بخش 4: فصل سيزدهم: اشتغال و حضور اجتماعى زن
خط ( كلان ): زن، به حسب طبيعت خود انسانى خانگى اجتماعىست و شغل او و خروجش از خانه بايد به عنوان شغل دوم وى و بهطور پارهوقت باشد تا هم كارهايى كه در اجتماع مربوط به اوست، بر زمين نماند و هم زندگى خانوادگى وى كه كارويژهى نخست وى هست، در مخاطره قرار نگيرد، بنابراين استخدام تماموقت زنان جرم مىباشد. همچنين اينكه مرد انسانى اجتماعى و سپس خانگى بودن شغل دوم اوست به اين معنا نيست كه زندگى خانوادگى براى مرد اصل نباشد، بلكه كار و شغل بيرون خانه فرع بر زندگى خانوادگى و در مسير حفظ سلامت آن مىباشد و كار اجتماعى مرد لازم است به عشق همسر خود و در راستاى صيانت از خانواده باشد، نه آنكه كانون خانواده را آسيب برساند و خانواده را فداى كسب درآمد كند. درست است كه ممكن است انواع مشكلات دامان مرد را گرفته باشد، اما هيچيك از اين مشكلات عذر و بهانهى موجهى نيست براى آنكه نسبت به زندگى خانوادگى خود اهمال و غفلت يا بىتوجهى داشته باشد.
اشتغال؛ شرط ضمن عقد
خط : اگر زن در هنگام عقد ازدواج شرط كرده باشد كه وى بايد كار كند و شاغل باشد، مرد نمىتواند منعى داشته باشد، ولى اگر چنين شرطى نشده باشد و زن و مرد براى اشتغال يا نوع اشتغال زن در بيرون از خانه توافق نداشته باشند، مرد مىتواند زن را از شغل و كار بيرون از منزل باز دارد؛ زيرا مسؤوليت كلّى زندگى و مديريت آن بر عهدهى مرد است و زن بايد در اين زمينه از مرد اطاعت
داشته باشد.
ممنوعيت مطالبهى درآمد زن
خط : مرد تنها مىتواند زن را از كار منع كند، ولى نمىتواند در ازاى كار بيرون از خانهى زن، مقدارى از درآمد او را براى خود يا خانواده مطالبه كند و مبادلهاى با اين حق انجام دهد.
خط : مرد نمىتواند از زن درخواست بخشى از حقوق و درآمد وى را كند تا كسى را مسؤول انجام كارهاى خانه نمايد و پذيرش اين شرط براى زنى كه مىخواهد اشتغال بيرونى داشته باشد، الزامى نيست؛ چرا كه ادارهى كلّى زندگى بر عهدهى مرد است؛ اگرچه مرد مىتواند با عدم قبول زن، وى را از كار بيرون خانه منع كند.
مديريت زن در خانه
خط : در روابط زن و مرد، مديريت خانواده با مرد است. درست است مرد حاكم خانواده و صاحب ولايت زوجيت است، اما ولايت و حاكميت وى منافاتى با مديريت زن در خانواده ندارد. مرد، روحيهاى نخست اجتماعى و سپس خانگى دارد و شؤون اجتماعى وى بر نقشهاى خانگى او غلبه دارد و به عكس، زن طبيعتى نخست خانگى و سپس اجتماعى دارد. بنابراين مديريت درست مرد به اين است كه هم به همسر خود استقلال و آزادى عمل در مديريت داخلى خانه بهخصوص در زمينهى
تربيت فرزند بدهد و سلايق و علايق او را بهگونهى منطقى و عاقلانه محترم بدارد و هم او را بهطور كلى از اجتماع دور ندارد و نقش اجتماعى او را بهگونهاى كه به شأن نخست وى لطمه نزند، محفوظ بدارد و حضور اجتماعىِ وى متناسب با جنسيت و لطافت و صفاى ملكوتى او باشد و عفّت و پاكى و نيز پوشش شرعى او را تضمين نمايد و درگير خشونت و زمختى ننمايد و همچنين زن كه بسيار پيچيده عمل مىكند و كتمان دارد، هم در شؤون اجتماعى مرد دخالت نداشته باشد و سلايق و علايق او را در حيطهى تخصصى كه دارد، منظور بدارد و هم او را بهطور كلى از منزل بهويژه در امور كلان دور نسازد تا شأن ولايت و مديريت مرد كه با اقتدار مرد و وحدتبخشى وى ممكن مىشود و ضامنِ دورانديشى و درايت خانواده است، حفظ گردد. هرگونه انحراف از اين خط، هرچند به نام برابرى باشد، به ظلم به زن و مرد و بىعدالتى مىانجامد و به زندگى زن كه كانونِ شورِ همدلى و لطف حيات است، آسيب
وارد مىآورد.
