بخش 3: فصل بيستوسوم: سرمايه و ابزار صنعتى پيشرفته
خط : سرمايه و دارايى، از پايههاى قدرت ناسوتى و امرى مقدس و داراى حرمت است.
خط : سرمايه، ملك خداست كه به عنوان رزق و امانت الاهى در اختيار بنده قرار مىگيرد و بايد در چارچوب اقتصاد سالم داراى چرخه، حركت، پويايى و رشد سالم باشد.
خط : سرمايه نبايد كار را از ارزش و شرافت ساقط نمايد و همواره ارزش كار بر ارزش سرمايه برترى دارد، وگرنه هوس سرمايههاى بادآورده و يكشبه و دلالى و بازار كار كاذب جاى كار حقيقى را مىگيرد و كار را از ارزش مىاندازد و موجب گرانى و تورم مهارگسيخته مىگردد.
خط : تمامى آفريدهها حتا نجاسات و اجزاى حرام حيوانات حلالگوشت، سرمايه و مطلوب علم و داراى بار اقتصادى و استفاده است، ولى استفاده از آن بايد مشروع و در چارچوب احكام شرع و با خيرخواهى جمعى و اشاعى باشد، نه سودمحورى خودخواهانه.
خط : اقتصاد نيازمند سرمايه و ابزار بهروز علمى و صنعتى توليد است. بنابراين حفظ سرمايه و در اختيار قراردادن ابزار بهروزِ توليد از وظايف مهم حاكميت مىباشد. ابزار توليد، بخشى از سرمايه است و حكم آن را دارد.
خط : اقتصاد، هم آگاهى نظرى و معرفت اندازهها و سِرّ قدر را كه تابع حكمت است، لازم دارد و هم قدرت عملياتىنمودن آن را، تا سرمايه و دارايى بتواند حركت سالم و خير بگيرد؛ بنابراين دارايى با اقتصاد برابر نيست، بلكه جزيى از موضوع آن است و ايندو با هم كه باشند، معرفت را به قدرت تبديل مىكند و قدرت اقتصادى و رشد و شكوفايى آن را محقق مىسازند، اما يكى بدون ديگرى آشفتگى و فساد مىآورد.
خط ( كلان ): اقتصاد با چرخش فعال و طبيعى رونق مىگيرد و سرمايه را تبديل و شكوفا مىكند و ارتقا مىبخشد؛ وگرنه « براى نهادن چه سنگ و چه زر ».
سرمايه هرچيزىست كه ماليت دارد از خون در بدن گرفته و قابل فروش است تا نويسندهاى كه با انديشهى خود قلم مىزند و استادى كه با سخنگفتن از آگاهىهاى خود مىآموزد و متخصصى كه با دانش خود مىسازد تا آبى كه جريان دارد و مهار مىشود و خاكى كه مىشود بر آن شهرسازى داشت يا محبتى قلبى كه پرستار يا مربى كودك به وى دارد و همچنين نيروى كار انسانى اعم از مرد و زن و نيز
صنعت سينما و ساخت فيلم تا ديگر صنايع و تكنولوژىها و مواد قابل بازيافت و طلاى سياه تا فضولات حيوانها، اگر با آگاهى و سياست و تدبير به حركت درآيد و تبديل و تبدل بپذيرد، همه سرمايه است. كمترين سرمايهاى را حرام است به ركود و احتكار كشاند. ركود سرمايه، حيات اقتصادى را از آن مىگيرد و آن را مىميراند. هرچيزى كه به عنوان پشتوانه، ركود مىگيرد و از چرخهى اقتصاد كنار گذاشته مىشود حتا اگر تخت فرشى باشد يا خانمى كه در خانه حبس مىگردد و قدرت بر كار سالم و مشاركت در ادارهى جامعه را ندارد، ديگر سرمايه نيست. سرمايه بايد حركت داشته باشد.
ثروت و سرمايه چهار صفت دارد: موجود و در دسترس بودن، زندهبودن، حركتداشتن و با آگاهى و سياست تدبيرشدن تا در جامعه حركت و دور داشته باشد و تبديل و تبدل و جابهجايى بپذيرد.
نظام و دولت اگر به انباشتگى ثروت رو آورد، اقتصاد ندارد و سرمايهها را مرده و تضييع مىكند.
بايد فرهنگ حركتدادن به سرمايه را عمومى و همگانى ساخت، بهگونهاى كه هم نبايد گلدانى در خانه خالى از گياه باشد و هم كويرهاى بسيار وسيع تا سنگهاى كوهها و حيوانات بسيار متنوع درياها مورد بهرهبردارى آن هم بهگونهى صنعتى و مدرن قرار گيرد و به حركت درآيد.
سرمايه بايد به بخش توليد تزريق شود نه آنكه در قالب يارانه و هديه و مانند آن ركود بگيرد.
خط : سرمايهدار براى آنكه به ورشكستگى دچار نشود، بهتر است بر توليدات و خدمات گوناگون و توليد كالاها و ارايهى خدمات متنوع سرمايهگذارى داشته باشد تا در صورت آسيب يكى، ديگر موارد را در اختيار داشته باشد.
خط ( كلان ): اقتصاد، داراى چرخهى اقتصادىست و به هيچوجه كمترين انباشتگى و سكون سرمايه و تكنيز و تبديل آن به مسكوكات بيرون از نظام اقتصادى بهگونهى نامتعارف يا پنهاننمودن آنها براى تبديل به گنج و نيز احتكار كه ركود اقتصادى مىآورد و نيز اسراف و تبذير آن را برنمىتابد و تمامى آنها را ممنوع و حرام و مصداق اخلال در نظام اقتصادى مىداند.
