صادق خادمی

پیشخوان پژوهش
خانه صفحه اصلی چت آرشیو آثار منابع و تحقیقات ارتباط با ما فرم تماس وب‌سایت مرکزی SadeghKhademi.ir
در حال بارگذاری ...
منوی دسته بندی

2. البَقَرة 001

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ
الم ﴿۱﴾
ترجمه آیه

الف لام ميم (۱)

تحلیل و تفسیر
الم

### تفسیر:

سوره بقره (۲) – آیه اول (۱)

الۤمۤ

بازنویسی محتوایی بر اساس تفسیر صادق: «الم» سه پدیده و سه روح از عالم جبروت هستند که در مراتب چهارگانه هستی (جبروت، ملکوت، مثال، ماده) تنزل و تجلی می‌یابند.

الۤمۤ

پديده‌هاى سه‌گانه‌ى: الف، لام، ميم

بنیان بحث: عوالم چهارگانه. در حکمت الهی، فیض و خلقت در چهار عالم اصلی تنزل می‌یابد: جبروت (عالم روح)، ملکوت (عالم قلب)، مثال (عالم نفس و صورت)، و ماده (عالم تن). حروف مقطعه «الم» کلمات نیستند، بلکه سه روح مجرد و کلی از عالم جبروت هستند که هر یک وظیفه‌ای خاص در این چهار عالم بر عهده دارند و حقیقت هستی را از وحدت به کثرت جاری می‌سازند.

تجلی سه روح جبروتی در عوالم چهارگانه

روح «الف»: روح وحدت و پتانسیل

«الف» روح وحدت محض و یگانگی است که از عالم جبروت سرچشمه می‌گیرد. وظیفه این روح، حفظ اصل توحید و یکپارچگی در تمام مراتب هستی است.

  • در جبروت: پتانسیل محض و وحدت ذاتی احدیت.
  • در ملکوت: مرکزیت و وحدت قلب به عنوان کانون ادراک.
  • در مثال: یکپارچگی نفس و هویت واحد شخص.
  • در ماده: وحدت بنیادین تن و материя در سطح میدان کوانتومی.

روح «لام»: روح انتقال و قانون

«لام» روح انتقال‌دهنده، رابط و مجری قوانین الهی است. این روح، فیض را از مرتبه بالاتر به پایین‌تر تنزل می‌دهد و ارتباط میان عوالم را برقرار می‌سازد.

  • در جبروت: «امر» الهی و الگوریتم‌های کلی خلقت.
  • در ملکوت: جریان الهام و شهود به قلب.
  • در مثال: فرآیند تفکر و صورت‌گری در نفس.
  • در ماده: قوانین فیزیک و بیولوژی حاکم بر تن.

روح «میم»: روح تجلی و جامعیت

«میم» روح تجلی، ظهور و صورت‌بندی نهایی است. این روح، مفاهیم کلی را به مصادیق جزئی و قابل درک تبدیل کرده و کثرت را در عالم ماده به نمایش می‌گذارد.

  • در جبروت: جامعیت اسماء الهی و حقیقت محمدیه.
  • در ملکوت: تبلور ایمان و باورها در قلب.
  • در مثال: شکل‌گیری شخصیت و تصویر ذهنی در نفس.
  • در ماده: ظهور بدن کامل انسان و پیچیدگی ظهوریافته در تن.

واژه‌نامه عوالم چهارگانه خلقت

جبروت (عالم روح)

بالاترین عالم خلقی؛ عالم ارواح کلی، عقول مجرد و امر الهی. منشأ قوانین و قدرت. این عالم ورای زمان و مکان است.

ملکوت (عالم قلب)

عالم واسط و باطنی؛ عالم فرشتگان، معانی و حقایق نفس‌الامری. مرکز ادراکات شهودی و قلبی انسان در این عالم قرار دارد.

مثال (عالم نفس)

عالم صورت‌های غیرمادی؛ عالم خیال، رؤیا و صور ذهنی. هر آنچه در عالم ماده است، ابتدا صورتی در این عالم دارد.

ماده/ناسوت (عالم تن)

پایین‌ترین مرتبه هستی؛ عالم فیزیکی، محسوس و قابل اندازه‌گیری. جهان اجسام، زمان، مکان و تغییرات مادی.

پروتکل عملی: شهود سه روح در چهار عالم وجودی

  1. شهود روح «الف» (وحدت):
    تمرین: در سکوت، به وحدت وجود خود در چهار لایه بیندیشید: وحدت روح شما با مبدأ، تمرکز و وحدت قلب شما بر یک امر، هویت یکپارچه نفس شما، و یگانگی فیزیکی تن شما به عنوان یک سیستم واحد.
  2. شهود روح «لام» (انتقال):
    تمرین: به فرآیندهای جاری در وجودتان توجه کنید. جریان الهام به قلب، پردازش افکار در نفس، و عملکرد سیستم عصبی و گردش خون در تن. همه اینها تجلی روح انتقال‌دهنده قانون الهی است.
  3. شهود روح «میم» (تجلی):
    تمرین: وجود کنونی خود را به عنوان یک کل بنگرید. شخصیت شکل‌گرفته در نفس شما، باورهای متبلور در قلب شما، و بدن فیزیکی در تن شما، همگی تجلی نهایی و صورت‌بندی شده آن حقایق کلی هستند. برای این جامعیت و پیچیدگی ظهوریافته، حمد گویید.

همچنین بخوانید:

document.addEventListener(‘DOMContentLoaded’, function() {
const animatedElements = document.querySelectorAll(‘.animated’);
const observer = new IntersectionObserver((entries) => {
entries.forEach(entry => {
if (entry.isIntersecting) {
entry.target.classList.add(‘fade-in’);
observer.unobserve(entry.target);
}
});
}, { threshold: 0.1 });

animatedElements.forEach(el => {
observer.observe(el);
});
});

 

تحقیقات قرآنی

حروف مقطعه در قرآن کریم: کاوشی کل‌نگر در ابعاد عرفانی، فلسفی، تفسیری و کاربردی با تأکید بر نظریه‌های علامه طباطبایی و جوادی آملی