ممنوعيت خانهنشاندن نابهجاى زن
خط : خانهنشينى اولى زن نبايد به محروميّت و مظلوميت وى بينجامد و خانهنشاندنهاى نابهجا و افراطى و ظالمانه، برآمده از عاملهاى جهل و نادانى و استعمار و استثمار و امرى مردود است؛ همانطور كه نقش اجتماعى و ثانوى زن نبايد سبب شود سمتهاى خانگى وى ناديده گرفته شده و به آن اهمّيت داده نشود يا از آن آسيب ببيند و نبايد خانه و خانواده كه ركن بنيادى جامعه است، براى حضور اجتماعى زن به نابودى كشيده شود.
امنيت نسبى جامعه
خط ( كلان ): به دليل حتمىبودن وجود بزهكارانى جنايتكار و نيز افراد بيمار، فرهنگ عمومىِ هيچ جامعهاى نمىتواند امنيتى را كه ميان افراد خانه و خانواده است در خود تأمين كند، براى همين نمىتوان جامعه را همچون محيط يك خانه، امن بهحساب آورد و روابط اجتماعى زن و مرد را در آن، همسان برخوردهاى خانوادگى و فاميلى، براى حضور همسر و فرزندان در جامعه قايل شد و مرد و سرپرست و مدير مقتدر خانواده لازم است رعايت احتياط ايمنى خانوادهى خود را بنمايد تا گرفتار آسيبهاى غيرقابل جبران نگردد.
دورى از آلودهسازى جامعه
خط : زن هنگامى مىتواند نقش حسّاس اجتماعى خود را باز يابد كه افزون بر اجراى نقش كلّى و كليدىاش در جامعه، عامل آلودگى، انحراف و نابسامانى جامعه و افراد نگردد؛ در حالىكه جوامع آزاد، بيشتر از زن استفادهى ابزارى مىكنند تا بهرهيابى از ويژگىهاى او.
الزامىبودن واگذارى نقشهاى زنانه به زنان
خط : زن لازم است در جامعه، موقعيّت صحيح و نقش درست اجتماعى خود را در تمام مراكز و
كارهاى متناسب با جنسيت خود، با رعايت عفاف و كفاف كامل و بهطور پارهوقت بازيافته و از موضع فعّالى برخوردار باشد و كارهاى مربوط به خود را دنبال كند و نسبت به جامعه و مردها تعاون و هميارى صحيح اجتماعى را بيابد و نخست خانگى و سپس اجتماعى باشد، نه خانگىِ صرف يا اجتماعى در حدّ كارهاى پايين، فرودست و حاشيهاىِ جامعه و زن نبايد مسؤوليتهايى را كه با جنسيت وى هماهنگى ندارد، بپذيرد و جامعه نيز با تفاهم، هميارى، آگاهى و بينش باز و شناخت برتر، موقعيّت طبيعى زن را محترم دانسته و آن را بپذيرد تا زنان نيز بتوانند در كنار مردان، وظايف اجتماعى خود را به خوبى و با رقابت سالم و در عين عفاف و طهارت انجام دهند و رشد زنان بايد در شغلهاى اختصاصى و مناسب و واگذارى اين مشاغل به آنان، بهخصوص با تأسيس بازار و مراكز اختصاصى زنان، پيشبينى و اجرا گردد. در جامعهى اسلامى، لازم است زنان در همهى امور مربوط به خود و برآوردهساختن نيازهاى خويش، توانمند، خودكفا و مستقل باشند. اين امر همكارى و تعاون اعضاى خانواده با يكديگر در اين راستا را مىطلبد. بنابراين مرد حق ندارد زن را از حق تحصيل يا حق اشتغال به كار يا حرفهاى كه حيثيت و شؤون مرد يا حيثيت و عفت زن را بهطور نوعى به خطرِ مورد اعتنا نمىاندازد و با مصالح خانوادگى منافى نيست، منع كند، و در صورت اصرار بر منع، لازم است تأييد دادگاه را داشته باشد.