خط : سرمايه و داشتن مال و ثروت اگر از طريق حلال و مشروع به دست آيد، هرچند كه فراوان باشد، محترم است و داراى كرامت و ارزش و از مظاهر طبيعت مىباشد. سرمايه بهصورت مشروط و در صورتىكه حلال باشد، ارزش دارد و چنين نيست كه بهصورت مطلق و از هر راهى به دست آيد، پذيرفته باشد. سرمايه كه افزونى رزق حلالِ در گردش است، بايد مدام در گردش بماند تا به ركود نينجامد و در حال استفاده باشد. اقتصاد سالم كمترين استكبار، سلطه و استثمارى را براى جمعآورى مال و ركود سرمايه نمىپذيرد و نيز اجر هر تلاشى را به تناسب آن مىپردازد. فرهنگ محبتمحور ولايت عمومى شيعه بر تمامى ريشهها و شاخههاى اقتصاد نفوذ دارد و اطاعتپذيرى الاهى و مرحمت انسانى خالى از طمع و منت و آزار، جايى مورد غفلت قرار نمىگيرد و از دست نمىرود و تمامى چرخهى اقتصادى را با اين فرهنگ گردش مىدهد.
خط : اقتصاد سالم رعايت حرمت افراد و حرمت سرمايه و شرافت آن را لازم مىشمرد؛ از اينرو نه سلطهگر است، نه سلطهپذير. سرمايه و كسبوكار نبايد به سلطه آلوده باشد. شكاف طبقاتى و فاصلهى آن كه پىآمد تراكم ثروت در دست طبقهى محدود زورمداران زراندوز است، اگر فراوان باشد و بهگونهى مرتبههاى متنوع طبيعى و اختلاف متعادل نباشد، مصداق سلطهى اقليت سرمايهدار بر اكثريت نيازمند مىباشد و تملقگويى و ترس و يأس و سستى و پستى و كژى و خوارى و كدورت و كينه و بغض و فقر روزافزون و بيكارى و پرخوابى ناشى از يأس و نااميدى و ركود و خمودى، بخش فراوانى از جامعه را فرا مىگيرد. جامعهاى كه نرخ بيكارى آن بالاست، در جايى دچار سلطهى استثمارگران مىباشد و همين مقدار سلطه براى اينكه نبض جامعهاى را از سلامت و ايمان بيندازد، كافىست.
خط : سرمايه چون داراى شرافت است، با مرگ مالك آن، به وارثان وى منتقل مىشود.
خط : سرمايه براى انتقال به ديگرى نيازمند طريق مشروع مىباشد. معاملات متنوع شرعى، از راههاى انتقال سرمايه است.
خط : سرمايه اگر در مسير سلطه و استثمار و تكاثر و زيادهخواهى و سودمحورى مطلق و بدون قيد و شرط و كسب حرام قرار گيرد، نيروى انسانى كار را به مثابهى مكانيك و ماشين مىنمايد و با گرفتن هدف سلامت و سعادت از زندگى او، مزدورى و درآمد حقيرانه را غايت زندگى وى قرار مىدهد و او را آگاهانه به فقر و فلاكت و فساد و فحشاى فراگير مبتلا مىكند.
خط ( كلان ): اقتصاد در صورتى ولايىست و خطوط قانونى آن اجرايى مىگردد كه سه عنصر ثروت، قدرت و تبليغات در جايى منحصر و متراكم نباشد و مافيا نسازد و متن دين با حضور مردمان و قدرت آنان حاكميت داشته باشد. چيرگى زر و سرمايهدارى نامشروع، زور و تزوير، سلطه و استثمار مىآورد و بزرگترين مانع براى حتا پيشرفتهترين و علمىترين قوانين مىشوند. زور، ريشه در توزيع نامتعادل و ناموزون قدرت دارد. اگر قدرت نظام كه با مردمان است، به حقيقت در اختيار آحاد مردمان باشد و بر تمامى آنان به انصاف يا عدالت توزيع شده باشد و همه تعاملى برابر داشته باشند، زمينهى سلطه و استبداد از بين مىرود و خود مردمان، دين را حاكميت مىبخشند و توانى براى اهرمهاى سلطهگر نمىماند تا بر دين و مردمان فشار آورند. زور بر پايهى استبداد و قلدرى چيره مىشود و تراكم مىيابد، ولى ولايت بر اساس محبت قلبى و حرمت، نفوذ و اشراف مىيابد و قدرت را توزيع مىنمايد و آن را در جايى متراكم و منحصر نمىسازد. بنابراين، هرگونه ضعف و ناتوانى افراد جامعه و نيز دورشدن آنها از شرافت و حرمت يا در پيش گرفتن سياست انحصار و تراكم زور، سلطهپذيرى مىآورد. تزوير در اختيار رسانههاى وابسته و سخنوران مزدور مىباشد كه جامعه را فريبكارانه در ناآگاهى يا گمراهى قرار مىدهند و راه را براى سلطهگران بهخصوص صهيونيسم جهانى هموار مىكنند. اگر رسانهها زير نفوذ
مراكز زور و زر باشند، جولان دغل مىيابند و تزوير مىكنند. بنابراين براى مقابله با استثمار بايد به صاحبان تخصص حرمت نهاد و شايستهسالارى را بر اساس حرمت ناشى از علم و تقوا ارج نهاد و رسانهها را مستقل و آزاد گذاشت و سخنوران مزدور را طرد كرد و تملق و پاچهخوارى را ضدارزش نهادينه كرد و متملقان را ميدان نداد و فضاى آزاد جامعه در آگاهىهاى درست و اطلاعات صادق و دانايى باشد تا همه بتوانند آزادانه حق را از باطل تشخيص دهند و آزادهاى در جبههى باطل زرمداران و زورمندانِ تزويرگر قرار نگيرد.
خط : سرمايه و اموال، تمامى براى مردمان به وصف عمومى يا به وصف خصوصى مىباشد و نظام و دولت مالك مالى نمىشود؛ هرچند متصدى مصرف درست و مشروع آن مىباشد و اگر كارگزارى ضررى و زيانى به آن وارد آورد، ضامن مىباشد.