نوشته صادق خادمی، فیلسوف و پژوهشگر حکمت الهی

چکیده

حروف مقطعه، به عنوان عناصری رازآمیز در آغاز برخی سوره‌های قرآن کریم، نه تنها نمادهایی از عمق وحی الهی هستند، بلکه دریچه‌ای به سوی لایه‌های پنهان آگاهی انسان الهی گشوده‌اند. این مقاله، با رویکردی کل‌نگر و تلفیقی از حکمت عرفانی، فلسفه وجودی، تفسیر کاربردی و علوم خفیه، به کاوش در این حروف می‌پردازد. بر پایه نقد تفاسیر رایج و تأکید بر جنبه‌های عملی و تکوینی، نشان داده می‌شود که این حروف، پدیده‌هایی واقعی و خارجی هستند که فراتر از نمادهای زبانی (حرف‌الحرف)، خودِ “حرف واقعی” با وجود خارجی و قدرت تکوینی به شمار می‌روند. یافته‌ها حاکی از آن است که حروف مقطعه، اجزای اسم اعظم مقطع الهی بوده و در علوم غریبه، فلسفه اسلامی، و حتی علوم مدرن مانند فیزیک کوانتوم و روانشناسی عمقی، ابزاری برای تحول وجودی انسان به شمار می‌روند. این کاوش، با برجسته‌سازی نظریه پدیده‌های واقعی خارجی و ادغام نظریه‌های علامه محمدحسین طباطبایی در المیزان و عبدالله جوادی آملی در تسنیم، بر اهمیت انس عملی با این حروف تأکید دارد تا انسان از مرزهای نظری به عرصه عمل عبور کند. همچنین، ابعاد تطبیقی با سنت‌های دیگر ادیان (مانند کابالای یهودی و مانتراهای هندویی) بررسی شده تا حروف مقطعه را بخشی از سنت جهانی اسرار الهی قرار دهد. ارزیابی علمی مقاله نشان می‌دهد که محتوای آن، هرچند مبتنی بر منابع سنتی قوی است، با ادغام تحقیقات آکادمیک معاصر مانند تحلیل‌های ابن برجان و تحقیقات زبانی-صوتی، می‌تواند به سطح بالاتری از اعتبار علمی برسد.

کلیدواژه‌ها: حروف مقطعه، پدیده‌های واقعی خارجی، آگاهی الهی، انسان الهی، علوم خفیه، اسم اعظم، تفسیر کاربردی، فلسفه وجودی، عرفان اسلامی، مقایسه تطبیقی.

تعریف حروف مقطعه

حروف مقطعه، آن دسته از حروف جداگانه‌ای هستند که در آغاز برخی سوره‌های قرآن کریم ظاهر می‌شوند و به عنوان یکی از اسرارآمیزترین عناصر کتاب آسمانی اسلام شناخته می‌شوند. این حروف، مانند “الم” در سوره بقره، “کهیعص” در سوره مریم، یا “طسم” در سوره شعرا، نه تنها بخشی از متن قرآن کریم را تشکیل می‌دهند، بلکه به عنوان نمادهایی از عمق معرفتی و لایه‌های پنهان وحی الهی عمل می‌کنند.

رویکرد کل‌نگر

در این مقاله، با نگاهی کل‌نگر، به بررسی تمامی ابعاد این حروف می‌پردازیم: از جنبه‌های تاریخی و تفسیری گرفته تا ابعاد عرفانی، فلسفی، و حتی کاربردی در زندگی روزمره و علوم مدرن. این رویکرد کل‌نگر بر پایه تلفیق حکمت الهی، علوم خفیه، و دانش معاصر استوار است.

نظریه کلیدی

در چارچوب تفسیر صادق، که بر پایه اصل وحدت وجودی انسان با مبدأ الهی نگاشته شده، حروف مقطعه نه به عنوان عناصری ایستا و صرفاً زینتی، بلکه به مثابه پلی میان آگاهی ظاهری و باطنی انسان الهی تلقی می‌شوند. این حروف، که در مجموع ۱۴ حرف از الفبای عربی را شامل می‌شوند، فراتر از نمادهای زبانی، موجوداتی حرفی با قدرت تکوینی هستند که در مسیر سلوک انسان به سوی الوهیت، نقش محوری ایفا می‌کنند.

تاریخچه و بررسی تفسیری حروف مقطعه

از صدر اسلام تاکنون، حروف مقطعه موضوع بحث‌های گسترده‌ای در میان مفسران، عارفان و فیلسوفان مسلمان بوده است. نخستین اشاره‌ها به این حروف در روایات اهل بیت(ع) دیده می‌شود، جایی که امام صادق(ع) آن‌ها را “حروف اسم اعظم مقطع” توصیف می‌کنند، که در قرآن کریم به صورت پراکنده نازل شده‌اند تا معصومین(ع) بتوانند آن‌ها را تألیف و ترکیب نمایند.

تاریخچه نزول

حروف مقطعه در ۲۹ سوره از قرآن کریم ظاهر می‌شوند و اغلب در سوره‌های مکی نازل شده‌اند، که این امر نشان‌دهنده تمرکز بر جنبه‌های اعجازی و غیبی قرآن کریم است.

نقد تفاسیر سنتی

در تفاسیر کلاسیک، مانند تفسیر طبری و زمخشری، این حروف اغلب به عنوان “متشابهات” (آیات مبهم) طبقه‌بندی شده‌اند، که علم آن‌ها مختص خداوند است. با این حال، این رویکرد، که بر پایه جهل به معنای آن‌ها استوار است، مورد نقد جدی قرار می‌گیرد.

رویکرد کل‌نگر

در رویکرد کل‌نگر تفسیر صادق، این حروف نه صرفاً تاریخی، بلکه پدیده‌هایی ابدی هستند که در ساختار وجودی قرآن کریم، نقش بنیادین دارند.

ابعاد عرفانی حروف مقطعه

منابع

  • ابن عربی، محمد بن علی. ۱۹۶۸. *فتوحات مکیه*. بیروت: دار صادر.
  • ابن برجان. ۲۰۲۲. “On Disjointed Letters in the Qur’an.” *International Journal of Multicultural and Multireligious Understanding* ۹ (۲): ۴۵-۷۸.
  • جوادی آملی، عبدالله. ۱۳۸۰. *تفسیر تسنیم* (جلد ۲). قم: اسراء.
  • خادمی، صادق. ۱۴۰۴. *تفسیر صادق*. وب سایت شخصی: https://sadeghkhademi.ir/
  • داگیستانی، احمد. ۲۰۲۴. “Letter Mysticism in Early 20th Century Anatolia.” ResearchGate.
  • رحمان، احسان. ۲۰۱۶. “Huroof ul Muqatta’at.” ResearchGate.
  • فخر رازی، محمد بن عمر. ۱۴۲۰ ق. *مفاتیح الغیب*. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
  • کلینی، محمد بن یعقوب. ۱۳۶۵. *الکافی*. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
  • ملاصدرا، محمد بن ابراهیم. ۱۳۸۶. *اسفار اربعه*. تهران: صدرا.
  • مولانا جلال‌الدین. ۱۳۷۵. *مثنوی معنوی*. تهران: امیرکبیر.
  • ، . ۱۴۰۲. *تفسیر هدی* (جلد پنجم). اسلام‌شهر: انتشارات .
  • نگوین، مارتین. ۲۰۱۲. “Exegesis of the ḥurūf al-muqaṭṭaʿa.” *Islamicana* ۵ (۳): ۶۷-۸۹.
  • طباطبایی، محمدحسین. ۱۳۷۴. *تفسیر المیزان*. قم: جامعه مدرسین.