فراهمنمودن فضاى مناسب حضور اجتماعى زن
خط : زن لازم است در جامعه رشد طبيعى و متناسب خود را داشته باشد و نبايد او را محدود ساخت؛ البته بايد از اختلاط بىمورد و برخوردهاى ناسالم نيز پرهيز داشت و شرايط و محيط كار اجتماعى بانوان بايد بهگونهاى مهيا شود كه زمينهى رشد معنوى، علمى و حرفهاى آنان فراهم شود و به ديانت، شخصيت، منزلت و سلامت فكرى و روحى و جسمى آنان لطمهاى وارد نيايد. زن، در اجتماع داراى حق مصونيت از تعرض گفتارى و رفتارى ديگران و داراى حق رعايت حرمت و احترام و حق بهرهمندى از امنيت شغلى، اخلاقى و ايمنى و حق معافيت از كار اجبارى، خطرناك، سخت و زيانآور در محيط كار مىباشد. همچنين نبايد زن را خوراكِ تبليغاتىِ سياستبازى دستهها و گروههاى مختلف قرار داد، بلكه بايد از شعار و خطابه در اين زمينه پرهيز نمود و به واقعيّتها اهمّيت داد و در جهت تحقّق پاكى و بروز طهارت و رشد خوبىها و سلامت همهجانبه در مسير طبيعىِ كمالِ زن كوشيد. بايد بر اساس تكوين، به منظور آسايش افراد، تحصيل طهارت جامعه و سعادت انسان، به زن ـ اين صفا و رونق انسان و جهان ـ احترام گذاشت و حريم خاصّش را مشخّص نمود و از سوءنيـّتها و كجروىها نسبت به وى جلوگيرى كرد؛ نه او را موجودى نامريى به حساب آورد و تنها سزاوار صندوقخانه و پستوى خانهها ديد و نه او را دوشادوش مرد تا آغوش بىحرمتىها و پردهدرىها كشاند؛ بلكه او بايد در زمينهى واقعى و محدودهى طبيعى خود رشد كند. زنها نبايد در كارهاى تخصّصى خود، همچون
طبابت، فروشندگى لباس زنانه، لوازم بهداشتى و نيز آرايشگرى، رانندگى و حمل مسافر زن و ديگر امور اختصاصى هيچ كمبودى داشته باشند و بايد هر شغلى را به اندازهى كفايت خويش انجام دهند. همچنين انجام شغلهاى اختصاصى زنان، بر مردان حرام است و با وجود فراهمبودن زمينه براى حضور زنان و به دستگرفتن مشاغل ويژهى خويش، مردان نبايد چنين كارهايى را براى خود برگزينند. بايد از هرگونه افراط و تفريط علممآبانه و يا مجملگويى دربارهى زن خوددارى شود تا شخصيت گرانمايهى او دستخوش حوادث شوم جهل و انحراف نگردد؛ چراكه سلامت جامعه، هرگز بدون سلامت زن ميسّر نمىگردد و فساد زن، فساد جامعه را در پى خواهد داشت و نابسامانىهاى موجود را افزونتر خواهد كرد.
تعيين متناسب ساعات كارى
خط ( كلان ): در تعيين ميزان ساعات كارى زنان بايد به سنين متفاوت زن توجه داشت و زنى جوان كه انرژى مضاعفى دارد با زنى ميانسال، و نيز زنى كه چندين فرزند دارد با زنى كه تنها يك فرزند دارد و زن باردار با زنى كه حمل ندارد و زنى كه در دوران شيردهى به فرزند خود مىباشد را با زنى كه چنين نيست، بهصورت يكسان به كار نگمارد.
