غرر الفرائد فی بداهة الوجود (از صفحهٔ ۶ تا پایان صفحهٔ ۱۰ درسگفتار ) – بخش نخست: بداهت وجود و غنای آن از تعریف حقیقی
غرر الفرائد فی بداهة الوجود (از صفحهٔ ۶ تا پایان صفحهٔ ۱۰ درسگفتار ) – بخش نخست: بداهت وجود و غنای آن از تعریف حقیقی
غرر الفرائد فی بداهة الوجود
(از صفحهٔ ۶ تا پایان صفحهٔ ۱۰ درسگفتار شرح منظومه)
وجود غنیّ عن التعریف الحقیقی و هو من البدیهیات الأولی
بخش نخست: بداهت وجود و غنای آن از تعریف حقیقی
وجود از بدیهیترین بدیهیات است؛ چنان بدیهی که هرگونه تردید در آن، خود دلیل قاطع بر وجود است. «أنّه غنیٌّ عن التعریف الحقیقی»؛ یعنی وجود به ذات خود از هر تعریف حقیقی بینیاز است. تعریف حقیقی (حدّ تام یا رسم تام) مستلزم ترکیب و ماهیت است، حال آنکه وجود بسیط محض است و هیچ جنس و فصل و عرض کلی ندارد تا با آنها محدود و محصور گردد.
تعریف اکتسابی است و مختصّ معارف نظری. بدیهی اما اکتساب نمیپذیرد. ما اکنون موجودیم؛ آیا میتوان گفت «هستیم یا نیستیم»؟ روشن است که هستیم. اگر کسی ادعا کند «وجود نیست» یا «نمیدانم وجود هست یا نه»، سخن او مردود و مضحک است، زیرا خود ادعایش مستلزم وجود اوست.
اگر بگوییم «وجود هست»، این تکرار لفظی است و اگر سکوت کنیم، باز هم وجود آشکار است. بنابراین، وجود از هر تعریفی غنی است.
بخش دوم: تعریف لفظی (شرح الاسم) و نمونههای آن
آنچه علما برای وجود ذکر کردهاند، همگی تعریف لفظی است، نه حقیقی؛ یعنی شرح اسمی که در اذهان متداول است، نه بیان ذات و حقیقت وجود. این تعاریف مانند آن است که گفته شود «نبت» معادل «سعدانه» است؛ لفظی را با لفظی دیگر توضیح میدهند، نه ماهیت را.
- ثابت العین
- الذی یمکن أن یخبر عنه
- ما یقبل الفعل والانفعال
- الموجود، الوجدان، التحقق
همهٔ اینها یا مترادف وجودند یا دوری محض؛ زیرا آنچه میتوان دربارهاش خبر داد، همان موجود است و غیر موجود، موضوع خبر نیست.
شرح الاسم هنگامی است که سائل طالب معنای متداول لفظ باشد. پرسش «ما الوجود؟» در این مقام، مانند «ما العنقاء؟» است؛ پاسخ همان معنای لغوی است، نه حقیقت خارجی. اما اگر سائل «ما هو العنقاء؟» بپرسد، طالب حقیقت و ماهیت است و پاسخ باید ذات شیء را بیان کند که آن را «مایة حقیقیة» مینامند.
بخش سوم: شواهد از شیخ الرئیس ابنسینا
مرحوم حاجی سبزواری برای استواری کلام خود به شاهد نیز تمسک جسته و تنها به قاضی نرفته است:
قال الشیخ الرئیس فی النجاة:
«إنّ الوجود لا یمکن أن یشرح بغیر الاسم»
یعنی وجود را نمیتوان جز با شرح اسمی شرح کرد.
و در اشارات فرموده:
- وجود مبدأ اوّل هر شرح است؛ هر چیزی با وجودش شرح میشود، پس خود پیش از هر شرحی است.
- صورة الوجود (مفهومش) در نفس بدون هیچ واسطهای نقش میبندد؛ نه واسطه در ثبوت و نه واسطه در عروض.
- وجود بسیط است؛ پس حدّ ندارد (زیرا حدّ نیازمند جنس و فصل است) و رسم ندارد (زیرا رسم نیازمند اعراض کلیة خمس است).
- وجود و عوارضش از سنخ ماهیت نیستند؛ ماهیت است که موجود یا معدوم میشود، نه وجود.
بخش چهارم: چرا کنه وجود در ذهن حاصل نمیشود؟
اگر حقیقت وجود در ذهن حاصل شود، باید آثار خارجی آن نیز در ذهن ترتب یابد؛ مثلاً آتش ذهن باید بسوزاند، حال آنکه نمیسوزاند. پس یا آثار ترتب مییابد (که نمییابد) یا آن چه در ذهن است، حقیقت وجود نیست.
هرگاه کنه چیزی در اذهان ترسیم شود، باید ماهیتش محفوظ بماند، اما وجودش متبدل گردد: وجود خارجی به وجود ذهنی. ماهیت (به اصطلاح اخص) مانند عروس است که یک حقیقت دارد، اما دو لباس: لباس بیرون (وجود خارجی) و لباس خواب (وجود ذهنی).
وجود ماهیت ندارد تا دو وجود (خارجی و ذهنی) برای آن فرض کنیم.
وجود یک حقیقت بسیط است و فقط در خارج تحقق دارد.
ماهیت به معناى اعم (ما به الشیء هو هو) عین حقیقت وجود است؛ هیچ زائدی بر آن نیست. نمیتوان گفت «الوجود موجود» یا «الوجود معدوم»، چنانکه دربارهٔ انسان میگوییم. موجودات ممکن دو چیزند: ماهیت + وجود عارضی. اما وجود واجبی یا وجود مطلق، عین ماهیت است و هیچ زائدی ندارد.
جمعبندی نهایی
مفهوم الوجود من أظهر الأشیاء و کنهه فی غایة الخفاء
مفهوم وجود از همه چیز آشکارتر است؛ هیچکس در هستی خود تردید نمیکند.
اما کنه و حقیقت وجود در نهایت پنهانی و خفا است؛ هیچکس نتوانسته و نمیتواند ادعا کند که به ژرفای آن راه یافته است.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!