غُرَرُ الفَوائِد فی أصالَةِ الوُجود – برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

غُرَر الفرائد و نظم الاهی
بازگشت ⮌

غُرَرُ الفَوائِد فی أصالَةِ الوُجود – برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

زمان مطالعه: حدود 6 دقیقه





غُرَرُ الفَوائِد فی أصالَةِ الوُجود

غُرَرُ الفَوائِد فی أصالَةِ الوُجود

برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره


بخش پنجم: أصالَةُ الوُجود و بُطلانُ أصالَةِ الماهِیَّة

أصالَةُ الوُجود یعنی چه؟ حقیقتِ کَشف و کَرامات و این عالَمِ بی‌کران با همه‌ی گستردگی و شگفتی‌اش، متعلّق به کیست؟ به ماهیت تعلّق دارد یا به وجود؟

علمٌ لنا أنَّ کلَّ مُمکِنٍ زَوجٌ تَرکیبیٌّ له ماهِیَّةٌ و وُجودٌ. هر ممکن‌الوجودی مرکّب است از دو رکن: ماهیت و وجود. مثال روشن آن این است که می‌گوییم: «الإنسانُ موجودٌ» یا «الإنسانُ معدومٌ»، «الحَیَوانُ موجودٌ» یا «الحَیَوانُ معدومٌ». این قضایا نشان می‌دهند که یک عنوان (ماهیت) بر دو طرفِ متضاد (وجود و عدم) حمل می‌شود؛ پس این دو عنوان متفاوت‌اند. اکنون باید دید کدام‌یک معنونٌ اصلی است و کدام‌یک مهمان و طفیلی دیگری است.

اعلم أنَّ کلَّ مُمکِنٍ زَوجٌ تَرکیبیٌّ له ماهِیَّةٌ و وُجودٌ

اما واجبُ الوجود چنین نیست. واجب مرکّب نیست؛ «ماهیَّتُهُ عَینُ أنیَّتِهِ». ماهیت واجب همان حقیقتِ اوست؛ ترکیبی ندارد تا زوج باشد. واجب فقط وجود است و عدم در او راه ندارد. از این‌جا مثلّث ثالث (وجوب، امکان، امتناع) دوباره زنده می‌شود:

  • واجب: آنچه عدمش محال است.
  • ممکن: آنچه نه وجوب دارد و نه امتناع؛ می‌تواند باشد یا نباشد.
  • ممتنع: آنچه وجود خارجی ندارد، مانند شریکُ الباری (که تنها مفهومش در ذهن است، ولی در خارج موجود نیست).

والماهیَّةُ التی یُقالُ لها الکلّیُّ الطَّبیعیُّ: باید دانست که ماهیت بر دو قسم است:

  1. ماهیت به معنای حقیقتِ شیء (که بحث ما نیست).
  2. ماهیت در مقابل وجود (که مراد ماست).

این قسم دوم همان «کلّی طبیعی» است؛ یعنی طبیعت محض بدون اضافه‌ی وجود یا عدم. در منطق گفته‌اند کلیات سه‌گونه‌اند:

الإنسانُ الکلیُّ کلی عقلی (در ذهن است و مرکّب از طبیعت + کلیت)
الکلیُّ کلی منطقی (مفهوم کلیت به تنهایی)
الإنسانُ کلی طبیعی (طبیعت محض؛ همین مراد ما از ماهیت در مقابل وجود)

پس وقتی می‌پرسند: «ما هُوَ الإنسانُ؟» جواب می‌دهیم: «حَیَوانٌ ناطقٌ». این «حیوان ناطق» همان کلی طبیعی و ماهیتِ مدّ نظر ماست که در مقابل وجود قرار دارد.

کلُّ مُمکِنٍ له ماهیَّةٌ و وُجودٌ؛ فالماهیَّةُ المدّعیةُ هی الکلّیُّ الطَّبیعیُّ الذی یُقالُ فی جَوابِ «ما هُوَ»

بُطلانُ أصالَةِ الماهِیَّةِ و الوُجودِ مَعاً

هیچ‌یک از حکما نگفته‌اند که هم ماهیت اصیل است و هم وجود؛ زیرا اگر هر دو اصیل باشند، محالاتِ فاحش لازم می‌آید:

  1. إشکالُ الملا هادی السَّبزَواریِّ رحمه‌الله: لَزِمَ أن یکونَ کلُّ شیءٍ شیئَینِ متبایِنَینِ. وجود و ماهیت متباین‌اند؛ ماهیت قابل حمل وجود و عدم است، ولی وجود قابل حمل هیچ‌یک نیست. اگر هر دو اصیل باشند، هر شیء باید دو شیء متباین باشد و این محال بَدیهی است؛ زیرا «کلُّ شیءٍ نَفسُهُ».
  2. لَزِمَ التَّرکیبُ الحَقیقیُّ فی الصَّادِرِ الأوَّلِ: صادر اول باید واحدِ بسیط باشد (ما أَمَرَنا إلّا واحِدَةً کَلَمحٍ بالبَصَر). اگر وجود و ماهیت هر دو اصیل باشند، صادر اول مرکّب از دو حقیقت می‌شود و این خلاف برهان توحید است.
  3. لَزِمَ أن لا یکونَ الوُجودُ نَفسَ تَحقُّقِ الماهِیَّةِ: یعنی ماهیت مستقل می‌شود و دیگر تحقّقش به وجود وابسته نیست؛ در حالی که ماهیت بدون وجود هیچ است. نمی‌توان گفت «الماهیَّةُ موجودةٌ» یا «الماهیَّةُ معدومةٌ» بدون واسطه‌ی وجود؛ اما وجود را بدون چنین قیدی می‌شناسیم. پس ماهیت محتاجِ وجود است، نه بالعکس.

و غیر ذلک من التوالی الفاسدة که از آن‌ها صرف‌نظر شد؛ از جمله اختلال در حمل اولی و عدم وحدت موضوع و محمول.

اختلافُ الحُکَماءِ فی المسألَةِ

حکما در این مسأله بر دو قول‌اند:

أنَّ الوُجودَ عِندَنا أصیلٌ
والماهیَّةَ اعتبارٌ مَحضٌ
دلیلُ مَن خالَفَنا عَلیلٌ

  1. القولُ الأوَّلُ و هو المختارُ: أصالَةُ الوُجود و اعتباریَّةُ الماهِیَّة. این قولِ محققین مشّائین و متألّهین متأخّرین است. در خارج تنها وجود است؛ ماهیت مفهومی است که ذهن از موجودات خارجی انتزاع می‌کند.
  2. القولُ الثّانی: أصالَةُ الماهِیَّة و اعتباریَّةُ الوُجود. این مذهب شیخُ الإشراق شهاب‌الدین سهروردی قدّس سرّه است که دلایلش ضعیف شمرده شده و مورد نقد قرار گرفته است.

جمع‌بندی بخش

در عالم واقع، تنها وجود است که اصالت دارد؛ ماهیت اعتباری محض و سایه‌ای است که از پرتو وجود بر صفحه‌ی ذهن می‌افتد. همه‌ی کرامات و کشف‌ها و عظمت آسمان‌ها و زمین، در حقیقت متعلّق به وجود است نه به ماهیت؛ زیرا ماهیت بدون وجود، هیچ و پوچ است. این همان مبنای حکمت متعالیه و قولِ مختار اکثر متألّهین شیعه است.


با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)