاممند از طريق اين سامانه انجام مىگيرد. كسىكه نياز خود را از طريق اين سامانه پىگيرى نكند و به تكدى رو آورد، به ناديدهگرفتن قانون و اخلال در نظم اجتماعى و سيستم اقتصادى محكوم مىگردد و در صورت نداشتن توان مالى براى پرداخت مجازات خود، به اردوگاه كار اجبارى با زندگى در شرايط سخت برده مىشود.
خط : دريوزگى و تكدىگرى سازمانيافته، مصداق ايجاد فساد عمومىست و مجازات آن را دارد. تمامى اموال چنين كسانى حتا اموال همسر و فرزندان آنها و هركسىكه بهگونهاى با آنان ارتباط دارد، توقيف مىشود و اگر طريق تحصيل مشروع آن ثابت نشد، بدون اغماض، ضبط و استرداد مىشود.
رد مظالم
خط : شايسته است هر ماه مقدارى بخشش به نيازمندان از باب رد مظالم داشت. رد مظالم براى
تصفيه و پاكسازى از حرامهاى احتمالىست كه ممكن است وارد مال انسان شده باشد و انسان را از عوارض طبيعى مال آلوده به حرام صيانت مىكند.
خط : اگر كسى مال باطل و حرامى را به اجحاف و ظلم بگيرد و پول كثيفى را وارد نظام پولى و اقتصادى كشور و خزانه نمايد، عهدهى وى به مصرفكنندگان از آن مال بدهكار مىشود و استحقاق مؤاخذه و عقاب اخروى نيز براى وى مىباشد. از آنجا كه مصرفكنندگان از آن مال، براى تصفيه و پاكسازى مال خود از حرام بايد رد مظالم بدهند، فرد خطاكار هم ضامن تمامى آنها مىباشد و هم ضامن كسىكه مال را از او به اجحاف گرفته و وارد خزانه نموده است؛ بهخصوص كه بيتالمال و خزانه داراى شراكت مشاعى آحاد افراد جامعه مىباشد.
خط : افطاركردن روزه با لقمهى آلوده به حرام، كفارهى جمع مىآورد، از اينرو بهتر است روزه را با مثل آب كه خالى از شبهه است، افطار نمود.
صدقه
خط : شايسته است براى رفع بلا و حرمان و ناآرامى و دورى از وقوع در معصيت، به نيازمندان صدقه داد. صدقه همانند استغفار، دفع بلا مىكند. پرهيز از صدقه به نيازمندان، بلا و حرمان را در معرض انسان قرار مىدهد.
بركت خيرات
خط : غرض در اقتصاد سالم سودآورى نيست، بلكه تجلى معنويت و ارادت ولايى با خيرخواهى عمومىِ الهامگرفته از باطنى قدسى و ربوبى و پناهِ توكل به خدا و حقپويىِ سعادتآفرين را هدف دارد كه گاه با تحمل ضرر ممكن مىشود.
خط : كردار ناسوتى، جمعىست و مالى بدون نقش و تأثيرپذيرى مشاعى از تلاشها و زحمات ديگران بهصورت خير نصيب انسان نمىشود، از اينرو چنانچه با دورى از خودخواهى و زيادهطلبى، خيرى از آن مال به ديگران نرسد، طبيعت هوشمند باب جذب خيرخواهى بيشتر و سريعتر و آسانتر و مطلوبتر و گواراتر را كه از آن در نعمتها به « بركت » و در عملكردها به « توفيق » ياد مىشود، از فرد خودخواه و تنگنظر مىگيرد؛ ( لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاََزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ )[1] ؛
« شكر نعمت، نعمتت افزون كند، كفر نعمت، از كفت بيرون كند. »
خط : اخلاق، معرفت و معنويت جزوى از اقتصاد سالم و باطن آن مىباشد. توجه به باطن ربوبى، بهخصوص حفظ طهارت معنوى با پايدارداشتن وضو و مداومت بر اذكار توصيهشده در شريعت، از مسيرهاى افزايش و بركت در رزق و توفيق و وفقآفرينى و سرعتبخشى در تهيهى مقدمات و آساننمودن تأمين نيازها و رسيدن به آرامش و آسايش و دورداشتن بيمارىها و بلايا با همراه نمودن توان غيب و باطن هستى با خويش و از عاملهاى رونق اقتصادى مىباشد.
خط : در نظامهاى اجتماعى امروز كه تمامى امور بهگونهى سيستميك و با مديريتى پيچيدهى و يكپارچه به شكلى يكسان اداره مىشود و زندگى انزوايى و بريده از جامعه امكان ندارد، مسلمان ضمن آنكه ناچار است خود را با اين نظامها وفق دهد، بايد حيث مسلمانى و معنوى جدا از آن براى خود داشته باشد تا بتواند هويت دينى و معنوى خود را كنترل و سامانمند نمايد. براى حفظ اين پشتوانهى معنوى و ولايى لازم است در مرتبهى ظاهر بهگونهى عقلايى رايج مشى نمود، ولى افزون بر آن، به باطن و عالم قدس و حقايق امور و عنايت ربوبى نيز توجه داشت تا عوارض و آثار وضعى كردار عقلايى افراد جامعه كه گاه در حقيقت خود درگير فساد و بطلان مىباشد، باطن ايمانى فرد را مورد هدف سوء قرار ندهد و تا مىشود آن را مبتلا به آسيبى ننمايد.
پايان جلد يكم
[1] . ابراهيم / 7.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.