document.addEventListener(‘DOMContentLoaded’, function() {
const animatedElements = document.querySelectorAll(‘.animated’);
const observer = new IntersectionObserver((entries) => {
entries.forEach(entry => {
if (entry.isIntersecting) {
entry.target.classList.add(‘fade-in’);
observer.unobserve(entry.target);
}
});
}, { threshold: 0.1 });

animatedElements.forEach(el => observer.observe(el));
});

تحقیقات قرآنی

حروف مقطعه در قرآن کریم: کاوشی کل‌نگر در ابعاد عرفانی، فلسفی، تفسیری و کاربردی با تأکید بر نظریه‌های علامه طباطبایی، جوادی آملی و

نوشته صادق خادمی، فیلسوف و پژوهشگر حکمت الهی

چکیده

حروف مقطعه، به عنوان عناصری رازآمیز در آغاز برخی سوره‌های قرآن کریم، نه تنها نمادهایی از عمق وحی الهی هستند، بلکه دریچه‌ای به سوی لایه‌های پنهان آگاهی انسان الهی گشوده‌اند. این مقاله، با رویکردی کل‌نگر و تلفیقی از حکمت عرفانی، فلسفه وجودی، تفسیر کاربردی و علوم خفیه، به کاوش در این حروف می‌پردازد. بر پایه نقد تفاسیر رایج و تأکید بر جنبه‌های عملی و تکوینی، نشان داده می‌شود که این حروف، پدیده‌هایی واقعی و خارجی هستند که فراتر از نمادهای زبانی (حرف‌الحرف)، خودِ “حرف واقعی” با وجود خارجی و قدرت تکوینی به شمار می‌روند. یافته‌ها حاکی از آن است که حروف مقطعه، اجزای اسم اعظم مقطع الهی بوده و در علوم غریبه، فلسفه اسلامی، و حتی علوم مدرن مانند فیزیک کوانتوم و روانشناسی عمقی، ابزاری برای تحول وجودی انسان به شمار می‌روند. این کاوش، با برجسته‌سازی نظریه پدیده‌های واقعی خارجی و ادغام نظریه‌های علامه محمدحسین طباطبایی در المیزان، عبدالله جوادی آملی در تسنیم و ** در تفسیر هدی**، بر اهمیت انس عملی با این حروف تأکید دارد تا انسان از مرزهای نظری به عرصه عمل عبور کند. همچنین، ابعاد تطبیقی با سنت‌های دیگر ادیان (مانند کابالای یهودی و مانتراهای هندویی) بررسی شده تا حروف مقطعه را بخشی از سنت جهانی اسرار الهی قرار دهد. ارزیابی علمی مقاله نشان می‌دهد که محتوای آن، هرچند مبتنی بر منابع سنتی قوی است، با ادغام تحقیقات آکادمیک معاصر مانند تحلیل‌های ابن برجان و تحقیقات زبانی-صوتی، می‌تواند به سطح بالاتری از اعتبار علمی برسد.

کلیدواژه‌ها: حروف مقطعه، پدیده‌های واقعی خارجی، آگاهی الهی، انسان الهی، علوم خفیه، اسم اعظم، تفسیر کاربردی، فلسفه وجودی، عرفان اسلامی، مقایسه تطبیقی.

تعریف حروف مقطعه

حروف مقطعه، آن دسته از حروف جداگانه‌ای هستند که در آغاز برخی سوره‌های قرآن کریم ظاهر می‌شوند و به عنوان یکی از اسرارآمیزترین عناصر کتاب آسمانی اسلام شناخته می‌شوند. این حروف، مانند “الم” در سوره بقره، “کهیعص” در سوره مریم، یا “طسم” در سوره شعرا، نه تنها بخشی از متن قرآن کریم را تشکیل می‌دهند، بلکه به عنوان نمادهایی از عمق معرفتی و لایه‌های پنهان وحی الهی عمل می‌کنند.

رویکرد کل‌نگر

در این مقاله، با نگاهی کل‌نگر، به بررسی تمامی ابعاد این حروف می‌پردازیم: از جنبه‌های تاریخی و تفسیری گرفته تا ابعاد عرفانی، فلسفی، و حتی کاربردی در زندگی روزمره و علوم مدرن. این رویکرد کل‌نگر بر پایه تلفیق حکمت الهی، علوم خفیه، و دانش معاصر استوار است.

نظریه کلیدی

در چارچوب تفسیر صادق، که بر پایه اصل وحدت وجودی انسان با مبدأ الهی نگاشته شده، حروف مقطعه نه به عنوان عناصری ایستا و صرفاً زینتی، بلکه به مثابه پلی میان آگاهی ظاهری و باطنی انسان الهی تلقی می‌شوند. این حروف، که در مجموع ۱۴ حرف از الفبای عربی را شامل می‌شوند، فراتر از نمادهای زبانی، موجوداتی حرفی با قدرت تکوینی هستند که در مسیر سلوک انسان به سوی الوهیت، نقش محوری ایفا می‌کنند.

تاریخچه و بررسی تفسیری حروف مقطعه

از صدر اسلام تاکنون، حروف مقطعه موضوع بحث‌های گسترده‌ای در میان مفسران، عارفان و فیلسوفان مسلمان بوده است. نخستین اشاره‌ها به این حروف در روایات اهل بیت(ع) دیده می‌شود، جایی که امام صادق(ع) آن‌ها را “حروف اسم اعظم مقطع” توصیف می‌کنند، که در قرآن کریم به صورت پراکنده نازل شده‌اند تا معصومین(ع) بتوانند آن‌ها را تألیف و ترکیب نمایند.

تاریخچه نزول

حروف مقطعه در ۲۹ سوره از قرآن کریم ظاهر می‌شوند و اغلب در سوره‌های مکی نازل شده‌اند، که این امر نشان‌دهنده تمرکز بر جنبه‌های اعجازی و غیبی قرآن کریم است.

نقد تفاسیر سنتی

در تفاسیر کلاسیک، مانند تفسیر طبری و زمخشری، این حروف اغلب به عنوان “متشابهات” (آیات مبهم) طبقه‌بندی شده‌اند، که علم آن‌ها مختص خداوند است. با این حال، این رویکرد، که بر پایه جهل به معنای آن‌ها استوار است، مورد نقد جدی قرار می‌گیرد.

رویکرد کل‌نگر

در رویکرد کل‌نگر تفسیر صادق، این حروف نه صرفاً تاریخی، بلکه پدیده‌هایی ابدی هستند که در ساختار وجودی قرآن کریم، نقش بنیادین دارند.

