در حال بارگذاری ...
منوی دسته بندی
مدیریت و سیاست الاهی جلد 2📂 بازگشت

بخش 6: فصل سيزدهم: دين‌شناسى جامع و معتبر

 

خط  : از وظايف طلاب و محققان حوزوى و واصلان به اجتهاد علمى‌ست تا با نيروى اجتهاد، مسايل دين الاهى را بر پايه‌ى وحى و منابع مورد تأييد دين، شناسايى و كشف نمايند و با هم‌انديشى « دين‌شناسى جامع و معتبر » را رقم بزنند.

تعريف دين

خط  : بانك جامع، شؤون و ابعاد دين‌دارى را در سه لايه‌ى عمده‌ى آن تبيين مى‌كند. دين، در لايه‌ى نخست، سيستمى عمومى و سياستى مردمى و خُلق و خوها و منش‌هايى‌ست كه در باطن است و در ظاهر به شكل ادب و تربيت، نُمود مى‌يابد و روش زندگى اجتماعى و فردى را مى‌سازد و در لايه‌ى بعد به سمت حق‌طلبى رشد مى‌نمايد و نوعى اتصاف نفسانى مى‌گردد كه خود را در نفس نشان مى‌دهد و با آن اتحاد دارد و در لايه‌ى سوم و كمال برتر به عقايد و جهان‌بينى و نظام هست‌ها و ايدئولوژى و نظام ارزش‌ها و به ايمان مى‌رسد و باطنى ( قلبى و روحى ) مى‌گردد.

خط  : دين در لايه‌ى مردمى، به ساختار اجتماعى و ظاهرى جامعه‌ى اسلامى با لحاظ عموم افراد جامعه و زندگى عمومى تمامى شهروندان معطوف مى‌باشد. دين در اين سطح، خود مى‌تواند حتى اهل كتاب و اقليت‌هاى دينى و گروه‌هاى مخالف، اما داراى التزام عملى غالبى به قوانين را شامل گردد و آنان نيز به اين اعتبار و با رعايت اين لايه‌ى ظاهرى، شهروندى دين‌مدار مى‌باشند. دين سالم اگر درست اجرايى شود، مطلوب اجتماعى مى‌شود؛ ولى مشكل دين اين است كه مجرى آگاه سالم و توانمند به خود نديده است.

خط  : در مواجه با دين، لازم است دقت شود دين در لايه‌ى كردار مردمى مورد تحقيق قرار مى‌گيرد يا در رده‌ى معلومات و امور تقليدى يا در مرتبه‌ى اجتهاد علمى و يا برتر از آن، يعنى معرفت دينى كه داراى ملكه‌ى قدسى‌ست يا در ساحت ولايت موهبتى يا رده‌ى وحيانى دين. در دين‌شناسى، مهم اين است كه اين لايه‌ها در هم آميخته و خلط نشود و جايگاه هريك محفوظ بماند كه حكمت و فرزانگى، حفظ حيثيات است.

ساحتهاى كمال و شناخت دين

خط  : انسان داراى سه فاز كمالى و به تبع آن داراى سه ساحت شناختى مى‌باشد كه بر هم مترتب است: نفس، قلب و روح. دريافت دين به حسب اين مراتب خارجى، متفاوت مى‌شود و سه سطح دين‌دارى نفسانى، حق‌طلبى قلبى و ايمان روحى را مى‌سازد. در هر سه مرحله‌ى يادشده، شناخت ممكن است به اشتباه آلوده بوده و گزاره‌هاى كاذبى از اين سه حوزه به شبه‌علم تبديل شود و به‌صورت مغالطه‌آميز به‌جاى علم ارايه گردد. تلاش در اين ناحيه بايد داراى استناد و اثبات علمى باشد و كسى كه نتواند داده‌هاى اين سه ساحت را به علم تبديل كند، چون زبان گفت‌وگو ندارد، نمى‌تواند صاحب ادعا شود و در صورت ادعاى علنى از ناحيه‌ى علم، تكذيب و رد مى‌گردد.

