برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره – بخش هفدهم: اثبات عینیت وجود واجب تعالی با ذات اقدسش و نفی هرگونه عروض و ترکیب

غُرَر الفرائد و نظم الاهی
بازگشت ⮌

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره – بخش هفدهم: اثبات عینیت وجود واجب تعالی با ذات اقدسش و نفی هرگونه عروض و ترکیب

زمان مطالعه: حدود 7 دقیقه





شرح منظومه حکمت الهی – درس هفدهم


برگرفته از درس‌گفتارهای شرح منظومه آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش هفدهم: اثبات عینیت وجود واجب تعالی با ذات اقدسش و نفی هرگونه عروض و ترکیب

مقدمه بخش

حکیم متأله ملاهادی سبزواری رحمه‌الله در این مقام به اثبات یکی از مهم‌ترین اصول توحید نظری می‌پردازد: اینکه وجود واجب تعالی عین ذات اوست و هیچ‌گونه زاید بودن، عروض یا ترکیب در آن راه ندارد، برخلاف جمیع ممکنات که وجودشان عارض بر ذات یا ماهیت آن‌هاست.

اصل موضوع: وجود حق تعالی عین ذات اوست و وجود عارضی نیست، برعکس همه ممکنات و ماهیات که وجودشان از ناحیه حق است و از ذات خودشان نیست.

دلیل نخست: استلزام عروض به معلول بودن و خروج از وجوب

اگر وجود واجب تعالی عین ذات او نباشد، قهراً غیر ذات خواهد بود و عارض بر ذات است، مانند سایر موجودات. هر عارضی محتاج به علت است؛ زیرا «کلّ عرضٍ معلولٌ». هر چه عارض شود، در عروض خود نیازمند دلیل و مقتضی است و مقتضای عروض، معلول بودن است.

اگر گفته شود وجود واجب عارضی است، یعنی معلول است. موجودی که معلول باشد، نیازمند علت است. موجود نیازمند به علت، واجب‌الوجود نیست بلکه ممکن‌الوجود است. بنابراین، فرض عروضی بودن وجود واجب به نفی وجوب او می‌انجامد که محال است.

دلیل دوم: تناقض عروض بدون معروض و دور یا تسلسل

هر عروضی ناچار معروضی دارد؛ زیرا عروض بدون معروض محال است. اگر وجود واجب عارض فرض شود، نیازمند معروض است. اکنون سؤال می‌شود: این عارض (وجود) با معروض (ذات) متحد است یا متفاوت؟

صورت اول: اتحاد عارض و معروض

اگر گفته شود وجود عارض با معروض معیت دارد و در یک رتبه است، لازم می‌آید که متقدم و متأخر با هم متحد شوند، زیرا عارض بالذات متأخر از معروض است و معروض بالذات مقدم بر عارض. اتحاد متقدم و متأخر محال است و به تقدم شیء بر نفسه می‌انجامد.

صورت دوم: تفاوت عارض و معروض

اگر گفته شود متحد نیستند و معروض بر عارض مقدم است، آن‌گاه معروض غیر از عارض است. این معروض یا موجود است یا نیست. اگر موجود باشد، وجودش یا عین ذاتش است (که همان واجب است و بحث تمام) یا باز عارض است. اگر عارض باشد، سؤال تکرار می‌شود و تسلسل لازم می‌آید که باطل است.

مرحوم حاجی فرمود: می‌توان همین دلیل را به بیانی دیگر نیز عنوان کرد: عارض و معروض یا متحدند یا غیر متحد. اگر متحد باشند، همان اشکال تقدم شیء بر نفسه پیش می‌آید. اگر غیر متحد باشند، معروض غیر عارض است. این غیر یا غیر ذات واجب است که در این صورت وجود واجب بر غیر ذاتش عارض شده و واجب به غیر محتاج گشته، یا همان ذات است که باز به اشکال اول بازمی‌گردد.

نتیجهٔ کلیدی: هر ممکنی زوج ترکیبی است، زیرا وجودش عین ذاتش نیست. واجب‌الوجود فرد واحدی است که هیچ‌گونه ترکیب و زایدی در او راه ندارد.

ازلیت و ابدیت ممکنات و تفاوت بنیادین آن با ازلیت واجب تعالی

ممکن است موجودی ازلی یا ابدی باشد، لیکن ازلیت و ابدیت او عین ذاتش نیست، بلکه ربطی و فقری است. مثال روشن:

﴿وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ﴾

«و آنان در بهشت جاودانه‌اند»

خلود مؤمنان در رضوان الهی ابدی است، اما ابدیت آنان به ابدیت حق تعالی است، نه به ابدیت ذاتی خودشان. لذا در ابدیت نیز محتاج واجب‌اند، همان‌گونه که در حیات دنیوی محتاج بودند.

همچنین در روایات معتبر آمده است:

«كُنْتُ نَبِيًّا وَآدَمُ بَيْنَ الْمَاءِ وَالطِّينِ»

یعنی: «من پیامبر بودم در حالی که آدم هنوز میان آب و گل بود.»

این کلام نمی‌گوید محمد بن عبدالله صلی‌الله‌علیه‌وآله ازلی بود، بلکه نور نبوت و مقام رسالت ازلی است، اما شخص تاریخی متأخر است. همین‌گونه است نور واحد نبوت و امامت و ولایت که انوار طیبهٔ خمسه و چهارده معصوم علیهم‌السلام از ازل موجود بوده‌اند، اما این وجود، وجود ربطی و فقری است، نه وجود غنی بالذات.

نکتهٔ اساسی: قدیم بودن یا حادث بودن، ملاک وجوب و غنا نیست. ممکن است موجودی قدیم باشد و همچنان محتاج و فقیر بماند، همان‌گونه که ممکن است کسی یک سال فقیر باشد یا از ازل مفلس باشد. غنا تنها در واجب تعالی است که صفاتش عین ذاتش و فعلیت ازلی و ابدی دارد.

نتیجهٔ تربیتی: معرفت فقر ذاتی و غنای مطلق حق

اگر انسان این معرفت را به‌دست آورد که حتی معصومین علیهم‌السلام با آن همه نورانیت و ازلیت ربطی، در برابر خداوند این‌گونه ناله و تضرع و سجدهٔ طولانی دارند، می‌فهمد که آنان خود را فقیر محض می‌بینند در برابر غنی بالذات.

ما که بسیار پایین‌تریم، اگر ساعتی با خود خلوت کنیم و خود را بخوانیم، به این مقام می‌رسیم که یک لحظه بدون فیض او نمی‌توانیم بود.

توحید حقیقی آن است که انسان به مرحله‌ای برسد که بداند:

﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ﴾

«به‌راستی که پروردگارت در کمین‌گاه است»

و این «باء» در «لَبِالْمِرْصَادِ» همان «کاف» در «رَبَّكَ» است؛ یعنی همهٔ وجود انسان مرصاد حق است و انسان مهمان مطلق ذات احدیّت است.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)