خط ( كلان ): آزادى بستر رونق اقتصادىست. بازار همواره بايد فضاى آزاد رقابتى داشته باشد. تشكيل كارتل و هلدينگ اقتصادى و تراكم سرمايه و انحصار بازار در دست افراد خاص يا دادن انحصارى امتياز توليد و تهيهى كالا يا خدمات خاص ممنوع است. آزادى فعاليت اقتصادى در صورتى ممكن مىگردد كه سودجويان اقتصادى سلطه نيابند و با تشكيل كارتل آشكار يا پنهان، بازار را چنان در قبضهى خود نگيرند كه كسى توان رقابت با آنان را در خود نيابد و در چيرگى قبضگرايانهى آنان نفسى براى كار و تلاش نماند و همه از ميدان بيرون شوند.
خط : فضاى آزاد رقابتى مبتنى بر توزيع عادلانه و متناسب ثروت و التزام عملى به تمامى خطوط اقتصادى و رعايت آن از جانب همه بدون در نظرگرفتن هيچگونه تبعيضى مىباشد.
خط : اگر فضاى اقتصادى جامعه زير يوغ كارتلهاى زر و زور و تزوير قرار گيرد، قانون هرچند ولايى نوشته شده باشد، نفوذ و تأثيرى نخواهد داشت و خنثا مىگردد، و زير عنوان اين اقتصاد، استعمارىترين اقتصاد بر مردمان و جامعه چيره مىشود. اقتصاد، نيازمند بسترى آزاد و شفاف است و با آزادى و صداقت و شفافيت شكوفا مىگردد. بنيادهاى اقتصاد، امنيت همهجانبهى كشور و حفظ آرامش و سلامت و قوت و استحكام دفاعى آن و همراهى آزاد مردمان و فرهنگ ديانت شيعى و ولايت حضرات چهارده معصوم: مىباشد كه بدون قدرت كشور و همدلى مردمان با آن و مسؤوليتپذيرى افراد داراى تخصص و تقوا، ظهور و بروز و مقاومت و پايدارى ندارد. تجلى اين فرهنگ ولايى در عفاف همگانى، تدين عمومى و تمدنى كه پشتوانهى فقاهت قدسى را دارد، مىباشد.
خط ( كلان ): واگذارى كارهاى خدماتى كه ارتباط مستقيم با نيازهاى اساسى مردمان دارد؛ مانند نان، آب، برق و گاز به بخش خصوصى، ممنوع مىباشد. اين بخشها به هيچوجه نبايد درگير انحصارطلبى يا كارتل اقتصادى و سودمحورى و دريافت هزينههاى بيشتر از مردمان و اجحاف به آنان گردد.
خط ( كلان ): اقتصاد سالم، بر ولايت الاهى مبتنىست و توحيد و يكتاپرستى غايت معيشت آن است. توحيد با استكبار سازشى ندارد؛ از اينرو تراكم سرمايه را كه به تكاثر و استكبارزايى و ايجاد قطب ديكتاتورى و انحصار طاغوتى منجر مىشود، برنمىتابد.
هيزم آتش استكبار زرمداران، افراد ضعيف و تودهها هستند كه تن به گداپرورى طراحىشده و سيستميك اين غولهاى استكبارى زر و زور مىدهند و توسط آنان بهصورت هدفمند استثمار مىشوند و استكبار جاى توحيد را مىگيرد و هم ريشهى ديندارى را نابود مىكند و هم جامعه را به فساد و تخريب مىكشانند؛ زيرا افراد مستكبر يكديگر را برنمىتابند و مصداق اهل دنيايى هستند كه چون سگان هار بر روى هم و به روى مردمان با قساوت و سنگدلى تمام، پارس مىكنند و با ايجاد درگيرى و نزاع و جنگهاى پى در پى، نمىگذارند كسى اهل كرامت و حرمت و بزرگوارى باشد و كمترين بهرهاى از دنيا بهصورت شرافتمندانه و همراه با آرامش بگيرد. جامعهى استكبارى مال را كه در جامعهى توحيدى ارزشمند و داراى شرافت مىباشد، فاقد ارزش و ناهنجار و تلخ و رذل و ذليل مىسازد.
جامعهى توحيدى جامعهى باز و جامعهى مرحمت است؛ اما جامعهى استكبارى جامعهى بخل، نگرانى، اضطراب و پريشانى و ذلت و خوارىست كه ارزشى براى دين و ايمان نمىگذارد و مؤمنان را شرمنده و سرافكنده و حقير مىنمايد؛ بهگونهاى كه ديگر آوردن نام مؤمنى نامآور كام را شيرين نمىكند و ياد او خاطرهها را از حقارتى كه دارد و برآمده از فساد جامعهاىست كه نام ايمان را بهصورت شعارى يدك مىكشد، مكدر مىگرداند.
خط : هرگونه معاملهاى كه خير جامعهى اسلامى و مردمان را تأمين نمايد و شرايط مشروع و قانونى را رعايت كرده باشد، با كشورهاى كفر يا افراد كافر اشكال ندارد.
خط : اقتصاد سالم، مبتنى بر آگاهى عمومى و خدامحورى و دينمدارىست. آگاهى عمومى و دينمدارى بستر اقتصاد سالم است و ثروت و سرمايه بدون آگاهى و دانش عمومى و دينمدارى، نظام اقتصادى به خود نمىگيرد. جامعهاى كه آگاهى آن استاندارد نداشته باشد و دانستن، فراگير و عمومى نشده است يا درگير سادهباورىست، نمىتواند زير هجمهى مستكبرانى كه تزوير مىپرورند، اقتصاد سالم را رقم بزند و با آن همراهى بكند.
خط: سرمايه اگر در حال حركت و چرخش باشد، رشد دارد. رشد سرمايه بايد طبيعى و مهارشده باشد، وگرنه به تورم منجر مىشود.
