برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره – بخش نوزدهم: برهان نفي عروض وجود بر ماهيت در واجبالوجود
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره – بخش نوزدهم: برهان نفي عروض وجود بر ماهيت در واجبالوجود
برگرفته از درسگفتارهای شرح منظومه آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نوزدهم: برهان نفي عروض وجود بر ماهيت در واجبالوجود
آنچه در منظومه حكيم مؤسس، حاج ملاهادي سبزواري رضواناللهعليه، در صفحه ۲۱، سطر ۱۴ به بعد آمده است، يكي از مهمترين براهين وجوب و ربوبيت است كه به بيان نفي عروض وجود بر ماهيت در واجبالوجود ميپردازد. اين برهان، دليل اول از ادله اثبات أنية صرفة و وجود محض براي ذات احديت است.
متن منظومه و صدر كلام
فرمودهاند:
لكان كالممكنِ في الوجودِ والماهيةِ
يعني اگر وجود واجبالوجود عرضي بر ماهيت باشد، همانند ممكنالوجود خواهد بود كه ماهيتي دارد و وجودي زايد بر آن ماهيت بر آن عارض گشته است.
اصل برهان: هر عرضي، معلول است
قاعده كلي فلسفي اين است كه هر عرضي، معلل است؛ زيرا ذاتي آن چيزي است كه علت نخواهد («ما لا يُعلّل») و عرضي آن چيزي است كه علت ميطلبد («ما يُعلّل»). اين تعريف، مورد اتفاق حكماي مشاء و اشراق و متألهين است.
پس اگر وجود واجبالوجود «عرضي» باشد، قهراً «معلول» خواهد بود و معلول، محتاج به علت است و علت، بالذات متقدم بر معلول است.
صورت اول: علت وجود، همان معروض (ماهيت) باشد
اگر گفته شود علت اين وجود عارض، همان ماهيتِ معروض است، يعني ماهيت علت وجود است، آنگاه ماهيت متقدم بالذات بر وجود خواهد بود و وجود متأخر از ماهيت.
ولي در واجبالوجود، اگر ماهيت و وجود دو امر متغاير فرض شوند، تركيب و امكان لازم ميآيد، پس بايد عين هم باشند. وقتي عين هم باشند، چيزي (وجود) بر خودش (ماهيت) متقدم ميشود، يعني:
و اين محال عقلي است؛ زيرا شيء واحد نميتواند در آن واحد هم مقدم باشد و هم مؤخر.
صورت دوم: وجود عارض با معروض متحد نباشد
اگر گفته شود وجود عارض با معروض (ماهيت) متحد نيست، بلكه غير است، آنگاه دو احتمال پديد ميآيد:
احتمال اول: معروض نيز وجودش عارضي باشد
در اين صورت، سؤال از علت وجود معروض نيز مطرح ميشود. يا آن وجود دوم نيز متحد با معروض است (كه برميگرديم به محال اول) يا غير است، و اين سير ادامه مييابد و تسلسل در سلسله وجودات عارضه لازم ميآيد.
احتمال دوم: علت وجود، چيز سومي غير معروض باشد
اگر علت وجود، غير معروض باشد، آن غير يا ممكن است و يا واجب:
- اگر ممكن باشد → دور لازم آيد؛ زيرا آن ممكن نيز محتاج علت است و سرانجام بايد به يكي از دو امر سابق برگردد، و دور باطل است (مفسدة الدور: تقدم الشيء علي نفسه).
- اگر واجب ديگري باشد → تسلسل در واجبها لازم ميآيد، و اين نيز باطل است.
جمعبندی برهان
بنابراين، همه فروض به بنبست ميرسد مگر يك فرض: اينكه وجود واجبالوجود عارض بر ماهيت نباشد، بلكه وجودش عين ذاتش باشد، نه زايد، نه عارض، نه معلول، نه محتاج به غير. اين همان «أنية صرفة» و «صراحة الوجود» است.
نكته عرفاني و حكمي پاياني
غرض از اين براهين، صرف جدال لفظي نيست؛ بلكه معرفت به اين حقيقت است كه در حريم واجبالوجود، هيچ «غير» راه ندارد: نه غير در وجود، نه غير در عليت، نه غير در حاكميت.
وقتي اين معرفت عميق شود، ديگر در دل انسان حاكميت غير خدا راه نمييابد. اين است معني حقيقي «لا يمكن الفرار من حكومتك» كه اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود.
و اين است معني «عينية الوجود للذات» كه از خواص اختصاصي واجبالوجود است؛ وجودش تامّ و تمام و فوق تمام است، و حقانيت همه موجودات از فيض ذات اوست.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!