نظریه‌های تفسیری کلیدی

علامه طباطبایی (المیزان)

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، پس از نقد و بررسی دقیق یازده نظریه رایج مفسران گذشته، حروف مقطعه را به عنوان رموزی میان خداوند متعال و پیامبر اکرم (ص) معرفی می‌کند. ایشان این حروف را فراتر از دلالت‌های لفظی معمول می‌داند و معتقد است اینها اشاراتی به حقایق والا و اسمای الهی هستند که مرتبه دقیق آن‌ها برای ما مجهول است و از متشابهات قرآن کریم محسوب می‌شوند.

جوادی آملی (تسنیم)

جوادی آملی در تفسیر تسنیم، ضمن پذیرش ارتباط این حروف با اسم اعظم، بر تفکیک میان «لفظ» و «حقیقت تکوینی» تأکید می‌ورزد. از دیدگاه ایشان، اسم اعظم یک «مقام» وجودی است نه یک لفظ. الفاظی که ما می‌خوانیم «اسم الاسم» (نامِ نام) هستند و فاقد اثر تکوینی مستقیم می‌باشند. این «مقام» و حقیقت عینی انسان کامل است که منشأ اثر می‌باشد، نه خود حروف.

(تفسیر هدی)

بر اساس نظریه ارائه‌شده در تفسیر هدی، حروف مقطعه نه نماد، بلکه «پدیده‌هایی مرموز و نامحسوس» و «موجوداتی حرفی» با وجود خارجی و واقعی هستند. این نظریه تأکید می‌کند که این «حروف»، «حرف‌الحرف» (نماد نوشته‌شده) نیستند، بلکه خودِ وجودات عینی می‌باشند. این پدیده‌ها بخشی از ساختار غیبی عالم هستند که قرآن کریم از آن‌ها پرده‌برداری می‌کند. این نظریه ضمن نقد دیدگاه‌هایی که این حروف را مادی می‌پندارند (مانند نقد ابن عربی)، آن‌ها را کلیدهایی برای علوم غریبه و اسم اعظم می‌داند که توسط اولیای الهی قابل «ترکیب و تألیف» برای تصرف در عالم هستند.

ابعاد عرفانی حروف مقطعه

منابع

  • ابن عربی، محمد بن علی. ۱۹۶۸. *فتوحات مکیه*. بیروت: دار صادر.
  • ابن برجان. ۲۰۲۲. “On Disjointed Letters in the Qur’an.” *International Journal of Multicultural and Multireligious Understanding* ۹ (۲): ۴۵-۷۸.
  • جوادی آملی، عبدالله. ۱۳۸۰. *تفسیر تسنیم* (جلد ۲). قم: اسراء.
  • خادمی، صادق. ۱۴۰۴. *تفسیر صادق*. وب سایت شخصی: https://sadeghkhademi.ir/
  • داگیستانی، احمد. ۲۰۲۴. “Letter Mysticism in Early 20th Century Anatolia.” ResearchGate.
  • رحمان، احسان. ۲۰۱۶. “Huroof ul Muqatta’at.” ResearchGate.
  • فخر رازی، محمد بن عمر. ۱۴۲۰ ق. *مفاتیح الغیب*. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
  • کلینی، محمد بن یعقوب. ۱۳۶۵. *الکافی*. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
  • ملاصدرا، محمد بن ابراهیم. ۱۳۸۶. *اسفار اربعه*. تهران: صدرا.
  • مولانا جلال‌الدین. ۱۳۷۵. *مثنوی معنوی*. تهران: امیرکبیر.
  • ، . ۱۴۰۲. *تفسیر هدی (جلد پنجم)*. اسلام‌شهر: انتشارات .
  • نگوین، مارتین. ۲۰۱۲. “Exegesis of the ḥurūf al-muqaṭṭaʿa.” *Islamicana* ۵ (۳): ۶۷-۸۹.
  • طباطبایی، محمدحسین. ۱۳۷۴. *تفسیر المیزان*. قم: جامعه مدرسین.

document.addEventListener(‘DOMContentLoaded’, function() {
// — اسکریپت انیمیشن اسکرول —
const animatedElements = document.querySelectorAll(‘.animated’);
const observer = new IntersectionObserver((entries) => {
entries.forEach(entry => {
if (entry.isIntersecting) {
entry.target.classList.add(‘fade-in’);
observer.unobserve(entry.target);
}
});
}, { threshold: 0.1 });

animatedElements.forEach(el => observer.observe(el));

// — اسکریپت جدید منوی همبرگری —
const navToggle = document.getElementById(‘nav-toggle’);
const navMenu = document.getElementById(‘nav-menu’);
const navLinks = navMenu.querySelectorAll(‘a’);

if (navToggle && navMenu) {
// باز و بسته کردن منو با دکمه
navToggle.addEventListener(‘click’, () => {
navMenu.classList.toggle(‘is-active’);
navToggle.classList.toggle(‘is-active’);
});
}

// بستن منو هنگام کلیک روی یک لینک (برای صفحه تک‌صفحه‌ای)
navLinks.forEach(link => {
link.addEventListener(‘click’, () => {
if (navMenu.classList.contains(‘is-active’)) {
navMenu.classList.remove(‘is-active’);
navToggle.classList.remove(‘is-active’);
}
});
});
// — پایان اسکریپت جدید —
});

تحقیقات قرآنی

فراتر از نماد: بازخوانی «حروف مقطعه» به مثابه پدیده‌های واقعی تکوینی

کاوشی در نظریه‌های تفسیری معاصر با تأکید بر «تفسیر هدی»

: رازِ حروفِ آغازین

در طلیعه ۲۹ سوره از قرآن کریم، با حروفی رازآمیز و جدا از هم مواجه می‌شویم: «الم»، «کهیعص»، «طسم». این «حروف مقطعه» (حروف بريده)، از صدر اسلام تاکنون، یکی از عمیق‌ترین و پیچیده‌ترین چالش‌های تفسیری، فلسفی و عرفانی در برابر اندیشمندان مسلمان بوده‌اند.

رویکردهای سنتی

عموم تفاسیر سنتی، این حروف را در دسته‌ی «متشابهات» (امور مبهمی که علم آن نزد خداوند است) طبقه‌بندی کرده‌اند یا آن‌ها را نوعی تحدی (مبارزه‌طلبی) زبانی علیه فصحای عرب دانسته‌اند. برخی نیز آن‌ها را صرفاً حروفی زینتی یا ابزاری برای ساکت کردن کفار در هنگام قرائت پیامبر (ص) دانسته‌اند.

نقد رویکردها

اما این رویکردها، هرچند تاریخی هستند، برای بسیاری از محققان حکمت الهی قانع‌کننده نبوده‌اند. چنانکه در «تفسیر هدی» اشاره می‌کند، بسیاری از این تفاسیر، استحسانات ذوقی و فاقد استدلال علمی محکم هستند و اعتراف به ندانستن (لا أدری) بر چنین گمانه‌زنی‌هایی برتری دارد.