خط : پيشگيرى از فقر اجتماعى با حفظ منابع و سرمايههاى طبيعى بهخصوص پايدارداشتن اكوسيستمها و حفظ رودخانهها و درياچهها و ديگر منابع آبى و نيز جنگلها و مراتع طبيعى و منع كشاورزى سنتى و كنترل سيستميك منابع آبى محقق مىشود.
خط : صادرات هرگونه مادهى خام از كشور ممنوع است و نظام موظف است ابزار لازم تبديل را در اختيار عموم متقاضيان بخش خصوصى قرار دهد.
تأمين امنيت سرمايهگذارى
خط : سرمايهگذارى نيازمند امنيت و آرامش همهجانبه، بهخصوص مالىست. تأمين امنيت لازم براى سرمايهگذارى همپاى استانداردهاى جهانى، وظيفهى حاكميت مىباشد.
خط ( كلان ): سرمايهى حلال در پناه حمايت نظام اسلامىست و نظام اسلامى وظيفه دارد امنيت آن را تأمين مىنمايد.
خط ( كلان ): امنيت اقتصادى و سرمايهگذارى قانونى و اينكه مال هركسى محترم و براى خود اوست، اگر در جامعه با قدرت رعايت نگردد، انحطاط اجتماعى و تزلزل اقتصادى پيش مىآيد.
خط : اقتصاد در بستر نرم و امن و مقاوم رشد مىيابد. از بدترين تهديدهاى اقتصاد، نكبت خشونت و جنگطلبىست كه امنيت سرمايهگذارى را به مخاطره مىاندازد؛ همانطور كه ترس و بزدلى و خودباختگى و نداشتن شجاعت و سلحشورى نيز به آن آسيب مىزند.
خط ( كلان ): اقتصاد در صورتى استحكام و مقاومت مىيابد كه از لحاظ سياسى مبتنى بر اصل « مودّت با دوستان و مداراى با دشمنان » باشد. اقتصاد جامعه در صورتى رشد مناسب و رونق خود را مىيابد كه تا مىشود از درگيرى، نزاع، نظامىگرى و ميليتاريسم دورى نمود و بسترى امن، مقاوم و پايدار براى سرمايهگذارى و فعاليتهاى اقتصادى فراهم نمود. اين مهم محقق نمىشود مگر با طرحها و برنامههاى حكيمانه و علمى استخراجشده از منابع اصيل ولايى و قرآنى بهگونهى روشمند و سالم، تا جامعهى جهانى با قضاوت انديشهى خود بيابد اين فرهنگ، زندگى سالم، مدرن و سعادتمند و سازش و صلح با همه را تعقيب مىنمايد و خود نيز بسيار ريشهدار، مقتدر و جاودان است.
خط ( كلان ): نظام لازم است نسبت به حفظ خون تمامى انسانها اهتمام داشته باشد. مصونيت خون بهخودىخود مهم است. خون تمامى انسانها محترم است. اگر در جايى خون ريخته شود، آبرو و ناموس و مال و اقتصاد هم بر باد مىرود. جامعهاى كه به خونريزى مبتلا گردد، امنيت نمىماند و خون و ناموس و آبرو و مال، حرمتى نخواهد داشت و همهچيز لوث مىگردد و خشونت و استبداد و ديكتاتورى حتا براى افراد عادى امرى معمولى و عادت مىگردد. اين خط از سياستهاى كلان اقتصاد مىباشد و با خاطيان به اشد مجازات ايجاد اخلال در نظام اقتصادى رفتار مىشود.
خط ( كلان ): اقتصاد، امنيت خود را با طرح « ممنوعيت جنگ در جهان » و سفارش بر گفتوگو و در پيشگرفتن راههاى مسالمتآميز و قراردادن مجازات سنگين براى عاملان و آمران جنگى تأمين مىنمايد.
خط : اقتصاد محكم و قوى، عامل مهار تجاوز مىباشد، نه جنگافزارها كه چون مىتواند عمومى گردد، كارايى تمام مؤثر خود را از دست خواهد داد. ضمن آنكه اين توان اقتصادىست كه جنگافزار بازدارنده توليد مىكند.
خط : سيستمهاى تعبيهشده براى استثمار ملتها خودبرانداز هستند و نقطه ضعف آنها در خود اين نظام مىباشد نه بيرون از آنها.
خط : ثروت و دارايى، يك قدرت است، ولى اگر دچار ركود و خودخورى شود، آسيبزا مىگردد. ثروتى سلامتى را پايدار مىدارد كه در مدارى طبيعى به جريان و مصرف بيفتد و در جايى ركود نگيرد.
خط : بنيادهاى اقتصادى در جامعهاى نهادينه و نتيجهبخش مىشود كه غالب افراد جامعه پذيرش و تحمل براى آگاهى، صدق و قسط را داشته باشند و با حسن نيت، صفا و هميارى و دورى از خودخواهى و فرصتطلبى و دروغ و فساد و با اطاعتپذيرى از شرع و همدلى با مقام رهبرىِ مشروع و صاحب شرايط لازم، سلامت دنيا و سعادت آخرت را پىگير باشند.
خط : علم اقتصاد از علوم كاربردى براى تمام افراد جامعه است و همانند دانش زندگى، بايد جنبههاى عمومى آن در كتابهاى درسى تمامى پايهها و رشتهها به تناسب رتبههاى سنى و رشد، آموزش داده شود.
خط : چنين نيست كه بتوان نيازمندى را به صفر رساند. نيازمندان جامعه سبب رونق و تبديل سرمايهى اغنيا و صاحبان ثروت مىشوند و آنان براى پايدارى ثروت خود لازم است سياست حمايت از ضعيفان و نيازمندان را جزوى از سرمايهگذارى تلقى كرده و آن را ضامن امنيت ثروت خويش بدانند.
