بخش دوازدهم: اثبات مغایرت مفهوم وجود و ماهیت به دو دلیل دیگر – دلیل نخست: وحدت مفهوم وجود در برابر کثرت ماهیات
بخش دوازدهم: اثبات مغایرت مفهوم وجود و ماهیت به دو دلیل دیگر – دلیل نخست: وحدت مفهوم وجود در برابر کثرت ماهیات
بخش دوازدهم: اثبات مغایرت مفهوم وجود و ماهیت به دو دلیل دیگر
در ادامهٔ مباحث پیشین که پایه و اساس آن بر اثبات مغایرت مفهومی میان «وجود» و «ماهیت» استوار بود، در این بخش دو دلیل دیگر بر این مغایرت آورده میشود. نخست باید خلطی را که گاه در ذهن پدید میآید و ناشی از عدم تمیز دقیق میان حمل اولی و حمل شایع صناعی است، برطرف ساخت تا راه بر استدلالهای بعدی هموار گردد.
وقتی میگوییم «الإنسان موجودٌ»، اگر این قضیه را به حمل اولی (حمل قضوی حاکی از خارج) لحاظ کنیم، وجود بر ماهیت عارض میشود و غییر از آن است؛ اما اگر به حمل شایع صناعی (حمل علمی) نظر کنیم، صرفاً به علمِ به انسان در ذهن مینگریم و در این حال وجود ذهنی عین همان ماهیت معلوم است.
تمثیل روشن آن این است که انسان بر کاغذ مینویسد: «زیدٌ قائمٌ»، سپس میپرسند این چیست؟ پاسخ میدهد: «این یک جمله است». در این پاسخ، به جوهر و کاغذ و دیوار نظر نیست؛ صرفاً به «جملهبودن» آن لحاظ شده است. همینگونه در عالم ذهن نیز هنگامی که میگوییم «الإنسان حیوانٌ ناطقٌ»، اگر به موضوع و محمول به عنوان اجزاء قضیه نگاه کنیم، به ظرف علم (نفس) توجه نداریم؛ اما اگر به خود علم نظر افکنیم، وجود آن علم عین ماهیت معلوم است.
دلیل نخست: وحدت مفهوم وجود در برابر کثرت ماهیات
فرض کنید کسی ادعا کند که مفهوم وجود عین مفهوم ماهیت است. در این صورت باید همهٔ ماهیات با یکدیگر متحد شوند و یک ماهیت بیشتر نباشد؛ زیرا مفهوم وجود واحد است و هیچ کثرتی در آن راه ندارد، حال آنکه میبینیم ماهیات متعددند: انسان، فرس، شجر، حجر و غیرها. اگر وجود عین ماهیت باشد، همانگونه که نمیتوان گفت «انسان عین شجر است» (زیرا باطل است)، نمیتوان گفت وجود واحد، عین ماهیات کثیر است.
نتیجهٔ قیاس خلف: چون ماهیات متعددند و مفهوم وجود واحد است، نمیتوان گفت وجود عین ماهیت است؛ پس مفهوم وجود مغایر با مفهوم ماهیت است.
دلیل دوم: برهان تسلسل (جامعترین دلیل بر مغایرت)
این دلیل هم در خارج کار میکند، هم در ذهن؛ هم با فرض اصالت وجود، هم با فرض اصالت ماهیت. فرض کنیم وجود (چه ذهنی و چه خارجی) جزء ماهیت باشد یا به هر نحو غیر عین ماهیت و مركب با آن باشد.
الف) تسلسل در خارج
انسان در خارج = ماهیت انسان + وجود (فرضاً مركب از دو جزء).
جزء اول: وجود → موجود است.
جزء دوم: ماهیت → آیا این ماهیت موجود است یا معدوم؟
اگر معدوم باشد، عدم جزء شیء موجود نمیشود.
اگر موجود باشد، پس باید وجود هم داشته باشد → یعنی دوباره جزء سومی لازم است که وجود باشد → آن هم موجود است → باز جزء چهارمی لازم میشود → تسلسل باطل.
ب) تسلسل در ذهن
در ذهن نیز همینگونه است؛ زیرا وجود ذهنی تابع وجود خارجی است و اگر در خارج مركب باشد، در ذهن نیز مركب خواهد بود.
ج) تسلسل با اصالت وجود
حتی اگر قائل به اصالت وجود شویم و خارج را بسيط و لا بشرط بدانیم، باز اگر فرض کنیم وجود جزء ماهیت است، تسلسل لازم میآید؛ زیرا فرق میان «بشرط لا» و «لا بشرط» صرفاً اعتباری است و یک حقیقت واحد است.
د) تسلسل با اصالت ماهیت
در اصالت ماهیت، جنس و فصل مقدم نفسالامری بر نوعاند؛ یعنی در مقام نفسالامر، اجزاء بر کل مقدماند. پس اگر وجود جزء ماهیت باشد، تسلسل واقعی (نه اعتباری و نه ذهنی) لازم میآید.
اشکال بر عرض بسيط (مثل بیاض)
میگویند: در عرض بسيط که در خارج اجزاء ندارد، چگونه تسلسل راه مییابد؟
پاسخ: وقتی در یک مورد از ماهیات (مثلاً ماهیات مركب) جزئیت وجود به تسلسل باطل شد، در همهٔ ماهیات باطل است؛ زیرا بطلان جزئیت در یک فرد، مساوی با بطلان کلی آن است، همچون نهی از شرب خمر که به نفی جمیع افراد تعلق میگیرد.
نتیجهٔ نهایی برهان تسلسل:
وجود — نه به نحو مفهومی، نه ذهنی، و نه خارجی — نمیتواند جزء ماهیت باشد و نه عین آن؛ پس بالضروره مغایر با ماهیت است.
جمعبندی بخش دوازدهم
دو دلیل ارائهشده — یکی از راه وحدت مفهوم وجود در برابر کثرت ماهیات، و دیگری از راه تسلسل محال — بهصورت قاطع ثابت کرد که مفهوم وجود مغایر با مفهوم ماهیت است. این مغایرت، سنگ بنای تمام مباحث بعدی در حکمت متعالیه است و بدون پذیرش آن، بسیاری از مسائل وجودشناختی فرو میریزد.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!