رویکرد مقاله

مقاله حاضر، با اتکا به رویکردی کل‌نگر و با محوریت نظریات تفسیری معاصر، به‌ویژه دیدگاه‌های ارائه‌شده در «تفسیر هدی»، این حروف را نه به‌مثابه «نمادهای زبانی»، بلکه به‌مثابه «پدیده‌هایی واقعی، خارجی و دارای قدرت تکوینی» (برگرفته از متن خادمی) بازخوانی می‌کند.

گذار به هستی‌شناسی: تفکیک «حرف» از «حرف‌الحرف»

نقطه عزیمت برای فهم این راز، درک یک تمایز کلیدی است که در «تفسیر هدی» بر آن تأکید شده است: تمایز میان «حرف» (The Letter) و «حرف‌الحرف» (The Symbol of the Letter).

حرف‌الحرف

آنچه ما بر کاغذ می‌نویسیم یا با زبان می‌خوانیم (مانند الف، لام، میم)، در واقع «حرف‌الحرف» است؛ یعنی نماد و تصویری از آن حقیقت اصلی.

حرف واقعی

اما «حروف مقطعه» که در قرآن کریم آمده‌اند، اشاره به خودِ آن «حرف» واقعی دارند؛ موجوداتی که صرفاً مفاهیم ذهنی یا نمادهای نوشتاری نیستند.

پدیده‌های واقعی

بر اساس این دیدگاه، حروف مقطعه «پدیده‌هایی مرموز و نامحسوس» و «موجوداتی حرفی» با «وجود خارجی و فلسفی» هستند. این حروف، بخشی از ساختار غیبی عالم هستی به شمار می‌روند که قرآن کریم برای اولین بار در میان کتب آسمانی، از وجود آن‌ها پرده‌برداری کرده است.

نظریه‌های کلیدی در باب حروف تکوینی

در میان مفسران و حکمای معاصر که این رویکرد هستی‌شناختی را پذیرفته‌اند، سه نظریه برجسته وجود دارد.

نظریه رمز و اشاره (علامه طباطبایی)

علامه محمدحسین طباطبایی در تفسیر گران‌سنگ «المیزان»، پس از نقد و رد یازده نظریه رایج مفسران، این حروف را رموزی میان خداوند و پیامبر اکرم (ص) می‌داند. از دیدگاه ایشان، این حروف به حقایق والا و اسمای الهی اشاره دارند، اما دلالت آن‌ها از نوع دلالت لفظی معمول نیست و مرتبه دقیق آن‌ها برای ما مجهول است. ایشان در نهایت این حروف را در زمره متشابهات قرآن کریم قرار می‌دهند که تأویل آن نزد راسخان در علم است.

نظریه «مقام» تکوینی ( جوادی آملی)

عبدالله جوادی آملی در «تفسیر تسنیم»، ضمن پذیرش ارتباط این حروف با اسم اعظم الهی، میان «لفظ» و «حقیقت تکوینی» تفکیک قائل می‌شود. از دیدگاه ایشان، اسم اعظم یک «مقام» و رتبه وجودی است، نه یک لفظ. بر این اساس، الفاظی که ما می‌خوانیم «اسم الاسم» (نامِ نام) هستند و خودشان فاقد اثر تکوینی مستقیم می‌باشند. این «مقام» و حقیقت حقیقت انسان کامل است که منشأ اثرات تکوینی (مانند احیای مردگان) است، نه خود حروف و الفاظ.

نظریه «پدیده‌های حرفی» ( )

«تفسیر هدی» رویکردی متفاوت و جامع‌تر ارائه می‌دهد که ضمن نقد دو دیدگاه پیشین، بر قدرت تکوینی خودِ حروف تأکید می‌ورزد. نقد افراط و تفریط: این دیدگاه، نظریاتی مانند نظر ابن عربی را که برای حروف، طبایع مادی (مانند گرمی و سردی) قائل است، «افراط» در مادی‌سازی می‌داند. از سوی دیگر، نظریه «تفسیر تسنیم» را که قدرت را کاملاً از لفظ سلب کرده و آن را صرفاً یک «مقام» مفهومی می‌داند، «تفريط» در معنازدایی می‌شمارد. نظریه جامع: معتقد است «لفظ» (حاکی) و «حقیقت» (محکی) هر دو واقعی هستند و با هم کار می‌کنند. لفظ صرفاً یک اعتبار ذهنی نیست، بلکه خود دارای وجود تکوینی و قدرت اثرگذاری است. بر این اساس، حروف مقطعه دقیقاً «حروف اسم اعظم الهی هستند که در قرآن کریم تقطیع شده (بريده شده)». این «پدیده‌های حرفی»، کلیدهایی برای علوم غریبه و طلسمات هستند. روایات نیز این امر را تأیید می‌کنند که پیامبر (ص) و امام (ع) این حروف را «تألیف و ترکیب» می‌کنند و هنگامی که با آن حقیقتِ ترکیب‌شده دعا کنند، «اجابت می‌شوند». این نشان می‌دهد که خود حروف، به‌عنوان موجوداتی واقعی، قابلیت ترکیب و تصرف در عالم را دارند.

نتیجه‌گیری: از «انس نظری» تا «انس عملی»

بازخوانی حروف مقطعه به‌مثابه «پدیده‌های واقعی»، درک ما را از قرآن کریم از یک «متن» صِرف، به یک «کتاب عمل و کاربرد» (چنانکه در تفسیر هدی آمده) تغییر می‌دهد. این حروف، نمادهایی ایستا برای تفسیر آکادمیک نیستند؛ آن‌ها کلیدهایی پویا برای «تحول وجودی انسان» (مفهوم مقاله خادمی) و ابزارهایی برای «علوم غریبه» و دستیابی به «اسم اعظم» هستند. این دیدگاه ما را ملزم می‌کند که از مرزهای «تفسیر نظری» عبور کرده و به «انس عملی» (Intimacy in Practice) با قرآن کریم روی آوریم. حروف مقطعه، دعوتی هستند برای ورود به لایه‌های پنهان آگاهی الهی و استفاده کاربردی از قدرت تکوینی کلام وحی. آن‌ها آغازگر سفری از «حرف‌الحرف» (نماد) به «حرف» (واقعیت) هستند.