لزوم همگونبودنِ مربيان و عوامل مدارس دخترانه
خط : وزارت آموزش و پرورش موظف است نيروى معلمان و دبيران مدارس دخترانه را از ميان زنان استخدام نمايد و در آموزش، از معلم همجنس استفاه نمايد و از اختلاط و استفاده از معلّمان و اساتيد غيرهمگن پرهيز كند و با وجود نيروى كافى زن در اين رشتهها، اشتغال مردان ممنوع مىباشد، تا بهرهورى آموزشى كشور بالا رود و درك دوسويهى همجنس سبب ايجاد زمينههاى آرام روحى ـ روانى، شكوفايى استعدادهاى جنس موافق و همچنين برطرفكردن مشكلات احتمالى دانشآموزان شود؛ زيرا يك معلم يا استاد، روزى خود اين مسير را طى كرده و مشكلات، چالشها و زمينههاى متفاوت جنس خود را در خود يا همسالان زمان تحصيل تجربه كرده و امروز به عنوان معلم، بهتر مىتواند براى آن چالشها راهكار و براى پرورش استعدادها، طرح ارايه دهد.
تأمين پزشكان زن
خط : وزارت علوم و نيز سازمان سلامت لازم است با برنامهريزى مناسب، نيروى پزشك زنان و زايمان و امور خانواده و پرستار مورد نياز و نيز مدرسان اين رشتهها و نيز بانوان مدرّس مورد نياز براى تربيت معلم زنان در آموزش و پرورش را از ميان زنان استخدام نمايد و با وجود نيروى كافى زن در اين رشتهها، اشتغال مردان ممنوع مىباشد. زن، با توجّه به لطافت نفس و عواطف شديدش كه از رقّت و دلسوزى خاصّى برخوردار است و نيز با التفات به درونمايهى فطرى، توان ذاتى و حال و هواى طبيعى خود، بهخوبى با امر پرستارى و درمان بيماران، از امور جزيى و ابتدايى گرفته تا گزينههاى گسترده و نهايى آن، همچون جراحىهاى پيشرفته و فوقتخصصى، تناسب دارد.
قضاوت و مشاغل حقوقى
خط : زنان آموزشديده براى قضاوت و دانشآموختهى رشتهى قضاوت و علوم حقوقى و قضايى مىتوانند اصل مسؤوليت قضاوت را همانند قاضيان مرد به گونهى قانونى و تقليدى ( نه اجتهادى ) يا مناصب جانبى قضا، مانند تحقيقات بدوى، تشكيل و تكميل پرونده، مديريت ادارى شعبه و معاضدتهاى مردمى مربوط به قضاوت و جرم شناسى را عهدهدار گردند.
اجتهاد و مرجعيت دينى
خط : زن مىتواند به اجتهاد دينى دست يابد و در اينصورت لازم است به علم خود مراجعه و از آن استفاده داشته باشد و تقليد و پيروى زن مجتهد از ديگران جايز نيست. زنى كه به اجتهاد رسيده است، در صورت داشتن شرايط لازمى كه در قوانين ولايت و مديريت توضيح داده شد، مىتواند براى ديگران افتا داشته باشد و متصدّى مرجعيت دينى مردمان گردد. البته هرگونه تصدّى نااهل، غصب است و حرمت تكليفى و آثار وضعىِ شوم خود را دارد.
مشاركت و رقابت سياسى
خط : زنان از حق برابر و قدرت رقابت در مشاركت سياسى و تصدى مناصب عمومى در تمام سطوح حكومتى و مديريتهاى كلان در صورت واجدبودن شرايط لازم برخوردار مىباشند.