خط : سرمايه را بايد بهگونهاى مديريت نمود و به سمت مشاغلى برد كه آن را ماندگار سازد و حيات آن را پايدار بدارد. سرمايهى ماندگار با حياتبخشيدن به اقتصاد و استحكام آن، اقتدار اجتماعى مىآورد.
فساد عمومى احتكار و ايجاد تكاثر
خط : احتكار هرگونه كالا از ناحيهى هركسىكه باشد، جرم و از مصاديق ايجاد فساد عمومى در بازار اسلامىست.
خط : كالاى احتكارى مشمول توزيع و بيع قهرى با قيمت زمان عادى در بازار مىباشد و بهاى آن در اختيار بانك قرضالحسنهى اسلامى قرار مىگيرد و از ملكيت احتكاركننده خارج مىشود تا به متقاضيان وام پرداخت گردد و بدينگونه بخشى از ضررى كه احتكاركننده به بازار اسلامى و عموم مردمان وارد كرده است، جبران شود.
خط : هرچيزى كه از مدار سيستم رايج اقتصاد و گردش طبيعى آن بيرون رود و در جايى ذخيره و پنهان شود، مصداق احتكار و تكاثر و در صورتىكه بدون برگخريد و شناسهى رهگيرى باشد، مصداق قاچاق را دارد. احتكار ممكن است حتا در زمينهى وجوهات پيش آيد چنانچه مجتهد بر مصرف وجوهات توانا نباشد و نتواند آن را بهموقع و بهجا هزينه نمايد.
خط : صاحبان توليد براى نگهداشتن ثبات ميان عرضه و تقاضا در پيشامد اختلال در توليد خود يا در بحرانهاى اقتصادى، درصدى از توليدات خود را در انبار نگهدارى مىكنند. بر چنين اندوختهاى كه حزمانديشانه ذخيره شده است، اطلاق احتكار و ركود نمىشود، بلكه اگر تناسب آن رعايت شده باشد، امرى مورد تأييد است.
ممنوعيت انباشت و تراكم سرمايهى راكد
خط ( كلان ): تراكم ثروت و سرمايه، كار را كمارزش مىنمايد و ارزش را بر مدار سرمايه قرار مىدهد، نه كار. بنابراين با چيرگى تراكم، هر توليدى كه كار فراوان لازم داشته باشد، كمبها مىگردد و هرچه كه مصداق سرمايه باشد، ارزش مىگيرد. توزيع مناسب امكانات و مانعشدن از تراكم، مسير پيشرفت و رونق اقتصادى مىباشد و تراكم به انحصار و سلطهگرى و استثمار مىانجامد و جامعه را از اسلاميت و انسانيت مىاندازد. جامعهاى كه به تراكم و تكاثر ثروت مبتلاست، محتواى اسلامى ندارد؛ اگرچه هر شهر مأذنههايى بلند و چشمنواز با مساجدى بزرگ و مصلاهايى منحصر به فرد داشته باشد.
خط : تكاثر ثروت، از افراد نيازمند سلب هويت و شخصيت مىكند؛ زيرا افراد و منابع انسانىِ جامعه را به ابزار و وسيله تبديل مىكند. در چنين وضعيتى، هر يك از افراد، بهناچار زير بار تمامى سياستهاى تحميلى صاحبان ثروت چيره مىروند و بدون اختيار و اراده، از آنان اطاعتپذيرى كوركورانه خواهند داشت.
خط : تراكم ثروت و سرمايه، از عاملهاى دخيل در تضعيف پول ملى در برابر ارزهاى خارجى مىباشد.
خط : داشتن درآمد پايدار و بهرهمندى از ثروت فردى، اجتماعى و ملى با سيستم قوى و كارآمد اقتصادى كه به توزيع مناسب ثروت و مهار آن بپردازد و با مديريت سالم اموال عمومى، دينى و خيرات و مبرّات، مانع از تكاثر و بروز فقر گردد، هويت، شخصيت، حرمت، آبرو و احترام مىآورد.
خط : هرجا كه تكاثر و ثروتاندوزى باشد، فقر ريشه خواهد دواند و تمامى آسيبهاى شيوع اين مادهى فسادگستر، از جمله نارضايتى، اعتراض عمومى و اغتشاش اجتماعى را موجب مىگردد.
خط : نظام مىتواند منفعت هر كالايى را كه عين آن در استفاده باقى مىماند و به ركود عمدى مبتلا شده و از جريان افتاده است، از طرف صاحبان آنها به نيازمندان واگذار نمايد. نمونهى آن منازل مسكونى خالىست كه صاحبان آنها حاضر نيستند آن را اجاره بدهند و منافع آن به ركود مبتلا شده است.
خط ( كلان ): در تمامى مشاغل، ميان تحصيل درآمد و سودآورى آن با كارِ عوامل دخيل در توليد بايد تناسب در توزيع باشد و حقوق و مزايا و نيز ماليات، بر پايهى آن تعريف شود تا از تراكم ثروت و ايجاد كارتل اقتصادى پيشگيرى شود.
خط : از بازارهاى مهم مالى بازار خدمات پزشكى، روانپزشكى و روانشناسى و خون و
داروست كه بايد به آن هم در ناحيهى سرمايهگذارى و رشد و توسعه و جذب بيماران از تمام نقاط دنيا و هم در جانب نظارت، اهتمام ويژه داشت. براى نمونه كشت انواع سلولهاى سرطانى و رشد آن و شناسايى و توسعهى انواع ويروسها و باكترىها و آنتىباكترىها و نيز تأسيس بيمارستانهاى بسيار مدرن و جامع با تجهيزات بهروز و پزشكان مجرّب دنيا و همچنين تجارت خون سالم از مهمترين منابع درآمدزايى مىباشد. البته بايد در جامعه فرهنگ پيشگيرى را نهادينه ساخت و آنان را به مصرف درست تغذيه، آب، هوا، ورزش و فرهنگ سلامتى سوق داد تا بودجههاى كشور تا جايى كه امكان دارد براى بيمارى هزينه نگردد.