منابع برای مطالعه بیشتر

  • خادمی، صادق. (۱۴۰۴). تفسیر صادق. وب سایت شخصی: https://sadeghkhademi.ir/
  • طباطبایی، محمدحسین. (۱۳۷۴). تفسیر المیزان. قم: جامعه مدرسین.
  • جوادی آملی، عبدالله. (۱۳۸۰). تفسیر تسنیم. قم: اسراء.
  • ، . (۱۴۰۲). تفسیر هدی (جلد پنجم). اسلام‌شهر: انتشارات .

document.addEventListener(‘DOMContentLoaded’, function() {
const animatedElements = document.querySelectorAll(‘.animated’);
const observer = new IntersectionObserver((entries) => {
entries.forEach(entry => {
if (entry.isIntersecting) {
entry.target.classList.add(‘fade-in’);
observer.unobserve(entry.target);
}
});
}, { threshold: 0.1 });

animatedElements.forEach(el => observer.observe(el));
});


الم

پروتکلِ آغازین: رمزنگاریِ هستی و سکوتِ هرمنوتیک


قرآن با گزاره‌های توصیفی آغاز نمی‌شود، بلکه با «حروف مقطعه» آغاز می‌گردد؛ کدهایی که ساختار زبانیِ معمول را به چالش می‌کشند. در پدیدارشناسیِ متن، «الم» (Alif-Lam-Mim) به مثابه‌ی یک «دست‌انداز شناختی» (Cognitive Bump) عمل می‌کند. این حروف، سیستمِ ادراکیِ مخاطب را که عادت به دریافتِ مفاهیمِ خطی دارد، متوقف کرده و او را در وضعیتِ «تعلیق» قرار می‌دهند. اینجا جایی است که منطقِ باینریِ زبان متوقف شده و منطقِ کوانتومیِ معنا آغاز می‌شود. حضورِ این حروف در مطلعِ سوره بقره، اعلامِ تغییرِ فاز از زبانِ بشری به کدِ منبع (Source Code) الهی است.


۱. هستی‌شناسی: عناصرِ جدولِ تناوبیِ معنا

همانطور که جهانِ فیزیکی از عناصرِ بنیادین (هیدروژن، هلیوم و…) ساخته شده، جهانِ معنا (Logos) نیز از عناصرِ صوتی بنا شده است. «الم» اشاره‌ای انتولوژیک به «متریالِ اولیه» ساختِ وحی است. خداوند با همان حروفی که بشر روزمره استفاده می‌کند (الف، لام، میم)، ساختاری را بنا می‌کند که بشر از تکرارِ آن عاجز است. این تضاد، ماهیتِ «اعجاز» را از جادوگری جدا کرده و به سطحِ «معماری» ارتقا می‌دهد. «الم» یعنی: مصالح در دسترسِ همگان است، اما «فرمولِ ترکیب» (Syntactic Architecture) در انحصارِ طراحِ سیستم است.

۲. معماری صدا: طیفِ کاملِ ارتعاش

آواشناسیِ «الم» یک سفرِ کاملِ آناتومیک در دستگاهِ صوتی انسان است.

الف (A): از انتهای حلق (Glottis) آغاز می‌شود؛ نمادِ آغاز، عمودیت و تنفسِ مطلق.

لام (L): در میانه دهان و با برخورد زبان به سقف دهان شکل می‌گیرد؛ نمادِ جریان، انتقال و اتصال.

میم (M): با بستنِ لب‌ها خاتمه می‌یابد؛ نمادِ فرم‌یافتگی، ماده و پایان.

تلفظِ «الم» یعنی پیمایشِ کلِ مسیرِ وجود از «انتزاعِ محض» (الف) تا «مادیتِ متراکم» (میم). این سکانسِ صوتی، ناخودآگاه را برای دریافتِ تمامیتِ حقیقت آماده می‌کند.

همگرایی سایبرنتیک: هدرهای فایل (Magic Bytes)

در علوم کامپیوتر، فایل‌های باینری اغلب با یک امضای دیجیتال یا «Magic Bytes» شروع می‌شوند (مثلاً `FF D8` برای تصاویر JPEG). این بایت‌ها محتوا نیستند، بلکه به سیستم‌عامل می‌گویند «چگونه» داده‌های بعدی را تفسیر کند. «الم» در ابتدای سوره‌ها، عملکردی مشابه «Initialization Protocol» دارد. این حروف، گیرنده‌های عصبی و روحیِ انسان (کامپایلرِ وجود) را کالیبره می‌کنند تا دیتای سنگینِ وحی را نه به عنوانِ شعر یا نثر، بلکه به عنوانِ «کدِ اجرایی» پردازش کنند.

استراتژی: نمایشِ حاکمیت (Sovereignty)

در دکترین‌های قدرت، «دسترسی به اطلاعات» (Access Control) تعیین‌کننده سلسله‌مراتب است. استفاده از کدهای رمزنگاری شده (Encrypted Strings) در ابتدای بیانیه، نشان‌دهنده سطحی از اقتدار است که مخاطب به آن دسترسی ندارد (Root Access). «الم» یک مانورِ استراتژیک در برابرِ اعرابِ جاهلی بود که به زبان‌آوری خود فخر می‌فروختند. این حروف می‌گویند: «شما کاربرانِ این زبان هستید، نه توسعه‌دهندگانِ آن». این یک یادآوریِ تکنیکال برای حفظِ مرز میانِ خالق (Admin) و مخلوق (User) است.


تفسیر صادق: سکوتِ فعال

در «تفسیر صادق»، «الم» نمادِ «پذیرشِ ندانستن» است. برای پر شدن، ابتدا باید خالی شد. ذهنِ انسان مملو از پیش‌فرض‌ها، تعصبات و داده‌های زباله (Garbage Data) است. اگر قرآن بلافاصله با مفاهیم شروع می‌شد، ذهن این مفاهیم را با پیش‌فرض‌های قبلی ترکیب می‌کرد.

اما «الم» معنایی ندارد که ذهن بتواند آن را بجود یا تحلیل کند. این «فقدانِ معنای ظاهری»، ذهنِ تحلیل‌گر را متوقف (Halt) می‌کند. این سکوتِ اجباری، فضایِ خالیِ (Buffer) مورد نیاز برای دانلودِ حقیقت را فراهم می‌آورد. «الم» یعنی: «ساکت شو و گوش کن»؛ نه سکوتِ منفعلانه، بلکه سکوتی فعال و پذیرا برای دریافتِ فرکانسی که از جنسِ کلماتِ روزمره نیست.

زیست‌جهان مدرن: رمزِ عبور (Password)

در زندگیِ دیجیتالِ امروز، ما دائماً با مفاهیمی مثل Password، PIN Code و 2FA (احراز هویت دو مرحله‌ای) سر و کار داریم. ما می‌پذیریم که برای دسترسی به محتوای ارزشمند (حساب بانکی یا دیتای شخصی)، باید از سدِ کدهایی بگذریم که خودشان لزوماً معنای ادبی ندارند، اما «مجوزِ ورود» هستند.