مشاغل متناسب زنان
خط : زنان بهصورت اولويتدار و در رقابت با مردان مىتوانند مشاغلى كه با ويژگىهاى آنان از لحاظ روحى و جسمى متناسب است، مانند علوم آزمايشگاهى، مهندسى الكترونيك، داروسازى، مددكارى و مترجمى را به عنوان شغل خود برگزينند. رقابت زنان با مردان در مشاغلى كه هيچگونه مزيت و برترى در آن براى شاغلان زن و مرد وجود ندارد و يا ملاك آن تخصص و تجربه است، نه جنسيت، مانند كارگرى ساده در ساير رشتههاى فنى و خدماتى، با اولويت پذيرش مردان مىباشد. پذيرش بانوان در مشاغلى كه منع شرعى يا شرايط خشن كار دارد و يا به دليل ارزشهاى اعتقادى ( فرهنگى و اجتماعى ) براى بانوان نامناسب است، ممنوع مىباشد.
خوانندگى و نوازندگى زنان
خط: زنان با رعايت پوشش باوقار و عفيف مىتوانند خوانندگى و نوازندگى داشته باشند. اگر آواز زن، مثل آواز مرد، به صورت معمولى و بهدور از تهييج به گناه باشد و زن لحن صداى خود را بهگونهاى جذاب نكند كه هوسانگيز و تحريككنندهى به حرام باشد، ايرادى ندارد. حتّى اگر آواز زن مطرب هم باشد ـ يعنى شنونده را به اعماق شعر و عالم صوت و صدا ببرد و ايجاد خوشايندى، وجد و سبكى كند ـ يا داراى ترجيع و تحرير باشد و با غلتاندن صدا در گلو، ايجاد چهچهه كند، باز اشكال
ندارد؛ اما اگر اين آواز، تحريك ميل جنسى حرام به سوى اندام زن يا همجنسهايش و مهيّج و برانگيزاننده به حرام باشد و باعث ترويج فساد و گسترش فحشا شود، ممنوع مىباشد. البته تهييج در صورتى كه بيگانه و حرامى را در برنداشته و تحريك به حلال خويش باشد، اشكال ندارد. بر اين اساس، كشيدن صدا و ترجيعىبودن آن، طربانگيزى و تحريك آورى آن اگر با باطل و حرام و ممنوعى همراه شود، استفاده از آن حرام مىگردد، نه بهخودىخود و به گونهى استفادهى سالم و در مسيرى درست و عقلايى.
خط : خوانندگى زن در مراسم عروسى و ازدواج، با تساهل و آسانگيرى همراه است. البته اين در صورتىست كه محرّمات جنبى، مانند عريانى و اختلاط آلودهى زن و مرد، در ميان نباشد، كه در اين حال، حرمت خواندن بهواسطهى عريانى يا تهييج حرام و ايجاد فساد و افساد، قطعىست.
خط : خداوند، انسان را به بهترين آفرينش و بسيار زيبا آفريد و براى او صوتى نيكو قرار داد. صوت، نشانهى حيات، زندهبودن و حضورداشتنِ آدمىست. در اين ميان، نيكوترين و موزونترين صوت، براى زنان است. حلاوتى كه در صوت زن وجود دارد، در صوت ديگر پديدهها نيست. زن مىتواند صداى خود را بهگونهاى كه به جلفى و سبكسرى نرسد، بلند سازد و نسبت به آن جهر داشته باشد. همچنين با همين شرط، مىتواند ناز و كرشمه در آن بريزد و صوت زيباى خود را مهيّج سازد ـ به شرط آنكه تهييج وى بر حرام نباشد ـ و نيز به آن غنا دهد تا آن را طربآور، لذتبخش و بهجتآفرين سازد. غناخوانى زن، در صورتى كه با باطلِ حرام و گناهى همراه نباشد، اشكال ندارد و زنان مىتوانند همانند مردان به غنا بخوانند و در مواردى كه غنا و موسيقى مجاز است، صوتِ غنايى، موسيقايى و خوانندگى داشته باشند؛ خواه فرد بيگانه و نامحرم صداى آنان را بشنود يا خير.
خط : تكخوانى يا صحبت و سخنرانى زن؛ هرچند براى مردان باشد، چنانچه باعث تحريك و مفسده يا تضعيف اخلاق همگانى نباشد، اشكال ندارد.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.