خط : ايجاد سلامت و بهداشت عمومى، امنيت و بىنيازى مالى افراد جامعه، از وظايف نظام و دولت مىباشد.
خط : از آداب ثروت، لزوم حرمتگذارى به طبقات ضعيف و محرومان و دورى از تبختر و فخرفروشى و تحقير آنان مىباشد.
خط : استفاده از هرچيزى كه مصداق استكبار و موضوعى براى استكبارورزى گردد، حرام مىباشد.
خط : ثروت اگر به ظلم و استكبار آلوده گردد، فقر مىآورد.
خط : فقر و غنا بايد همراه با اوصاف سلامت باشد. تحمل فقير به صبر و تحمل غنى به شكر، مرحمت و اعطاست.
خط : هرجا تراكم ثروت پيش بيايد، بهحتم فسادانگيزى پيش خواهد آمد.
خط : كسانى كه بيمارى تراكم ثروت مىيابند به پنهانكردن و زيادنمودن مال و ثروت خود مىانديشند نه به مصرف درست آن. درست است حب به سرمايه و توانمندى مالى در نهاد همه مىباشد و امرى طبيعىست، اما اگر اين حب و ميل به زراندوزى و زيادهخواهى تبديل شود، اعتياد به جمع مال مىآورد كه بيمارى و خلاف طبيعت است. اعتياد به زراندوزى وقتى شدت بگيرد، به احتكار، تراكم و تكنيز مىانجامد و مال را از مصرف و هزينه خارج مىكند و هم به خود شخص با مبتلاشدن به ساديسم مالى و هم به اقتصاد آسيب مىرساند. در بيمارى تراكم، نفس چنان عفونت و ساديسم مىگيرد كه حاضر است هرگونه سختى بكشد، اما مال را به مصرف نيازهاى خود نرساند. چنين مالى ديگر سرمايه نيست و عامل بيمارى و لجنزارى عفونىست. سرمايه نيازمند علم اقتصاد و فعاليت سالم است تا مضر و آسيبزا نگردد و اندكى را به تكاثر و بسيارى را به فقر نكشاند.
رشد و پيشرفت مداوم اقتصاد
خط : سيستم اقتصادى سالم بر پايهى توليد و توسعه و رشد مدام و سودآورى متناسب و پيوسته استوار است و در جايى ايستايى ندارد؛ اما اين رشد بايد متعادل و متناسب باشد و بهگونهاى
نگردد كه تورم را به صفر برساند يا تورم را از استاندارد آن بالا ببرد؛ زيرا توليد رقابتى را با ايجاد ركود، مختل مىسازد.
خط : ضعف اقتصادى مىتواند برآمده از يكى از عاملهاى زير باشد: نبود نوابغ و برجستگان علمى رشتههاى مرتبط با اقتصاد، فقدان منابع ثروت و نداشتن موقعيت استراتژيك جغرافيايى يا ابتلا به فساد و بيمارى اقتصادى بهخصوص در سيستم توزيع، و سهديگر محروميت از غِنا و تمدن و مظاهر نوپديد زيست مدنى و محبوسبودن در سنتهاى كهنه و ابتلاى به جمود و ركود و افول تابع آن.
كمال سرمايهى جارى
خط : داشتن سرمايه و ثروت هرچهقدر هم زياد باشد، چنانچه معقول اداره شود و داراى جريان باشد، كمال و ارزش است، اما اگر ركود بيابد و به تكاثر مبتلا شود يا از آن بهرهكشى و ربا شود يا حقوق مالى و ماليات آن پرداخت نشود، چون با ايجاد اقتصاد كاذب، بيمار و فاسد، فقر عمومى مىآورد و امنيت جامعه بهخصوص امنيت مالى را به مخاطره مىاندازد و اقتدار اجرايى حاكميت را تضعيف مىنمايد، ضدارزش و جرم مىگردد.
خط : هيچكس حق انباشت سرمايه ندارد و سرمايه بايد مدام در گردش طبيعى و در مسير ايجاد اشتغال، كار و توليد باشد. بنابراين تبديل سرمايه به سكه و طلا يا انواع ارز يا زمين يا ساختمان بدون استفاده، در صورتىكه به زمانى برسد كه انباشت سرمايه بر آن صدق كند و همچنين براى نمونه نگهدارى دام و طيور گوشتى در سالى كه بارندگى يا تأمين علوفه ارزان رونق دارد، يا ساخت و خريد يا تهيهى ساختمانها و خودروها يا هرچيز لوكس و بسيار گرانقيمت و منحصر حتا اگر ساخت ضريح يا ساختمانهاى دولتى در ناحيهى تجملات يا در ناحيهى وسعتِ غيركاربرد باشد، نه استحكام بنا، كه با عرف اشراف معقول جامعه فاصله دارد، از آنجا كه اقتصاد را بيمار و بازار را آشفته مىكند و در يك كلمه مصداق تكاثر و ركود سرمايه مىباشد و به تبع آن، امنيت، اخلاق و ايمان جامعه را تضعيف و فاسد مىنمايد، ممنوع است. با اين جرم همانند احتكار برخورد مىشود و حكم آن را دارد.
خط : بهطور كلى استفادهى شخصى از هرچيزى كه توليد آن نفع و مصرف عمومى ندارد و با توان اقتصادى عموم جامعه فاصلهى بسيار دارد و براى طبقهى متوسط جامعه غيرطبيعى و نامناسب است و بهرهى شخصى آن نيز امرى استكبارىست، مصداق احتكار و تراكم سرمايه مىباشد.
خط : تشويق افراد در قالب اعطاى سكه ممنوع مىباشد. نظام تشويق بر پايهى رفع نيازمندىها مىباشد.
خط : حاكميت و بهخصوص بانكها نمىتوانند سياستهايى داشته باشند كه به سرمايهى اقتصادى يا تهيهى ابزار توليد آسيب وارد آورد يا رغبت بازار به سرمايهگذارى بر امور غيرتوليدى مانند سكه و طلا و هرچيزى كه ركود، تكاثر و احتكار آورد، قرار گيرد.