«الم» در لایف‌ستایلِ معنوی، نقشِ آن کلیدِ امنیتی را بازی می‌کند. یادآوری می‌کند که فهمِ کتابِ هستی، «Open Source» (متن‌باز) به معنایِ هرج‌ومرج نیست؛ بلکه دارای سطوحِ دسترسی (Permissions) است. کسی به محتوای عمیق (لایه کرنل) دست می‌یابد که به «رمزنگاریِ» صاحبِ اثر احترام بگذارد. مواجهه با «الم» در زندگیِ روزمره، تمرینِ احترام به «راز» است در دنیایی که همه چیز را «افشا» (Leak) می‌کند.

منابع و ارجاعات (Chicago Style):

  • Khademi, Sadegh. “Tafsir Sadegh: The Architecture of Divine Silence.” Tehran: Sadegh Khademi Publications, 1403.
  • Heidegger, Martin. On the Way to Language. Translated by Peter D. Hertz. Harper & Row, 1971. (Phenomenology of Silence).
  • Hofstadter, Douglas R. Gödel, Escher, Bach: An Eternal Golden Braid. Basic Books, 1979. (Self-Reference and Coding).
  • Wiener, Norbert. Cybernetics: Or Control and Communication in the Animal and the Machine. MIT Press, 1948.
© 2026 Sadegh Khademi | sadeghkhademi.ir

The Quranic Arabic Corpus Analysis

تحلیل پدیدارشناختی آیه نخست سوره بقره

الم

بررسی آماری، ریخت‌شناسی و بلاغی حروف مقطعه بر اساس داده‌کاوی دقیق متن عثمانی

در آغازین فراز از بلندترین سوره قرآن کریم، با پدیده‌ای شگرف تحت عنوان «حروف مقطعه» یا «فواتح السور» مواجهیم. واژه-نمادِ «الم» نه یک کلمه در معنای عرفی، بلکه ترکیبی از سه واحد صوتی بنیادین است که ساختار آوایی زبان عربی را در خود فشرده کرده‌اند. تحلیل حاضر، با بهره‌گیری از داده‌های دقیق Corpus.quran.com، به کالبدشکافی مورفولوژیک این حروف می‌پردازد و چراییِ گزینش این آواها را در بافت اعجاز بیانی قرآن کریم تبیین می‌نماید. رویکرد ما در اینجا توصیفی و مبتنی بر کشف روابط پنهان میان آمار و معناست.

آناتومی صوتی و ریخت‌شناسی (Morphology)

ا

اَلف (Alif)

جایگاه مخرج: اقصی‌الحلق (دورترین نقطه حلق).

الف، نمادِ «آغاز» و «اطلاق» است. در علم‌الاصوات، الف جوهری‌ترین صداست که از عمقِ تارهای صوتی برمی‌خیزد بدون آنکه مانعی در دهان آن را محدود کند. انتخاب الف به عنوان نخستین حرف، اشاره‌ای پدیدارشناسانه به مبدأ هستی و نزول کلام از مقامِ غیب به شهادت است. در داده‌کاوی آماری، الف پربسامدترین حرف در کل قرآن کریم و همچنین در سوره بقره است که نقشِ «ستون فقرات» متن را ایفا می‌کند.

ل

لام (Lam)

جایگاه مخرج: وسطِ زبان و کام بالا (Lingtual/Palatal).

لام، حرفِ «واسطه» و «اتصال» است. از نظر مخرج صوتی، دقیقاً در میانه دستگاه تکلم قرار دارد. این حرف در سوره بقره پس از الف، دارای بالاترین بسامد وقوع است. حضورِ «لام» میانِ الف (آغاز) و میم (پایان)، نمادی از تداوم، جبرئیل امین (واسطه وحی) و یا مقامِ رسالت است که پلِ ارتباطی میانِ غیب مطلق (الف) و جهان ماده (میم) محسوب می‌شود.

م

میم (Meem)

جایگاه مخرج: شفتین (لب‌ها).

میم، حرفِ «ختم» و «انجام» است. با بسته شدن لب‌ها ادا می‌شود و پایانِ مسیرِ صوت را رقم می‌زند. در تحلیل آماری کورپوس، تجمیع این سه حرف (ا، ل، م) در سوره بقره به نحوی شگفت‌انگیز با محتوای سوره که جامع‌ترین دستورات دین است، همخوانی دارد. «میم» بستنِ دهان و پایانِ کلام است، اما نه پایانی از سرِ نقصان، بلکه پایانی که کمال را در بر دارد. ترکیب الف تا میم، یعنی احاطه بر کلِ گستره‌ی وجود و کلام.

داده‌کاوی آماری (Statistical Mining)

بررسی‌های دقیق رایانه‌ای بر پایه متن عثمانی نشان می‌دهد که سوره بقره در استفاده از حروف تشکیل‌دهنده «الم» رکورددار است.

  • بسامد الف
    ۴۵۰۲ تکرار
  • بسامد لام
    ۳۲۰۲ تکرار
  • بسامد میم
    ۲۱۹۵ تکرار

* اعداد تقریبی و بر اساس شمارش رسم‌الخطی کورپوس است. این توزیع آماری نشان می‌دهد که «الم» عصاره‌ی صوتی کل سوره است.

تحلیل نحوی (Syntactic Analysis)

در تحلیل گرامریِ Quranic Corpus، حروف مقطعه دارای جایگاه‌های اعرابی محتمل زیر هستند که هر یک افق معنایی خاصی می‌گشاید:

۱. خبر برای مبتدای محذوف
تقدیر: «هذه الم» (این است الف لام میم). اشاره به اینکه حقیقت قرآن همین حروف ساده است.
۲. مبتدا برای خبر مابعد
جمله: «الم * ذلک الکتاب…». یعنی این حروف، همان کتاب با عظمتی هستند که وعده داده شده بود.

وجه اعجاز و بلاغت (Rhetoric)

چرا این واژگان (حروف) در اینجا آمده‌اند؟ سوره بقره، سوره‌ی قانون‌گذاری، تشریع و تبیین اصول دین است. شروع این سوره با حروفی که تمام دستگاه صوتی انسان (از حلق تا لب) را درگیر می‌کند، استعاره‌ای است از «شمولیت» و «کمال». خداوند با این حروف ساده، بزرگترین معجزه زبانی تاریخ را بنا نهاده است. این یک «تحدّی» (Challenge) خاموش است: مواد اولیه این کتاب در اختیار شماست (الف، لام، میم)، اگر می‌توانید، ساختاری مشابه بنا کنید. عدم توانایی بشر در تکرار این ترکیب، برهان قاطع بر الهی بودن منبع آن است.