خط  : دين‌مدارىِ « حق‌طلبانه » كه آزادگى و جوان‌مردى را مى‌طلبد و دين‌مدارىِ « ايمانى » و باطنى كه از لوازم آن مى‌توان به ايثار و گذشت مثال زد، به‌ترتيب و با ترتّب در خواص جامعه ظهور مى‌يابد. بنابراين حق‌طلبى از نخستين صفات حوزه‌هاى علمى‌ست.

دين تلاش دارد تا دو مرتبه‌ى اخير را به صورت نرم و در بسترى آزاد، در خواص جامعه كه نيروهاى حوزوى بخشى از آن مى‌باشند، نهادينه سازد و آن را گفتمان غالب بر گروه خواص و نقشه‌ى راه كمال آنان به عنوان الگوهاى عموم افراد جامعه نمايد. در اين دو مرتبه، حق‌طلبان و مؤمنان نمى‌توانند انتظار تسامح و تساهل داشته باشند و بر آنان مواظبت و سخت‌گيرى مى‌شود تا به اهمال يا ارتكاب عامدانه‌ى خطا مبتلا نگردند و چشم‌انداز خود را قله‌ى بلند و صعب و مستصعب « ولايت » و « توحيد » تيز و عشق و وحدت بلاآفرين حق‌تعالا قرار دهند. تلاش و كوشش اهل ايمان و دقت مضاعف و توجه متعهدانه و مسؤولانه‌ى آنان با وفور عمل شايسته‌اى كه دارند، نمى‌گذارد كثرت افراد عادى و توده‌ها، كژى، فساد و انحراف را بر جامعه چيره نمايد، بلكه كمال بالا و نقش والاى آنان، هدايت جامعه را به دست مى‌گيرد. اين گروه به حل مشكلات جامعه اهتمام دارند و در پى گسترش قسط در جامعه مى‌باشند و براى خود بر پايه‌ى عدالت متناسب، بلكه بر اساس محبت و ولايت رفتار مى‌كنند و براى همين است كه كاستى‌هاى برآمده از توده‌ها و افراد عادى و نيز مشكلات حاصل از گروه اندك دنياطلب طمّاع هموار مى‌گردد و به شكل جريان غالب در نمى‌آيد.

اهل ايمان اگر بسيار اندك يا ضعيف و منزوى گردند يا مسؤوليت ايمانى و رسالت ايثارگرى خود را انجام ندهند، اقبال توده‌ها به كژى، چهره‌ى جامعه مى‌شود و آن را به فساد مى‌كشاند.

توصيفىبودن دين

خط  : شريعت، معرفت‌محور است و دين داراى گزاره‌هاى اعتبارى محض و بريده از هستى نيست. دين، امرى حقيقى و ناظر به نحوه‌ى وجود و ظهور آن است كه از طريق بينش وحى به بندگان مى‌رسد و عنوانى مستند به خداوند مى‌باشد، نه پديده‌اى اجتماعى همانند زبان و فرهنگ كه متأثر از محيط‌زيست، خانواده و اجتماع است و نه اعتبار بدون پشتوانه. گزاره‌هاى دينى حتا گزاره‌هاى دستورى و احكام و بايدها و نبايدهاى فقهى ـ كه به صورت امر و نهى‌ست ـ به اقتضاى علمى‌بودن، در محتوايى توصيفى ظاهر مى‌گردد و حركت در مرز مشخصى‌ست كه به سلامت و سعادت انسان پايان مى‌يابد و حكايت از هستى و پديده‌هاى آن دارد؛ چنان‌چه علم اگر بخواهد خاصيت علمى خود را حفظ كند، فقط توصيفى‌ست.

خط  : معرفت و عقلانيت، محور سنجش هر گزاره و كردارى در اسلام است. اسلام، پذيرش معجزه را منوط به حجيت عقل ساخته و اعجاز خود را كه دليل حقانيت آن است، از سنخ معرفت آورده و كتاب وحيانى را دليل بر صحت و درستى خود قرار داده است و حتا كم‌ترين عبادتى را با معيار معرفت و عقلانيت به سنجش مى‌گذارد، نه با صرف عمل به تكاليف.

خط  : توصيفى‌بودن احكام دينى و ارشادى‌بودن برخى از آن‌ها، به معناى توان دخالت انسان در احكام نيست؛ چراكه حتا احكام ارشادى بر اساس امور طبيعى و مطابق با قوانين حاكم بر ناسوت و جسم و روان آدمى‌ست و نياز به كشف دارد، نه جعل.