خط : حب دنيا، تراكم و احتكار مىآورد و طلب معقول دنيا جريان اقتصاد و رونق آن را موجب مىشود.
خط : تراكم سرمايه و جريان ندادن آن، بخل، حرص، تنگنظرى، پستى و سستى را به جان آدمى مىريزد.
خط : عزت و غناى نفسانى در شرايط سخت و زحمت، بهتر از ذلت نفس در رفاه و شرايط راحت است.
خط : ثروت و غنا هم داراى علم و هم داراى فرهنگ مىباشد. فرهنگ ثروت بايد به صاحبان ثروت آموزش داده شود. اگر زيرساخت و بستر لازم ثروت و فرهنگ غنا نباشد، تزريق ثروت به افراد جامعه آنها را به فساد مىكشاند و جامعه را انحطاط و افول مىدهد، نه رشد و تعالا.
خط : ثروت و دارايى و غنا بايد به حق باشد و مصرف حق داشته باشد و از آلودگىهاى باطل بهخصوص استكبارورزى، حرص و امساك محفوظ بماند. غناى باطل، بهصورت اقتضايى كفر، طغيان و انكار حق مىآورد و اگر به حرص آلوده باشد، حريت و آزادگى را سلب مىكند و فرد را اسير مال مىنمايد. برخى از غناهاى باطل، مصداق مكر حقتعالاست و بهصورت اقتضايى و ثانوى، بلاخيز مىباشد.
خط : انحطاطهاى روحىروانى فقيران و اغنيا كه برآمده از كمبرخوردارى و پربرخوردارى مالىست، اگر فراگير باشد، نظام اقتصادى را از خود متأثر مىسازد و آن را به انحطاط مىكشاند.
خط : درآمدزايى از اجزاى انسان زنده جايز نيست. اجزاى مورد نياز لازم است از افرادى كه مرگ مغزى مىشوند يا مردگان مستعد تهيه شود.
انواع معاملات
خط : كسبوكار و تعامل در چهار قالب فلسفى ولايت، صناعت، تجارت و اجاره انجام مىگيرد.
مقدمداشتن ولايت اهميت آن را مىرساند. تا زمانى كه نظام حاكم و دولت، سبك اسلامى و منش ولايى نداشته باشد، نظام اقتصاد نمىتواند اسلامى و ولايى باشد و افراد جامعه تابع سيستم حاكم، اقتصادى غيردينى مىيابند و نمىتوانند خود را از ويژگىهاى باطل آن دور دارند.
تجارت همان سرمايه و كسب و صنعت ساختههاى بشرى اعم از مادى و فرامادى همچون سحر و فنآورى و اجارات همان كار نيروى انسانى و منافع مالىست.
صنعت از تجارت مهمتر است و تجارت و نيز بخش كشاورزى و دامدارى با صنعت پيشرفت و رونق مىگيرد. صنعت، پايهى تجارت مىباشد. تجارت تصرف در مال به عنوان سرمايه است تا از آن سودآورى داشته باشد. تا مىشود بايد اموال را به تجارت آن هم از سر رضايت جمعى و مردمى و بهدور
از زور و تزوير تبديل كرد تا بر توليد و نيز سازگارى جمعى كه نتيجهى تجارت و تعامل و تعاون است، قدرت داشت و نيز بايد تمامى محصولات ويژهى كشور و مواهب طبيعى را با سياستگزارىهاى كلان حفظ نمود تا بتوان پايهى تجارت را پايدار داشت.
كار ( اجارهى نيروى انسانى ) در معناى تخصصى آن نياز به ابزار ندارد، برخلاف كسب كه نيازمند سرمايه و ابزار مىباشد. كار، اعم از كسب است و پيشىداشتن كسب بر كار به خاطر حرمت و شرافت بيشتر كسب و نياز آن به مديريت، تخصص و سرمايه و از همه مهمتر اطمينان است و اينكه تجارت به عقل مىافزايد و ارتقا مىآورد، اما كارگرى نازل مىگردد و عاطفه و حتا قدرت خرد را به مرور زمان مىكاهد و به بدن سستى و ضعف مىدهد.
كارگران، ضعيفترين طبقهى جامعه مىباشند كه لازم است حقوق آنها همراه با قسط و متناسب با سختى كار آنان باشد. ساعت كارى كارگران بايد از ساعات كارى كارگزاران ادارههاى دولتى كمتر باشد. همچنين كارگرى نياز به استخدام دايمى دارد نه پيمانى و قراردادى، اما حقوق آنان به حسب كارى كه مىكنند، پرداخت مىشود. مركز مربوط به ساماندهى كارگران لازم است دولتى باشد و نمىتواند براى معرفى كار به كارگر، كارمزدى دريافت كند.
مراد از كسب، كسب اقتصادى مشروع و حلال مىباشد كه بسيار فراوان است و تنوع بالايى دارد.
معاملات در جوامع بدوى در چهار شكل، كار، كسب، كشاورزى و دامدارى بوده و زكات نيز به اقتضاى اين جوامع متوجه همين امور بوده است. كسب، بهترين نوع و زراعت همراه با آرامش و كارگرى نازلترين و دامدارى سختترين آنهاست. امور يادشده در جوامع مدرن بهصورت كامل صنعتى و مكانيكى مىباشد و شكل سنتى آن زيانده است.
در جوامع مدرن، علم و صنعت به اين چهار امر افزوده شده است و توليد علم و تكنولوژى و فروش فنآورى از سودآورترين معاملات روز است.
دامدارى لازم است علمى، صنعتى و ماشينى گردد. همچنين تمامى دامها بيمه گردند و دامپزشكى توسعه يابد و هر دامدارى بزرگ، دامپزشكى داشته باشد. بر پرورش شتر در كويرها بايد سرمايهگذارى داشت. گوشت مخلوط شتر و گوسفند و نيز شير هريك از آنها، از بهترين خوراكىهاى حرارتزاست.