منابع و ارجاعات:

  • Dukes, Kais. The Quranic Arabic Corpus. Language Research Group, University of Leeds.
  • خادمی، صادق. تفسیر صادق: رویکردی نوین به واژه‌شناسی قرآن کریم. .
© تمامی حقوق تحلیل محفوظ است برای صادق خادمی | SadeghKhademi.ir
ذکر قلبی

(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ)

ـ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
از مهم‌ترين ذكرهاى عمومى و مناسب براى تمامى افراد، بسمله است. نخستين ذكرى كه مى‌توان با آن تمرين داشت تا به ذكر خفى رسيد، (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم) است. اين ذكر نيازمند طهارت و وضو مى‌باشد و گفتن آن بدون وضو آسيب‌زاست. سالك بايد در هنگام دم، بدون اين‌كه زبان وى چرخشى داشته باشد، در دل خود و نه در ذهن، (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم) را بياورد و همان را در هنگام بازدم تكرار نمايد، به‌گونه‌اى كه در يك دم و بازدم دو بسم‌الله آورده باشد. بديهى است هرچه تنفس تندتر باشد، بسم‌الله سريع‌تر مى‌آيد و هرچه نفس‌ها كشيده باشد، بسم‌الله آن نيز
كشيده‌تر مى‌گردد. ذكر (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ) جمعيت، صفا، نعمت، دولت و عزت مى‌آورد.
در صورتى كه ذكرپرداز مى‌خواهد كار مهمى را انجام دهد، بايد از ذكر قدرتى و قوّتى «بسمله» بهره برد. «بسمله» قوّت و قدرت و انرژى و استحكام مى‌آورد. اين ذكر، بخش اعظمى از اقتدار انسان را تأمين مى‌كند و موجب استحكام وى مى‌شود و مانع از بدخواهى دشمنان و بدخواهان مى‌شود. مداومت بر بسمله، آينده‌ى كار را در خواب يا بيدارى و به صورت انديشارى يا ديدارى به ذكرپرداز نشان مى‌دهد و از اقدام بر كارهايى كه به شكست منتهى مى‌شود يا به انجام نمى‌رسد و در نيمه‌ى كار رها مى‌گردد، بازداشته مى‌شود. گفتن اين ذكر، از خواب‌هاى بد و دلهره‌آور و نيز از نفوذ شيطان در خواب مانع مى‌شود، اگر همراه با مواظبت بر كردار روزانه باشد.
كسى‌كه مى‌خواهد صاحب دولت و رفعت شود، از اسمِ (اسْم) شروع مى‌كند و كسى‌كه بخواهد صاحب قدرت گردد، اسم (اللَّه) را برمى‌گزيند و آن‌كه مى‌خواهد طلسمى را بشكند، از (الرَّحْمَن) مدد مى‌گيرد و كسى‌كه در پى معارف توحيدى مى‌باشد، به (الرَّحِيم) تمسك مى‌نمايد.
(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم) از بهترين اذكار براى جلب عنايت و توفيق خداوند متعال است و بهتر است آن را در صبحگاهان دست‌كم هفت مرتبه گفت. توفيق، سرعت‌گرفتن اسباب براى حصول پديده‌اى است. با بسمله مى‌شود سير كامل وجود گرفت. نزديك‌ترين راه به وصول كامل و سعادت لقاى حقيقى و لقاى ذات كه تمامى سير صعود را فعليت مى‌بخشد، اين ذكر مبارك و جامع مى‌باشد. بنابراين بسمله به‌تنهايى يك ذكر كامل و تمام است كه گفتن آن استجابت دعا و خواسته مى‌آورد.

(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم) اسم ظاهر، اسم صافى و اسم اول و لبِّ لباب اسما و ذكرى تمام است كه مى‌تواند سينه‌ى تمامى پديده‌هاى عالم را صافى نمايد و صفا دهد. اسماى به كار رفته در آن از اسماى حيات‌بخش، گوارا و صفادهنده است كه بايد آن را با لحظه لحظه‌ى عمر خود به صورت استمرارى داشت. مداومت هر روزه به‌خصوص صبحگاهى به ميزان چهل بار در چهل روز يا چهل اربعين، نورانيت دل، قرب و وصول باطنى مى‌آورد. هم‌چنين ذكرپرداز تمامى وقايع و حوادث مهم آينده را پيش از وقوع آن‌ها مى‌يابد.
(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم) ذكرى است كه به معناى تمامى اسما و صفات است و ذكر دايم و نزديك به اسم اعظم است كه براى انجام هر كارى و براى حل هر مشكلى و رفع هر اضطرابى و برآورده‌شدن هر حاجت و كرامتى به اسم ديگرى نياز ندارد و در كشف مهمات و رموز و فتح قلوب و ابواب مغلوله و بسته‌شده بهترين مشكل‌گشاست.
اگر كسى اراده‌اى ضعيف دارد و در برابر گناه و عصيان زود دست به طغيان برمى‌دارد يا در نفس خود عجول و كم‌حوصله است و به‌طور كلى هر ضعفى كه دامنگير آدمى شود با مداومت بر اين ذكر، سينه‌ى ذكرپرداز شرح مى‌گيرد و بر قدرت وى مى‌افزايد و همتش را مضاعف و طاقت و كم‌صبرى و ضعف و وسوسه و وسواس او را چاره مى‌سازد.
اگر كسى مشكلى دارد كه هرچه براى آن چاره مى‌نمايد راه به جايى نمى‌برد، مى‌تواند به آسمان رو كند و دست خود را بالا برد و سه مرتبه (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم) بگويد، در اين صورت، اميد است مشكل وى حل شود، بدون اين كه نيازى به خواندن دعايى با آن باشد.


ـ سوره‌ى بقره
سوره‌ى بقره به‌خاطر داشتن سيلاب‌هاى بلند، براى كسانى كه ضعف اعصاب، تنيدگى، اضطراب و نگرانى دارند و عجول هستند يا نبض آنان تند مى‌زند و يا براى زنان حامله تجويز مى‌شود. برخى از روايات، اين سوره را با وصف «فسطاط» يا «خيمه» ياد كرده است تا پوشش امنيتى آن را يادآور باشد.

نتیجه استخاره

استخارهٔ بسم اللَّه به صورت کلی خوب است و سوره‌ای که بسم اللَّه ندارد، مانند سورهٔ برائت، استخارهٔ آن خوب نیست اما بسم اللَّه هر سوره با توجه به آیه‌ای که بعد از آن است معنا می‌شود و از این رو به اعتبار حروف مقطعهٔ بعد باید گفت این کار خیلی خوب است، اما در انجام آن باید دقت و توجه کافی را رعایت نمود تا کار به پیچ و خم نینفتد و همواری خود را از دست ندهد.

دستیار تحلیل محتوا

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن
مناسب برای: پژوهشگران و اساتید.

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی می‌شود.

Perplexity خودکار + کپی
DeepSeek
Grok
ChatGPT
Gemini
راهنمای استفاده:
موبایل:نگه داشتن انگشت + Paste
کامپیوتر:کلید Ctrl + V

آیا این نوشته برایتان مفید بود؟

صادق خادمی وب‌سایت

نظرات بسته شده است.