خط  : آگاهى به خصوصيات خوبى‌ها و زشتى‌ها از مقوله‌ى فرمان نيست كه فرمان و « امر » از سنخ اراده است، بلكه از مقوله‌ى علم و انديشه مى‌باشد. علمِ استفاده از طبيعت و مواهب الاهى اصلى دامنه‌دار و نامحدود است و اصالت حذر و اصالت حرمت، سخنى ديگر كه تنها در محدوده‌ى مواردى اندك مى‌آيد. آزادى انسان در فرهنگ دينى، اصلى اولى‌ست.

خط  : تبليغ دين لازم است به‌گونه‌ى توصيفى باشد و تبليغ از شريعتِ دستورى، آمرانه و تحكم‌آميز، گريز از تمامى دين را ـ حتا از بخش‌هايى كه تبليغ نمى‌شود ـ موجب مى‌شود و جامعه را به لجاجت، عناد، لجبازى، سركشى، جبهه‌گيرى و مقابله مى‌كشاند، بدون آن‌كه دين حقيقى را بشناسد.

خط  : جامعه‌ى جوان به سبب جوانى خود با بيش‌ترين موانع مخالفت مى‌كند و به حريم منع‌ها بيش‌تر نزديك مى‌شود و چون به گزاره‌هاى دستورى و فرمانى حساسيت‌زاست، آن را ناديده مى‌گيرد، از اين‌رو دين به مقتضاى خود دين، با ترسيم و توصيف، تبيين و ابلاغ مى‌شود. جوان اگر با ملاطفت جذب نشود، سر به لجبازى مى‌گذارد و فرصت جوانى كه مى‌تواند بهترين عامل براى پيشرفت و تعالا باشد، به تهديد تبديل مى‌شود.

خط  : بانك جامع لازم است به صورت علمى تبيين نمايد دين چيزى جز مربى صادق و مرشد صالح و راهنمايى دل‌سوز و وصول‌دهنده‌اى همگام براى گسترش روح و بسط روان آدمى نيست. تمامى همت و هدف دين، وصول همگان به سرچشمه‌ى سلامت دنيوى و سعادت اخروى و به درستى‌ها، بسط و صفاى محض است.

دينمدارى

خط  : در دين‌دارى، آنچه مهم است « اعتقاد قلبى » مى‌باشد. علم در جاى عقيده نمى‌نشيند. علم به فصل طينى انسان ارتباط دارد و آنچه فصل نورى آدمى را مى‌سازد، عقيده است. عقيده مى‌تواند از معلومات و به‌گونه‌ى تقليدى حاصل شود و گاه همين عقيده از علم راسخ‌تر و محكم‌تر است و يا از علم، معرفت يا منش دينى به دست آيد.

خط  : دين‌مدارى به ساخت مسجد و مناره و گنبد و پخش اذان و نقاره و تشكيل محافل عزادارى باشكوه و شب‌هاى احيا با جمعيت انبوه و تشكيل نمازجمعه به صورت صورى و شكلى نيست، بلكه همان عمل و كردارى‌ست كه در هر روز به‌خصوص در تعامل مردمان با هم از آن‌ها سر مى‌زند.

خط  : درست است كه دين خداوند در مقام نزول و اثبات، كامل است و به اعتبار بسطى كه در خود دارد، مقام جمعى و ختمى دين محقق شده و خداوند چيزى را براى نهايت كمال‌بخشى و بسط و صفا فروگذار نكرده است، اما قابليت فهم و پايبندى و عمل به آن بر عهده‌ى دين‌مداران و در مرحله‌ى ثبوت دين است تا مسلمانان بتوانند از اين ره‌گذر از دين اسلام بهره برند و به مقام بسط رسند.

دستیار تحلیل محتوا

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن
مناسب برای: پژوهشگران و اساتید.

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی می‌شود.

Perplexity خودکار + کپی
DeepSeek
Grok
ChatGPT
Gemini
راهنمای استفاده:
موبایل:نگه داشتن انگشت + Paste
کامپیوتر:کلید Ctrl + V

نظرات بسته شده است.