حيواناتى كه با دستگاههاى تمام اتوماتيك ذبح مىگردد، كافىست در شروع كار و با هر استارت و روشنشدن دستگاه، تنها يك بسمالله براى تمامى ذبحهاى آن گفت.
باغدارى و كشاورزى بايد شكل صنعتى به خود بگيرد و درختكارى به عنوان سرمايهاى ماندگار سال به سال توسعه يابد و تمامى ميوههاى آن برداشت و با پيشرفت صنعت كمپوتسازى و تسهيل صادرات آن، از تضييع حتا يك ميوه جلوگيرى شود.
قطع درخت جرم است. درخت با تصفيهى هوا سلامت جامعه را تأمين مىكند. وقتى درختان يك منطقه قطع مىشود و پاساژى در دهها طبقه براى سوداگرى جاى آن ساخته مىشود، بيمارىهاى تنفسى دامنگير افراد جامعه مىشود. قطع درختان زمين را گرم مىكند و بارندگى را اندك مىنمايد و خشكسالى مىآورد. همچنين كمبود فضاى سبز، چهرهها را زشت مىسازد. علم روزى ثابت مىنمايد جامعهاى كه درختان بلند سپيدار، چنار و اكاليپتوس ( بيد ) و مانند آن به خود نمىبيند، بلندى قد خود را از دست مىدهد و جثههاى آن كوتوله مىشود. براى بهدستآوردن زيبايى، به جاى جراحى پلاستيك، بايد روزانه از فضاى سبز درختان استفاده كرد و با گلهاى لطيف همنشين شد و به سبزه و زيبايى گياهان نگاه كرد و از زيبايى آنها ارتزاق داشت.
به كشاورزى و باغدارى و نيز كسب و تجارت و صنعت و توليد علم نبايد نگاه خرد و فردى داشت، بلكه بايد آن را يكپارچه و كلان ساخت و براى آنها طرحهاى بزرگ و گسترده و باصلابت و شبكهاى و بسيار عظيم طراحى نمود و تمامى كارگاههاى كوچك را به كارخانههاى بزرگ و سوپرماركتها و مغازهها را به هايپرماركتهاى بسيار بزرگ و گسترده تبديل نمود و فكرها و انديشهها را ارتقايى بلند داد تا هم توليدات انبوه آنها راحت به دست آيد و هم بهرهورى و درآمدزايى آن بالا رود. اقتصاد با بلندپروازىهاى بسيار كلان و آرمانهاى بلند توسعه مىيابد و ترس براى بسيارى عامل فقر مىگردد.
خط : نظام لازم است بستر ارتقاى افراد از كارگرى به سركارگرى و استادكارى و ديگر مشاغل برتر را فراهم كند. سياست ارتقاى مشاغل نياز به شناسايى مشاغل و رتبهبندى آن دارد.
خط : استادكاران لازم است كارگران خود را در بازهى زمانى معقول به سركارگرى و استادكارى ارتقا دهند، وگرنه مشمول جريمهى مالى مىگردند.
صنعت و معدن
خط : هيچصنعتى بهخودىخود حرام نيست و حرمت صنعت وصف فاعل و كنشگر و تابع غرض فعلى وى در استفاده از آن مىباشد. بنابراين هرگونه اكتشاف و اختراعى حتا انواع تسليحات، تشويق مىشود و توسعه مىيابد، نه تحريم و ممنوع.
خط : معادن و منابع زيرزمينى هر منطقهاى از چهرهى مردمى كه از همان خاك هستند و ساليان متمادى در آنجا زندگى كردهاند، قابل تشخيص مىباشد. كوير، معادن زيرزمينى فراوانى در خود دارد. زمينهاى كويرى كه رويهاى خشك دارد و برهوت مىنمايد، لايههاى زيرين آن داراى معادن و فلزات گرانبها و داراى انرژى و ثروت نهفته مىباشد؛ بهعكس زمينهاى سرسبز و جنگلها كه با زيبايى خود چشمنواز است و مردمى مهماننواز دارد، زير آن چيزى پرورش نمىدهد.
نيروى كار ماشينى
خط : كار بايد تا مىشود بهگونهى ماشينى، صنعتى، رباتيك و با هوش مصنوعى انجام گيرد، نه با نيروى كار انسانى.
خط : قدرت توليد و عرضه به عنوان عنصرى مهم در هر اقتصادى تابع صنعت است. بنابراين براى تحقق اين هدف لازم است بر پيشرفت صنعت و علوم درگير با آن، بيشترين اهتمام را داشت و تمامى شعبههاى اقتصادى و چرخهى آن را تا مىشود صنعتى و بدون دخالت مستقيم عامل انسانى نمود.
خط : ابزار كار و فعاليت اقتصادى بايد صنعتى، پيشرفته و بهروز و بومى و داخلى باشد.
خط : تمامى منابع زيرزمينى به حسب امكانات روز و قدرت صنعتى و نياز بازار جهانى، بهخصوص در حوزهى منابع نفتى بدون محدوديت استخراج و در صورت توان تبديل، صادر مىگردد.
خط : توزيع تا مىشود بايد ريلى باشد. صنعت حملونقل و خودرو كه نقش بهسزايى در قدرت اقتصادى و قيمت تمامشدهى كالاها دارد، لازم است بومى و مطابق با آخرين استانداردهاى جهانى باشد و ترتيبى اتخاذ شود كه توزيع با كمترين هزينه و پايينترين قيمت و سريعترين زمان به دست مصرفكننده در محل برسد.
خط : استفاده از صنايع و نيز از هواپيماها و خودروهاى فرسوده و از رده خارج ممنوع مىباشد.
دستیار تحلیل محتوا
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. متن به صورت خودکار کپی میشود.